اطلاعات شخصی و اخلاق

چرا باید به حفظ اهمیت اطلاعات شخصی در توسعه فناوری توجه کنیم؟- بخش دوم

نویسنده:حسین تاجمیر ریاحی

تخمین زمان مطالعه: ۷ دقیقه


در بخش اول این مقاله به دو مورد از دلایل اهمیت حفظ حریم خصوصی پرداخته شد، در بخش پایانی به دو دلیل دیگر «بی عدالتی اطلاعاتی و احترام به استقلال اخلاقي و هويت افراد» می پردازیم.


۳- بی‌عدالتی اطلاعاتي

مايك والزر فیلسوف سياسي معاصر دليل سوم اهميت حفاظت از اطلاعات شخصي را به‌خوبی در آراء خود بيان كرده است. او معتقد است «يك مجموعه از كالاهاي پايه براي همه جهان‌هاي اخلاقي و مادي وجود ندارد، يا اگر وجود داشته باشند چنان كم تعدادند كه در هنگام انديشيدن درباره توزيع‌هاي خاص كالا استفاده اندكي دارند».

كالاها معناي ذاتي ندارند، معناي آن‌ها نتيجه‌ی ساختار فرهنگي – اجتماعي يك جامعه و تفسيري است كه از آن در اجتماع وجود دارد. لذا براي این‌که تعيين كنيم چه توزيعي از كالا عادلانه است نخست بايد معين سازيم آن كالا براي كساني كه از آن در يك جامعه خاص استفاده مي‌كنند چه معنايي دارد.

منظور از كالا در اینجا لزوماً كالاي تجاري نيست. سپهر‌هاي متفاوتي وجود دارند كه هركدام شامل كالاهايي گوناگون مي‌شوند. براي مثال پزشكي و سياست دو سپهر مستقل از يكديگرند كه شامل كالاهاي مثل مراقبت‌هاي پزشكي و مناصب سياسي‌اند.

هرکدام از اين كالا‌ها بر مبنايي خاص تخصيص می‌یابند، مثلاً مراقبت پزشكي بر مبناي نياز و مناصب سياسي بر مبناي شايستگي افراد. والزر معتقد است آنچه بايد از آن پرهيز شود، تسلط يك كالا خاص بر ديگر كالا‌ها و ايجاد تك قطب‌هايي كالايي است.

براي مثال وقتي پول، كه كالايي اقتصادي است مي‌تواند براي شما راي بخرد (كالاي سياسي) به شما مراقبت‌هاي پزشكي تبعیض‌آمیز بدهد (كالاي پزشكي)، يا يك مدرك دانشگاهي به شما اعطا كند (كالاي آموزشي) تک‌قطبی مبتني بر كالاي اقتصادي ِپول ایجادشده است.

 والزر مي‌گويد هيچ كالاي اجتماعي مثل الف نبايد به مرد يا زني كه داراي كالاي ب هستند تنها به اين دليل كه صاحب ب هستند و بدون توجه به این‌که معناي الف چيست تخصيص يابد. مثلاً مدرك گرفتن كه كالايي آموزشي است و معنايي مثل آموختن دانش در پي خود دارد نبايد با پول معاوضه شود به‌خصوص اگر توجهي به آموزش‌دیده بودن فرد خريدار نشود.

از نظر والزر آنچه به‌طور خاص دريافت ما از عدالت را مخدوش مي‌سازد، نخست تخصيص كالاهاي دروني سپهر الف (مثل كالاي پزشكي) بر اساس منطق توزيعي مرتبط با سپهر ب است (مثل كالاي اقتصادي)، دوم، جابه‌جایی كالاها وراي محدوديت‌هاي يك سپهر خاص و سوم، تسلط و حكومت يك كالا بر كالاهاي ديگر است.

براي جلوگيري از بي‌عدالتي، جداسازي سپهر‌هاي گوناگون از یکدیگر بايد موردتوجه واقع شود و بايد برخي دادوستد‌ها مابین آن‌ها مسدود گردد. اگر اين امر به‌طور مؤثری اجرا شود و استقلال سپهر‌ها از يكديگر ضمانت شود، درنتیجه عدالت قابل‌اجرا خواهد بود.

تحليل والزر مي‌تواند به حوزه اطلاعات نيز گسترش يابد. اطلاعات داراي معنا و ارزش‌هاي محلي‌اند و توزيع و تخصيص آن‌ها بايد همساز و قابل تطبيق با معناي محلي آن‌ها باشد. براي مثال بسياري از مردم با استفاده از اطلاعات پزشكي آن‌ها براي اهداف پزشكي مشكلي ندارند، چراکه اين اطلاعات كاملاً با مسائل سلامتي آن‌ها مرتبط هستند

 اما اگر همين اطلاعات پزشكي منجر به زيان اقتصادي يا اجتماعي آن­ها مثل تبعيض در محل كار، جلوگيري از خدمات اجتماعي يا ارتقاء در مناصب سياسي شود به‌شدت معترض خواهند شد. همين وضعيت درباره اطلاعات كتابخانه هم وجود دارد.

براي آن‌ها مهم نيست اگر اين اشتراک‌گذاری اطلاعات بتواند به استفاده بهتر از خدمات كتابخانه‌اي منجر شود اما اگر اين اطلاعات براي تمسخر سليقه و انتخاب‌هاي فردي آن‌ها استفاده شود به‌شدت نگران مي‌شوند. بنابراين مي‌توان گفت بی‌عدالتی اطلاعاتي به اين معناست كه اطلاعات مربوط به يك سپهر را بدون توجه به مرز‌هاي آن سپهر به سپهري ديگر وارد كنيم.

