اندیشکده ها و سنجش اثر

سیاستگذاران از پژوهش‌های دانشگاهی استفاده نمی‌کنند، اما اندیشکده ها اقبال بیشتری برای دیده شدن دارند و باید شکاف میان سیاست و تحقیق را پر کنند.

نویسنده: تمنا منصوری

تخمین زمان مطالعه : ۱۰ دقیقه


درحالی که محققان بیش از همیشه با فشار اثبات اثرگذاری پژوهش‌های خود بر جهان و زندگی مردم روبه‌رو هستند، دانشگاه‌ها می‌کوشند راه‌هایی بیابند که ارتباط مؤثرتری با سیاستگذاران برقرار کنند. این یادداشت از ترکیب دیدگاه‌های دو استاد دانشگاه ساسکس و باث انگلستان و به نقل از مدرسه اقتصاد و علوم انسانی لندن و نیز روزنامه گاردین، به موضوع اثرگذاری گروه‌های مختلف فکری از جمله اندیشکده ها بر سیاست‌های عمومی می‌پردازد.


مقدمه ای بر اندیشکده ها

اثرگذار بودن نه تنها دغدغه بلکه آرمان تمام افراد، سازمان‌ها و گروه‌هایی است که در حوزه علم، سیاست و دولت فعالیت می‌کنند. اگر این گزاره را مفروض و مسلم بینگاریم، می‌توانیم از آن برای نگاه کردن به مشکلات موجود در فرایند اثربخشی و سنجش آن و نیز در چاره‌اندیشی برای بهبود وضعیت آن بهره ببریم. جودی شبا، استاد آموزش و سرپرست تبادلات پژوهش و دانش در مدرسه عالی آموزش و کار اجتماعی دانشگاه ساسکس انگلیس و هاف لاودر، سرپرست مؤسسه پژوهش‌های سیاست در دانشگاه باث از تجربه خود دربارۀ رابطۀ دانشگاه، پژوهش، سیاست و اندیشکده ها در بریتانیا می‌گویند:

“در عرصه سیاست‌ها و خط مشی‌ها از مدرسه‌داری و آموزش گرفته تا سازماندهی مجدد خدمات سلامت عمومی، از اصلاح زندان‌ها تا استانداردهای تغذیه، همه در بهره‌گیری از شواهد پژوهشی مشکل دارند. اما می‌توان استدلال‌های قوی اقتصادی، اخلاقی و بعضاً سیاسی را برای استفاده بهتر از شواهد تحقیقات ارائه کرد:

از منظر اقتصادی، در جامعه‌ای که اکنون در آن زندگی می‌کنیم، به این اطمینان خاطر نیاز داریم که سرمایه‌های عمومی در پژوهش‌ها استفاده از یافته‌ها را افزایش می‌دهد و در شناسایی تصمیم‌های مقرون به صرفه اقتصادی بر مبنای شواهد صحیح صرف می‌شود.

از منظر اخلاقی، مسئولیت داریم تا برای مثال از طریق آموزش و پرورش، سلامت یا خدمات مراقبت اجتماعی و بر مبنای بهترین شواهد از برآیندهای مثبت، در زندگی مردم مداخله کنیم تا سود را به حداکثر و آسیب‌ها را به حداقل برسانیم.

از منظر سیاسی، انتظارات عمومی در برخی حوزه‌ها نظیر مداخلات پزشکی این است که سیاست‌ها منعکس‌کننده شاهد و گواه باشند و آن را برای سیاستمداران به موضوعی مهم تبدیل کنند تا دست‌کم چنین به نظر برسد که دارند از پژوهش‌ها بهره می‌برند. “

چرا تحقیق در سیاستگذاری ‌ها جایی ندارد؟

پس چرا در برخی مطالعات چنین آمده است که ناظران ارشد مدنی و سیاستمداران، پژوهش‌های دانشگاهی را به عنوان آخرین منبع خود برای رجوع در فرایند سیاستگذاری رتبه‌گذاری می‌کنند؟ در اینجا به چند دلیل اشاره می‌کنیم که چرا سیاستگذاران پژوهش‌های دانشگاهی را مطلوب‌ترین گزینه‌ برای این مقصود تلقی نمی‌کنند:

  • پژوهش‌ها در تولید خروجی‌های شفاف که نیازمند رسیدگی بعدی نباشد، ناکام می‌مانند؛
  • محققان از اینکه یک گام فراتر بروند و استلزامات تحقیقشان برای سیاست را شناسایی کنند، بیزار هستند (درحالی که نقش محققان همین است)؛
  • یافته‌های پژوهش به شیوه‌ای اطلاع‌رسانی می‌شود که برای افراد غیرمتخصص، در دسترس یا معنادار نیست.

