روان‌شناسی

در ایران به کرات با این مسئله مواجه‌ایم که افراد برای مرتفع کردن نیازهای شخصی‌شان یا مشهور شدن یا رانت‌های خاص وارد یک حرفه می‌شوند. این اصلی‌ترین آسیب است.

گفتگوکننده: زهرا عرب

تخمین زمان مطالعه:۹ دقیقه

این مصاحبه در سه بخش تنظیم شده است که در اینجا بخش دوم آن را می‌خوانید.


متأسفانه تعداد افرادی که وارسته از نیاز شخصی باشند و آماده باشند که وقت صرف حرفه کنند و صرفاً به خاطر خود حرفه به آن ورود پیدا کنند کم اند و در چنین وضعیتی با افرادی مواجه ایم که وارد مسئولیت‌های حرفه می‌شوند تا از آنجا معنا بگیرند، سود ببرند و مشهور شوند. البته چنین چالشی در حوزه‌ها و رشته‌های دیگر هم می‌تواند وجود داشته باشد. اما باید ببینیم مشکل ما کجاست؟


  • در حین فرمایشات شما به این فکر می‌کردم که در هر جایی زندگی کنیم با مسائلی مواجه‌ایم. قاعدتاً روش‌هایی هم برای حل آن مسائل وجود دارد ولی این وضعیتی که شما وصف کردید بیشتر شبیه یک بن‌بست است. فکر می‌کنید چه موانع جدی‌ای نمی‌گذارند این وضعیت به سمت حل مسئله یا مصالحه‌های بهتر برود؟ چه وضعیت سازمان نظام روان‌شناسی کشور، چه آموزش، چه بحث بومی کردن و اسلامی کردن و چه رقبای جدی در حوزۀ روان‌شناسی.

اگر بخواهم خلاصه بگویم، در کشورهای توسعه‌یافته افرادی که به مسائل حرفه‌ای ورود می‌کنند نیازهای شخصی‌شان رفع شده و صرفاً برای پرداختن به حرفه وارد میدان شده اند. اما در ایران به کرات با این مسئله مواجه‌ایم که افراد برای مرتفع کردن نیازهای شخصی‌شان یا مشهور شدن یا رانت‌های خاص وارد یک حرفه می‌شوند. این اصلی‌ترین آسیب است.

متأسفانه تعداد افرادی که وارسته از نیاز شخصی باشند و آماده باشند که وقت صرف حرفه کنند و صرفاً به خاطر خود حرفه به آن ورود پیدا کنند کم اند و در چنین وضعیتی با افرادی مواجه ایم که وارد مسئولیت‌های حرفه می‌شوند تا از آنجا معنا بگیرند، سود ببرند و مشهور شوند. البته چنین چالشی در حوزه‌ها و رشته‌های دیگر هم می‌تواند وجود داشته باشد. اما باید ببینیم مشکل ما کجاست؟ چرا در کشورهای دیگر چنین حالتی نیست؟ آیا قبلاً آن‌ها چنین حالتی نداشتند؟ البته که آن‌ها نیز چنین حالتی را تجربه کرده‌اند ولی به‌نظر می‌آید که در ایران یا قوانین ما زیاد روشن نیست یا قوانین درست رعایت نمی‌شود. اینکه افراد در حرفه‌شان به دنبال نیازهای شخصی شان باشند چیز عجیبی نیست. یک روان‌شناس انسان است و می‌تواند حتی شخصیت ضداجتماعی داشته باشد. حتی می‌تواند یکی از مسئولان حرفه باشد اما مسئله اینجاست که چه چیزی می‌تواند جلوی آسیب‌ها را بگیرد؟ جواب در بحث کنترل درونی و کنترل بیرونی است. حال‌که کنترل درونی کفایت نمی‌کند در نتیجه باید کنترل بیرونی وجود داشته باشد.

در حال حاضر در سازمان نظام با این مسئله مواجه ایم که به جای اینکه ارکان بر افراد نظارت داشته باشند، افراد بر ارکان نظارت دارند. به طور کلی، در سازمان نظام روان‌شناسی ۶ رکن داریم و برخلاف سازمان نظام پزشکی، “رئیس” رکن نیست. رئیس منتخب شورای مرکزی، مجری اوامر، دستورات و مصوبات شورای مرکزی است. ولی در عمل رئیس سازمان، جلسات شورای مرکزی را هدایت و شورای مرکزی را نیز مدیریت می‌کند. در عمل رکن در اختیار فرد است. از طرفی در قانون آمده که بازرسان به عنوان نظام نظارتی اند ولی زمانی‌که یک فرد بر شورای مرکزی مدیریت می‌کند همان سیستم بازرسان را که قرار بوده است آن‌ها را نظارت کنند زیر سوال می‌برد. در نتیجه رکنی که می‌تواند این چالش را از میان بردارد، مجمع عمومی است. اما اینجا هم همان افراد ذی‌نفع جلوی برگزاری مجمع را می‌گیرند تا آن‌ها نتوانند بر سازمان نظارت کنند.

