اقتصاد رفتاری

گفتگو با امیرمحمد تهمتن، پژوهشگر در اولین آزمایشگاه اقتصاد رفتاری در ایران

قسمت اول

مصاحبه کننده: تمنا منصوری

تخمین زمان مطالعه: ۷ دقیقه


اقتصاد رفتاری رشته‌ای است که با روش علمی در فضای روان‌شناسی شناختی، فاکتورهای مربوط به احساسات و اجتماع را در تحلیل و فهم بازارها و عوامل اقتصادی به کار می‌گیرد. از آنجا که واحد تحلیل در این دو علم، فرد و رفتار اوست، تعامل بین علم اقتصاد و روان‌شناسی می‌تواند برای نظریه‌پردازی اقتصادی مورداستفادۀ اقتصاددانان قرار گیرد. این رشته به دنبال افزایش قدرت توضیح‌دهندگی علم اقتصاد از طریق واقعی‌ترکردن بنیان‌های روانشناسی است. به زبان ساده اقتصاد رفتاری می‌گوید چیزهای کوچک باعث می‌شود رفتارهای عادی مانند خریدکردن، آن‌طور که افراد تصور می‌کنند نباشد؛ مثلاً بارها پیش آمده که هدفتان خرید یک کالا است اما سر از خرید چیز دیگر درمی‌آورید یا می‌خواهید مقدار معینی از پول را خرج کنید اما بیشتر از آن مقدار از حسابتان می‌رود. بنابراین ظاهراً سوای عقلانیت قواعدی سرانگشتی در میان انسان‌ها وجود دارد که در تصمیم‌گیری‌هایشان مؤثر است.

 


 آزمایشگاه علوم رفتاری، اولین پژوهشگاه اقتصاد رفتاری در ایران است که به تازگی در دانشکدۀ اقتصاد و مدیریت دانشگاه صنعتی شریف بنا شده است. ایده و راه‌اندازی این آزمایشگاه به‌عنوان یک نوآوری خلاقانه و جسورانه که با حمایت برخی از استادان این دانشکده بوده است انگیزه گفتگو با امیر محمد تهمتن شد که در ادامه خواهید خواند:

  1. آقای تهمتن کمی از خودتان و دغدغه‌هایتان بگویید؟ چرا این رشته را انتخاب کردید؟

من متولد ۱۳۷۱ و ورودی سال ۸۹ رشتۀ اقتصاد دانشگاه تهران و همچنین ورودی ۹۳ کارشناسی ارشد اقتصاد در دانشگاه شریف هستم و این روزها در حال نگارش پایان‌نامه‌ام در حوزۀ اقتصاد رفتاری هستم. رشتۀ من ریاضی‌فیزیک بود و اقتصاد را تنها به این دلیل انتخاب کردم که از سال دوم دبیرستان که باید برای انتخاب رشته‌ تصمیم‌گیری می‌کردم، پدرم، عمو و دخترعمویم که اقتصاد خوانده بودند با یکدیگر مباحثه داشتند و من هم یاد می‌گرفتم. دائماً صحبت از کمبریج و آدام اسمیت می‌شد تا اینکه سال کنکور شد. بعد از صحبت با این افراد انتخاب اولم را از فیزیک نجوم به اقتصاد دانشگاه تهران تغییر دادم و به دلیل علاقه‌ام به ریاضی و بی‌علاقگی به زوایای فلسفی اقتصاد، وارد مباحث مدل‌سازی در اقتصاد شدم؛ یعنی اینکه چطور می‌شود رفتار آدم‌ها را بر اساس ابزارهای ریاضی مدل‌سازی کرد.

سال آخر دورۀ کارشناسی متوجه شدم آدم‌های اطرافم آن‌طور که ما در اقتصاد عقلانی رفتارها را مدل‌سازی می‌کنیم، رفتار نمی‌کنند. برایم این سؤال پیش آمد که خب پس ما در اقتصاد چه‌کار می‌کنیم؛ آدم‌های دور و اطراف من این‌طور هستند یا واقعاً این‌چنین است؟ بعد از کمی جستجو و مطالعه با حوزه‌ای به نام اقتصاد رفتاری یا Behavioral Economics آشنا شدم و همچنین Neuroeconomics یا اقتصاد عصب پایه یا اقتصاد عصبی (که البته معادل چندان مناسبی نیست چون وقتی قرار باشد به افراد مشغول در این حوزه اطلاق کنیم می‌شود اقتصاددانان عصبی!)

