اخلاق کاربری

چرا لازم است به اخلاقِ کاربری در دوران تکنولوژی مدرن توجه کنیم؟-قسمت اول

نویسنده: سیدمرتضی طباطبایی

تخمین زمان مطالعه: ۸ دقیقه


تکنولوژی مدرن دردسر شده است! لازم نیست حتماً بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، زدن هواپیما به برج‎های دوقلو یا انفجارهای گاه‌وبیگاه در عراق و افغانستان را مثال بزنیم؛ همین که امروز به‎راحتی می‎شود در فضای مجازی، با انتشار یک عکس یا فیلم، آبروی کسی را برای همیشه در گستره‎ای به وسعت کل جهان به حراج گذاشت، با گذاشتن کامنتی بی‎ادبانه در صفحه‎ای بین‎المللی، فرهنگ یک ملت را در چشم جهانیان خدشه‎دار کرد یا با استفاده از ابزار ویژۀ جاسوسی یا هک کردن، اطلاعات محرمانۀ هر کس را در هر نقطۀ جهان رصد کرد، نشان می‎دهد که تکنولوژی، قدرت ما را برای انجام افعال غیراخلاقی فزونی بخشیده است. در این یادداشت دو بخشی به ضرورت توجه به اخلاق کاربری تکنولوژی مدرن پرداخته شده است.


تا همین سی چهل سال پیش، اگر می‎خواستم مبلغی پول از بانکی بدزدم یا به خانه‎ای دستبرد بزنم، علاوه بر وجدان خفته، باید حتماً از تهوری فوق‎العاده، خونسردی فراوان و چالاکی و مهارتی منحصربه‎فرد بهره می‎داشتم. اما اکنون کافی است کار کردن با یک نرم‎افزار ویژه برای هک کردن حساب بانکی افراد یا در سطح خُرد، هک کردن رمز وای‎فای مودم همسایه را بلد باشم و با کمترین سن و سال و کوچک‎ترین جثه و پایین‎ترین سطح تهور، مشغول دست‏درازی به اموال دیگران شوم.

اساساً گاهی حتی نیازی به بد استفاده کردن یا داشتن نیت بد هم نیست؛ همین که خود را بی‎دغدغه به تکنولوژی بسپارم، کافی است تا غیرمستقیم در افزایش گرمای کرۀ زمین، بیابان‎زایی یا انقراض نسل‎های گوناگون گیاهی و جانوری نقش داشته باشم.

برای مثال، وقتی برای مسافت‎های کوتاه از خودروی شخصی استفاده می‎کنم یا وقتی برای کمترین نیازم هنگام خرید، از گرفتن پاکت پلاستیکی اضافه دریغ نمی‎ورزم، ناخواسته و گاه نادانسته مشغول تخریب محیط‌زیست و ویران کردن آیندۀ فرزندانم هستم.

این مشکلات، مربوط به جهان سوم یا کشورها و شهرهایی خاص نیست؛ بلکه گریبان گیر همۀ بشر شده است؛ تا آنجا که در غرب، به منزلۀ مهد تکنولوژی مدرن، گروه‎های مختلفی خواهان نفی و طرد این تکنولوژی شده‎اند.

آمیش‎ها، به منزلۀ فرقه‎ای مسیحی، با جمیعت ۱۲ میلیونی خود در امریکا، به‎کلی از جامعۀ مدرن بریده‎اند و به‎نوعی با تکنولوژی مدرن قهرند. به‌جای اتومبیل از کالسکه و دلیجان استفاده می‎کنند و در خانه‎هایشان نه‌فقط از تلویزیون و تلفن و کامپیوتر که به طور کلی از برق، خبری نیست.

همچنین سنت‎گرایان و در رأسشان سیدحسین نصر، معتقدند باید تکنولوژی سنتی را حفظ و احیا کرد و تا حد ممکن از تکنولوژی‎های مدرن بر حذر بود. برخی از نئولادایت‎ها پا را فراتر گذاشته‎اند و معتقدند باید به مبارزۀ عملی با تکنولوژی مدرن پرداخت.