جالب اینکه همان اعضایی که حق دارند به‌طور مستقیم اعضای شورای مرکزی را انتخاب کنند، از حق حضور در مجمع محروم می‌شوند. آن‌ها مطرح می‌کنند که شعبه‌های استانی باید در مجمع حضور پیدا کنند. چون احساس می‌کنند وقتی تعداد کمتر باشد راحت‌تر می‌توان آن را مدیریت کرد. در نتیجه مشکل ما در سازمان‌های حرفه‌ای مثل سازمان نظام روان‌شناسی این است که چون ارکان ایفای نقش نمی‌کنند و ابتکار عمل در دست افراد است و نیازها و مشکلات افراد است که تعیین مسیر می‌کند، در نتیجه سازمان می‌تواند به سمتی برود که خیلی خوشایند نباشد. اما راه چاره این است که ارکان به جای خود برگردد، مجمع سر جای خودش باشد، بازرسان واقعاً بازرس باشند و بتوانند گزارش را به شورای مرکزی و به مجمع بدهند. به‌نظر می‌رسد که وضعیت زرد حرفۀ ما اینجاست. اگر شورای مرکزی همچنان در خواب غفلت فروخفته باشد و نپذیرد که آسیب وجود دارد و نخواهد که آسیب‌ها را برطرف کند و جلوی برگزاری مجمع گرفته شود، به‌نظر می‌رسد که مجبوریم علی‌رغم میل از ظرفیت‌های بیرون از حرفه استفاده کنیم. اینجاست که بایستی دستگاه‌های نظارتی و حاکمیتی و امنیتی ورود پیدا کنند. به هر حال مراجعان مهم اند و باید حقوق آن‌ها تأمین گردد.

  • عده‌ای باور دارند نظامی که در سازمان نظام روان‌شناسی تجربه می‌کنیم جدا از تجربۀ کل نظام بوروکراسی کشور نیست. به عبارتی وضعیت سازمان نظام چیزی شبیه به وضعیت کل کشور است. فارغ از مفید یا غیر مفید بودن این نوع نگاه که این شیوه تحلیل می‌تواند آسیب‌های خودش را داشته باشد و به‌نظر می‌رسد نوعی عدم مسئولیت در آن است اما به نظر شما چقدر این نظام همان است و آیینه‌ای از کل سیستم است؟ در واقع به‌نظر می‌رسد از آنجا که در اینجا با بیماران و مراجعان به‌صورت عینی و ملموس ارتباط وجود دارد ذره بینی روی این سیستم گرفته شده و عیب‌های آن بیشتر دیده می‌شد.

این حرف تا حدی درست است. وقتی داریم از پزشک، روان‌شناس یا مهندس حرف می‌زنیم، پزشک و روان‌شناس و مهندس این جامعه اند. در نتیجه نمی‌شود پویایی‌هایی در جامعه باشد و در این افراد نباشد. اگر همه جا یاد گرفتیم نوبت را رعایت نکنیم، اینجا هم رعایت نمی‌کنیم. در نتیجه احتمال دارد یکسری قواعد کلی حاکم بر کل جامعه در درون یک حرفه خودش را نشان دهد. اما اینجا مطلب با دو بحث خاص می‌شود. یکی اینکه اینجا موضوع حساس است، مخاطبان ما مراجعانی به شدت آسیب‌پذیر اند، این حوزه خاص است و نیازمند تأمل بیشتری است. دوم اینکه روان‌شناسان فقط قرار نیست بیمار ببینند آن‌ها در جامعه الگو اند. اگر قرار باشد سلامت اداری کل کشور را تأمین کنیم، روان‌شناسان یکی از اصلی‌ترین صاحب‌نظران در این زمینه اند. در نتیجه انتظار می‌رود در سازمان حرفه‌ای روان‎شناسان اوضاع از میانگین کشور بهتر باشد. هرچند طبق شواهد به‌نظر می‌رسد در حال حاضر اوضاع از وضعیت برخی حرفه‌ها حتی اندکی عقب‌تر است. ولی با ظرفیت‌های درون رشته امید می‌رود که در آینده این وضعیت بهتر شود.