من ابتدا حتی کمی در حوزۀ جامعه‌شناسی مطالعه کردم اما پس از مدتی متوجه شدم که به دلیل نبودن آثاری از ریاضی و آمار و چیزهایی که مورد علاقه‌ام بودند، نمی‌تواند جذبم کند. بعد کمی روانشناسی محض خواندم و دیدم آن‌هم به‌تنهایی برایم فایده‌ای ندارد. بعد از حدود ۶-۷ ماه جستجو در یکی از کلاس‌های آزاد با موضوع علوم عصب‌شناختی شرکت کردم. استاد آن دورۀ دکتر کریمی جاوان، فارغ‌التحصیل دانشگاه برکلی و از محققان پژوهشکدۀ علوم شناختی بودند. این دوره به من افق دید گسترده‌تری دربارۀ مکانیسم‌های مغزی قضاوت‌ها و تصمیم‌گیری‌هایمان داد.

  1. چه زمانی ایدۀ راه‌اندازی این آزمایشگاه به ذهنتان رسید و چه مسیری طی شد؟

در واقع من از سال آخر کارشناسی به این موضوع فکر کردم. نتیجۀ این دغدغه منجر به برگزاری یک همایش و دو کارگاه آموزشی در دانشکدۀ اقتصاد دانشگاه تهران شد که یکی از آن‌ها با سخنرانی دکتر بیژن جهانگیری، از اساتید گروه داروشناسی دانشکدۀ پزشکی تهران، برگزار شد و دیگری با حضور آقای کریمی جاوان و همچنین کارگاه آموزشی نورومارکتینگ با سخنرانی دکتر آناهیتا خرمی برگزار شد.

با توجه به علاقه‌ای که داشتم بالاخره با کمک دکتر فاطمی، از اعضای هیأت‌علمی دانشکدۀ اقتصاد دانشگاه شریف، فرصتی دست داد و ایشان با تعریف یک مجموعه پایان‌نامه در این حوزه از دانشجویانی که علاقه‌مند به پژوهش در حوزۀ اقتصاد رفتاری بودند دعوت کردند تا بر اساس این اولویت‌های پژوهشی کار کنند؛ البته این کار با راهنمایی دکتر بهادر بهرامی انجام گرفت، زیرا به دلیل پیشینۀ حوزۀ اقتصاد رفتاری در علم روانشناسی، به حضور کارشناسی باسابقه در مطالعات روان‌شناختی و اعصاب در تعیین این اولویت‌های پژوهشی نیاز بود.

این آزمایشگاه با کمک دکتر فاطمی و دکتر عیسایی، رئیس دانشکدۀ اقتصاد و دکتر طالبیان، از اساتید گروه MBA از حدود یک سال پیش راه افتاد؛ یعنی زمانی که نیاز به وجود یک آزمایشگاه علوم رفتاری احساس شد تا بتوان در آن آزمایش لابراتواری صورت داد و آزمودنی را در آن تحلیل کرد.

  1. چرا اقتصاد رفتاری را انتخاب کردید؟ شناخت و مطالعه در زمینۀ اقتصاد رفتاری انسان برای خودتان یا جامعه چه ضرورتی دارد؟

بخشی از دلیل این کار شخصی است زیرا من دوست دارم تفکر موجود و غالب در هر تفکر و مسلکی را به چالش بکشم. در اینجا روی سخنم با اقتصاد است. اقتصاددان‌ها ادعاهای بزرگ می‌کنند و همان‌طور که شاهد هستید در علوم اجتماعی و سیاست‌گذاری‌ها عملاً حرف اقتصاددان‌ها اعتبار بیشتری در مقایسه با جامعه‌شناس‌ها و روان‌شناس‌ها دارد؛ درصورتی‌که من با این ایده موافق نیستم چون از آمار و ریاضیات پیشرفته و پیچیده استفاده می‌کنند و اعتبار بیش‌ازحد برای خود قائل هستند.

