تاریخ و بازار کار

معرفی یک مسیر شغلی: طراحی نمایشگاه ـ بخش دوم

نویسنده: مرتضی میرحسینی

تخمین زمان مطالعه:۶ دقیقه


در بخش نخست این متن از شرکت‌ها و مجموعه‌هایی که کار طراحی و برگزاری نمایشگاه را انجام می‌دهند گفتیم و همکاری با چنین شرکت‌هایی را یک مسیر شغلی ممکن برای دانش‌آموختگان رشتۀ تاریخ دانستیم. همچنین برخی اطلاعات اولیه دربارۀ این مسیر شغلی را نیز باهم بررسی کردیم. در ادامه، همان بحث را دنبال و با توضیحات بیشتر تکمیل می‌کنیم و نیازها و ضرورت‌های ورود به آن را برمی‌شمریم و البته اشاره به تعهدات حرفه‌ای همراه آن و آنچه را که علوم انسانی با خود به این بازار می‌آورد نیز از یاد نمی‌بریم.


تسلط نسبی بر گذشته: مزیت اصلی تحصیل در رشتۀ تاریخ

نه فقط نمایشگاه‌هایی که مستقیم یا غیرمستقیم به تاریخ و تاریخچه و سنت و آداب و رسوم ربط دارند و بنا به ماهیت و موضوع خود به گذشته رجوع می‌کنند، که هر برنامه‌ای از این نوع به کمک تاریخ و با بهره‌گیری درست از اطلاعات جالب و جذاب تاریخی، برنامه بهتری می‌شود. زیرا عمق و اثرگذاری آن افزایش می‌یابد و خاطره ماندگارتری در ذهن بازدیدکنندگان شکل می‌دهد. حتی اگر مانند نمایشگاه‌های عرضه برخی محصولات دیجیتال، پیشینۀ آن کوتاه و سابقه آن اندک و ناچیز باشد و از حد یکی دو دهه فراتر نرود. تاریخ به بازدیدکنندگان امکان مقایسه می‌دهد: میان آنچه اکنون وجود دارد و آنچه قبلاً بوده است. همین مقایسه به ظاهر ساده، بازدیدکنندگان را از روند رشد و توسعه در عرصه‌ای خاص، به مثابه گوشه‌ای از تحولات زندگی انسان مطلع می‌سازد و اغلب اوقات تجربه ناب و کم‌نظیر و عمیقی از درک و شناخت به آن‌ها تقدیم می‌کند.

اهمیت و ظرفیت‌های پیدا و پنهان تاریخ به کنار، بدیهی است که این شغل، یعنی پژوهش برای طراحی نمایشگاه به «شناخت دوره‌های مختلف تاریخ، آشنایی اولیه با تاریخِ فرهنگ و هنر و صنایع مختلف، و البته تسلط نسبی به سبک‌ها و نمونه‌ها و روش‌های قدیمی نیاز دارد». این «تسلط نسبی» هم در چگونگی به انجام رساندن پژوهش و هم در فرایند جمع‌آوری اطلاعات و مستندات، بسیار ضروری است و بدون آن عملاً تفاوتی میان یک فرد عادی ناآشنا با تاریخ و فارغ‌التحصیل دانشگاهی این رشته وجود ندارد. اگرچه کسی از یک تازه‌کار انتظار معجزه ندارد و حتی احتمالاً در ماه‌های نخست همکاری، همه وظایف را هم به دوش او نمی‌اندازند، یک تاریخ‌آموخته باید و ناچار است که تاریخ را بهتر و بیشتر از دیگران بشناسد و در قیاس با کسی که در این رشته تحصیل نکرده است درک و فهم عمیق‌تری دربارۀ گذشته و مبانی کشف و شناخت آن داشته باشد. یک دانش‌آموختۀ رشتۀ تاریخ که از این «تسلط نسبی» که بالاتر به آن اشاره شد برخوردار نیست، مزیتی نسبت به یک فرد عادی ندارد و گزینه مناسبی برای ورود به این مسیر شغلی به شمار نمی‌رود.