  • وقتی سازمان‌های نظارتی یا به تعبیر شما ارکان ضعیف می‌شوند، افراد قدرت بیشتری پیدا می‌کنند. چقدر در این فضا ذی‌نفعان اند که نمی‌گذارند آن فضا شکل بگیرد و سازمان دوباره قدرت خودش را پیدا کند؟

برخی افراد گاهی این ذی‌نفعان را در بیرون حرفه، روان‌پزشکانی می‌دانند که اجازه نمی‌دهند چنین فضایی شکل بگیرد. البته چالش روان‌شناسی و روان‌پزشکی می‌تواند وجود داشته باشد و به ویژه معدود روان‌پزشکانی نگاه از بالا به پایین داشته باشند ولی اینکه چنین نگاهی در روان‌پزشکان غالب است و مشکلات ما از آن‌ها ریشه می‌گیرد سخن نادرستی است. این نوع نگاه شبیه تئوری توطئه است و نوعی فرافکنی مشکلات به بیرون و رفع مسئولیت‌هاست. درست است که کتابچه نسبی به نفع روان‌پزشکان است ولی من شخصاً اعتقاد دارم اگر روان‌شناسان بتوانند خودشان را سامان بدهند می‌توانند در تعامل با روان‌پزشکان پیش بروند. البته چالش‌هایی هم خواهیم داشت ولی تعامل امکان‌پذیر است. روان‌پزشکان دشمن و نقطه مقابل ما نیستند. ما هر دو می‌خواهیم به مراجعان کمک کنیم. در نتیجه اگر کسی از بیرون رشته برای ما مشکل ایجاد می‌کند، به نظر می‌رسد بخش اعظم آن به خود ما بر می‌گردد. اگرچه ممکن است درون روان‌پزشکان افرادی باشند که منافع خاص خود را به صورت تعصبی پیش ببرند که این درون هر حرفه‌ای وجود دارد، به‌نظر می‌رسد ما در بیرون از رشته ذی‌نفعانی داریم که ممکن است دوست داشته باشند جلوی روان‌شناسی گرفته شود. ولی عمیقاً این باور وجود دارد که اگر بتوانیم آسیب‌ها را در درون اصلاح کنیم از بیرون آسیب نخواهیم دید. هر آسیبی از بیرون به طور عمده ریشه در آسیب‌هایی است که در درون داریم.

  • در واقع معتقدید اگر در سازمان نظام روان‌شناسی، افرادی که تا حدی شایستگی دارند و بر اساس روالی که فرمودید انتخاب شوند شاهد وضعیت متفاوتی خواهیم بود؟

فقط می‌خواهم این را بگویم که اگر روند به گونه‌ای پیش رود که ارکان سر جای خودش باشد، بله. چون در میان شش رکن، شورای مرکزی، رکن مهمی است در نتیجه افرادی که در این حوزه انتخاب می‌شوند می‌توانند در خصوص ارکان دیگر نیز اثرگذار باشند. در واقع، انتخاب افراد برای رکن شورای مرکزی بسیار حائز اهمیت است. در این رکن افرادی باید حضور داشته باشند که ضمن اینکه دانش و پیشکسوتی دارند هوشیار به مسائل، نقاد و آزاده باشند و در یک کلام در مقابل سوء استفاده‌های عاطفی مقاوم باشند. یعنی یک عضو شورای مرکزی که بتوان در او ناارزنده‌سازی ایجاد کرد یا بتوان او را ترساند یا در او احساس گناه ایجاد کرد، چنین عضوی کارآمد عمل نخواهد کرد. ولی افرادی که در برابر سوء استفاده‌های عاطفی مقاوم اند و به کل حرفه اشراف دارند و از اینکه حتی آسیب فردی ببینند و برای حرفه تلاش کنند ترسی ندارند، بهترین گزینه برای انتخاب در شورای مرکزی اند.

  • یعنی به زبان روان‌شناسی فرد باید ایگوی قوی داشته باشد.

بله دقیقاً.

ادامه دارد…

 

آسیب‌شناسی رشته و حرفه روان‌شناسی و مشاوره از نگاه دکتر حمید پورشریفی – بخش اول

 

آسیب‌شناسی رشته و حرفه روان‌شناسی و مشاوره از نگاه دکتر حمید پورشریفی – بخش سوم

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

18 + سیزده =