ارزیابی پارادایمی

گزارشی از یک مقاله؛ ارزیابی پارادایمی برنامه‌های توسعۀ جمهوری اسلامی ایران- قسمت اول

تخمین زمان مطالعه:۸ دقیقه


پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا امروز شش برنامۀ توسعه اقتصادی اجتماعی توسط دولت‌ها به مجلس شورای اسلامی کشور ارائه و تصویب شده است. برنامه‌های توسعه بیانگر مسیر حرکتی است که جامعه برای دستیابی به توسعه ترسیم کرده است؛ بنابراین می‌توان اهداف یک جامعه را در برنامه‌های توسعۀ آن بازشناخت. تدوین اهداف نظام‌های اجتماعی از ارزش‌ها و آرمان‌های آن نظام تأثیر می‌پذیرد و ارزش‌ها و آرمان‌های نظام اجتماعی ریشه در جهان‌بینی حاکم بر آن جامعه دارد؛ اما ورود ارزش‌ها و آرمان‌های جهان‌بینی حاکم بر هر نظام اجتماعی به دنیای اجتماعی مردم از طریق علم امکان‌پذیر است؛ بنابراین هر برنامۀ اجتماعی که می‌خواهد ارزش‌ها و آرمان‌ها و اهداف جامعه را به واقعیت اجتماعی بدل کند بر اساس یکی از پارادایم‌های علم (اثباتی، تفسیری، انتقادی) روش خود را شکل می‌دهد. در نتیجه برحسب اینکه برنامه‌های توسعه متکی بر کدام پارادایم علم طراحی شوند ادبیات نوشتاری خاصی خواهند داشت.

در مقالۀ «ارزیابی پارادایمی برنامه‌های توسعۀ جمهوری اسلامی ایران»، اثر دکتر محمدتقی ایمان و محمودرضا نوشادی، کوشیده شده است پارادایم‌های علمی حاکم بر برنامه‌های توسعۀ ایران از طریق تحلیل محتوای کیفی متن این برنامه‌ها شناسایی شود. یادداشت پیشِ رو که در دو بخش تنظیم شده، گزارشی از این مقاله است.


برنامه‌ریزی نوعی فعالیت علمی است و هر فعالیت علمی در فرایندی شبیه فرایند تولید دانش واقع می‌شود و در بستر روش‌شناسی علمی شکل می‌گیرد؛ بنابراین هر برنامه‌ای در یکی از پارادایم‌های علم شکل می‌گیرد. برنامه‌های توسعه نیز از این امر مستثنا نیستند و اصول حاکم بر آن‌ها بر اساس مبانی پارادایمی و دیدگاه‌های نظری متأثر از آن طراحی می‌شود.

از این رو روایی و پایایی برنامه به روایی و پایایی نظریۀ غالب بر آن مربوط است. پس برای ارزیابی برنامه‌ها می‌توان با تحلیل محتوای آن‌ها پارادایمی را که این برنامه‌ها در بستر آن شکل گرفته‌اند شناسایی کرد و به ارزیابی آن پرداخت. پارادایم‌های غالب در علوم انسانی سه پارادایم اثباتی و تفسیری و انتقادی هستند که مدل‌های منطقی متفاوتی دارند و هویت‌های متفاوتی برای علم قائل‌اند.

مقالۀ «ارزیابی پارادایمی برنامه‌های توسعۀ جمهوری اسلامی ایران» می‌کوشد با شناسایی عناصر نظری موجود در برنامه‌های توسعۀ جمهوری اسلامی ایران که به پارادایم‌های غالب در علوم انسانی رجوع می‌کنند، به این سؤالات پاسخ دهد:

– برنامه‌های توسعۀ اقتصادی اجتماعی جمهوری اسلامی تا چه حد از یک پارادایم روشن تبعیت می‌کنند؟

– تفاوت پارادایـم حـاکم بـر برنامه‌های‌ توسعۀ‌ اقتصادی-اجتماعی جمهوری اسلامی با‌ پارادایم‌های‌ غالب و مرسوم‌ چیست؟

– تا‌ چه‌ حد مـبنای پارادایـمی بـرنامه‌های توسعۀ اقتصادی‌-اجتماعی‌ در ابعاد اقتصادی، فرهنگی و سیاسی روشن و از سازگاری لازم برخوردار است؟

این پژوهش به روش تحلیل محتوای کیفی انجام گرفته است و متن برنامه‌ها با توجه به سه پارادایم اثباتی، تفسیری و انتقادی تحلیل شده‌اند. در ادامه این سه پارادایم معرفی می‌شوند.