جمع‌بندی بحث و توضیحات تکمیلی

اجازه بدهید کمی به عقب برگردیم و بحث را دوباره به شکل دیگری مرور کنیم. آنچه شما از گذشته به امروز می‌آورید، در مضمون و زمینه و فضای غالب نمایشگاه، در بروشورها و کاتالوگ‌ها و سایت اینترنتی و شبکه‌های مجازی و تبلیغات دیگری که برای این نمایشگاه انجام می‌شود، و نیز در گوشه و کنار فضای فیزیکی آن خودنمایی خواهد کرد. در حقیقت شما با پژوهش در گذشته، بخش مهمی از «محتوای مورد نیاز برای برپایی یک نمایشگاه خاطره‌ساز و آبرومند را فراهم خواهید کرد». به عبارت دیگر «تصویری که از این نمایشگاه در ذهن بازدیدکنندگان شکل می‌گیرد و در خاطره آن‌ها نقش می‌بندد، مستقیم به نتایج کار شما برمی‌گردد».

شاید لازم به بیان و تکرار این واقعیت بدیهی نباشد که کار ضعیف و به تبع آن سفارش‌دهندگان ناراضی و بازدیدکنندگان سرخورده، بدترین تبلیغ برای مجموعه شما هستند؛ آن‌هم در شرایطی که شرکت‌های دیگری وجود دارند که خدمت یا خدمات مشابه شرکت شما را عرضه می‌کنند و آماده‌اند تا در عرصه رقابت از شما پیشی بگیرند؛ یا حتی در تصاحب مشتری‌های بعد کنارتان بزنند. کار ضعیف این فرصت را به آن‌ها می‌دهد و آینده شما و مجموعه‌ای را که در آن کار می‌کنید به خطر می‌اندازد. البته هنگام ناکامی، کاسه کوزه‌ها را سر شما نمی‌شکنند، زیرا عموماً و برای اکثریت مطلق بازدیدکنندگان، ضعف‌های محتوایی کمتر از عیب و ایرادهای ظاهری به چشم می‌آید. اما این نه مایۀ خوشحالی و دلگرمی است و نه مسئولیت شما را کاهش می‌دهد؛ زیرا تیم شما در انجام کاری که به عهده گرفته بود شکست خورده و آیندۀ شغلی شما و همکاران‌تان به مخاطره افتاده است.

اما در پایان اشاره به دو نکته دیگر نیز ضروری است؛ یکی اینکه هرکسی، حتی اگر تاریخ نخوانده و در این رشته تحصیل نکرده باشد می‌تواند با جستجویی ساده در اینترنت یا منابع دیگر، مشتی اطلاعات دم‌دستی و پراکنده را جمع‌آوری و روی هم تلنبار کند، اما این را نمی‌توان یک کار پژوهشی جدی و باارزش دید و اعتباری برای آن قائل شد؛ و از آن مهم‌تر اینکه مناسب عرضه در بازار محتوا نیست و کسی برای آن پولی نمی‌پردازد. از این‌رو، یک تاریخ‌آموخته، با این فرض که با منابع بهتر و غنی‌تر کار کرده است و روش مطالعه و ورود به گذشته را هم می‌شناسد، باید بتواند چیزی بیش از این ارائه کند و تفاوت میان تاریخ‌خوانده و تاریخ‌نخوانده را نشان دهد و برتری خود را اثبات کند.

نکته دوم اینکه یک تاریخ‌آموخته وظایف سنگین و حساس دیگری هم دارد که عموماً از آن‌ها با عنوان «تعهدات حرفه‌ای» نام برده می‌شود[۱]. نمی‌خواهم از اصطلاح «رسالت» استفاده کنم، اما علوم انسانی و رشته‌های آن را نباید ـ و البته نمی‌توان ـ از ماهیت و تعهدات و وظایف اجتماعی آن جدا کرد، و مشاغل مرتبط با آن را در حد یک بده بستان تجاری ساده تنزل داد. پس جذابیت و انطباق با سلیقه سفارش‌دهندگان به جای خود، آنچه از گذشته باقی مانده، امانت گران‌بهایی است که تاریخ‌آموختگان هر نسل مسئول حفظ و انتقال آن به نسل بعدی هستند و باید آن را از دستبرد بدسلیقگی و جهل و سطحی‌نگری حفظ کنند.

**

[۱] تیموتی اسنایدر (Timothy D. Snyder) در کتابی با عنوان «در برابر استبداد» (On Tyranny)، به جای «تعهدات حرفه‌ای» از اصطلاح «اخلاقیات حرفه‌ای» استفاده می‌کند و به درستی معتقد است که پایبندی به آن‌ها، جامعه را از بسیاری آسیب‌ها حفظ خواهد کرد.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

1 × 4 =