معروف‎ترینِ آن‌ها، تئودور کازینسکی است؛ نابغه‎ای که شاگرد اول کلاس‎های ویلارد کوآین بود و در ۲۵ سالگی با اخذ دکترای ریاضی از دانشگاه میشیگان، استادیارِ دانشگاه برکلی شد. او که اکنون به جرم اقدامات تروریستی علیه دانشمندان و مهندسان بزرگ امریکا در حبس ابد به سر می‎برد، معتقد است که تکنولوژیِ جدید، حتی اگر در مواردی سودمند باشد، ضررش بسیار بیشتر از سودش است و «چون کلیتی است که همۀ اجزا در آن دارای روابط درونی هستند، نمی‎توانید بدون دست شستن از آن اجزایی که خوب به نظر می‎رسند، از شر اجزای بد خلاص شوید».

بنابراین پیشنهاد او این است که برای نجات جهان، علاوه بر بازگشت به طبیعت و رها کردن زندگی تکنولوژیک، تمدن بشری باید به‎کلی از میان برود و همۀ مهندسان و دانشمندان و شرکت‎های اجرایی که آگاهانه در رشد تکنولوژی نقش داشته‎اند، به منزلۀ جنایتکارانی بدتر از هیتلر و استالین، باید مجازات شوند.

اگر نخواهیم مانند سنت‎گرایان به تکنولوژی سنتی بازگردیم، یا همانند آمیش‎ها به‎کلی از جامعۀ مدرن جدا شویم و گوشۀ عزلت بجوییم و یا مانند نئولادایت‎ها به مبارزه با دانشمندان و مهندسان بپردازیم و دست به تخریب و کشتار بزنیم، چه راه دیگری پیش پایمان می‎ماند تا با وجود زندگی در همین جامعۀ تکنولوژیک، خود را از این مشکلات برهانیم؟

بسیاری از آینده‎پژوهان، دانشمندان و فیلسوفان تکنولوژی، معتقدند راه‎حل اساسی، در اصلاح خودِ تکنولوژی است: طراحان و مهندسان می‎توانند با در نظر داشتن این مشکلات و رعایت موازین اخلاقی، تکنولوژی‎های آینده را به گونه‎ای طراحی و تولید کنند که همۀ مشکلات به حداقل برسد.

اندرو فینبرگ، فیلسوف تکنولوژی کانادایی، معتقد است که تکنولوژی مدرن، ماهیتی سیاسی و سرمایه‎سالار دارد و منافع طبقات زیردست در آن نادیده گرفته یا تعمداً پایمال می‎شود؛ اما این تنها نوع تکنولوژی ممکن نیست و امکان تغییر مسیر این تکنولوژی وجود دارد.

بدین صورت که با فشار افکار عمومی و مشارکت مردم در مرحلۀ طراحی و تولید از طریق فعالیت‎های مدنی، مهندسی تکنولوژی به مسیری خواهد رفت که منافع همۀ مردم را در نظر گیرد. این مشارکت عمومی می‏تواند از طریق شرکت مؤثر در میتینگ‏ها و راهپیمایی‎های مسالمت‎آمیز با هدف اعتراض به دولتمردان و تکنولوژیست‎ها باشد.

برای اینکه با این راه‎حل فینبرگ بیشتر آشنا شویم، اشاره به یکی از مثال‎های وی راهگشا و روشنگر است. وی می‎گوید در بحران آلودگی هوا تا زمانی که طبقات فرودست جامعه اعتراض نکرده بودند، اصلاح تکنیکی محصولات آلاینده برای مسئولان جدی نبود و این کار به نظرشان هزینه‎بر و بی‎نتیجه می‎آمد. ولی با آغاز و اوج‎گیری اعتراضات مردمی، مسئولان نیز وادار شدند که جدیت به خرج دهند و بنابراین رفته‎رفته در طراحی خودروها و دیگر منابع آلاینده بازنگری شد.

در دیدگاهی خوش‌بینانه‌تر، دیوید دیامندیس، آینده‎پژوه امریکایی می‎کوشد با ارائۀ شواهد پرشمار علمی، نشان ‎دهد که هر چه از لحاظ تکنولوژیک قدرتمندتر شویم، از هر حیث آیندۀ روشن‎تری را پیش روی خواهیم داشت.

