مطالعه‌ای را می‌توان بدیع تلقی کرد که حداقل در یکی از این زمینه‌ها نوآوری داشته باشد: موضوع، روش، داده یا تحلیل.

نویسنده: پاتریک وایت

زمان تخمین مطالعه:‌ ۶ دقیقه


گفته می شود مطالعه‌ای را می‌توان بدیع تلقی کرد که حداقل در یکی از این زمینه‌ها نوآوری داشته باشد: موضوع، روش، داده یا تحلیل. بدیهی است اگر مطالعه‌ای موضوع خاصی را مورد بررسی قرار دهد که قبلاً درباره آن تحقیق نشده باشد، تنها به خاطر همین یک حُسن، بدیع محسوب می‌شود. همچنین اگر در حوزه‌ای که پیش‌تر خیلی خوب کاویده شده است، سؤالات جدیدی مطرح شود، پژوهش بدیع شناخته می‌شود. علاوه بر این، اگر یک طرح تحقیق نوآورانه یا روش جدید گردآوری یا تحلیل داده [توسط محققی] به کار گرفته شود، صرف نظر از اینکه موضوع بررسی یا سؤالات چه باشد، آن پژوهش را نیز می‌توان بدیع به حساب آورد؛ البته به اعتقاد برخی اندیشمندان، هر تحقیقی با داده‌های «جدید» هم یک کار بدیع به شمار می‌رود.


قبل از ورود به بحث نفوذ (آرای متفکران پیشین) و بدیع بودن، باید به این نکته اشاره کرد که برخی تحقیقات اصلاً لازم نیست بدیع باشند. اکثر پایان‌نامه‌های دورۀ کارشناسی، بیشتر برای محک زدن صلاحیت دانشجویان در پژوهشگری است تا فرصتی برای افزودن یافته‌ای جدید به اندوختۀ دانش بشر. دانشجویان کارشناسی نباید خیلی نگران این باشند که تحقیق‌شان چقدر بدیع است یا چه حفره‌ای را در ادبیات موجود پر می‌کند. دغدغۀ اصلی‌شان باید صورت‌بندی سؤالات پژوهش و انتخاب یک طرح تحقیق مناسب باشد، به طوری که با زمان محدود و منابعی که در اختیار دارند، قادر به اجرای آن باشند. به همین دلیل اگر بخواهند می‌توانند ادامه این قسمت را نخوانند و وارد قسمت بعدی کتاب شوند.

اما از دانشجویان کارشناسی ارشد احتمالا این انتظار وجود دارد که رگه‌هایی از بدیع‌بودن در پژوهش‌شان به چشم بخورد. اینکه پایان‌نامه‌های ارشد چقدر باید بدیع باشند [از رشته‌ای به رشته‌ای] متغیر است، اما در مورد رسالۀ دکتری معمولاً این یک اصل پذیرفته شده است که حتما باید از جهاتی بدیع باشد. هرچند «بدیع بودن» یک اصطلاحِ پروبلماتیک در رابطه با تحقیقات اجتماعی است. معلوم نیست که هیچ مطالعه‌ای کاملاً بدیع باشد، به معنای عام کلمه، یا این که حتی مطالعات تکراری [کاملاً] غیربدیع باشند. برخی صاحب‌نظران معتقدند بدیع‌بودن در زمینۀ تحقیق علمی معنایی متفاوت با کاربرد رایج این کلمه دارد، اگرچه کم و کیف واقعی این تفاوت غیرشفاف است. به رغم این مشکلات، طبق روال از دانشجویان خواسته می‌شود اطمینان حاصل کنند که پژوهش‌شان به نوعی بدیع باشد، غالباً به خاطر مقرراتی که در آیین‌نامه‌های تحصیلات تکمیلی آمده است.

 گفته می شود مطالعه‌ای را می‌توان بدیع تلقی کرد که حداقل در یکی از این زمینه‌ها نوآوری داشته باشد: موضوع، روش، داده یا تحلیل. بدیهی است اگر مطالعه‌ای موضوع خاصی را مورد بررسی قرار دهد که قبلاً درباره آن تحقیق نشده باشد، تنها به خاطر همین یک حُسن، بدیع محسوب می‌شود. همچنین اگر در حوزه‌ای که پیش‌تر خیلی خوب کاویده شده است، سؤالات جدیدی مطرح شود، پژوهش بدیع شناخته می‌شود. علاوه بر این، اگر یک طرح تحقیق نوآورانه یا روش جدید گردآوری یا تحلیل داده [توسط محققی] به کار گرفته شود، صرف نظر از اینکه موضوع بررسی یا سؤالات چه باشد، آن پژوهش را نیز می‌توان بدیع به حساب آورد؛ البته به اعتقاد برخی اندیشمندان، هر تحقیقی با داده‌های «جدید» هم یک کار بدیع به شمار می‌رود.

