رشتۀ تاریخ و بازار کار

معرفی یک مسیر شغلی: ارتباطات داخلی

نویسنده: مرتضی میرحسینی

تخمین زمان مطالعه: ۴ دقیقه


جیمز مالوی معتقد است که دانش‌آموختگان رشته‌های انسانی (به‌ویژه تاریخ)، به اعتبار آموخته‌های خود برای پذیرش طیف گسترده‌ای از نقش‌ها و وظایف آماده‌اند. آنها ظرفیت فراوانی برای ورود به بازار کار و موفقیت در آن دارند؛ فقط باید راه درست را بیابند، با کسب برخی مهارت‌ها این ظرفیت درونی را فعال کنند و با عزم و انگیزه مسیر شخصی خود را بپیمایند. می‌توان به پیشنهادهای او اندیشید و شاید از لابه‌لای آنها گمشده‌ای را پیدا کرد.


یک توصیۀ جالب و بی‌ضرر

جیمز مالوی (James Mulvey)، مشاور شغلی موفقی است که به داشتن ایده‌های نو و ابتکاری شناخته می‌شود. او توصیه می‌کند که همۀ ما ـچه دانش‌آموخته تاریخ باشیم و چه نباشیمـ دست‌کم یک‌بار، جور دیگری فکر و از محدودیت‌ها و چارچوب‌های ذهنیمان عبور کنیم. اندیشیدن به چیزهایی که تاکنون به آنها فکر نکرده‌ایم و تصویرسازی شرایطی که هرگز در آن نبوده‌ایم، اگر تبدیل به عادتی همیشگی نشود، ضرر چندانی ندارد و به زندگی واقعی ما آسیب جدی نمی‌زند.

این شرایط را در ذهنتان تصور کنید

از قوۀ تخیلتان کمک بگیرید و فرض کنید مدیر اجرایی یک شرکت بزرگ و بین‌المللی هستید؛ و مثلاً چند هزار کارمند با وظایف مختلف در گوشه‌وکنار جهان زیر نظر شما کار می‌کنند. در این شرایط، برای شما کارآمدی این نیروها و همراهی آنها با اهداف شرکت از هر چیزی دیگری برایتان مهم‌تر است؛ زیرا قدرت رقابت و بقا و منافع بلندمدت مجموعۀ شما به آنها پیوند خورده است. مثلاً تصمیم گرفته‌اید که مبلغ هنگفتی برای طراحی و بکارگیری نرم‌افزاری خاص و جدید هزینه کنید و به دستاوردهای این تغییر در بهبود و تسریع عملکرد شرکت امید بسته‌اید. می‌خواهید مطمئن باشید که کارکنان شما در گوشه‌وکنار جهان، چه آنهایی که از نزدیک و به‌خوبی می‌شناسید و چه آنهایی که حتی نامشان را هم نشنیده‌اید، حتماً کار کردن با این نرم‌افزار را بیاموزند و از آن به درستی استفاده کنند. شاید هم از مشاورانتان می‌شنوید که نتایج نظرسنجی‌های درون سازمان نشان می‌دهد بخشی از نیروهای شما مدتی است که انگیزۀ کافی برای انجام وظایفشان ندارند؛ احساس می‌کنند تلاش‌های آنان برای مدیران ارشد شرکت اهمیتی ندارد و تاکنون هرچه کرده‌اند نادیده گرفته شده است. این یعنی اینکه آنها، دیگر در انجام مأموریت‌های شرکت و رسیدن به اهدافی که در سر دارید با شما هم‌مسیر و همراه نیستند. بدیهی است که این مسائل و مسائل مشابه آنها می‌تواند ذهن شما و دیگر مدیران ارشد مجموعه را مشغول و آشفته کند و به شرکت آسیب بزند. پس چه باید کرد تا این بار سنگین از روی دوش مدیران ارشد برداشته شود و ذهن آنان فقط روی کار خودشان متمرکز بماند؟

تیم «ارتباطات داخلی»

در شرکت‌های بزرگ، معمولاً تیم کوچکی وظیفۀ «ارتباطات داخلی» را به عهده دارد. وظیفۀ آن نیز مشخص و بسیار مهم و حیاتی است: اینکه مطمئن شوند کارمندان و مدیران شرکت از دغدغه‌های یکدیگر آگاه هستند؛ نیروهایی که برای شرکت کار می‌کنند در شبکه‌ای پویا به یکدیگر مرتبط و متصل و همه باهم در یک مسیرند؛ و همگی در زمان مناسب، نه دیرتر و نه زودتر از آنچه باید بدانند، باخبر می‌شوند.

کار این تیم شباهت زیادی به وظایف «روابط عمومی» دارد؛ برای موفقیت در هر دو عرصه، باید به مهارت‌هایی مثل انتقال موثر پیام و اطلاع‌رسانی هدفمند و نوشتن متن‌های کوتاه خبری مسلط بود. اما در اینجا، برخلاف روابط عمومی فقط با کارکنان شرکت خودتان سروکار دارید و مخاطب پیام‌ها و برنامه‌های شما، اعضای سازمان خودتان هستند.

توضیحات بیشتر

البته شاید این پیشنهاد مالوی، در ابتدا و برای کسانی که نخستین بار با چنین گزینه‌ای مواجه می‌شوند کمی نامتعارف و حتی عجیب به نظر برسد. اما خود او معتقد است که دانش‌آموختگان رشتۀ تاریخ (و بسیاری دیگر از رشته‌های علوم انسانی) از ظرفیت لازم و ضروریات اولیه برای موفقیت در شغل «ارتباطات داخلی» برخوردارند. زیرا آنها تغییر و تحول مدام شرایط و تفاوت روحیه و خلق و خوی انسان‌ها را می‌بیند و تأثیر متقابل افراد یک مجموعه بر یکدیگر را خوب و عمیق درک می‌کنند. فقط کافی است در تقویت برخی مهارت‌های مورد نیاز این شغل بکوشند و قواعد و ظرافت‌های کار سازمانی و تشکیلاتی را فرابگیرند.

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

1 × 1 =