تاریخچه آمارگیری

آمارگیری روش و الگویی جدید برای ادارۀ جامعۀ جدید

نویسنده: کاظم حاجی‌زاده

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


تأسیس ارتش نوین، برقراری نظام مالیاتی جدید، اسکان عشایر کوچ‌رو، تأسیس مدارس و اقداماتی از این قبیل، برگزاری سرشماری و به‌کارگیری سایر شیوه‌های گردآوری داده را دربارۀ جنبه‌های مختلف حیات اجتماعی اجتناب‌ناپذیر می‌ساخت. در این میان به تأسیس ارتش نوین بر اساس خدمت نظام همگانی و اجباری اهمیت بسزایی داشت، زیرا در آن دوره، مراکز قدرت متعددی در نواحی مختلف کشور شکل گرفته بود که رضاخان برای سرکوب آن‌ها به ارتشی بزرگ و قدرتمند نیاز داشت.


تاریخچه آمار گیری
تاریخچه آمار گیری در ایران معاصر

پس از انقلاب مشروطه، شکل‌گیری دولت مرکزی مدرن در ایران دست‌کم روی کاغذ آغاز شد. اقتضای الگوی جدید ادارۀ جامعه که در مسیر گذار از فرم امپراتوری به فرم ملی داشت شکل می‌گرفت، گردآوری داده‌های گوناگون در مقیاس «سراسری» بود تا دولت بتواند به ایفای کارکردهای فزایندۀ خود (راه‌اندازی آموزش عمومی، ارائۀ خدمات بهداشتی و …) بپردازد. در گذشته‌های دور نیز حاکمان برای ادارۀ جامعه به اطلاعات نیاز داشتند اما دایرۀ آن به چند موضوع معدود مانند سربازگیری و مالیات‌گیری محدود می‌شد.

رژیم پهلوی اول بر مبنای رویکرد ایجاد دولت ملی، ملت‌سازی و مدرنیزاسیون جامعه، مجموعه‌ای از سیاست‌ها را در دستور کار خود قرار داد که برنامه‌ریزی و اجرای آن‌ها مستلزم در اختیار داشتن داده‌های سراسری فراوانی بود. اگر مدرن‌سازی غرب‌گرایانه، هدف رضاشاه و تمرکزگرایی، روش او بود، ایدئولوژی ناسیونالیسم بود که به هر دو مشروعیت می‌بخشید. تأسیس ارتش نوین، برقراری نظام مالیاتی جدید، اسکان عشایر کوچ‌رو، تأسیس مدارس و اقداماتی از این قبیل، برگزاری سرشماری و به‌کارگیری سایر شیوه‌های گردآوری داده را دربارۀ جنبه‌های مختلف حیات اجتماعی اجتناب‌ناپذیر می‌ساخت. در این میان به تأسیس ارتش نوین بر اساس خدمت نظام همگانی و اجباری اهمیت بسزایی داشت، زیرا در آن دوره، مراکز قدرت متعددی در نواحی مختلف کشور شکل گرفته بود که رضاخان برای سرکوب آن‌ها به ارتشی بزرگ و قدرتمند نیاز داشت. در اوایل قرن چهاردهم هجری خورشیدی، تقریباً ۴۰درصد بودجۀ کشور صرف ارتش می‌شد؛ بنابراین یکی از اولین انگیزه‌های توسعۀ آمارگیری در دورۀ معاصر فعالیت‌های نظامی بود.

اکنون می‌خواهیم ببینیم مرکز آمار کنونی به‌عنوان یک سازمان اجتماعی بزرگ که به‌طور روزافزون دامنۀ فعالیت‌های خود را گسترده‌تر می‌سازد، در طول زمان چگونه شکل گرفته است؟ در سال ۱۲۹۷ ه ش ادارۀ ثبت احوال کشور به منظور ثبت وقایع چهارگانه (تولد، مرگ، ازدواج و طلاق) تأسیس شد. در گذشته ثبت امور مربوط به ولادت و ازدواج در ایران به‌صورت سنتی عمدتاً با مراجعه به روحانیون، ریش‌سفیدان محله یا بزرگان طایفه و قبیله انجام می‌گرفت. ثبت احوال به شیوۀ کنونی با پیروی از کشورهای اروپایی در ایران رواج یافت. بر اساس مصوبۀ هیئت وزیران در تاریخ ۲۰ آذرماه ۱۲۹۷ مقررات تشکیل ادارۀ سجل احوال در وزارت کشور تهیه شد و نخستین شناسنامه برای دختری به نام فاطمه ایرانی در تاریخ سوم دی همان سال صادر شد. با ثبت اطلاعات مربوط به تولد، فوت، ازدواج و طلاق توسط ادارۀ مذکور، ضرورت آگاهی از جمعیت کشور و تعیین سازمانی که به جمع‌آوری این اطلاعات بپردازد، مورد توجه قرار گرفت و منجر به آن شد که در سال ۱۳۰۳ آیین‌نامه‌ای به تصویب برسد و در این آیین‌نامه بخش مسئول آمار و وظایف آن مشخص شود. بر اساس این مصوبه مسئولیت جمع‌آوری و متمرکزکردن آمارهای مورد نیاز به عهدۀ وزارت کشور گذاشته شد.کارسا