پارادایم اثباتی

اثبات‌گرایی فلسفه‌ای است که معتقد بـه کـسب معرفت معتبر بر اساس تجربۀ حسی اسـت. ایـن مـعرفت صـرفاً از طـریق نظریاتی‌ که‌ از طـریق‌ روش‌های علم تجربی تولید آزمون می‌شوند، حاصل می‌شود. این فلسفه با نفی هرگونه تفکر مـتافیزیکی‌ بـه صـورت گسترده‌ای در عرصۀ علوم اجتماعی به کار رفته اسـت. ‌

در کل مـی‌توان مـختصات کلیدی اثبات‌گرایی را به شرح زیر معرفی کرد:

– تمرکز بر عمل متکی بر گزاره‌های عددی و زبانی؛

– تأکید بر قواعد‌ کلی‌ و قضایای حقیقی از طریق مـعرفی سـاختار منطقی و انسجام درونی گزاره‌های عـلمی؛

– تـأکید بر قابل آزمون بودن گزاره‌های علمی؛ بدین معنا که این گزاره‌ها باید قابلیت آزمون، تأیید و ابطال شدن را‌ از‌ طریق مشاهدۀ تجربی از واقعیت داشته باشند؛

– اعـتقاد بـر تجمعی و تراکمی بودن عـلم؛

– اعـتقاد بر تفوق علم بر حوزه‌های فرهنگی متفاوت؛

– اعتقاد بر اینکه نتایج علمی، وابستگی به‌ شخصیت‌ و موقعیت محقق ندارد؛

– اعتقاد بر اینکه علم از نظریات و سنت‌های تحقیقاتی عمدتاً قابل‌اندازه‌گیری بـرخوردار است؛

– اعتقاد بر اینکه علم گاهی عقاید جدید را به عقاید قدیم‌ ملحق‌ می‌سازد؛

– اعتقاد بر یگانگی و وحدت علم‌؛ بدین معنا‌ که‌ مبنای تمامی رشته‌های علمی، فقط یک علم آن‌هم دربـارۀ یـک واقعیت اسـت. بر این اساس، منطق تحقیق در تمامی علوم‌ یکسان‌ است؛

– هدف‌ تـحقیق‌، تبیین و پیش‌بینی است. اکثر اثبات‌گرایان همچنین معتقدند که هدف نهایی تـحقیق عـلمی، تـوسعۀ قوانین عام از طریق کشف شرایط‌ لازم‌ برای‌ هر پدیده است. چنانچه قوانین عام شناخته شود، می‌توان بـا‌ ‌دست‌کاری در شرایط، نتایج پیش‌بینی‌شده را محقق ساخت؛

– معرفت عملی آزمون‌پذیر است. تحقیق در فرایند اسـتقراء‌ بـه‌ آزمـون‌ تجربی مربوط می‌شود. به عبارتی در تحقیق علمی از منطق استقراء‌ جهت‌ توسعۀ گزاره‌هایی استفاده می‌شود کـه بتوان آزمون کرد. اگرچه فرضیات از نظریه اخذ می‌شود (فرایند قیاسی‌) ولی‌ باید‌ در فـرایند استقراء آزمون تجربی گـردد تـا اعتباریابی شود. در این راستا‌ تحقیق‌ متکی‌ بر حواس انسانی انجام می‌شود؛

– علم، معادل دانش عامه نیست. محققین باید مواظب‌ دخالت‌ تعصبات‌ ناشی از دانش عامه در تحقیق خود باشند؛

– در رابطه بین نظریه و عـلم‌، علم‌ باید حتی‌الامکان خالی از ارزش باشد. هدف نهایی علم تولید معرفتی است‌ که‌ باید‌ مستقل و عاری از سیاست، معنویات و ارزش‌هایی باشد که به‌نحوی می‌توانند تحقیق را درگیر‌ کنند‌. در این راستا، علم بـاید بـه لحاظ منطقی ارزیابی شود؛

– طبیعت نظام‌یافته‌ است‌. این‌ نظام‌یافتگی متکی بر روابط علّی است؛

– ما می‌توانیم طبیعت و نظام‌یافتگی آن را کشف نماییم‌؛

– دانش همیشه بر نادانی رجحان دارد؛

– پدیده‌های طبیعی از علل طبیعی‌ بـرخوردارند‌.

پارادایم تفسیری

عـلوم‌ اجتماعی تفسیری با تفکر فلسفی ماکس وبر و ویلهم دیلتای بنا نهاده شد. دیلتای‌ علوم انسانی را متکی بر فهم‌ همدلانه‌ یا تفهم از تجربیات زندگی روزمرۀ مردم -کـه ریشه در یک موقعیت‌ خاص‌ تاریخی دارد- و علوم طبیعی را مبتنی بر تبیین ذهنی معرفی می‌کند. وبر نیز با طرح کنش اجتماعی‌ با‌ معنا‌ و متمایل بر هدف و مقصود -کـه سـازندۀ واقـعیت‌ اجتماعی‌ است- واقعیت را ذهنی و بـامعنا تـعریف مـی‌کند.

