شروین مقیمی در نشست «تاملی در موضوعیت مناقشۀ نظری-کاربردی میان اصحاب علوم سیاسی در ایران» پاسخ داد:

آیا علم سیاست در ایران کاربردی است؟

اگر بخواهیم دربارۀ کاربردی بودن علوم سیاسی بحث کنیم، هیچ راهی نداریم جز اینکه به این مسئله فلسفی نگاه کنیم، فلسفی به معنای نظری. قدما نمی‌گفتند برای این که مسائل اجتماعی را حل کنیم، باید تامل فلسفی کنیم. آنها می‌گفتند اصلا قاموس طبیعت همین شکلی هست که می‌بینیم. و دنبال تغییر آن نبودند. اتفاقا متجددان هستند که معتقدند با نظر می‌شود عمل را کنترل کرد. اگر بخواهیم علوم سیاسی کاربردی شود، باید عمل را تابع نظر کنیم.

 

نشست «تاملی در موضوعیت مناقشۀ نظری-کاربردی میان اصحاب علوم سیاسی در ایران با التفات به حوزۀ اندیشۀ سیاسی» یکشنبه، هفتم شهریور ماه، در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. سخنران این نشست، شروین مقیمی زنجانی، استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بود.

به گزارش بردار؛ شروین مقیمی، سخنرانی خود را بر محور پاسخ به این سوال ارائه داد که «آیا علوم سیاسی، کاربردی نیست؟» به زعم مقیمی اینکه «علوم سیاسی، کاربردی نیست» تلقی شایع اما نادرستی است. وی استدلال این مدعا را در سه بخش توضیح داد.

علم سیاست مدرن، چیزی جز کاربرد نیست

مقیمی در بخش نخست، سخن خود را این‌طور آغاز کرد که «علم سیاست، چیزی جز علم کاربردی نیست. یعنی این طور نیست که این علم یک وجه نظری و یک وجه کاربردی داشته باشد و چون ما بخش نظری آن را برجسته کرده‌ایم، پس وجه کاربرد آن مغفول افتاده است. علم سیاست مدرن، چیزی جز علم کاربردی نیست».

وی برای توضیح این سخن به مقایسۀ علم سیاست کلاسیک و علم سیاست مدرن پرداخت. مقیمی توضیح داد تصور قدما از انسان این بود که توانایی چیرگی بر طبیعت را ندارد؛ اما در دورۀ مدرن که با ماکیاولی شروع می‌شود، با بیکن و هابز ادامه پیدا می‌کند و از طریق لاک و اسپینوزا به قرن ۱۷ و ۱۸ و عصر روشنگری منتقل می‌شود، ایمان به قابلیت ذهن انسان شکل می‌گیرد؛ یعنی مرحلۀ ایمان به تغییرات بنیادین در طبیعت آدمی از رهگذر انقلابات و اجتماعات انسانی. «کانت و روسو می‌گویند طبیعت انسانی مبتنی بر یک ساخت اقتصادی-اجتماعی-سیاسی است که می‌توان آن را تغییر داد».

این شکاف بنیادین در فهم، نشان می‌دهد که برخلاف تصور رایج، در دورۀ مدرن واقع‌گرایی‌ای وجود دارد که بر مبنای آن از طریق علم سیاست می‌توان به تغییرات در ساخت سیاسی-اجتماعی رسید. این تغییرات از نظر مقیمی، همان کاربردهای علم سیاست هستند.

ورود علوم سیاسی به ایران، با عطف به کاربردی آن اتفاق افتاده است

بخش دوم استدلالِ کاربردی بودنِ علوم سیاسی در سخنرانیِ شروین مقیمی به دو جریانِ غالب در علوم انسانی اختصاص داشت. مقیمی توضیح داد غلبۀ پوزیتیویسم و تاریخ‌گرایی، باعث ایجاد فهم کنونی از علم سیاست شده است.

از نظر مقیمی غلبۀ پوزیتیویسم منجر به این شد که نگاه انسان کاملا رئالیستی شود و در نتیجۀ آن به دیسیپلینی تحت عنوان علم سیاست برسیم که ماحصل آن شناخت علوم سیاسی است. اما غلبۀ تاریخ‌گرایی باعث شده است که به جای فلسفه با تاریخ فلسفه و به جای فلسفۀ سیاسی با تاریخ فلسفۀ سیاسی مواجه باشیم.