اين كاري است كه دستگاه‌های پايش و ره‌گیری و پردازش اطلاعات به شكلي گسترده انجام مي‌دهند. براي مثال اطلاعات شخصي و علايق ما مي‌تواند به اطلاعات اقتصادي سودآور تبديل گردد. در اینجا و براي جلوگيري از اين بی‌عدالتی بار ديگر اهميت حفاظت از اطلاعات و حريم خصوصي آشكار مي‌گردد.

۴-احترام به استقلال اخلاقي و هويت افراد

برخي تئوري‌هاي فلسفي بر اهميت حريم خصوصي با توجه به استقلال اخلاقي تأکید مي‌كنند. استقلال اخلاقي به اين معناست كه بتوانيم بدون این‌که تحت‌فشار انتقادي ديگران قرار گيريم يا این‌که نرم‌هاي هويتي جامعه بر ما تحميل شود تصوير كلي و راه زندگي خود را با تصميماتي كه اخذ مي‌كنيم ترسيم نماييم.

افشاي اطلاعات شخصي افراد، چه به‌طور كامل صحت داشته باشد چه خير، شکل‌گیری عقايد و داوري‌ها درباره آن شخص را سهل مي‌سازد. فشار داوري و عقايد ديگران درباره آن شخص، مي‌تواند منجر به تغيير نگاه فرد به خود شود و يا باعث تغيير رفتار او در زندگي گردد درحالی‌که ممكن بود او به شكل ديگري زيست خود را ادامه دهد.

اين رخداد معمولاً منجر مي‌شود كه هر فرد خود را به‌صورت دلخواه و تحميلي جامعه تغيير دهد و عملاً استقلال انساني خود براي تعيين اعتقادات و جهت‌دهی تصميماتش براي شكل دادن به شخصيت خود را از دست دهد.

همان‌طور كه جان استوارت ميل گفته است براي اشخاص مدرن، كه در ميان ايده‌هاي فراوان تاريخي و مذهبي، زندگي به‌شدت دگرگون­شونده اجتماعي –اقتصادي و امكان انتخاب‌هاي متعدد قرارگرفته‌اند چارچوب‌بندی كردن هويت اخلاقي يك نفر با استفاده از داوري ديگران مانع بزرگي بر سر «آزمودن زندگي» است.

بنابراين انسان بايد بتوانند مستقلاً خود را ازلحاظ اخلاقي تعيّن بخشد و يا تعيّن‌هاي قبلي خود را از بين ببرد و بر اساس تجربه‌هاي جديد و فراوان در زندگي آن را به شكلي كه مي‌خواهد بسازد.

اين مفهوم از فرد كه به لحاظ اخلاقي مستقل، تجربه‌گر و ترسیم‌کننده مسير زندگي خويش است پشتيباني اخلاقي جدي را براي حمايت از حفاظت اطلاعات شخصي فراهم مي‌آورد.

قانون حفاظت اطلاعات شخصي اين امكان را براي افراد به همراه دارد كه بتوانند نظر و تصميمات خود را بر اساس تجربه‌ها و ادراك تازه خود از زندگي و بدون واهمه از فشار داوري ديگران تغيير دهد. بدين ترتيب اين قانون پيام استقلال براي انسان‌ها را در خود نهفته دارد.

توضيح ديگر براي احترام به استقلال اخلاقي اين است كه هرچقدر هم كه اطلاعات ما از يك فرد داراي جزئيات باشد نمي‌توانيم به چيزهايي كه خود فرد به شكل دروني به آن التفات دارد، مثل نيت‌ها، اغراض، احساسات و آرزوهاي آن فرد دسترسي داشته باشيم.

درنتیجه داوري ما از اطلاعات شخصي يك فرد تنها بر اساس چهارچوب‌هاي ذهني و درك شخصي كه از زندگي داريم خواهد بود، يعني هر نوع داوري تنها تفسير شخصي برخي از اطلاعات است. هر فرد از دريچه‌اي جهان را مي‌نگرد، دريچه‌اي كه تحت تأثیر دريافت‌هاي او، اعتقادات و تجربه‌هاي شخصي اوست.

اين‌‌ها جنبه‌هايي از زندگي هستند كه پايگاه‌هاي اطلاعاتي نمي‌توانند آن‌‌ها را ذخيره كنند لذا نمی‌توان بر اساس اطلاعات آن‌ها قضاوت نمود و تصميم گرفت. درواقع تصويري كه يك پايگاه ‌داده از زندگي ما به دست مي‌دهد هیچ‌گاه آن‌گونه نيست كه ما آن را زندگي كرده‌ايم.

احترام به حريم خصوصي افراد ازاین‌جهت مي‌تواند داراي پشتوانه معرفت‌شناختی مستحكمي نيز باشد. و آن پشتوانه اين است كه غیرممکن است واقعاً يك فرد را شناخت آن‌گونه كه اين فرد خود را می‌شناسد و تجربه مي‌كند.

 

منابع:

Kant, I. & Reath, A. (2015). Kant: Critique of practical reason. Cambridge University Press.

Mill, J. S. (1966). On liberty. In A Selection of his Works (pp. 1-147). Macmillan Education UK.

Van den Hoven, M. J. (1997). Privacy and the varieties of moral wrong-doing in the information age. Computers and Society, 27, 33-37.

Van Den Hoven, M. J. & Weckert, J. (Eds). (2008). Information technology and moral philosophy. Cambridge University Press.

Walzer, M. (1986). Spheres of Justice: A Defense of Pluralism and Equality. Basic books.

0

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

1 × یک =