توانمندسازی دانشجویان

 توجه به آموزش مهارت‌های برگرفته از علوم رفتاری و اجتماعی به دانشجویان علوم پزشکی و پیراپزشکی موجب شکل‌گیری تفکر انتقادی و مهارت حل مسئله و ارتباط سازندۀ این دانشجویان  و درک عمیق آن‌ها از بیمار و پاسخ به نیازهای انسانی می‌شود.

نویسنده: راضیه رایان‌پور

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


مهمترین حوزه‌های علوم رفتاری و اجتماعی که برای آموزش دانشجویان علوم پزشکی مفید و لازم به نظر می‌رسد، شامل مهار‌ت‌های ارتباطی موثر در حرفۀ پزشکی، اخلاق پزشکی و اخلاق اجتماعی، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، انسان‌شناس پزشکی، زبان و ارتباطات است.


اهمیت آموزش علوم رفتاری و اجتماعی به عنوان مؤلفۀ جدایی‌ناپذیر از برنامۀ آموزشی دانشجویان دانشگاه‌های علوم پزشکی و پیراپزشکی، مورد توجه بسیاری از صاحب‌نظران قرار گرفته است. در بیان اهمیت این امر  از طرفی باید به نقش موثر و انکارناپذیر عوامل رفتاری، اجتماعی و فرهنگی در بیماری، سلامت و مرگ اشاره کرد. برای مثال، امروزه دیگر بیان یک الگوی ساده برای علت یک بیماری کافی نبوده و دانشجوی علوم پزشکی و پیراپزشکی باید نقش سایر عوامل را نیز مورد توجه قرار دهد. همچنین شناخت عوامل رفتاری، اجتماعی و فرهنگی تاثیرگذار بر پیشگیری و درمان بیماری و نیز بر انتظارات و پاسخ‌های بیمار به درمان، نحوۀ آشنایی با نقش بیمار و خانواده در چگونگی مدیریت بیماری و فرآیند درمان و درک علت رفتارهای بیمار و همراهان او در زمان بیماری از موارد مهمی است که می‌‌توان مهارت درک و حل آن را در پرتوی آموزه‌های علوم رفتاری و اجتماعی، در دانشجویان ایجاد کرد.

از طرف دیگر آموزش مهارت‌های برگرفته از علوم اجتماعی و رفتاری به دانشجویان پزشکی و پیراپزشکی، آن‌ها را به ابزارهای کارآمدی مجهز می‌کند که در شرایطِ حساس و ویژۀ محیط‌های کاری و بیمارستانی می‌توانند به بهترین نحو از عهدۀ قضاوت وتصمیم‌گیری، برقراری ارتباطات سازنده با بیماران با پیش‌زمینۀ اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی متفاوت، توانایی حل مسئله و مدیرت صحیح شرایط و منابع برآیند.

به طور کلی مهمترین حوزه‌های علوم رفتاری و اجتماعی که برای آموزش دانشجویان علوم پزشکی مفید و لازم به نظر می‌رسد، شامل مهار‌ت‌های ارتباطی موثر در حرفۀ پزشکی، اخلاق پزشکی و اخلاق اجتماعی، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، انسان‌شناس پزشکی، زبان و ارتباطات است.

در راستای اهمیت دستیابی دانشجویان پزشکی و پیراپزشکی به مهارت‌های برگرفته از حوزه‌های علوم رفتاری و اجتماعی در خلال آموزش پزشکی و کسب هویت حرفه‌ای، پژوهش‌های بسیاری به صورت علمی به مطالعۀ کیفیت و ضرورت دستیابی به مهارت‌هایی از این دست در میان دانشجویان دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور اقدام نموده که در ادامه به شماری از این مطالعات پرداخته شده است:

در پی افزایش و ضرورت یادگیری حجم انبوهی از مطالب آموزشی، دانشجویان از تفکر انتقادی در مورد اطلاعات دریافتی غافل شده و علاوه بر این، روش آموزش سنتی در دانشگاه‌ها مخلوطی از اطلاعات و مفاهیم را به دانشجو انتقال داده، اما آنان را در تجزیه و تحلیل و اولویت‌بندی که لازمۀ تفکر انتقادی است، رها می‌کند. این در حالی است که تفكر نقادانه که به عنوان يك عامل مهم براي به دست آوردن نتايج تحصيلي مطلوب و همچنين عملكرد مناسب درهر  حرفه‌ای محسوب می‌شود، قادر است به افزایش مهارت‌های تشخیصی، قضاوت درست در موقعيت‌هاي خطير بالینی و تصميم‌گيري براي حفظ حيات در مشكلات پيچيده و تفكر در مواقع بحراني منجر شود. همچنین انعطاف‌پذيري تفكر انتقادي به فرد اجازه مي‌دهد كه تئوري‌هاي مورداستفاده، شواهد موجود، معيارها يا استانداردهاي شرح داده شده را به طور منطقي و به روش استدلالي مورد قضاوت قرار دهد. در این راستا چندین پژوهش به مطالعۀ مهارت تفکر نقادانه در میان دانشجویان علوم پزشکی و پیراپزشکی در دانشگاه‌های کشور پرداخته‌اند که از جملۀ آن‌ها می‌توان به پژوهش‌هایی اشاره کرد که دانشجویان دانشگاه‌های علوم پزشكي شهيد بهشتی و تهران (در سال۱۳۹۴)، قم (۱۳۹۴)، شاهد (۱۳۹۲)، مازندران (۱۳۹۰)، اصفهان(۱۳۸۷) و سمنان (۱۳۸۰) را مورد مطالعه قرار داده‌اند. نتایج این مطالعات نشان داد که تفکر انتقادی در تمامی دانشجویان مورد مطالعه ضعیف بوده و این حاکی از آن است که برنامه‌های معمول آموزش بالینی دانشجویان پزشکی و پیراپزشکی در طی سال‌های تحصیلی نمی‌تواند مهارت تفکر انتقادی دانشجویان را بهبود بخشد و نیازی گسترده به بازنگری در منابع و روش‌های آموزشی با استفاده از آموزه‌های علوم انسانی احساس می‌شود.

