آرژانتین و روانشناسی

در بخش چهارم و پایانی این گفتگو، به تاثیر فرهنگ بر تعداد روانشناسان و محبوبیت این رشته در آرژانتین می پردازیم. بخش اول، بخش دوم و بخش سوم این مصاحبه را نیز ببینید.

گفتگو کننده: زهرا عرب

تخمین زمان مطالعه: ۸ دقیقه


د‌ر آرژانتین فرهنگی وجود دارد که برای خدمات روانشناختی ارزش قائل است. تعداد روانشناس به ازای جمعیت به مقداری است  که مقام اول را در سطح دنیا دارد. پاپ در واتیکان آرژانتینی است، رئیس جمهور آرژانتین و پاپ هر دو ادعا داشتند که روانکاوی شده‌اند و این اطلاعات را در معرض عموم قرار دادند.


محدودیت‌های کار حرفه‌ای در حوزه روانشناسی در آرژانتین چگونه است؟

روانشناس بالینی که فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی از دانشگاه‌های آرژانتین است، بدون محدودیت‌های قانونی، پس از گذراندن کارآموزی در بیمارستان، کار درمانی انجام می‌دهد. اگرچه از نظر قانونی برای یک روانشناس بالینی در سطح کارشناسی، محدودیتی وجود ندارد، در صورتی که بخواهد آزادانه در هر رشته تخصصی روانشناسی کار کند، از نظر عملی محدودیت‌های بسیاری برای او وجود خواهد داشت.

 این موضوع بر می‌گردد به اینکه در آرژانتین، ورود به دانشگاه چه در سطح کارشناسی و چه سطوح ارشد و دکتری، تقریباً به جز موارد خاصی، بدون کنکور است. در مواردی که برای زمینه تحصیلی ضروری است، مصاحبه‌ای انجام می‌شود. اما در سطح ورود به دانشگاه به جز موارد محدودی در برخی دانشگاه‌های دولتی، رقابت مانع ورود دانشجو نمی‌شود.

 البته به این معنا نیست که همه کسانی که وارد دانشگاه شدند فارغ‌التحصیل می‌شوند، بلکه این سبب شده تعداد کسانی که در رشته‌های روان‌شناسی در سطح کارشناسی، ارشد و دکتری وارد رشته می‌شوند ولی درسشان را تمام نمی‌کنند، افزایش یابد. به عبارت دیگر، فشاری که بر دانشجو وارد می‌شود، بیشتر در مسیر تحصیل است تا در زمان ورود. در برخی موارد حتی در مسیر تحصیل هم نیست و بیشتر در زمان کار کردن است، یعنی در بسیاری از موارد، ورود به حیطه کار، نیاز به کنکور دارد.

 برای مثال، برای کار در بیمارستان نیاز به کنکور است. بیمارستان این استقلال را دارد که برای ورودی افرادی که بخواهند در حوزه روان‌شناسی بالینی کار کنند، کنکور بگذارد ولی در طول سیستم آموزشی این مسئله موضوعیت ندارد. در کشور آرژانتین به دلیل برخی مسائل سیاسی- اجتماعی تشویق به تحصیل بسیار مهم است ولی علیرغم اینکه ورود به رشته روان‌شناسی، ساده و پایان دادن به آن سخت است، تعداد روانشناس به ازای جمعیت بسیار است؛ بطوری که مقام اول را در سطح دنیا دارد، خصوصاً در شهر بوئنوس آیرس تعداد روانشناس‌ها و نیز تعداد روانکاوها بسیار است. تقریباً در انجمن بین‌المللی روانکاوی از هر پنج روانکاو در دنیا یک روانکاو آرژانتینی است که این خود آمار فابل توجهی است.

با توجه به تعداد قابل توجه روانشناس و روانکاو در آرژانتین، این رشته از لحاظ شغلی چه وضعیتی دارد؟

فرهنگ درمانی در آرژانتین سبب شده زمینه کاری برای روانشناسان در سطوح مختلف کارشناسی، ارشد و دکتری فراهم بوده و با وجود میزان بالای رقابت، بیکاری وجود نداشته باشد. نوآوری و تقاضا برای کار از طرف جامعه به اندازه‌ای زیاد است که این موضوع جنبه فرهنگی پیدا کرده است و سبب شده با وجود درصد قابل توجه روانشناسان، بازار کار در این زمینه موفقیت‌آمیز باشد.

