استارتاپ و علوم اجتماعی :

مردم نگاری چطور به تیم های استارتاپ برای توسعۀ کسب و کارهای تازه کمک می‌­کند؟

نویسنده : تمنا منصوری

تخمین زمان مطالعه : ۷ دقیقه


 تصور رایج بر این مبنا استوار است که افرادی می­‌توانند کسب و کارهای نوپا راه بیندازند یا اداره کنند که از پیشینۀ دانشگاهی یا تجربی مهندسی، مدیریت و علوم فنی برخوردار باشند. اما محققان علوم اجتماعی به­‌ویژه انسان‌شناسان این ایده را مطرح می‌­کنند که اگر استارتاپ‌ها از مطالعات مردم نگاران بهره ببرند موفقیت کسب و کار خود را تضمین می‌‌کنند. این یادداشت به پتانسیل­‌های همکاری میان مردم نگاران و کارآفرینان اشاره دارد.


گروه انسان شناسی دانشگاه پرینستون با حمایت مرکز کلر و بنیاد کاوفمن در کنفرانسی با نام گسترش فهم خلق کسب و کار: افزودن مقداری مردم نگاری به ترکیب پژوهش‌ها در سال گذشته به قابلیت­‌های همگرایی مردم نگاری و کارآفرینی پرداخت. پرسش اصلی در این کنفرانس این بود که مردم نگارها به چه نوع سؤال ­هایی در مورد کسب و کارهای جدید می­‌توانند پاسخ دهند و چه خلئی را می­توانند پر کنند؟

استارتاپ و علوم اجتماعی : مردم نگاری از مردم می‌­آموزد

محققان رشتۀ مردم نگاری، مردم را مطالعه نمی­‌کنند بلکه از آنها می‌­آموزند. این یعنی تحقیقات مردم نگارانه تا اندازۀ بسیار زیادی دربرگیرندۀ گوش دادن با دقت بسیار است. در این نوع پژوهش­‌ها محققان زمان خود را برای آشنایی تدریجی با موقعیت­‌های اجتماعی، جماعت­‌ها یا سازمان­‌ها صرف می­‌کنند که در این مورد خاص هر آنچه به ایجاد کسب و کار مرتبط است مورد نظر است.

ناکام ماندن بسیاری از استارتاپ‌ها در سراسر جهان دلایل مختلفی دارد، درحالی­که پژوهش‌­های عینی اندکی برای توضیح چرایی آن انجام شده است. می­‌توان این سؤال را مطرح کرد که آیا انجام مردم نگاری با کیفیت می‌­تواند الهام‌­بخش فهم بهتری از چگونگی ظهور کسب و کارها و عوامل مؤثر در رشد و شکوفایی سرمایه­های جدید باشد؟ آیا نسبتی میان استارتاپ و علوم اجتماعی وجود دارد؟

پویایی‌­های تنش­‌های دنیای کسب و کار، نیروهای تغییر در این فضا و مرزهای نامشخص در بازار کار جهان همگی فرصت­‌های خوبی برای مردم نگاران فراهم می­‌کند تا مهارت‌­های تحلیلی و جهان‌­بینی خود را برای همزیستی با اذهانی که فروش دغدغه اصلی آنهاست به کار ببرند.

مطالعه­‌ی کیفی رفتارهای کارآفرینان در بررسی نسبت استارتاپ و علوم اجتماعی

تا سی سال گذشته مردم نگاری به عنوان مطالعه‌­ی کیفی فرهنگ­‌ها، که از مشاهده و مشارکت حاصل می­‌شد، ابزاری مطلوب برای تحلیل راهبردهای کسب و کار بوده است. این درحالی است که داده­‌ها و روش‌­های کمّی جایگاه اول را داشتند. اما پژوهش‌­های منتج از داده‌­ها از نظر ارائۀ چشم اندازهای نو «ازکار افتاده» هستند و به پژوهش­‌های کیفی­ن‌گرانۀ بیشتری برای پر کردن این شکاف ها نیاز است.

یک تحقیق نشان داده است که ۱۷٫۸ میلیون نفر از مردم آمریکا در حال کار برای راه‌­اندازی حدوداً ۹٫۵ میلیون کسب و کار هستند. این یعنی از نظر تاریخی اکثریت استارتاپ شکست می‌­خورند. به عبارت دقیق‌­تر، نرخ شکست به رغم تعداد استارتاپ‌های موجود در آمریکا رو به افزایش است.

