فیس بوک : جامعه شناسی و فناوری اجتماعی

نویسنده: مرجان آریادخت

تخمین زمان مطالعه: ۵ دقیقه


چه مقدار از خود را باید به جهان نمایش بدهیم؟ این سؤال مهمی است که فیس بوک ما را با آن مواجه می‌سازد. فیس بوک را یک دانشجوی بلندپرواز دانشگاه هاروارد ساخت. این سایت (تأسیس در فوریۀ ۲۰۰۴) نام خود را (www.TheFacebook.com) از کتاب‌هایی گرفت که بین دانشجویان هاروارد توزیع می‌شد تا دربارۀ یکدیگر اطلاعاتی به دست آورند؛ این کتاب‌ها که حاوی عکس‌های سه در چهار و بیوگرافی اجمالی دانشجویان بود، الهام‌بخش فیس بوک شد. فیس بوک در یک روز، ۱۲۰۰ دانشجو و در یک ماه، نیمی از دانشجویان دورۀ لیسانس را ثبت‌نام کرد. فیس بوک به‌سرعت گسترش پیدا کرد تا شبکه‌هایی برای دانشجویان دیگر دانشگاه‌ها نیز فراهم کند. تا سپتامبر ۲۰۰۵، فیس بوک ادعا می‌کرد که ۸۵ درصد همۀ دانشجویانِ ۸۸۲ دانشگاهی که فیس بوک آن‌ها را پشتیبانی می‌کرد، پروفایل‌هایی در آن دارند و ۶۰ درصدشان هر روز وارد آن می‌شوند. فیس بوک همان ماه به روی دانش آموزان دبیرستان باز شد و سپس یک سال بعد، در دسترس هر کسی که ایمیل داشت و حداقل سیزده‌ساله بود، قرار گرفت.


این تصادفی نیست؛ زوکربرگ فیس بوک را این گونه طراحی کرد؛ «شما یک هویت دارید» جمله‌ای بود که وی در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۰۹ در یک دقیقه سه بار با تأکید بیان کرد. او به یاد می‌آورد که در روزهای آغازین فیس بوک، برخی می‌گفتند این شبکه باید به کاربران بزرگسال این امکان را بدهد که هم پروفایل کاری و هم پروفایل اجتماعی سرگرم‌کننده داشته باشند. زوکربرگ همواره با آن مخالف بود. او می‌گوید «روزهایی که شما نزد دوستانِ کاری یا همکارانتان و دیگر افرادی که می‌شناسید چهره متفاوتی داشته باشید، به احتمال زیاد به‌زودی رو به پایان است».

برای فهم تاریخچۀ فیس بوک باید دیدگاه‌های زوکربرگ را دربارۀ آن چه در فیس بوک بدان شفافیت رادیکال می‌گویند، فهم کرد. او چندین بحث را مطرح می‌کند؛ زوکربرگ با لحن اخلاقی می‌گوید «داشتن دو هویت مصداق فقدان صحت کامل است». اما او همچنین شواهدی می‌آورد که واقع بینانه است: «سطح شفافیتی که جهان امروز دارد از این که یک فرد دو هویت داشته باشد، حمایت نمی‌کند». به بیان دیگر، حتی اگر شما بخواهید اطلاعات شخصی‌تان را از اطلاعات حرفه‌ای‌تان جدا نگه دارید، قادر به چنین کاری نخواهید بود؛ چه اطلاعات شما در اینترنت و جاهای دیگر دارد تکثیر می‌شود.

در جامعۀ سنتی ساحت کار و ساحت زندگی شخصی یکی هستند. فرد غالباً با همان افرادی کار می‌کند که در زندگی شخصی‌اش با آن‌ها می‌زید. در جامعۀ مدرن این دو ساحت از هم جدا می‌شوند. در اینجا فرد ناگزیر با غریبه‌ها همکار می‌شود؛ بنابراین همکاران یک فرد با وجود شناخت بسیار زیادی که از او در زمینۀ شغلی‌اش دارند، ممکن است هیچ اطلاعاتی از خانواده و ساحت خصوصی او نداشته باشند. به نظر می‌رسد فیس بوک قصد دارد با کنار هم آوردن همۀ وجوه شخصی و کاریِ زندگی اجتماعی فرد در یک پروفایل، دوباره این دو ساحت را همچون جامعۀ سنتی به هم پیوند بزند.