مخلص کلام اینکه دانشگاهی‌ها توانایی چکیده‌سازی و ساده حرف زدن ندارند. مقاله‌های فنی طولانی با جزئیات طویل روش‌شناختی و گاهی اوقات نظری، مورد علاقه سیاستگذاران نیست، چه برسد به اینکه بخواهند از آن استفاده کنند. بخش اعظم پژوهش‌های دانشگاهی به ندرت به تولید پاسخ درست در زمانی که سیاست‌ها درحال تدوین، شکل‌گیری یا تغییر هستند می‌پردازند؛ به عبارت دیگر زمان‌بندی پژوهش‌ها و سیاستگذاری‌ها معمولاً هم‌زمان نیستند.

اما محققان دانشگاه‌ها چه چیزهایی می‌توانند از اندیشکده ‌ها یاد بگیرند؟

مطالعاتی که سال ۲۰۱۴ دربارۀ سنجش اثر پژوهش‌ها در بریتانیا انجام شده بود، نشان داد که تحقیقات دانشگاهی اثرگذاری ندارند؛ درحالی که مطالعات انجام‌شده درباره سیاستگذاری‌ها حاکی از آن هستند که مقامات ارشد سیاستمداران، از اندیشکده ‌های جهانی به عنوان منابع اصلی اطلاعات یاد می‌کنند.

ویژگی‌های اندیشکده‌ ها به طور کلی عبارت‌اند از:

  • اندیشکده‌ ها سازمان‌هایی هستند با به طور خودمختاری و جدا از دولت کار می‌کنند؛
  • آنها به ترکیب، خلق یا ابلاغ اطلاعات می‌پردازند و اغلب از طریق رسانه‌ها به مردم و سیاستگذاران توصیه می‌کنند یا مشاوره می‌دهند؛
  • اندیشکده‌ ها بیشتر از دانشگاهیان از زیرکی در رسانه‌ها برخوردار هستند، چون اغلب کارکنانی دارند که از پیشینه‌ای غنی در صنعت ارتباطات رسانه یا لابی‌گری سازمانی برخوردار هستند؛
  • اندیشکده ‌ها گاهی اوقات بین محققان و تصمیم‌گیرندگان پیوند برقرار می‌کنند و به عنوان دلال و واسط بین آنها عمل می‌کنند.

کاری که اندیشکده ها به خوبی انجام می‌دهند این است که سنتزی از ایده‌ها یا پژوهش‌ها را مناسب با سیاست‌های جاری و به شیوه‌های جذاب و در دسترس که غیر فنی و زمان‌مند هستند، عرضه می‌کنند. اندیشکده ها گاهی اوقات با محققان همکاری می‌کنند و برخی از آنها به رغم آنکه خود را از پارتیزانی عمل کردن مبرا می‌دانند، برای سیاست‌های مشخصی دست به لابی‌گری می‌زنند؛ اما کاری که بهتر از همه انجام می‌دهند، «شبکه سازی» است؛ آن هم با افراد کلیدی دولت و نیز با استفاده مؤثر و کارا از رسانه‌ها. یعنی چه‌بسا کارکنان اندیشکده ها بتوانند با کسب کرسی‌های بیشتر به عنوان اعضای هر کدام از شوراهای دولتی و شرکت کردن در تمام رویدادها، خود را به همه‌جا متصل کنند.