به نظر او اگر هرمِ فراوانی و وفور نعمت را به ترتیب دارای این سه لایه بدانیم: ۱٫ آب، غذا و سرپناه، ۲٫ انرژی، آموزش، دسترسی به اطلاعات و ابزار ارتباطی، ۳٫ سلامتی و آزادی، طی دو دهۀ آینده و با پیشرفت تکنولوژی با روند کنونی، در هر سه لایه وضع زندگی انسان بهتر خواهد شد.

برای مثال، دیامندیس دربارۀ غذا (در لایۀ اول)، چنین استدلال می‎کند که با ایجاد مزارع عمودی در شهرهای اصلی، اولاً هزینۀ حمل‌ونقل که جزو هزینه‎های اصلی غذاست، به حداقل ممکن می‎رسد؛ ثانیاً هیچ‎گونه استفاده‎ای از حشره‎کش‎ها و سوخت‎های فسیلی برای کاشت و داشت و برداشت نخواهد شد و لذا آسیب‎رسانی به محیط‌زیست نیز به حداقل خواهد رسید.

یا تکنولوژی هیدروپونیک که در آن گیاهان به جای آنکه در خاک کاشت و داشت شوند، در آب پرورش می‎یابند، هفتاد درصد بهتر از کشاورزی خاکی است و این در حالی است که آئروپونیک، یعنی پرورش در فضا (از طریق اسپریِ مغذی)، هفتاد درصد به‎صرفه‎تر از هیدروپونیک است.

لذا در تکنولوژی آیندۀ کشاورزی، مصرف آب به ۶ درصدِ مصرف کنونی تقلیل خواهد یافت و کشاورزی که بیشترین مصرف آب را در اغلب کشورهای فعلی دارد، تبدیل به یکی از کم‎مصرف‎ترین صنایع خواهد شد. اما دیامندیس شواهد دیگری نیز در پشتیبانی از مدعای خود دارد. به نظر وی، علاوه بر بهینه شدن تکنولوژی‎های آینده، عوامل دیگری نیز به تسریع روند وفور نعمت کمک می‎کنند.

برای مثال مخترعان خُرد (Do It Yourself inventors)، کسانی هستند که برای نخستین بار در تاریخ، با کمترین بهره‎مندی از قدرت مالی یا حکومتی، توان آن را دارند که اختراعات خود را به راحتی به مرحلۀ تولید و بهره‎برداری برسانند و لذا با همۀ توان و مهارت خود خواهند کوشید تا معضل تغذیه را در جهان مدرن رفع کنند.

بنابراین به نظر کسانی همچون فینبرگ و دیامندیس، اگر مهندسان و تولیدکنندگان مراقبت لازم را در اختراعات خود به عمل آورند و منافع همۀ مردم را در نظر داشته باشند، مشکلات بی‎شمار تکنولوژی نیز حل می‎شود.

حال این مراقبت، یا باید به واسطۀ فشار عمومی بر مهندسان تحمیل شود، یا از طریق دغدغه‎مندی خودجوش خودِ مهندسان به کار بسته خواهد شد و یا باید اصول اخلاقی اختراع و تولید صنایع را به ایشان یادآوری کرد.

به تعبیر دیگر، این دیدگاه که مسئولیت تکنولوژی را بر عهدۀ مهندسان می‎گذارد، بر آن است که اصول اخلاقی پیش و بیش از هر کس، باید برای دانشمندان و مخترعان تعریف شود و در صورت رعایت اخلاقِ مهندسی و اخلاقِ تولید، مشکل تکنولوژی نیز حل خواهد شد.

بااین‌حال، به نظر می‎رسد این دیدگاه‎ها و سایر دیدگاه‎های مشابه که بار مسئولیت تکنولوژی را صرفاً بر دوش مهندسان می‎گذارند و حل مشکلات را فقط از آن‌ها می‎طلبند، به‌رغم نکات ارزشمند و درخور توجهی که در بر دارند، به‎تنهایی قابل‌اتکا نیستند و برای مواجهۀ بنیادی‎تر با مشکل، باید راه‎حل را در جایی دیگر جست‎وجو کرد. به نظر می‎رسد اگر توقعات را از مهندسان به سمت کاربران متوجه سازیم، نتایج بسیار عمیق‎تر و کارآمدتری به دست می‎آوریم.

ادامه دارد …

1+

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

18 − 2 =