الگوی کسب و کار – مدرسه کارآفرینی

پیش به سوی آینده با نوآوری در الگوی کسب و کار! ولی!!! الگوی کسب و کار چیست؟

مترجم: امیرحسین اکرمی

تخمین زمان مطالعه: ۵ دقیقه


پاسخ مهندسان تحقیق و توسعه به ناکارآمدی الگوهای کسب‌و‌کار موجود، محصولات جدید مبتنی بر فناوری‌های جدید و قابلیت‌های بیشتر است! این درحالی است که نتایج تحقیقات در حوزه کسب‌و‌کار نشان می‌دهد در مقایسه محصولاتی با فناوری و فرآیندهای نوآورانه، نوآوری در الگوی کسب و کار به طور متوسط ۶ درصد سودآورتر است. قسمت اول این مطلب را اینجا بخوانید.


نتایج تحقیقات نیز تایید می‌کند حتی از منظر مدیران نیز نوآوری در الگوی کسب و کار (برای دستیابی به مزیت رقابتی) از اهمیت بیشتری نسبت به نوآوری در محصول یا خدمات برخوردار است. در تحقیقی که IBM در ۲۰۱۲ انجام داد، بیش از ۹۰ درصد مدیران اجرایی اعلام کردند نوآوری در الگوی کسب و کار شرکت جز برنامه‌های سه سال آتی شرکت‌شان است. اما فقط تاکید بر اهمیت موضوع کافی است؟!

در عمل اما تعداد کمی از مدیران می‌توانند الگوی کسب و کار را به‌طور کلی تعریف کنند و تعداد بسیار کمتری قادر به توضیح الگوی کسب و کار شرکت خود اند. تعداد شرکت‌هایی که واحد و رویه نوآوری برای الگوی کسب و کار ایجاد کرده اند حتی کمتر است. با اینکه مدیران اهمیت موضوع را تایید می‌کنند، در نگاه نخست حجم کم تلاش در جهت نوآوری الگوی کسب‌و‌کار در شرکت‌ها شگفت‌انگیز به نظر می‌رسد! اما با نگاه دقیق‌تر به موضوع می‌توان فهمید که با توجه به پیچیدگی و ابهام موضوع، عملیاتی نشدن نوآوری در الگوی کسب و کار دور از انتظار نیست.

قبل از بحث در مورد چگونگی نوآوری یک الگوی کسب و کار، مهم است حداقل خودمان بدانیم که در چه چیزی باید نوآوری انجام شود. از لحاظ تاریخی، االگوی کسب و کار در اواخر دهه ۱۹۹۰ ریشه دارد و کلمه کلیدی‌ای در نشریات تخصصی شد. از آن زمان تا کنون متخصصان و محققان توجه بسیاری را به این مفهوم کرده اند. به‌طور‌کلی، الگوی کسب و کار را می‌توان ابزاری برای تجزیه و تحلیل و توصیف چگونگی کار کردن یک شرکت تعریف کرد.

 به طور خاص، الگوی کسب و کار اغلب مفهومی جامع در نظر گرفته می شود که مؤلفه‌های مختلف کسب و کار را مشخص کرده و آن‌ها را مانند مجموعه‌ای واحد به هم پیوند می‌دهد. به عبارت دیگر، االگوی کسب و کار نشان می‌دهد که چگونه جادوی یک کسب‌وکار براساس تک‌تک اجزاء آن فعالیت می‌کند.

ادبیات الگوی کسب و کار هنوز به تعریف مشترکی درباره اینکه که دقیقاً چه اجزای الگوی کسب‌وکاری را تشکیل می‌دهند نرسیده است. برای توصیف الگوهای کسب‌وکار در این مطالعه، از یک مفهوم‌سازی شامل چهار عامل اصلی استفاده کردیم: ۱٫ چه کسی؛ ۲٫ چه چیزی؛ ۳٫ چطور؛ ۴٫ ارزش. با توجه به کاهش به چهار عامل، تصویر ارائه شده در عین سادگی و قابل استفاده بودن، برای توضیح معماری الگوی کسب و کار به اندازه کافی کامل و واضح است.

۱. چه کسی: هر الگوی کسب‌وکار به گروه خاصی از مشتریان سرویس می‌دهد (Chesbrough and Rosenbloom 2002; ; Hamel 2000). بنابراین در اولین قدم باید پاسخ داد ” چه کسی مشتری است؟” (Magretta 2002). بر اساس استدلال موریس و همکاران (۲۰۰۵, p.730) عدم موفقیت در تعریف بازار را عاملی کلیدی در عدم موفقیت سرمایه گذاری می‌دانند. بنابراین تشخیص مشتریان هدف را عاملی اساسی در طراحی الگوی کسب‌وکاری جدید تعریف می‌کنیم.

۲٫ چه چیزی: عامل دوم توضیح می‌دهد که چه چیز به مشتریان هدف، ارائه می‌شود یا به‌زبان‌دیگر، آنچه برای مشتری ارزشمند است. این مفهوم بیشتر با عنوان ارزش پیشنهادی به مشتری (Johnson et al. 2008) یا به‌طور ساده ارزش پیشنهادی (Teece 2010) معرفی می‌شود. در یک تعریف جامع می‌توان گفت مجموعه محصولات و خدمات شرکت که برای مشتریان ارزشمندند.

۳٫ چطور: برای ساخت ارزش پیشنهادی، یک شرکت باید مجموعه‌ای از فرآیندها و فعالیت‌ها را مدیریت کند. این فرآیندها و فعالیت‌ها به همراه منابعی که در آن‌ها درگیر است و توانمندی‌های شرکت، سومین عامل اساسی طراحی یک الگوی کسب‌وکار جدید است. عاملی که هماهنگی زنجیره فعالیت‌های شرکت را شکل می‌دهد.

۴٫ ارزش: عامل چهارم توجیه اقتصادی الگوی کسب‌وکار را نشان می‌دهد. این عامل در اصل، جنبه‌هایی نظیر ساختار هزینه و سازوکارهای درآمدی را متحد می‌کند و به پرسش ابتدایی هر یک از شرکت‌ها اشاره می‌کند؛ یعنی چگونگی کسب درآمد در کسب‌وکار.

با پاسخ به چهار سوال کلیدی بالا، یعنی مشتریان شرکت، ارزش پیشنهادی به مشتریان، زنجیره ارزش تولید و ارزش پیشنهادی، در نهایت الگوی درآمدی یک شرکت ملموس می‌شود. با یکسان‌سازی تعاریف این سوالات، امکان تفکر و نوآوری و باز طراحی الگو کسب و کار ایجاد می‌شوند. مزیت بزرگی که با بهره‌گیری از این روش و ملموس کردن الگوی کسب‌وکار شرکت ایجاد می‌شود ارائه تصویری جامع از کسب‌وکار با ترکیب عوامل داخلی و خارجی است. به این ترتیب مفهومی تعریف می‌شود که چگونگی تعامل شرکت با اکوسیستم اطراف خود را توضیح می‌دهد. این وظیفه اصلی الگوی کسب و کار است که توضیح دهد درون یک اکوسیستم، شرکت چگونه و از چه کانال‌هایی برای خودش و ذی‌نفعان مختلفش خلق ارزش می‌کند.


منبع و نویسندگان:

Oliver Gassmann, Karolin Frankenberger, Michaela Csik

https://bmilab.com

1+

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

4 × 2 =