صرف نظر از بهتر یا بدتر شدن، فیس بوک در حال بازتنظیم ریشه‌ای مرزهای ساحت شخصی است. تعداد زیادی از کاربران فیس بوک، به‌ویژه جوان‌ترها، از بی‌پرده‌گویی کامل فیس بوک لذت می‌برند. بسیاری از کاربران با رضایت و رغبت جزئیات زیادی دربارۀ حرفه، روابط، علایق و تاریخچۀ زندگی‌شان در فرم‌های پروفایل می‌نویسند. اگر شما در فیس بوک با کسی دوست باشید، احتمالاً دربارۀ او اطلاعات بیشتری دستگیرتان می‌شود، در مقایسه با اطلاعاتی که در ده سال دوستی در خارج از فضای مجازی به دست آوردید. زوکربرگ خود را طرفدار شدید حقوق خصوصی می‌داند و به این افتخار می‌کند که فیس بوک از همان آغاز گزینه‌های متعددی در اختیار کاربران گذاشته است تا افرادی را که اطلاعات آن‌ها را می‌بینند، تعیین کنند؛ اما او عمیقاً بر این باور است که مردم به‌سرعت علاقه‌شان را به محفوظ نگه‌داشتن اطلاعاتشان از دست می‌دهند.

وقتی از زوکربرگ دربارۀ آثار فیس بوک بر جامعه (به‌ویژه سیاست، حکومت، رسانه و تجارت) پرسیده شد، او با صحبت دربارۀ آیین پوتلاچ به آن پاسخ داد. پوتلاچ یک جشن سنتی و ضیافت بومیان ساحل شمال غربی آمریکای شمالی است. هر مشارکت‌کننده در تدارک هر غذا و کالایی که می‌تواند کمک می‌کند و هرکس آنچه می‌خواهد، برمی‌دارد. بالاترین پایگاه نصیب کسانی می‌شود که بیشترین بخشش را می‌کنند. زوکربرگ سؤال می‌کند: «آیا شما با مفهوم اقتصادِ هدیه آشنایی دارید؟». این بدیل جالبی برای اقتصاد بازار در بسیاری از فرهنگ‌های کمتر توسعه‌یافته است. من در چیزی کمک می‌کنم و آن را به کسی می‌دهم. سپس از روی التزام یا سخاوت آن شخص چیزی به من پس می‌دهد. تمام فرهنگ بر اساس این چارچوب دهش متقابل کار می‌کند. چیزی که آن اجتماعات را همبسته نگه می‌دارد و باعث می‌شود پوتلاچ کار کند، این واقعیت است که این اجتماع به قدر کافی برای اینکه مردم سهم و کمک یکدیگر را ببینند، کوچک است. اما هرگاه یکی از این جوامع از نظر اندازه از نقطۀ معینی عبور کند، این نظام فرو می‌ریزد. در این حالت افراد دیگر نمی‌توانند همۀ آنچه را در حال وقوع است، ببینند و شما مجانی‌سوار می‌شوید.

زوکربرگ می‌گوید فیس بوک و دیگر نیروهای موجود در اینترنت اکنون شفافیت کافی را برای اقتصاد هدیه ایجاد کرده‌اند تا در مقیاس بزرگ کار کند. وقتی فضای بازتری وجود داشته باشد، به‌طوری که هر کس بتواند نظرش را به‌سرعت اظهار کند، بخش بیشتر اقتصاد شروع به کار کردن مانند اقتصاد هدیه می‌کند. این وضعیت، شرکت‌ها و سازمان‌ها را متعهد می‌نماید که بهتر و مورداعتمادتر باشند.

از فناوری اجتماعی فیس بوک بیش تر بدانیم-بخش دوم

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

نه + چهارده =