از نظر مقیمی «تاسیس مدرسۀ علوم سیاسی با میل به تغییرات بنیادی اجتماعی نسبتی دارد». وی در توضیح بیشتر ادامه داد که «در ایران علم پزشکی را وارد کردند که وضعیت بهداشت و سلامت جامعه را بهبود بخشد و علوم سیاسی نیز با عطف به سامان‌بخشی به وضعیت نابسانان اجتماعی وارد شد. و این هر دو (علم پزشکی و علم سیاست) با التفات به کاربردشان مورد توجه قرار گرفته و وارد جامعه شده بودند». پس ورود علم سیاست به ایران، کاملا با موضوع کاربرد این علم مطابقت دارد.

کاربردی بودن علم سیاست منوط به موفقیت و شکست تجدد در ایران است

بخش سوم سخنرانی شروین مقیمی با محوریت پروژۀ تجدد در ایران تشریح شد. مقیمی در شروع این بخش از سخنرانی خود اظهار داشت: «اینکه گفته می‌شود علوم سیاسی در ایران کاربردی نیست و نظری شده است، با شکست تجدد در ایران مرتبط است».

«وجوهی از تجدد پیش رفته و حتی تاثیر گذاشته است. مثلا در ایران، انقلاب اتفاق افتاده که اتفاقی متجددانه است. اما با این همه، هستۀ اصلی تجدد در ایران شکست خورده است». مقیمی «فردگرایی» را به عنوان هستۀ اصلی تجدد معرفی می‌کند که در ایران با شکست مواجه شده است.

توضیح بیشتر مقیمی در این باره قابل تامل بود: «علوم سیاسی به آن معنا که ما دوست داریم کاربرد داشته باشد، با فردگرایی در این کشور مرتبط است». شاهد مثالی که مقیمی زنجانی برای این سخن آورد، مقایسه‌ای است که بین علوم سیاسی و جامعه‌شناسی انجام داد و پرسید: «چرا جامعه‌شناسان در ایران بهتر پیش می‌روند؟ چون جایگاه آنها به باور عمومی (common sens)ِ جامعۀ ایرانی نزدیک‌تر است. وجوه غیرفردگرایانه یا جمع‌گرایانه، در کامان سنس ایرانی بیشتر جا خوش کرده است. پس جامعه‌شناسی که به این وجوه نزدیک‌تر است، راهِ پیشروی بیشتری نسبت به علوم سیاسی یافته است». علوم سیاسی و جامعه‌شناسی در صحبت‌های مقیمی از این منظر مورد مقایسه قرار گرفتند که هر دو ناظر بر امر اجتماعی هستند.

مقیمی با نگاهی تاریخی سخن خود را تکمیل کرد: «تا دهۀ ۳۰ و ۴۰ هیچ حرفی از اندیشۀ سیاسی نیست چون قرار بوده کاربردی باشد. مثل پزشکی، علوم سیاسی نیز علمی کاربردی بوده است. بعد از دهۀ ۴۰، اندیشۀ سیاسی و تاریخِ اندیشه‌گویی، وجه غالب شد. وقتی اینها، به وجه غالب تبدیل می شوند، نوعی آسیب است. تاریخ اندیشه زمانی غالب شد که پروژۀ تجدد شکست خورد و مجال نیافت که به جایی برسد که علوم سیاسی کاربرد خود را نشان دهد».

کاربردی بودن علوم، تابعی از نظر و فلسفه است

پایان‌بخش سخنان شروین مقیمی زنجانی در این نشست تاکید چندباره بر کاربردی بودن علوم سیاسی در ایران بود: «اگر بخواهیم دربارۀ کاربردی بودن علوم سیاسی بحث کنیم، هیچ راهی نداریم جز اینکه به این مسئله فلسفی نگاه کنیم، فلسفی به معنای نظری. قدما نمی‌گفتند برای این که مسائل اجتماعی را حل کنیم، باید تامل فلسفی کنیم. آنها می‌گفتند اصلا قاموس طبیعت همین شکلی هست که می‌بینیم. و دنبال تغییر آن نبودند. اتفاقا متجددان هستند که معتقدند با نظر می‌شود عمل را کنترل کرد. اگر بخواهیم علوم سیاسی کاربردی شود، باید عمل را تابع نظر کنیم».

فاطمه مرتضوی/

2+

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

دوازده + 5 =