روش تحقیق

خیلی مهم است که ادبیات موضوع تان را بشناسید تا مبادا سرگرم «اختراع دوبارۀ چرخ» شوید.

پاتریک وایت

تخمین زمان مطالعه: ۴ دقیقه


– پیدا کردن یک حفره در ادبیات موجود راهی برای ایده‌پردازی در مورد پژوهش است.

– دلواپس این نباشید که کانون مطالعه‌تان خیلی کوچک است. اغلب این طور می‌شود که دچار بلندپروازی افراطی می‌شویم.


مرور ادبیات موضوع در یک حوزه چندین کارکرد دارد. یکی از مهم‌ترین آن‌ها شناسایی دانش موجود دربارۀ یک موضوع است تا مبادا با تحقیق دربارۀ سؤالی که قبلاً پاسخ گرفته است، اصطلاحاً به «اختراع دوبارۀ چرخ» دست بزنیم. منظور این نیست که شما به هیچ وجه نمی‌توانید مطالعه‌ای معین را تکرار کنید (تکرار نقش باارزشی در تحقیق علمی بازی می‌کند) اما برای چنین کاری، حداقل چیزی که نیاز دارید آگاهی از مطالعه‌ای است که می‌خواهید تکرارش کنید! در این‌جا نکتۀ کلیدی این است که پژوهش دربارۀ سؤالاتی که پیش‌تر به طور رضایت‌بخشی بررسی شده‌اند، بی‌معنا و بیهوده است. در حقیقت، یکی از خصوصیات اصلی تحقیق علمی انباشتی‌بودن آن است. هر مطالعۀ جدید روی یافته‌های مطالعات پیشین بنا می‌شود.

یکی از مرسوم‌ترین راه‌های پیشنهادیِ ایده‌پردازی برای سؤالات تحقیق، شناسایی یک «حفره» در دانش موجود است. برای چنین کاری مسلماً لازم است از دانش موجود مقداری شناخت داشته باشیم. اما چون این که محقق شناخت صددرصد جامعی از یک موضوع داشته باشد، انتظاری غیرمعقول به نظر می‌رسد (چه برسد به یک دانشجو) تشخیص حفره‌ها ضرورتاً کار راحت و سرراستی نیست.

پیداکردن یک حفره در ادبیات موضوع فعالیتی است که دقت و ظرافت بسیار زیادی می‌طلبد. برای محققان مبتدی گاهی شناسایی زمینه‌های جدیدِ تحقیق کارِ خیلی دشواری می‌شود، زیرا تشخیص حفره‌ها یا سؤالات نو مهارتی است که اگر بخواهیم بخشی از طبیعت ثانویۀ ما شود، حتما باید آموزش ببینیم و تمرین کنیم. ممکن است این طور نباشد که یک حفره فوراً آشکار شود؛ بنابراین گفتگو با همکاران، استاد راهنما یا دانشجویان دیگر می‌تواند به محققان تازه‌کار کمک کند که موضوعات بالقوه را برای مطالعه پیدا کنند.

محققان حرفه‌ای غالباً کارشان را با شناسایی سؤالاتی شروع می‌کنند که امکان دارد در تحقیقات پیشین مورد توجه قرار گرفته باشند اما «به‌طور کامل یا حتی صحیح» پاسخ داده نشده‌اند. تناقض‌ها، ناهمخوانی‌ها و تبیین‌های ناقص همگی می‌توانند نقاط عزیمت خوبی برای پژوهش باشند. امتحان کردن چنین روشی برای یک دانشجو یا محقق تازه‌کار ممکن است خیلی بلندپروازانه یا ریسکی به نظر رسد، اما به عنوان یک منبعِ ممکن ایده‌پردازی نباید به کل غیرمحتمل شمرده شود. به هر حال مهم این است که خاطرجمع شویم سؤالات جدید عملاً معطوف به یک کاستی، جای خالی یا از قلم افتادگی واقعی باشند (برای مثال گاهی می‌گوییم این نظریه فلان نقص را دارد یا فلان چیز را ندیده است و …) چنان‌که مقالات پژوهشی بی‌شماری اثباتِ اشتباه یا خطایی را نشانه گرفته‌اند که اساساً هیچ نویسنده‌ای مرتکب آن نشده است.

دانشجویان من غالباً نگران این هستند که سؤالاتی که می‌خواهند روی‌شان کار کنند، مبادا بیش از اندازه کوچک باشند. عموم کسانی که استاد راهنمای پژوهش‌های دانشجویان بوده‌اند بی‌شک توافق دارند که عکسش خیلی بیشتر صادق است و دانشجویان در مراحل اولیۀ برنامه‌ریزی یک تحقیق معمولاً بیش از حد بلندپروازی می‌کنند. ماهیت انباشتی تحقیق علمی معنایش این است که محققان بیشتر زندگی حرفه‌ای‌شان را باید روی مسائل خیلی مشخصی کار کنند، زیرا مهارت‌هایی که دارند، زمان و سایر منابع در دسترس‌شان محدود است. محققان تازه‌کار گاهی ممکن است این احساس را داشته باشند که مسئلۀ مورد مطالعه‌شان بی‌اهمیت است. اما این حس خیلی به‌ندرت درست است، زیرا تحقیق‌شان در کنار افراد دیگری که در همان حوزه کار می‌کنند، در جریان پاسخ‌دهی به سؤالات خیلی بزرگ‌تر سهیم خواهد بود و اهمیت و نتایجی به‌مراتب مشهودتر خواهد داشت. با وجود این، در حالی که محققان معمولاً دوست دارند در جواب سؤالات «بزرگ» شریک باشند، پروژه‌های پژوهشی‌شان می‌بایست سؤالات متواضعانه‌تر و مشخص‌تری را دنبال کند.

نکات کلیدی

– خیلی مهم است که ادبیات موضوع‌تان را بشناسید تا مبادا سرگرم «اختراع دوبارۀ چرخ» شوید.

– پیدا کردن یک حفره در ادبیات موجود راهی برای ایده‌پردازی در مورد پژوهش است.

– دلواپس این نباشید که کانون مطالعه‌تان خیلی کوچک است. اغلب این طور می‌شود که دچار بلندپروازی افراطی می‌شویم.


Source: White, Patrick. 2009. Developing Research Questions: A Guide for Social Scientists. Palgrave Macmillan

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

سیزده − 1 =