بردار و کاربردی‌سازی علوم انسانی و اجتماعی

گزارشی از نخستین دورهمی بردار با محوریت کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی

نویسنده: مریم لطفی

تخمین زمان مطالعه: ۸ دقیقه


در روزهای آخر اسفند، در غوغای سرک کشیدن بهار و شتاب روزهای پایانی سال، در این روزگار نابسامان اقتصادی که همه کلاهشان را سفت‌تر چسبیده‌اند، به همت گروه بردار یا همان بنیاد راهبری دانش اجتماعی روز، مجالی فراهم شد تا بعضی از اهالی علوم اجتماعی و علوم انسانی دور هم جمع شوند و از دغدغه‌هایشان بگویند. دغدغه‌هایی که گرچه فصل مشترک همه‌یشان کاربردی سازی علوم اجتماعی و علوم انسانی بود، اما قصه‌اش به زبان خودمانی همان گره‌گشایی از زندگی مردم است. ماجرای توسعه‌ی کسب و کار که به قول حمید حیدری، جامعه‌شناس و دبیر کارگروه کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی بردار، یکی از اهداف غایی این نشست و نشست‌‌های آتی، ایجاد شبکه‌های اجتماعی کسب و کارهای علوم انسانی و اجتماعی خواهد بود. در ادامه گزارش این جلسه را می‌خوانید.


در ابتدای بحث، حیدری از دغدغه‌ی بردار گفت؛ کمک به تعالی جامعه‌ی ایران. او گفت: «در این نشست درباره دغدغه‌های مشترک ذی نفعان در کسب‌وکارهای مرتبط با علوم انسانی و اجتماعی گفت و گو می‌شود. دو بحث برای ما مطرح است، یکی کارآیی علوم انسانی و اجتماعی و دیگری اثر علوم انسانی و اجتماعی. اثر مفهومی است که از یک نظام معرفتی برآمده، بنابراین خنثی نیست، کارآیی هم همینطور. در بحث اثر این مطرح است که وقتی فعالیتی انجام می‌شود، اثرات مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خواهد داشت و طبعا کار علوم انسانی این است که به این اثرات جهت‌دهی کند. وقتی از کارآیی صحبت منظور این است که علوم انسانی می‌تواند در کیفیت زندگی مردم ایران نقش کمک‌ کننده داشته باشد. در واقع ماموریت علوم اجتماعی و انسانی این است که مسئله حل کند».

 

البته او در ادامه یادآوری کرد وقتی از علم حرف می‌زنیم، با یک علم واحد سروکار نداریم و متودولوژی‌های مختلفی وجود دارند که به مسائل پاسخ می‌دهند. سپس با توضیح رویکرد گروه بردار به علوم انسانی و اجتماعی، درباره برنامه‌های بردار گفت: «یکی از برنامه‌های بردار، تجاری‎سازی گردآوری داده‌های فرهنگی و اجتماعی در ایران است. ما با توجه به امکانات و محدویت‌هایی که داریم، منطق اقتصادی را دنبال می‌کنیم. وقتی وجه اقتصادی فعالیتی پاسخ داده می‌شود، برای ادامه‌ی حیات خود باید از مخاطب پاسخ بگیرد و این مخاطب نظام اجتماعی ایران است. البته در این استدلال مناقشاتی هست، اما مسامحتا می‌توان گفت وقتی کاری وجه اقتصادی پیدا می‌کند، صورت بیرونی آن شفافیت بیشتری می‌یابد. بنابراین تلاش ما گسترش کسب و کارهای جمع‌آوری داده بوده که راه آن از طریق کسب و کارهای این حوزه است. برای همین تلاش کردیم تا یکی از استارت آپ‌های این حوزه را راه بیندازیم، اپی را طراحی کردیم که براساس آن کسب و کارها می‌توانند خودشان را معرفی کنند».

او نکته‌ای هم در رابطه با ارزش‌گذاری علوم انسانی گفت که گاهی با تمنیات سیاسی همراه می‌شود و اتفاقا برخلاف خیر عمومی است. برای همین پروژه‌ی دوم بردار را سنجس اثر و کارایی موسسات و اندیشکده‌های علوم اجتماعی و انسانی معرفی کرد.

محمدعلی نویدی، دکتری فلسفه‌ی غرب از ۲۵ سالی گفت که دغدغه‌ی اثربخشی علوم انسانی را داشته؛ کسی که در حوزه‌ی علوم عقلی و فلسفی کار کرده و با این پرسش مواجه شده که فلسفه به چه کار می‌آید؟ او گفت: «پرسشم این بود اما پاسخی که راه بگشاید نمی‌شنیدم، برای همین خودم دست به کار شدم. هر جا سخنی از اثربخشی بود و کاربردی سازی و حتی کارآمدی مطرح بود، ورود می‌کردم». او پرسش‌های دیگری هم مطرح کرد مثل اینکه «موانع کاربردی سازی چیست؟» البته علاوه بر طرح سوال، او دستی هم بر آتش پژوهش و تالیف دارد و گفت که در پاسخ به هر کدام از این پرسش‌ها، کتاب‌هایی تدوین کرده است.

امیر امانی، کارشناس ارشد حقوق بین‌الملل هم از دغدغه‌هایش گفت و اینکه بیشتر در حوزه‌ی مشاوره‌های حقوقی مشغول است. او ‌گفت: «باید مشوق کسب و کارهای مرتبط با علوم انسانی و اجتماعی باشیم. باید این کسب و کارها را به نیاز جامعه پیوند بزنیم، اگر ما این کار را نکنیم، فرهنگ‌ها و جوامع دیگر دست به کار می‌شوند و پاسخ می‌دهند». او به موضوع دیگری هم اشاره کرد؛ نیاز به آموزش اینکه علوم انسانی چیست. به عقیده‌ی او در این شرایط است که این رشته‌ها جایگاه واقعی خودشان را پیدا می‌کنند.