دلیل دوم این بود که می‌دیدم نمی‌توانم با رشته‌ای که می‌خوانم شرایط محیط را تحلیل کنم. همان‌طور که می‌دانید اقتصاد دو سطح دارد؛ اقتصاد کلان و اقتصاد خرد. من به سطح کلان علاقۀ چندانی نداشتم و ندارم ولی حوزۀ اقتصاد خرد به تصمیم‌گیری در سطح فردی و اجتماعی می‌پردازد و برای من جذاب است. وقتی با قواعد سرانگشتی در پی تحلیل رفتارهای اطرافیانم بودم، متوجه شدم که اقتصاد به‌تنهایی نمی‌تواند سازوکارهای پایه‌ای تصمیم‌گیری افراد را توجیه کند و توضیح دهد و در بعضی موارد پیش‌بینی‌های مدل‌های اقتصادی وجود ندارد.

نکتۀ جالب پیش‌بینی‌های موجود در این نظریه و نادیده‌گرفتن بعضی موارد است. برای مثال حوزۀ framing یا کادربندی که می‌گوید اگر شما تصمیمی را به دو زبان ارائه کنید و هر دو از نظر مالی و اقتصادی نتایج یکسانی داشته باشند، افراد انتخاب‌های مختلفی می‌کنند؛ درصورتی‌که مدل اقتصادی بر اساس مطلوبیت مورد انتظار، پیش‌بینی متفاوت و فرموله‌بندی‌شده‌ای ارائه می‌دهد. این همان نقطۀ شروع زیر سؤال بردن اصول موضوعۀ اقتصاد از جانب دانیل کانمن در دهۀ ۷۰ و ۸۰ میلادی بود. در واقع نکتۀ جالب در حوزۀ اقتصاد رفتاری سنجش انحراف رفتارهای افراد نسبت به خط اصلی مدل‌های اقتصادی است و ما به مکانیسم‌های بنیادی روان‌شناختی وارد نمی‌شویم.

مهم‌تر اینکه هزینه‌ای که در اقتصاد رفتاری و آزمایش‌هایش صرف می‌شود، در مقایسه با رویکردهای مرسوم اقتصادی بسیار کم است؛ اما این رویکردهای رفتاری قرار نیست جایگزین رویکردهای مرسوم شود، بلکه مکمل آن‌هاست.

  1. آیا فرد یا افرادی خاص در هدایت شما به سمت این ایده نقش داشته‌اند؟

همان‌طور که گفتم تأثیر پدر، عمو و دخترعمویم که دانش‌آموختۀ اقتصاد بودند در انتخاب این رشته بسیار زیاد بود. سپس کم‌کم با افراد سرشناس این حوزه مانند کانمن و تالر آشنا شدم و کتاب‌هایشان را خواندم و متوجه شدم این افراد با طرح مسائلی نوین در علم اقتصاد برندۀ جوایز متعددی ازجمله جایزۀ نوبل شده‌اند. حمایت‌های استادهای خوب دانشکده هم در هدایت من و انگیزه‌بخشی تأثیر بسزایی داشت.

  1. آیا ایدۀ آزمایشگاه اقتصاد رفتاری با حمایت دولتی یا خصوصی همراه بوده است؟ با توجه به نوآوربودن این ایده، با چه واکنش‌هایی روبه‌رو شدید؟

حمایت‌ها تاکنون صرفاً از طرف دانشکده بوده، اما قراراست ستاد علوم شناختی و بنیاد ملی نخبگان در تجهیز آزمایشگاه کمک کنند. در حال حاضر یک سری آزمایش اجرا ‌شده است اما باید ادامۀ آن به‌صورت مفصل در آزمایشگاهی که قرار است در سایت فعلی راه‌اندازی شود انجام گیرد. نکتۀ جالب اینجاست که وقتی در مصاحبۀ ورود به دورۀ کارشناسی ارشد از من دربارۀ حوزۀ علایقم سؤال شد، همین حوزۀ اقتصاد رفتاری را مطرح کردم و برای استادها هم جالب و جذاب بود که چنین حوزه‌هایی هم وجود دارد و واکنش آن‌ها در برابر این طرح مثبت بود.

ادامه مصاحبه را می توانید در اینجا ببینید:

اقتصاد رفتاری؛قواعد سرانگشتی برای ما تصمیم می‌گیرند یا عقلانیت؟ قسمت دوم

 

2+

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

چهار × 3 =