آخرین معیار، غیرمستقیم اشاره به این دارد که چرا آرمانِ بدیع بودن تا حدی یک هدف پوشالی در تحقیقات اجتماعی تلقی می‌شود، زیرا اکثر پژوهش‌ها شامل داده‌هایی‌اند که می‌توان آن‌ها را «جدید» تلقی کرد. اگرچه می‌توانیم استثنائاتی قائل شویم ولی تقریباً همه داده‌هایی که در کار میدانی یا محیط‌های آزمایشگاهی گردآوری می‌شوند، جدیدند؛ به این معنا که قبلاٌ جمع‌آوری نشده‌اند و بنابراین یک مطالعه را تا حدودی بدیع می‌سازند. حتی داده‌هایی را که به عنوان بخشی از یک تحقیق تکراری گردآوری می‌شوند، می‌توان جدید در نظر گرفت؛ چرا که به پاسخگویانی متفاوت در زمینه و زمانی متفاوت برمی‌گردند. در حقیقت، این بحث مطرح است که مفهوم بنیادی تکرار حتی در علوم طبیعی پروبلماتیک است.

تنها داده‌ای که این معیار را تأمین نمی‌کند، چیزی است که در سنت روش‌شناسی اصطلاحاً به آن داده‌های ثانویه می‌گویند (منظور داده‌هایی است که قبلاً توسط دیگر محققان با اهدافی متفاوت جمع‌آوری شده است). با این حال در اکثر رشته‌های علوم اجتماعی (شاید غیر از اقتصاد) فقط اقلیت کوچکی از مطالعات منحصراً مبتنی بر داده‌های ثانویه انجام می‌گیرند و [البته] در مورد مجموعه داده‌های یکسان به ندرت تحلیل‌های یکسانی صورت می‌گیرد. گستره و فراهمیِ این داده‌ها حاکی از آن است که برای ارائۀ تحلیل‌های بدیع تقریباً فرصت‌های بی حد و حصری وجود دارد.

به دلیل این مسائل، برای دانشجویان کارشناسی ارشد کار خیلی مفیدی نیست که زمان بسیار زیادی را صرف این دغدغه کنند که مطالعه‌شان چقدر بدیع خواهد بود. در هر صورت، این اطمینان‌بخشیِ دوباره معنایش این نیست که هرچه بیشتر از خود راضی باشید یا اینکه نمی‌خواهم شما را به سوی تخیل علمی و رویکرد نوآورانه به تحقیق تشویق کنم. قطعاً این طور است که پژوهش‌های بسیار زیادی متکی به رویکردهای همانندند و تمام حوزه‌های تحقیق به راحتی امکان دارد [از فرط تکرار] در شیارهای ایجاد شده گیر بیفتند و دچار رکود شوند، هم از حیث نوع سؤالات و هم از جهت طرح تحقیق‌هایی که به شکل روتین استفاده می‌شوند. محققان همیشه باید نوآوری را سرلوحۀ کار خود قرار دهند اما مهم‌ترین چیزی که همواره باید مد نظر داشته باشند، «داده‌ای» است که برای پرداختن به یک سؤال خاص مورد نیاز است. نوآوری به خاطر نوآوری چیزی نیست که در پژوهش اجتماعی ضرورتاً مطلوب باشد.

به دلیل وجود مسائلی از این دست، بهترین توصیه به محققان تازه‌کار این است که در این زمینه از استاد راهنما یا یک همکار مجرب‌تر، راهنمایی تخصصی بگیرند؛ البته این راه‌حل هم اشکالات خاص خودش را دارد، زیرا آن‌هایی که سابقۀ خیلی طولانی در یک حوزه دارند از همه بیشتر مستعد این هستند که توسط عرف‌های آن حوزه مقید شده باشند. گوش‌کردن به مشورت دیگران می‌تواند خیلی ارزشمند باشد اما محققان وقتی دارند دربارۀ سمت و سوی پژوهش‌شان تصمیم‌گیری می‌کنند، در نهایت باید به رأی و قضاوت خودشان تکیه کنند.


نکات کلیدی

– دانشجویان کارشناسی لازم نیست نگران این باشند که تحقیق‌شان چقدر بدیع است. آن‌ها بهتر است روی این متمرکز شوند که شایستگی‌شان را در امر پژوهش اثبات کنند.  

– بدیع بودن می‌تواند شکل‌های مختلفی داشته باشد از جمله نوآوری در روش‌های گردآوری داده و تحلیل و نیز طرح سؤالات نو. 

– به سختی می‌توان مطالعه‌ای را تصور کرد که کاملاً «غیربدیع» باشد، بنابراین حتی دانشجویان دکتری نباید بیش از اندازه دل‌مشغول این معیار باشند.


Source: White, Patrick. 2009. Developing Research Questions: A Guide for Social Scientists. Palgrave Macmillan

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

19 − پنج =