از نظر وبر کنش اجتماعی با‌معنا‌ عنصر اصلی در جامعه‌شناسی تفسیری‌ است‌؛ بنابراین‌ در این رویکرد برعکس اثبات‌گرایی، واقعیت‌ خارج‌ از انسان نـیست بـلکه در ذهـن و آگاهی اوست و از‌ طریق تـعامل بـین کنشگران ساخته می‌شود و مورد تفسیر آنان قرار‌ می‌گیرد‌؛ بنابراین در این رویکرد واقعیت ذهنی‌ است‌.

مختصات اصلی رویکرد تفسیری‌ عبارت است از:

– کـنش‌ و تصمیم مردم بر اساس فهم‌ ذهنی‌ آنان از موقعیتی است که در آن زندگی می‌کنند؛

– زندگی اجتماعی شامل فرایندهای تعامل‌ به‌ جـای سـاخت‌هاست و از همین رو دچار‌ تغییر مداوم‌ است‌؛

– مردم‌ تجربۀ خودشان را از‌ طـریق مـعانی موجود در سمبل‌ها و نمادهای گروه‌های اولین، درک می‌کنند. در این راستا، زبان عنصر‌ اساسی‌ زندگی اجتماعی است؛

– کنش‌های مـردم بر اساس‌ تـفاسیر‌ آنان‌ است‌. در‌ این رابطه کنش‌های مردم نزد آنان تـعریف شـده اسـت؛

– «خود» پدیده‌ای مهم مانند دیگر پدیده‌های اجتماعی است‌ که‌ از‌ طریق تعامل اجتماعی بین انـسان‌ها بـا یـکدیگر‌ ساخته‌ می‌شود‌؛

– جهان‌ از‌ پدیده‌های‌ اجتماعی ساخته شده است که تعیین‌کنندۀ معانی اجتماعی هـستند.

پارادایم انتقادی

اصول حاکم بر رویکرد انتقادی در‌ علوم‌ اجتماعی در دیدگاه‌های نـظری‌ مـارکس‌ و فـروید ریشه دارد. این پارادایم نگاه متفاوتی از اثبات‌گرایی و تفسیرگرایی به جهان اجتماعی دارد.

اگرچه دنـیای‌ اجـتماعی را مـتفاوت از دنیای طبیعی می‌بیند (مانند تفسیرگرایان) ولی بحث مشاهده و قاعده‌مندی از قبل تعیین‌شدۀ نظام اجتماعی را نـفی نـمی‌کند، اگرچه از این موارد در خدمت تغییر‌ و تحولات‌ به جای اصالت نظم اثبات‌گرایی اسـتفاده مـی‌کند.

در کل مـختصات کـلیدی انـتقادی عبارت‌اند از:

– دنیای اجتماعی و طبیعی متفاوت‌اند ولی این مکان وجود دارد که اصول اساسی در مطالعات آن‌ها مـشابه بـاشند؛

– آگاهی انسان زمانی پر معنا و مهم است کـه مـردم بـه صـورت جـمعی‌ عـمل‌ کنند، نه فردی و آن‌هم در راستای تغییر دنیای اجتماعی؛

– رفتار انسان بر اساس روابط علّی قابل توضیح است، ولی محدود به زمان و مکان؛

– دنیای اجتماعی موجودیت عینی‌ ورای‌ آگـاهی فردی دارد، ولی به‌هرحال از طریق کنش جمعی ساخت اجتماعی امکان تغییر می‌یابد؛

-دنیای اجتماعی باید در کلیت آن درک و فهمیده شود. مطالعۀ اجزا و قسمت‌های دنیای‌ اجتماعی‌ هرچند‌ امکان‌پذیر است ولی سودمند نیست‌. چـون‌ هـمۀ‌ موارد دنیای اجتماعی به یکدیگر مرتبط، متصل و تحت تأثیر یکدیگرند؛

– اگرچه اندازه‌گیری و کمّی‌سازی رفتار انسان امکان‌پذیر است ولی لزوماً مطلوب و مناسب‌ نیست‌. هدف‌ و مقصود اصلی، بررسی مکانیسم‌های اجتماعی پنهان اسـت کـه‌ پدیده‌های‌ قابل‌مشاهده را تولید می‌کند؛

– بی‌طرفی و عینیت‌گرایی شخصی مهم است، ولی این غیرممکن است که انسان بدون تأثیر از‌ ارزش‌ها‌ بتواند‌ عمل کند.

ادامه دارد …


برای مطالعه بیشتر، مجله شماره پنجم «نقش علوم انسانی در اقتصاد و توسعه» را از اینجا بخوانید.

2+

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

2 + 19 =