تاریخ و کسب وکار

در گزارش مشاغل رشتۀ تاریخ ، به شکل گذرا به کار در رسانه‌ها و نشریات مکتوب و دیجیتال اشاره شد. در اینجا به بررسی یک نمونۀ موفق می‌پردازیم و توصیه‌های دیوید آلن، فردی را که در رشتۀ تاریخ تحصیل و همزمان با آن در شغل روزنامه‌نگاری نیز اعتباری برای خود دست‌وپا کرده، باهم مرور می‌کنیم.

نویسنده: سید مرتضی میرحسینی

تخمین زمان مطالعه: ۴ دقیقه


چکیده: یک نوشتۀ انتقادی خوب و یادداشتی جذاب که خواننده را به وجد بیاورد ناگزیر به رجوع به تاریخ و کاوش در گذشته‌هاست؛ و این همان جایی است که نقطۀ قوت و برتری شما تاریخ‌آموختگان محسوب می‌شود. چه کسی بهتر از شما ـکه کتاب‌های قطور و چندهزارصفحه‌ای را زیرورو کرده‌ایدـ گذشته را می‌شناسد و می‌فهمد؟ محصول این زحمت به شما برتری داده است؛ از این برتری بهره بگیرید و سایر منتقدان و ستون‌نویسان را کنار بزنید.


صبور و آمادۀ شکار فرصت‌ها باشید

 تاریخ دیوید آلندیوید آلن (David Allen)، دانش‌آموختۀ رشتۀ تاریخ و روزنامه‌نگار معتقد است که برای کسانی که در رشتۀ تاریخ تحصیل کرده‌اند، فرصت‌های شغلی فراوانی خارج از چارچوب محدود دانشگاه و مشاغل معمول و متداول و شناخته‌شدۀ این رشته وجود دارد. اما از نظر او این فرصت‌های فراوان متعلق به کسانی است که از دو ویژگی برخوردار باشند؛ یکی اینکه سرسخت، صبور و آمادۀ شکار فرصت‌ها باشند و دیگر اینکه به آموخته‌های دانشگاهی خود عمق و وسعت بدهند.

از تاریخچه‌ها بهره بگیرید

آلن تجربیات و درس‌هایی را که از کار روزنامه‌نگاری آموخته است با ما در میان می‌گذارد؛ به جزئیات دقت کنید، زیرا آنها بسیار مهمند؛ اما از آن مهم‌تر توانایی شما در کنار هم گذاشتن این جزئیات و تفسیری است که شما بر آنها می‌نویسید. تاریخچه‌ها را بشناسید، زیرا ناگفته‌ها را در همین تاریخچه‌ها خواهید یافت. یک نوشتۀ انتقادی خوب و یادداشتی جذاب که خواننده را به وجد بیاورد ناگزیر به رجوع به تاریخ و کاوش در گذشته‌هاست؛ و این همان جایی است که نقطۀ قوت و برتری ما تاریخ‌آموختگان محسوب می‌شود. چه کسی بهتر از ما ـکه کتاب‌های قطور و چندهزارصفحه‌ای را زیرورو کرده‌ایمـ گذشته را می‌شناسد و می‌فهمد؟ محصول این زحمت به شما برتری داده است؛ از این برتری بهره بگیرید و سایر منتقدان و ستون‌نویسان را کنار بزنید.

تفاوت دو عرصۀ دانشگاهی و رسانه‌ای را بشناسید

اما مهم است که تفاوت‌های نوشتن یک مقالۀ علمی با یادداشتی برای یک ستون روزنامه را بشناسید؛ بدون این شناخت قطعاً شکست می‌خورید. زیرا عموم خوانندگان، تمایلی به خواندن نوشته‌های دانشگاهی در روزنامۀ محبوب خود ندارند و با نوشته‌های شما ارتباط برقرار نمی‌کنند. معمولاً گوشی تلفن خود را برمی‌دارند و به آنچه دوست ندارند [و درواقع باعث شده که احساس بی‌سوادی کنند] اعتراض می‌کنند. تصمیم‌گیران نشریه هم این نارضایتی را به شما انتقال می‌دهند؛ حتی گاهی بدون هیچ توضیحی ستون شما را حذف می‌کنند. مطمئن هستم که انتظار ندارید سردبیرها و ویراستاران، شما یک نفر را به هزاران مخاطب نشریه‌شان ترجیح بدهند.

ذهن روشن و احاطه بر موضوع

بدون تسلط بر موضوع به سراغش نروید؛ باید بر چیزی که می‌نویسید احاطه داشته باشید؛ وگرنه خودتان رو مضحکه می‌کنید. مثلا هنگامی که نقدی بر یک قطعه موسیقایی می‌نویسید، لازم است که در ذهن خودتان برای چند سوال اساسی پاسخی صریح و گویا داشته باشید؛ پرسش‌هایی مانند: چرا در میان صدها قطعۀ موسیقی، این قطعه را مهم می‌دانید و درباره‌اش می‌نویسید؟ و چرا این هنرمند [و نه هنرمندان دیگر]؟

از گذشته بهره بگیرید و به نوشتۀ خود عمق و جذابیت ببخشید، اما از زمان حال غفلت نکنید و اهمیت را نادیده نگیرید. مثلا در همین مورد موسیقی، بر بحث‌های جاری در موسیقی‌شناسی (Musicology) مسلط شوید و دربارۀ جریان‌های اصلی و فرعی آن تحقیق و تفکر کنید. شما تاریخ هنر را خوانده‌اید، اما لازم است که هنر معاصر و ویژگی‌های آن را بشناسید؛ و جایگاه سوژۀ خود را در این عرصه درک کنید.

نکتۀ پایانی

به‌طور خلاصه اینکه آموخته‌های دوران تحصیلتان را عمیق‌تر کنید و بیاموزید که چگونه، به بهترین شکل ممکن این آموخته‌ها را به خوانندگان عرضه کنید. با افزایش مهارت‌های خود سبکی منحصر به خودتان بیافرینید و هر روز برای بهتر شدن آن تمرین و تلاش کنید.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

یک + 5 =