در خرداد سال ۱۳۱۸ اولین قانون سرشماری در مجلس شورای ملی به تصویب رسید. در اجرای این قانون، سرشماری نفوس از دهم اسفندماه همان سال در شهر تهران و در سال ۱۳۱۹ و ۱۳۲۰ در ۳۳ شهر کشور به‌تدریج به اجرا درآمد. با اشغال ایران توسط نیروهای متفقین در جنگ جهانی دوم و انتقال سلطنت، ادارۀ کشور و پیگیری فعالیت‌های توسعه‌محور با مشکلات جدی مواجه شد؛ به طوری که پس از اتمام جنگ، با حمایت غیرمستقیم نظامیان شوروی، دولت ملی و تمامیت ارضی در اثر شکل‌گیری حکومت خودمختار و کوتاه‌مدت جمهوری مهاباد در کردستان و حکومت فرقۀ دموکرات در آذربایجان به تزلزل کم‌سابقه‌ای فروغلتید. در سال‌های بعد، در اسفند ۱۳۳۱ سازمان همکاری آمار عمومی تشکیل شد و در فروردین ۱۳۳۲ قانون آمار و سرشماری به تصویب رسید. در این سال ادارۀ آمار و سرشماری از ادارۀ کل آمار و ثبت احوال، منتزع شد و به سازمان همکاری آمار عمومی پیوست. بدین ترتیب برای اولین بار سازمانی که منحصراً وظیفۀ جمع‌آوری آمار را به عهده داشت، به وجود آمد که در سال ۱۳۳۴ به ادارۀ آمار عمومی، وابسته به وزارت کشور، تغییر نام یافت و این اداره در سال ۱۳۳۵ اولین سرشماری عمومی نفوس را در کل کشور به اجرا درآورد. سرشماری در روز دهم آبان شروع شد و در بیست‌وپنجم آبان در همۀ نقاط کشور به اتمام رسید. در مجموع ۲۶۸۳۶ مأمور سرشمار و سرپرست مأموران در سرشماری مشارکت کردند که موظف بودند به تمام نقاط کشور مراجعه و اطلاعات لازم را دربارۀ هر فرد خانوار کسب نمایند. بیشتر مأموران سرشمار و سرپرست آنان از معلمان مدارس یا شاگردان کلاس‌های متوسطه (کلاس‌های یازده و دوازده) بودند. در آبان ماه ۱۳۳۵ جمعیت کل ایران ۱۸۹۵۴۷۰۴ نفر بود که ۹۶۴۴۹۴۴ آن را مردان و ۹۳۰۹۷۶۰ نفر را زنان تشکیل می دادند یا به عبارت دیگر در مقابل هر ۱۰۰ نفر زن، ۱۰۴ نفر مرد وجود داشت. از این جمعیت فقط ۳۱ درصد ساکن شهرها بودند. با تأسیس ادارۀ آمار عمومی، فعالیت‌های آماری وارد مرحلۀ جدیدی شد و به‌تدریج طرح‌های گوناگون آماری در حوزه‌های مختلف اجتماعی- اقتصادی برگزار شد؛ از جمله: آمارگیری کشاورزی در سال ۱۳۳۹، آمارگیری نمونه‌ای نفوس در سال ۱۳۴۲، سرشماری صنعتی در سال ۱۳۴۲ و آمارگیری بودجۀ خانوار در سال ۱۳۴۲٫

نیاز روزافزون دستگاه‌های برنامه‌ریزی کشور به آمار و اطلاعات و ضرورت همکاری بسیار نزدیک سازمان اصلی تولیدکنندۀ آمار با دستگاه برنامه‌ریزی موجب شد تا براساس قانون ۱۳۴۴، ادارۀ آمار عمومی از وزارت کشور جدا شود و با نام مرکز آمار ایران به سازمان برنامه و بودجه بپیوندند. درسال ۱۳۷۹ سازمان برنامه و بودجۀ کشور با سازمان امور اداری و استخدامی کشور ادغام شد و تحت عنوان سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور به فعالیت خود ادامه داد. در حال حاضر، مرکز آمار در تشکیلات کلان دولت جمهوری اسلامی ایران، مؤسسه‌ای دولتی وابسته به سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور تعریف شده است.

0

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

هجده − 11 =