تصمیم‌گیری و حل مسئله، مهم‌ترین و در عین حال پر مخاطره‌ترین جزء حرفه‌های پزشکی و پیراپزشکی و به طور کلی نظام مراقبت و درمان است؛ چراکه افراد مشغول در این حرفه‌ها به اقتضای نقش حرفه‌ای خود روزانه می‌بایست تصمیم‌های بسیاری که مستقیما به درمان و ادامۀ حیات بیمار مربوط است، اتخاذ کنند و تصمیم‌گیری بالینی در این شرایط فرآیندی پیچیده و مهم است. بنابراین آموزش استراتژ‌ هاي مفید براي ایجاد مهارت‌های لازم در این افراد دارای ضرورت و اهمیت است. در این راستا به پژوهشی اشاره می‌شود که به مطالعۀ تاثیر آموزش مهارت حل مسئله بر تصمیم‌گیري دانشجویانِ فوریت‌هاي پزشکیِ دانشکدۀ پزشکی بروجن در سال ۱۳۹۲، پرداخته است. نتایج این مطالعه نشان داد که در ابتدای پژوهش، مهارت تصمیم‌گیري در دانشجویان فوریت‌هاي پزشکی نمرۀ پایینی دارد؛ اما پس از آموزش مهارت‌های حل مسئله، مهارت تصمیم‌گیری در این افراد ارتقاء پیدا کرده است. با توجه به حساسیت شغلی و اهمیت قدرت تصمیم‌گیري و توانایی حل مسئله در این افراد، آموزش‌های برگرفته از علوم شناختی در کنار آموزش‌های تخصصی پزشکی و پیراپزشکی مطلوب و ضروری است.

مهارت‌های ارتباطی کارآمد، دارای اهمیت بسیار و از موارد قضاوت در خصوص صلاحیت و توانایی شاغلین بخش بهداشت و درمان است. در همین راستا، رابطۀ میان پزشکان و درمانگران با بیمار قلب، درمان و محور تمامی ارتباطات بالینی است و اهمیت آن تا جایی است که یک ارتباط اصلاح شده و بهبود یافته به درک بهتر پزشکان و درمانگران از مسائل و مشکلات جسمی و روحی بیمار منجر شده و موجب تشخیص صحیح، انتخاب و ارائۀ گزينۀ درماني مناسب و كارآمد كه پذیرش، رضایت و اعتماد بیمار را در پی داشته باشد، می‌شود. لذا موفقيت پزشكان و درمانگران نه فقط به دانش و مهارت‌هاي باليني آن‌ها، بلكه به ماهيت رابطۀ اجتماعي بين آن‌ها و بیماران بستگی دارد. بر اساس مطالعات صورت گرفتۀ داخلی و خارجی، پزشکان و درمانگران در زمینۀ مهارت‌های ارتباطی کمبود آموزش دارند. لزوم آموزش چنین مهارت‌هایی به تایید نخبگان آموزش پزشکی نیز رسیده است. برای مثال، مطالعات صورت گرفته در خصوص مهارت‌های ارتباطی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کردستان در سال ۱۳۹۴ و دانشجویان توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال ۱۳۹۱، نشان می‌دهند که سطح توانمندی این دانشجویان در زمینۀ مهارت‌های ارتباطی، مطلوب و رضایت‌بخش نبوده و نیاز به آموزش این مهارت‌ها احساس شده است. بنابراین آموزش مهارت‌های ارتباطي برگرفته از علوم رفتاری و اجتماعی  در كنار فن و دانش پزشكي و پیراپزشکی و ايجاد پيوندهاي مناسب در زمينۀ پژوهش و آموزش ميان دانشكده‌هاي علوم انساني و علوم پزشكي مطلوب و ضروری است.

در نتیجۀ لزوم توجه به آموزش مهارت‌های برگرفته از علوم رفتاری و اجتماعی به دانشجویان علوم پزشکی و پیراپزشکی که نهایتا موجب شکل‌گیری تفکر انتقادی و مهارت حل مسئله و ارتباط سازندۀ این دانشجویان  و درک عمیق آن‌ها از بیمار و پاسخ به نیازهای انسانی او می‌شود، می‌توان توجه صاحب‌نظران حوزۀ فرهنگی را به این مهم جلب نموده و اهمیت ایجاد فرصتی برای آموختن چنین مهارت‌های رفتاری و اجتماعی در خلال آموزش‌های بالینی و پزشکی را به آن‌ها یادآور شد.

منبع: فراهنگ

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

یک + 4 =