آرژانتین کشوری است که از نظر فرهنگی بسیار تأثیرگذار است. پاپ در واتیکان آرژانتینی است، رئیس جمهور آرژانتین و پاپ هر دو ادعا داشتند که روانکاوی شده‌اند و این در حالی است که این اطلاعات در معرض عموم قرار داده شده است. مردم عادی می‌دانند روانکاوی چیست و مدت درمان چه میزان طول می‌کشد. یعنی این فرهنگ، درونی شده و تأثیر بسیاری در گرایش مردم به درمان روانشناختی داشته است. این تفاوت‌ها دربرگیرنده مسائل مهم حرفه‌ای و تحصیلی در روانشناسی معاصر است.

آرژانتین و روانکاوی
آرژانتین و روانکاوی

بنابراین طبق فرمایش شما، فرهنگ در آرژانتین نقش مهمی را در حوزه روان‌شناسی بازی می‌کند.

بله. به عنوان نمونه در دانشکده روان‌شناسی دانشگاه بوئنوس آیرس، رشته موسیقی درمانی در مقطع کارشناسی چند سال قبل تأسیس شده درحالیکه تأسیس آن در دانشگاه‌های دیگر به نزدیک بیست سال و شاید بیشتر می‌رسد. این رشته تاریخچه‌ای مرتبط با روانکاوی در آرژانتین دارد.

در حال حاضر موسیقی درمانگر یکی از اعضای کادر درمانی در بیمارستانها برای بیمارانی است که بستری می‌شوند. یکی از دلایلی که می‌تواند مهم باشد، دلایل فرهنگی در ارتباط با موسیقی درمانی است. چون این رشته نیازمند قابلیت‌هایی است که درصد بسیاری از روانشناسان آن را ندارند. بنابراین، درصد محدودی از روانشناسان هم علاقه و هم قابلیت کار کردن با موسیقی را دارند؛ بطوری که هم مطالعاتشان در زمینه موسیقی باشد و هم تسلط به نواختن یک ساز و آشنایی با موسیقی داشته باشند که این متفاوت از تحصیلات مدرسه یا دانشگاه در حد کارشناسی است. بدین ترتیب، به دلیل زمینه‌های فرهنگی مرتبط در آرژانتین، این حوزه گسترش یافته است که در صورت وجود محدودیت در مدارس یا جامعه در زمینه آموزش موسیقی، امکان رشد حوزه موسیقی درمانی وجود نداشت.

شما از تأثیری که پزشکی و روان‌پزشکی بر روان‌شناسی داشته صحبت کردید، آیا در حال حاضر نیز شاهد چنین تأثیری هستیم؟

بله به عنوان مثال می‌توان به علوم اعصاب اشاره کرد که متفاوت از روانشناسی است. در این زمینه شاید بر خلاف تصوری که در دیگر نقاط جهان درباره ارتباط این رشته با پزشکی وجود دارد یا آن را زیر شاخه خاصی از روان شناسی می‌دانند، در آرژانتین، رشته‌هایی در مقطع کارشناسی ارشد، تأسیس شده که طول دوره آن‌ها از لحاظ نظری و بالینی طولانی بوده و در آنها امکان آشنایی روانشناسان با نوروساینس در حد سلولی مولکولی به عنوان یک رشته تخصصی وجود داشته است و این امر منجر به ایجاد امکانات بین رشته‌ای روان‌شناسی و پزشکی و رشته‌های دیگر شده است.

همچنین امکان تحصیل روانشناسان در رشته‌های نوروسایکو فارماکولوژی و جنبه‌های دارویی نوروساینس و نیز نوروسایکو ایمونواندوکرینولوژی که ترکیبی از ایمونولوژی و اندوکرینولوژی و ساختار عصبی مطالعه در این سیستم‌ها است و به عنوان رشته‌های تخصصی در زمینه نوروساینس زیست شناختی محسوب می‌شوند وجود دارد؛ هم در زمینه‌های تحقیقاتی و هم در زمینه‌های بالینی که این موضوع با تأثیر پزشکان و روان‌پزشکان در آموزش روان‌شناسی در تاریخ روان شناسی، مرتبط است.

وضعیت سیستم نظارتی در رشته روانشناسی چگونه است؟ اگر برای مراجعان مشکلی پیش بیاید چه سیستم نظارتی وجود دارد؟ سازمانی برای گرفتن پروانه کار و نظارت بر کار روانشناسان در کشور آرژانتین وجود دارد؟

کالج روانشناسان این مسئولیت را به عهده دارد. سیستم کاری در آرژانتین شامل بخش فدرال و غیر فدرال است و بخشی از مسائل، محدود به خود استان است. در مورد خود روان‌شناسی نیز یک سیستم و نظام روان‌شناسی وجود دارد که این نظارت را برعهده دارد.

