تاریخ هنر و اشتغال

تاریخ هنر و تحلیل محتواهای تصویری برای اثرگذاری بیشتر تبلیغات

نویسنده: مرتضی میرحسینی

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


 مهارت فهم و تفسیر تصاویر و محتواهای بصری که امروزه همه جا دیده می‌شوند، مهارتی است که شرکت‌های تبلیغاتی به آن نیاز دارند. این نیاز و نیز نیاز به سنجش اثر تصاویر بر مخاطبان، فرصت مناسبی در اختیار دانش‌آموختگان رشته تاریخ هنر قرار می‌دهد تا جایی در بازار کار برای خودشان بیابند. این موضوعی است که ما در این یادداشت به بررسی آن می‌پردازیم.


نگاهی به عدد و رقم دستمزدها؛ مقدمه‌ای برای بحث ما

طبق آمار ۲۰۰۹ میلادی، بیش از نصف شرکت‌های بزرگ تبلیغاتی در امریکا سالانه حدود ۴۵ تا ۵۰ هزار دلار به دانش‌آموختگان رشتۀ تاریخ هنر دستمزد می‌پرداختند تا از خدمات مشاوره‌ای آن‌ها استفاده کنند. این رقم از سال ۲۰۱۰ به این سمت، هر سال کمی بیشتر شد و اکنون به عددی بین ۴۸ تا ۵۲ هزار دلار می‌رسد. البته پرداخت چنین دستمزدی، آن‌هم فقط برای کارهای مشاوره‌ای فقط از شرکت‌های بزرگ برمی‌آید و شرکت‌های کوچک و حتی متوسط در صورت نیاز به چنین مشاورانی، به طور طبیعی دستمزدهای کمتری می‌پردازند.

شاید نیازی به گفتن نباشد که این عدد، متوسط پرداخت است و تعداد انگشت‌شماری از دانش‌آموختگان تاریخ هنر برای خدماتی که به عنوان مشاور ارائه می‌کنند، دستمزدهای بیشتری تا ۸۰ و حتی ۹۰ هزار دلار نیز می‌گیرند. برای درک بهتر این عدد و رقم‌ها، ضروری است به این نکته اشاره کنیم که متوسط دستمزد سالانه شاغلان در امریکا، نزدیک به ۵۲ هزار دلار است. [۱] یعنی یک مشاور تبلیغاتی که دانش‌آموختۀ رشته تاریخ هنر باشد، سالانه دستمزدی نزدیک به دستمزد متوسط سالانه دریافت می‌کند.

پس از بررسی این عدد و رقم‌ها به پرسش مهمی می‌رسیم و آن اینکه چرا این شرکت‌ها به مشاورانِ دانش‌آموختۀ رشتۀ تاریخ هنر نیاز دارند؟ و چه توجیهاتی آنان را وامی‌دارد که برای این خدمات مشاوره‌ای چنین دستمزدهایی را بپردازند؟

دانش‌آموختگان رشته تاریخ هنر به مثابه مفسران توانمند محتواهای تصویری

در جستجوی پاسخ پرسشی که طرح شد به سراغ استفانی استوری می‌رویم و یادداشتی را که او دربارۀ همین موضوع برای نشریه هافینگتون‌پست نوشته است باهم مرور می‌کنیم. استوری خودش یکی از دانش‌آموختگان رشته تاریخ هنر است و از این‌رو پاسخ او، به نوعی دفاعیه‌ای مستدل و تأمل‌برانگیز در اثبات ارزش‌های این رشته دانشگاهی محسوب می‌شود. از نظر او سلیقه و انتخاب‌های جامعۀ معاصر به روایت‌های بصری وابسته شده است و تصاویر، چه ثابت باشند و چه متحرک، در شکل‌دهی به ذهنیت و تمایلات افراد بسیار موثرند.

گسترش شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام و فراگیری استفاده از پیام‌رسان‌هایی مثل اسنپ‌چت هرچه بیشتر به این وابستگی دامن می‌زند و اغلب گزینش‌های فردی و حتی جمعی تایع تأثیری است که تصاویر مختلف بر ذهن‌ها می‌گذارند. زمانی که در شهر قدم می‌زنید و از کنار المان‌ها و بیلبوردهای شهری می‌گذرید، هنگامی که در خانه تلویزیون خودتان را روشن می‌کنید، وقتی که در محل کارتان پشت کامپیوتر می‌نشینید و حتی هنگام استفاده از گوشی تلفن همراه خودتان با تصاویر و انواع مختلف آن سر و کار دارید. از این رو تصاویر بر جهان ما سیطره دارند و خیلی بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم بر ذهن ما اثر می‌گذارند.

