تجدد و تکنیک

پرونده: امکان کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی

تکنیک و علوم انسانی (بخش اول)

نویسنده: ع آقائی[۱]

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


موضوع علم و علوم انسانی جدید در آرای «داوری» به مسئلۀ «تجدد» گره خورده است؛ از‌این‌رو، تبیین نظریات ایشان در باب جایگاهِ علوم انسانی در کشورهای در حال توسعه (مانند ایران) ناظر به کیفیت تجددمآبی در این جوامع است. شاید بتوان پرسشِ تجدد و تجددمآبی را پرسشِ بنیادینِ اندیشة داوری دانست. از سوی دیگر باید توجه داشت که پرسشِ داوری از علوم انسانی و اجتماعی در ایران معطوف به «ضرورت» و «امکان» آن است.

این پرسش پرسشی بنیادین است و معطوف به ماهیت وجودِ علوم انسانی و اجتماعی و شرایط تحقق آن در ایران است. بر این اساس در این گزارش کوشش می‌شود با تشریح آرای داوری در باب ماهیت «تجدد» و نحوة مواجهة جامعة ایران با آن، زمینة مناسب برای فهم آرای ایشان دربارة وضعیت حال و آیندة علوم انسانی در ایران فراهم آید. مشخصاَ این گزارش در پی واگشایی این پرسش است که «چگونه» علوم انسانی در ایران کارساز بوده و «چرا» کاربرد آن ‌چنین بوده است؟


این گزارش در سه بخش ارائه می‌شود که بخش نخست آن در پی می‌آید.

تجدد و تکنیک ؛ علم جدید

داوری «تجدد» را بسط تام و تمام تاریخِ غربی می‌داند. تاریخ غربی همان تاریخ متافیزیک است که از زمانة افلاطون تاکنون دو هزار و پانصد سال بر اندیشة غربی سیطره دارد. نهال تجدد در قرن پانزدهم و شانزدهم در این زمین رشد یافت (داوری، ۱۳۸۹: ۳).  هنگامی که داوری از «غرب» سخن می گوید بیشتر صورت متأخر آن (یعنی تجدد) را مد نظر دارد. از نظر داوری «غرب» نه یک «کل» بلکه «کلی و ماهیت» است. داوری با استفاده از اصطلاحات هایدگر میان دو دریافتِ موجود‌بین (اُنتیک) و وجودبین (اونتولوژیک) از تجدد تفاوت می‌گذارد.

در نگاه موجودبین، غربِ مدرن به عنوان مجموعه‌ای از اجزاء (مفاهیم، اشیاء، سیاست‌ها) تلقی می‌گردد. از این منظر می‌توان اجزاء «خوب» تجدد را از دیگر اجزایش منفک و از آن‌ها استفاده کرد (داوری، ۱۳۸۹: ۴۴-۳۹). اما داوری نگاهی «وجودبینانه» به غرب دارد. از این منظر غرب داری وحدتی تاریخی است. از نظر داوری «این وحدت در نگاهی است که بشر به خود و به عالم می‌کند و در نسبتی است که میان بشر و وجود [هستی] برقرار می‌شود» (داوری، ۱۳۶۷: ۹۳).

«تکنولوژی» نقطة عطف این وحدت

 از نظر داوری «تکنولوژی» نقطة عطف این وحدت است. داوری تکنولوژی را محلی می‌داند که «تمامی تجدد» در آن جمع شده است. این تکنولوژی با قهر پیدا و پنهان در سراسر جهان در حال گسترش است (داوری، ۱۳۸۹: ۸۶). داوری نظریة هایدگر در بابِ تقدمِ هستی‌شناسانة تکنولوژی بر علم را می‌پذیرد و با زبانِ خود، این ایده را تقریر می‌کند که «نظرِ تکنیک» یا «طرحِ تکنیک» مقدم بر علمِ جدید است. در طرح یا نظر تکنیک طبیعت و هر آنچه پیش‌ِ روی سوژه است به منبعی لایزال برای تعرض و استفاده بدل می‌شود. علم جدید بر اساس چنین طرح و اندیشه‌ای به وجود آمد. وقتی هایدگر (و به تبع آن داوری) از تقدم ماهیت یا طرح تکنیک بر علم جدید سخن می‌گویند چنین  منظوری دارند (نک: هایدگر، ۱۳۹۳)

داوری طرح تجدد و تکنیک را جهان شمول می‌داند. وی اظهار می‌دارد که «اکنون یک تمدن غالب وجود دارد که همة اقوام و ملل جهان کم و بیش در آن شریک‌اند» (داوری، ۱۳۹۱ب: ۲۳۶). این تمدن، تمدنِ غربِ متجدد است. از نظر ایشان «اکنون هیچ کس نمی‌تواند به طرح تجددمآبی [مدرنیزاسیون] نه بگوید» (داوری، ۱۳۸۳: ۴). قاعدتاَ ایران نیز از این طرح مستثنا نیست. از نظر داوری ما نیز در زمان و تاریخ تجدد و تکنیک بشر شریک هستیم (داوری، ۱۳۹۱ب: ۲۲۴). داوری اظهار می‌دارد که «ما در پایان تاریخ خود بودیم و اگر تاریخ دیگری آغاز نمی‌شد راهی جز نابودی نداشتیم» (داوری، ۱۳۵۷: ۵۷). بدین‌ترتیب تاریخ ما ماده‌ای شد برای قبول صورت تاریخ غربی (همان: ۶۲).