سید امیر محمد موسوی روانشناسی خوانده بود و گفت که ماهیت علوم انسانی همیشه برایش محل پرسش بوده است. او گفت: «اگر بگوییم علم گوهر واحدی دارد، کاربرد دیگر بی‌معناست، اما اگر نگاه متفاوتی داشته باشیم، ماجرا فرق می‌کند. در کاربرد منافع نهفته است، وقتی از کاربردی سازی حرف می‌زنیم، یعنی منافعی وجود دارد و به دنبال برآورده کردن آن هستیم». او پیشنهاداتی هم برای جلسات آینده داشت؛ «اول؛ بحث بر سر مبانی نظری، دوم؛ بحث پرابلماتیک، اینکه چرا باید راجع به کاربردی سازی صحبت کنیم و سوم؛ حضور مخالفان کاربردی سازی در جلسات آینده».

محمدرضا جوانمرد از دیگر حاضران این نشست بود، کسی که به همراه همکارش امیر حسین حسین‌خانی آمده بود و هر دو در حوزه‌ی علوم اجتماعی و علوم انسانی و فرصت‌های کسب و کار فعالیت می‌کردند. جوانمرد از این گفت که کاربردی سازی سطوح مختلفی دارد: «گاهی به این معناست که ما برای تحول بنیادین چاره‌ای جز کاربردی سازی نداریم. الان علم مدرن بر افکار ما سیطره دارد اما باید از این مرحله هم خارج شویم، درحالیکه این اتفاق به صورت دفعی نمی‌افتد. پس باید از چیزی که داریم برای وضعیتی که در آن زیست می‌کنیم حداکثر استفاده را بکنیم. نکته‌ی دیگر اینکه ما به تحول علوم انسانی و اجتماعی نیاز داریم. پس کاربردی شدن به این معناست که باید علم جدیدی شکل بگیرد. آن موقع کاربردی بودن متناسب با پیشینه‌ی فرهنگی، مذهبی و اجتماعیمان ایجاد می‌شود. فکر می‌کنم با طی این مسیر، تازه روی چرخه‌ای که از آن حرف می‌زنیم قرار می‌گیریم».

مهری محمدی، کارشناس ارشد مطالعات زنان هم از ایده‌های تازه‌ی کسب و کارش گفت: «با جمعی از دوستانمان فکر کردیم که رشته‌ی تخصصیمان را در حوزه‌ی استارت آپ توسعه دهیم. ۱۰ ماهی است که روی اپلیکیشن‌های رشته‌ی خودمان کار می‌کنیم». نیت او از حضور در این نشست این بود که ببیند چطور می‌تواند ایده‌هایش را کاربردی‌تر و همسوتر با جامعه‌ی هدفش کند. همان چیزی که باقی افراد را هم به این نشست کشانده بود. البته او به نیاز علوم انسانی خوانده‌ها به مشاوره‌های کسب و کار هم اشاره کرد.

جعفر قوام‌ دوست، جامعه‌شناس و از رفقای اهالی بردار هم در این نشست بود. کسی که قرار است جلسات آتی کاربردی سازی را راهبری کند و به گفته‌ی خودش پنج، شش سالی است که دغدغه‌ی کسب و کار در علوم اجتماعی را دارد و البته کارهایی هم در این زمینه کرده است؛ کارهایی که بعضی‌هایش به ثمر نشسته و بعضی‌های دیگرش هم نه. او بیشتر از ایده‌هایش برای نشست‌های آتی گفت و مدل‌هایی پیشنهاد کرد: «یک مدل در جهت ترویج و آشنایی با مقوله‌ی علوم اجتماعی است، مدل دوم نشست‌های راه‌اندازی کسب و کار است و مدل سوم نشست‌های هدفمندی که در آن ارتقای دانش و توسعه‌ی کسب و کار علمی مطرح است. در خروجی این نشست‌ها می‌توانیم بسته‌ی جامعی را طراحی کنیم که طی آن علوم انسانی می‌تواند در حوزه‌ی B to B آن را ارائه کند. پیشنهاد دومم تغییر جامعه‌ی هدف است. نوک پیکان را به سمت عامه‌ی مردم بگیریم، مثل کاری که روان‌شناسان می‌کنند. ما جامعه‌شناسان هم از خلال این جلسات باید فکر کنیم ببینیم چه خدمتی را می‌توانیم به مردم ارائه دهیم».

در این نشست افراد دیگری هم بودند؛ اعظم مرادی، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل که از پیوند کسب  و کار با زبان فارسی گفت و اینکه از طریق زبان فارسی هم می‌شود درآمدزایی کرد. محمدحسن توفیقی، دکترای مهندسی طراحی کاربردی از فعالیت‌هایش در سال‌های اخیر گفت، از کارهایی که در حوزه‌ی کارآفرینی، خلاقیت و استارتاپ دنبال می‌کند و سپیده سلیمی که از علاقه‌مندان حوزه‌ی علوم انسانی و مباحث کاربردی سازی بود.

القصه اینکه نخستین و البته آخرین دورهمی کاربردی سازی علوم انسانی در سال ۱۳۹۷ برگزار شد و نشست‌های آتی به سال نو موکول می‌شود. نشست‌هایی که به دنبال رونق کسب و کار در این سرزمین است؛ رونقی فارغ از حمایت‌های رسمی و دولتی.

3+

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

8 + چهار =