در مورد رشته‌های تخصصی‌تر یا متفاوت‌تر با روان‌شناسی بالینی نیز این نظارت وجود دارد ولی نه به طور نظام‌مند. برای مثال، انجمن درمان سیستماتیک در آرژانتین معمولاً امور مربوط به خانواده درمانی و زوج درمانی را به طور نظام‌مند، تحت نظارت دارد اما نه در حد یک نظام کاری.

رشته‌های دیگری مثل موسیقی درمانی نیز بدین گونه‌اند. یعنی مسیرهای متفاوتی وجود دارند که تحت نظارت این سیستم نیستند. به عبارتی امکان دارد کسی از مسیر غیرروان‌شناسی مثل پزشکی وارد این حوزه شود و در نتیجه، با توجه به اینکه هم پزشک و هم روانشناس در سطح کارشناسی، امکان کار بالینی دارند، در نتیجه مسئله نظارت محدود می‌شود.

مشکلی که ایجاد می‌شود مربوط به رشته‌های تخصصی است که آموزش‌شان محدود به آموزش دانشگاهی نیست و نیاز به آموزش حرفه‌ای جدا از دانشگاه دارند مثل روانکاوی. کسانی که رشته‌های بالینی را در دانشگاه تحصیل کرده و سوپرویژن می‌شوند، این امر جزء برنامه‌ی بالینی آن‌هاست ولی درمان شدن جزء برنامه کاری شان نیست.

اگرچه دانشگاه‌های آرژانتین، واجد کارشناسی ارشد روانکاوی یا رشته بالینی روانکاوی اطفال‌اند، جامعه بر این امر آگاه است که فارغ‌التحصیل این رشته‌ها به تنهایی قابلیت کار کردن ندارد و باید از مسیری غیردانشگاهی بر توانایی‌های خود بیفزاید؛ به عبارتی خودش نیاز به درمان شخصی دارد. معمولاً به همین دلیل کسانی که در این رشته‌های دانشگاهی تحصیل می‌کنند، افرادی‌اند که یا به طور خصوصی درمان شده یا روانکاوانی اند که در این رشته تحصیل می‌کنند تا علاوه بر کارشان، مدرک دانشگاهی داشته باشند.

به نظر شما آیا این امر نهایتاً منجر به ناهماهنگی در نظام نظارتی نمی‌شود؟

درست است. این مسئله‌ای است که در زمینه نظارت، مقداری ناهماهنگی ایجاد می‌کند. با این حال، آنچه در نظارت کار بالینی بیشترین وزن را دارد، خود نظام روان‌شناسی است. زیرا روانشناس بالینی در حد کارشناسی، قابلیت انجام امور درمانی از نظر قانونی را دارد. اما اینکه در سطح حرفه‌ای به او کار داده شود یا از او تجربه و تحصیلات بیشتری خواسته شود، موضوع دیگری است.

 به هر حال با توجه به اینکه در آرژانتین، از نظر قانونی، روانشناس بالینی در حد کارشناسی امکان انجام امور درمانی را دارد، مسئولیتش با همان نظام روان‌شناسی است. البته اگر پزشک یا روان پزشک باشد از سیستم دیگری نظارت می‌شود. به عبارت بهتر در آرژانتین، برای مقاطع ارشد، سیستم نظارتی وجود ندارد، زیرا تصور می‌شود کسانی که در مقطع ارشد یا دکتری تحصیل کرده‌اند، اگر رشته شان بالینی هم باشد، پس از گذر از مقطع کارشناسی به این مرحله آمده‌اند و نه یکباره.

 این از جمله دلایلی است که اجازه کار به فردی که دارای کارشناسی‌ارشد یا دکتری روان شناسی بالینی یا رشته‌های وابسته است ولی کارشناسی او بالینی نیست، داده نمی‌شود. به عنوان مثال اگر فردی کارشناسی اقتصاد یا فلسفه یا مهندسی داشته و کارشناسی ارشد و دکتری خود را در رشته روان شناسی بالینی گرفته باشد، اجازه کار بالینی به او داده نمی‌شود.

پایان


بردار به تازگی در حال انجام پروژه ای با عنوان آسیب شناسی رشته و حرفه روانشناسی و مشاوره در ایران است که می‌توانید اینجا پیگیری کنید.

1+

3 ديدگاه

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

2 × 1 =