مردم نگاری ابزاری بسیار قدرتمند برای فهم رفتار گروهی است که می­‌تواند ماهیت جدید کارآفرینی و آیندۀ بازارکار را با استفاده از ویژگی‌های خود ارزیابی کرده و برایش چاره‌جویی کند. می‌­تواند به ما در فهم اینکه چرا استارتاپ‌ها شکست می‌­خورند کمک کند.

در این بررسی­‌ها می­‌توان به مطالعات میدانی، اقتصاد غیر رسمی در برابر اقتصاد رسمی و اولویت­‌های سیاست­گذاری عمومی پرداخت. همچنین لازم است انواع مختلف استارتاپ‌ها‌ را مورد نظر قرار داد؛ از آنچه اصطلاحاً «تک شاخ» نامیده می­شود و ارزش میلیارد دلاری دارد تا برنامه­‌های کوچک مردمی در ارتفاعات پرو. نکاتی مانند قوم-مرکزیت یا باور به اینکه یک فرهنگ بر دیگری برتری دارد نیز از دیگر مسائلی است که در مطالعات مردم نگارانه رعایت احتیاط علمی را دوچندان می­کند.

استارتاپ و علوم اجتماعی : لزوم حضور مردم نگار در مراحل ابتدایی راه اندازی کسب و کار

البته مطالعۀ کسب و کارهای درحال ظهور درحالی که داستان‌­های آنها همچنان ناتمام است دشواری­‌های خود را دارد. از طرف دیگر معمولاً آنچه در نهایت به دست ما می‌­رسد روایت­‌های کارآفرینان از اسطوره‌­های موفقیت آنها است و نه داستان واقعی آنچه در مسیر برایشان اتفاق افتاده است. برعکس، بسیاری از استارتاپ‌ها نیز پیش از آنکه یک محقق شانس دقیق شدن در مورد گام­‌های نه چندان هدایت شده را داشته باشد به شکست می‌­انجامند.

برخی از عالمان علوم اجتماعی معتقدندکه لازم است مردم نگارها هنگامی وارد کار شوند که شرکت­‌های نوپا گام­‌های ابتدایی خود را بر می­‌دارند. وقتی شرکت­‌هایی را مطالعه کنیم که ۱۰ تا ۱۵ سال از آغاز به کارشان می­‌گذرد یعنی تمام اتفاق‌­های جالب آنها پیش­تر رخ داده است. درحالی­که مراحل اولیه زمان شگفت­‌انگیزی برای انجام کار میدانی است و این فرصت برای محقق وجود دارد که این اتفاق­‌ها را به صورت آشکار و رها تماشا کند.

فرهنگ «درۀ سیلیکون» نمونۀ خوبی برای مطالعه است که سرشار از داستان­‌هایی از موفقیت­‌های شگفت‌انگیز چند استارتاپ است و دستخوش نوسان­‌های دوره­ای توسط ساختارهای کژکارکردی مدیریت شده‌اند. نگاه عوام‌­گرایانه در مورد استارتاپ‌ها تحت تأثیر استعدادهای دشواری است که این استارتاپ‌های منفرد به آن دامن زده‌­اند. این رویکرد سوء تعبیرهایی را پیرامون چگونگی ادارۀ استارتاپ‌ها ایجاد می­کند. این درحالی است که ما کارآفرین­‌های بسیار شاخصی داریم که از فنون مدیریتی بی­‌رحمانه برای دستیابی به مزایا و پیشرفت گذرا استفاده می­‌کنند.

اگر بخواهیم یافته­‌های مطالعات مردم نگارانه را برای کارآفرینان قابل کاربرد کنیم باید آنها را به زبان دنیای کسب و کار و سیاست­گذاری ترجمه کنیم؛ کارآفرین­‌ها چیزی در مورد خوشه­‌های نمونه­‌گیری نمی­‌دانند یا در مورد زیست­‌بوم­‌های کسب و کار. مسائلی که برای آنها اهمیت دارد به زنده ماندن کسب و کارشان در پنج سال اول کمک می­‌کند یعنی زمانی که یک استارتاپ در آسیب­‌پذیرترین دوران خود به سر می‌­برد.

 

در بخش بعدی این یادداشت، به طور دقیق­تر به پتانسیل­های همکاری دنیای انسان شناسی و کسب­و کار­پرداخته می­‌شود.


منابع:

https://www.princetonkauffman2017.com/

https://www.princeton.edu/news/2017/08/16/entrepreneurship-could-benefit-cultural-studies-conference-finds


برای مطالعه­‌ی بیشتر:

Denny, R., & Sunderland, P. (Eds.). (2014). Handbook of Anthropology in Business. Routledge.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

2 × 4 =