علوم انسانی و جامعه شناسی علم

علوم انسانی و اجتماعی با روندهایی سازگارتر است که غیر خطی و مبتنی بر همکاری و طراحی باشند؛ یعنی سازوکارهایی که در حوزۀ تبادل و خلق دانش بیشتر به چشم می خورند.

نویسنده: تمنا منصوری

تخمین زمان مطالعه:۷ دقیقه


در قسمت پیشین این یادداشت، به ماهیت پویای فناوری و دو مفهوم انتقال فناوری و انتقال دانش اشاره شد. در بخش دوم، مفهوم سوم عرص ۀ دانش و فناوری یعنی تبادل دانش را واکاوی کرده و از امکان طرح مفهوم تازه ‌ای به نام خلق دانش که بیش از سایر مفاهیم با ماهیت علوم انسانی و اجتماعی سازگار است صحبت خواهیم کرد.


تبادل دانش (Knowledge Exchange)

در دهۀ گذشته، این اصطلاح به طور رو ز افزون مورد استفاد ۀ سیاست گذاران، اعتباردهندگان و دانشگاه ‌ها قرار گرفته است و توصیف کنندۀ شیوه سوم مشارکت دانشگاه در دستورکارهای نوآوری است. منظور از تبادل دانش، مجموعه ای از سیاست ‌ها و اعمال است که امکان تبادل و خلق مشترک دانش میان تولید کنندگان و کاربران را به شیوه ‌ای کارآمد و مؤثر فراهم می کند: چرخۀ مطلوب از مشارکت چند مسیرۀ میان تولیدکنندگان دانش (معمولاً دانشمندان اما به طور بالقوه تمام دانشگاهیان) و کاربران دانش (معمولاً سیاست گذاران، کارورزان، ذی‌نفعان، کسب ‌و ‌کارها، بنگاه ‌های اجتماعی و دیگر مردم) است که در نهایت مرزهای میان تولیدکنندگان و کاربران را در هم ادغام می ‌کند.

همانطور که این تعریف نشان می‌دهد، مفهوم تبادل دانش دامنۀ وسیع تری از روش ‌ها، رشته ‌ها و اشکال دانش را انعکاس می‌دهد که توسط دامنه ‌های دیگر، یعنی انتقال فناوری و انتقال دانش به خدمت گرفته نمی ‌شوند. به معنای دقیق کلمه، به نظر می‌رسد که این مفهوم، نوآوری را فرایندی غیرخطی و تکرارشونده می‌بیند.

در این مدل غیرخطی از نوآوری، کانون تمرکز به جای فناوری بر طراحی تأکید دارد و آنچه نیروی پیشبرنده به سمت توسعۀ محصولات جدید یا تعدیل یافته است، نه تکنولوژی که طراحی است، آن هم از طریق تکرار و نمونه‌سازی.

البته فرایند غیرخطی خلق و انتشار دانش می‌تواند شکل دیگری نیز داشته باشد، به طوری که دانش جدید از طریق عمل همکاری و اغلب در سراسر رشته ‌ها تولید شود. به این تعبیر، پارادایم انتقال، از نوع فناوری و دانش، اغلب فاقد توازن میان سازوکارها با ماهیت نوآوری است به ‌ویژه در اقتصادهای خلاق و دیجیتال که همکاری و طراحی حرف اول را در آنها می ‌زند.

درحالی‌که مفاهیم انتقال فناوری، انتقال دانش و تبادل دانش اغلب به جای یکدیگر نیز به کار می‌روند مفروضات اساساً متفاوتی در مورد ساختار همکاری و ماهیت دانش دارند. واژه‌شناسی ذیل به منظور تصریح این فرضیات زیربنایی ورای این مفهوم توسط جرمی (۲۰۱۳) مطرح شد که می‌تواند به‌عنوان چارچوبی برای کشف خط ‌مشی ‌ها و ابزارهای متمرکز بر حمایت و تسهیل همکاری ‌های موفق عمل کند.

ظهور مفهوم چهارمی به نام خلق دانش ( Knowledge Creation )

طی نظرسنجی انجام شده از متخصصان شاغل در دفاتر انتقال دانش در ۲۹ دانشگاه بریتانیا، تنها درصد کوچکی احساس می‌کردند که مفهوم تبادل دانش بر نظریه ‌ای دانشگاهی استوار است. همچنین، بیش از نیمی از آنها این مفهوم را واژه ‌ای نامشخص می‌دانستند.

همان طور که در جدول فوق آمده است، خلق دانش می تواند شکل جدیدی از مفاهیم مرتبط با نوآوری را تشکیل دهد که بیش از اسلاف خود بر همکاری و طراحی تأکید دارد. در واقع، هرچه از انتقال صرف به سمت تبادل حرکت می‌کنیم، تأکید از خطی بودن نوآوری به چرخه ‌ای بودن آن و از تک رشته ‌ای بودن به سمت میان رشته ‌ای نگریستن حرکت می‌کند.

خلق دانش فرایندی پویا را توصیف می کند که به واسط ۀ آن، دانش از رهگذر عمل همکاری به خودی خود و به صورت صریح (در میان رشته، ها و مرزهای سازمانی) خلق می، شود، در این حالت، عمل همکاری نیروی محرک ۀ نوآوری در محصول و خدمات و نیز وسیله ای برای حل مسئله است.

فناوری و دانش و ماهیت آن در حوزه‌های مختلف علوم _ بخش اول

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

3 × 1 =