به فرض پذیرش صحت گفته‌های استوری و اذعان به زندگی در جهانی که در تسلط تصاویر است، به نقش و ضرورت وجود تحصیل‌کردگان رشتۀ تاریخ هنر می‌رسیم. زیرا شناخت و فهم تصاویر و تحلیل و تفسیر برداشت‌های مختلفی که مخاطبان از آن‌ها دارند یکی از مهارت‌های اصلی دانش‌آموختگان رشتۀ تاریخ هنر است. ذهن پرورش‌یافتۀ آن‌ها می‌تواند قصه‌هایی را که فقط با یک تصویر یا نقشی ساده روایت می‌شود تفسیر کند و اثری را که این قصه و قصه‌های شبیه به آن بر ذهن بینندگان می‌گذارد بسنجد. نه فقط تأثیرات قصه‌هایی به ظاهر چنین ساده، که سنجش اثر پوسترهای بزرگ و آنچه روی بیلبوردها عرضه می‌شود و نیز تبلیغات تلویزیونی از آن‌ها برمی‌آید.

دانش‌آموختگان رشتۀ تاریخ هنر نگاه انتقادی به تصاویر ثابت و متحرک را می‌آموزند و هر در تصویر، عناصر و ویژگی‌هایی را می‌بینند که ذهن عادی از تمایز و تفکیک آن‌ها از یکدیگر عاجز است. این مهارت برای انجام وظایفی مثل بررسی انتقادی تصاویری که در کارزارهای تبلیغاتی پیش از ورود یک محصول به بازار استفاده خواهد شد و تأثیرات احتمالی این تصاویر بر ذهن مشتریان بالقوه به کار می‌آید.

استوری به تعریف ماهیت این رشته اشاره می‌کند؛ اینکه تاریخ هنر در حقیقت مطالعۀ تاریخ پرسپکتیو، رنگ، ترکیب، قالب، ریتم و طراحی است. دانش شناخت هنرها و پاسخ دادن به پرسش‌هایی مثل این پرسش که چرا آثار رامبراند و ون‌گوگ در گذر از سال‌ها همچنان اهمیت و اعتبار خودشان را حفظ کرده‌اند، اما آثار هنری دیگر به این پایه از اهمیت نرسیدند و همان زمان یا چندی بعد به حاشیه رفتند و فراموش شدند؟ چه ویژگی‌هایی در این آثار وجود دارد که نسل‌های مختلف را جذب و تحریک می‌کند؟

استوری به محدودیت ذهن انسان گریزی می‌زند و معتقد است ذهن‌هایی که برای تحلیل اعداد و ارقام تربیت می‌شوند، هرچقدر هم که تیز و قوی باشند بازهم به خوبی ذهن یک دانش‌اموختۀ تاریخ هنر نیستند و توانایی پاسخ‌گویی به این پرسش‌ها و پرسش‌های مشابه را ندارند. نه این مهارت، ضرورت وجود آن دیگری را نفی می‌کند و نه آن دیگری اهمیت این یکی را کاهش می‌دهد. خلاصه اینکه توانایی دانش‌آموختگان رشتۀ تاریخ هنر در فهم و تفسیر و تحلیل محتواهای تصویری، شماری از شرکت‌های تبلیغاتی را واداشت تا از خدمات مشاوره‌ای آن‌ها بهره بگیرند و در ازای دریافت این خدمات، دستمزدهایی را که در ابتدای نوشته به آن‌ها اشاره شد بپردازند.

استوری می‌گوید من به همۀ مجموعه‌هایی که به هر نحوی، از جمله در تبلیغات خود از تصاویر استفاده می‌کنند توصیه می‌کنم که به به‌کارگیری یک دانش‌آموختۀ خوشفکر تاریخ هنر بیندیشند و خودشان را از دریافت چنین خدمات ارزشمندی محروم نسازند. زیرا کسی که تصاویر و محتواهای تصویری را می‌فهمد و با تاریخ روایت‌های بصری زندگی کرده است، همراه خوبی در مسیر موفقیت خواهد بود.


منابع

[۱] همۀ آمارهای موجود در این گزارش از سایت وزارت کار امریکا برداشته شده است. نشانی سایت:

www.bls.gov

[۲] خانم استفانی استوری (Stephanie Storey) چنان که در متن هم به آن اشاره شد، دانش‌آموختۀ رشته تاریخ هنر است. سال ۲۰۱۶ کتاب او درباره زندگی لئوناردو داوینچی و میکل‌آنژ با عنوان «روغن و سنگ مرمر» (Oil and Marble) منتشر و یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های لس‌آنجلس تایمز شد. اما او بیشتر یک چهرۀ رسانه‌ای محسوب می‌شود. یادداشت او دربارۀ اهمیت و ارزش رشته دانشگاهی تاریخ هنر که ششم دسامبر سال ۲۰۱۷ در نشریه هافینگتون‌پست (huffingtonpost) منتشر شد در سایت این نشریه به نشانی زیر موجود است:

www.huffingtonpost.com

1+

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

دو × 3 =