این همان چیزی است که پروفسور لاودر، از آن به نقش مهم اندیشکده‌ها در پل زدن روی شکاف میان دانشگاه و سیاستگذاری‌ها یاد می‌کند. در واقع تولید مشترک، زمانی اتفاق می‌افتد که محققان و سیاستگذاران با یکدیگر درباره مقاصد پژوهش‌ها و خط مشی‌ها کار می‌کنند. بهتر آن است که سیاستمداران از همان ابتدا از دانش دانشگاهی در فرایند تعیین خطوط مشی بهره ببرند و از مرام‌نامه‌های اندیشکده ها استفاده کنند. این امر نیازمند تقویت مجراهای جدید مشارکت با سیاستگذاران توسط دانشگاه‌ها از یک‌سو و افزایش حضور سیاستگذاران در محافل دانشگاهی از سوی دیگر است، به منظور تدوین و بسط پرسش‌هایی که برای سیاستگذاری مهم و حیاتی هستند.

پس نقشه راه محققان چیست؟

هدف محققان رسیدن به نقطه توازن یعنی حفظ یکپارچگی تحقیق و در عین حال به حداکثر رساندن اثر آن است. در ادامه به چند پیشنهاد به محققان اشاره می‌کنیم:

  • اهمیت شبکه‌سازی اجتماعی را به رسمیت بشناسید تا توجه دیگران را به اهمیت پژوهش‌های خود جلب کنید. این امر مستلزم برقراری روابط نزدیک با مسئولان دولتی و افراد دیگری است که به مرکز تدوین سیاست‌ها نزدیک هستند.
  • مهارت‌های زیرکی در رسانه‌ها را در خود پرورش دهید و از روش‌های جایگزین برای ارائه یافته‌هایتان استفاده کنید.
  • پیش از آنکه مطالعه‌ای را آغاز کنید، کاربرهای کلیدی پژوهش خود را شناسایی کنید و سعی کنید روش‌هایی بیابید که آنها را در فرایند فرمول‌بندی مجدد سؤال پژوهش و نظردادن درباره یافته‌های نوظهور درگیر کند.

پروفسور لاودر توصیه‌هایی را به زبان ساده بیان می‌کند که عبارت‌اند از:

  • دربارۀ اینکه نقطه کانونی پژوهش شما و تخصصتان چیست شفاف باشید.
  • درباره خروجی پژوهش خود منسجم باشید.
  • سیاستگذارانی را که می‌خواهید با آنها سر و کار داشته باشید، شناسایی کنید و در زمان مناسب آنها را نشانه بگیرید.
  • سیاستگذاران را به دانشگاه خود دعوت کنید تا سخنرانی کنند، تسهیلات جدید دانشگاه را ببینند و با دانشگاهیانی ملاقات کنند که درحال تحقیق در موضوع مرتبط با آنها هستند.
  • در رسانه‌ها حضور فعالی داشته باشید تا کیفیت و ویژگی‌های پژوهش خود درباره سیاست‌ها را اطلاع‌رسانی کنید.

البته اندیشکده ‌ها هم محدودیت دارند

اما آیا شبکه‌سازی می‌تواند به واقع از نظر به عمل تبدیل شود؟ آیا اندیشکده‌های انگلیسی یا آمریکایی در عمل می‌توانند نزدیکی و دربرگیری را به عنوان وجوه مشخصه خود به مردم عامه خارج از منطقه وست مینستر یا واشنگتن آمریکا نشان دهند و شواهد خود را به آنها گزارش دهند؟ واقعیت‌ها نشان می‌دهند که کار آنها چندان در معرض نقد و نظر دیگران قرار نمی‌گیرد و بنابراین کیفیت خروجی‌هایشان نیز مورد سنجش قرار نمی‌گیرد. این موضوع وقتی موجب نگرانی بیشتر می‌شود که رسانه‌ها از کار اندیشکده‌ها به عنوان منابع بسیار خوب پژوهش و واقعیت‌هایی یاد می‌کنند، بی آنکه بررسی دقیقی از آن به عمل آورده باشند.

منابع:

http://blogs.lse.ac.uk/impactofsocialsciences/2011/03/07/getting-research-into-policy-the-role-of-think-tanks-and-other-mediators/

https://www.theguardian.com/higher-education-network/2014/nov/11/academics-grab-policy-makers-attention

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

پنج × 1 =