تجدد وارونه و فرایند اقتباس علوم در ایران

از نظر داوری در اروپا اندیشه و سودای تکنیک و غلبه بر موجودات راه علم را گشود؛ درحالی‌که اقتباس علم و تمدن اروپایی توسط اقوام غیر غربی از احساس نیاز به «اشیاء تکنیک» آغاز شد. این دو راه هر دو از تکنیک آغاز می شود اما نباید میان «ذات تکنیک» و «اشیاء تکنیک» اشتباه کرد. بیشتر اقوام آسیایی و آفریقایی وقتی دیدند غرب به علمی تکنیکی و کارپرداز رسیده طالب نتیجة آن (کالاهای تکنولوژیک) شدند. چنین فرایندی را داوری «تجدد وارونه» می‌خواند (داوری، ۱۳۹۱ب: ۳۵). در این فرایند کشور‌های در‌حال توسعه، مظاهرِ قدرتِ غربِ متجدد را مشاهده می‌کنند و سعی در بازتولید این مظاهر می‌کنند؛ اما چون به اصل این قدرت که همان «طرح تکنیک» است راه نیافته‌اند در توسعة قدرت خود ناکام می‌مانند (همان: ۳۶).

یافتن نمونه‌هایی از دلبستگیِ مردم و دولت در ایران به مظاهرِ تجدد و تکنیک دشوار نیست. این فرایند از اواسط دورة قاجار شدت یافت. داوری در این زمینه عبارتی جالب‌توجه از مخبر‌السلطنة هدایت نقل می‌کند: «هموطنان من نسبت به قدرت مطلقة ماشین، اعتقاد شبه عرفانی پیدا کرده‌اند» (همان: ۷۵؛ به نقل از بلوشر، ۱۳۶۹: ۱۵).  تأسیس دارالفنون و شیوة برخورد این نهادِ آموزشی با علم جدید در چنین زمینه‌ای قابل فهم است. در این مدرسه طب، ریاضی، مهندسی، داروسازی و فنون نظامی تدریس تعلیم داده می‌شد. محصلانی که از طریق این مدرسه به خارج اعزام شدند نیز عمدتاً در رشته‌های کاربردی و صنعتی درس خواندند (همان، ۲۴۲).

اما از زمان تأسیس دارالفنون تاکنون نظام علمی ایران چندان توفیقی در تکنولوژیک شدن نداشته است. داوری این مسئله را پیش می‌کشد که چرا علی‌رغم تلاش و توجه به علومی که سودمند انگاشته شدند، سود چندانی از این علوم پدید نیامده است؟ و اظهار تعجب می‌کند که چرا به این پرسش سودمند توجه نشده است (داوری، ۱۳۹۱ب: ۱۱۹)!. داوری در این زمینه تعبیر «جدایی علم از تکنولوژی» را به کار می‌برد.

تعبیر «جدایی علم از تکنولوژی»

از نظر وی این جدایی، از نشانه‌های به هم خوردن تعادل در نظام کهن است. علم آموختنی است و این قابلیت را دارد که از جهان و جایگاه خود انتزاع شود (داوری، ۱۳۹۱ب: ۱۰۰). علوم در کشور‌های در حال توسعه چنین وضعیتی دارند.. در این جهان، علم و تکنولوژی را سازمان‌هایی خاص و جدا از یکدیگر اخذ می‌کنند و در حقیقت میانشان هیچ نسبتی برقرار نمی‌شود (داوری، ۱۳۹۱: ۱۹۳). با توجه به دیدگاه کلانِ داوری در باب تجدد و تکنیک به نظر می‌رسد این «جدایی» (جدایی علم و تکنولوژی) ریشه در نحوة مواجهة جوامع در حال توسعه با «تجدد» و «طرح تکنیک» داشته باشد.

از نظر داوری در اغلب کشورهای در حال توسعه و ایران تجدد به مثابه مجموعه‌ای از عناصر پراکنده دریافت شد و نظم و وحدت غرب متجدد از نظر این جوامع پوشیده ماند (داوری، ۱۳۹۱ب: ۲۱۱). آنچه باعث تشدید این چرخه معیوب در چنین جوامعی می‌شود «غلبة اندیشة مکانیکی» است. این اندیشه به مبانی تجدد بی‌توجه است. در این اندیشه هر کاری و رسیدن به هر مقصودی در هر جا ممکن است و برای رسیدن به مقصد، راهیابی لازم نیست و بحث و نظر و پرسش از شرایط و امکان‌ها و مشکلات، مانع کار و بازدارنده از راه تلقی می‌شود (داوری، ۱۳۹۱ب: ۱۰۵).

توضیح: فهرست منابع در بخش سوم این گزارش ارائه شده است.


[۱] دانشجوی دوره دکتری پژوهش هنر دانشگاه هنر اصفهان abdaghaie@gmail.com

تکنیک و علوم انسانی؛گزارشی از آراء داوری اردکانی درباره وضعیت علوم انسانی در ایران – بخش دوم

بخش سوم

تکنیک و علوم انسانی؛گزارشی از آراء داوری اردکانی درباره وضعیت علوم انسانی در ایران – بخش سوم

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

5 × سه =