تحلیل شبکه به مجموعۀ مراحل تحقیقی گفته می‌شود که درصدد شناسایی ساختار سیستم‌هاست.

نویسنده: عارفه مؤذن جامی

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


تحلیل شبکه به مجموعۀ مراحل تحقیقی گفته می‌شود که درصدد شناسایی ساختار سیستم‌هاست. به بیان ساده‌ می‌توان گفت که پیش‌فرض اصلی روش تحلیل شبکه این است که روابط و پیوندهای میان کنشگران از صفات و ویژگی‌های خود افراد در یک شبکه اهمیت بیشتری دارد و البته قدرت تحلیلی آن نیز از همین جا ناشی می‌شود. پایه‌ای‌ترین داده‌های یک شبکه را می‌توان در قالب یک ماتریس n×nخلاصه کرد که منظور از n تعداد اجزای تشکیل‌دهندۀ آن است که اصطلاحاً به هر جزء یک گره می‌گویند. هر خانۀ ماتریس نیز بیان‌گر شدت رابطه‌ای است که میان دو گره معین وجود دارد.


از نظر چلبی، تحلیل شبکه هم به عنوان روش و هم به مثابه یک رهیافت نظری می‌تواند مورد توجه قرار گیرد. در وجه روشی، در مقابل روش طبقه‌بندی، تحلیل شبکه از نوع روش‌های رابطه‌ای قلمداد می‌شود. در وجه بینشی می‌توان آن را در قالب نظریۀ شبکه معرفی کرد. همچنین در این زمینه می‌توانیم به بررسی رابطۀ بین تحلیل شبکه و برخی نظریه‌های مشهور جامعه‌شناسی چون خودکشی، انسجام اجتماعی و نظریۀ نظام جهانی بپردازیم. در این‌جا قصد داریم فقط وجه روشی آن را معرفی کنیم و به کاربردهای آن در قالب چند مثال ساده اشاره‌ای داشته باشیم.

سه سنت پژوهشی با گرایش ساختاری را می‌توان مسئول بسط و توسعۀ تحلیل شبکه دانست که به ترتیب عبارت‌اند از: الف) انسان‌شناسی اجتماعی انگلیسی با تأکید بر داده‌های مردم‌نگاری اقوام، روستانشینان و شهرنشینان،ب) جامعه‌شناسی آمریکایی با تأکید روی تحلیل کمی شبکۀ اجتماعی بین افراد، گروه‌ها و سازمان‌ها و ج) سنت کانادایی-آمریکایی با تأکید روی روابط بین‌الملل، مناطق و گروه‌های ذی‌نفع از دیدگاه اقتصاد سیاسی.

تحلیل شبکه به مجموعۀ مراحل تحقیقی گفته می‌شود که درصدد شناسایی ساختار سیستم‌هاست. به بیان ساده‌ می‌توان گفت که پیش‌فرض اصلی روش تحلیل شبکه این است که روابط و پیوندهای میان کنشگران از صفات و ویژگی‌های خود افراد در یک شبکه اهمیت بیشتری دارد و البته قدرت تحلیلی آن نیز از همین جا ناشی می‌شود. پایه‌ای‌ترین داده‌های یک شبکه را می‌توان در قالب یک ماتریس n×nخلاصه کرد که منظور از n تعداد اجزای تشکیل‌دهندۀ آن است که اصطلاحاً به هر جزء یک گره می‌گویند. هر خانۀ ماتریس نیز بیان‌گر شدت رابطه‌ای است که میان دو گره معین وجود دارد.

پایۀ روش تحلیل شبکه، نظریۀ گراف در ریاضیات است. در این نظریه ما با دو مجموعه سروکار داریم: مجموعۀ گره‌ها (Vertex) و مجموعۀه لبه‌ها (Edge) که با هم یک شبکه را می‌سازند. گره‌ها همان عناصر یک شبکه (افراد، سازمان‌ها، مولکول‌ها، سلول‌ها و …) و لبه‌ها همان روابط بین عناصر (دوستی، مبادلۀ اقتصادی، تبادل زیستی و …) هستند. بنابراین با توجه به ماهیت گره‌ها و لبه‌ها می‌توان شبکه‌های گوناگونی را تعریف کرد. برای مثال شبکۀ اجتماعی، ساختار اجتماعی متشکل از اشخاص یا سازمان‌هاست که به واسطۀ یک یا چند نوع پیوند مانند دوستی، خویشاوندی، روابط جنسی، مبادلۀ اقتصادی و … به هم متصل‌اند.

روش تحلیل شبکه درون خود مفاهیم بسیاری را تعریف کرده است که می‌توان از آن‌ها به عنوان یک زبان یاد کرد. هر مفهوم تولیدشده در واقع یک ابزار است که به کمک آن می‌توان بخشی از حقیقت پنهان در شبکه را آشکار کرد. در جدول زیر، تعداد کمی از این شاخص‌ها (که در اغلب تحلیل‌ها رایج‌ هستند) آورده شده است.

مسیر Path زنجیره‌ای از لبه‌های پیاپی که دو گره را به هم مرتبط می‌گرداند.
درجه Degree تعداد لبه‌های یک‌گره
آرک Arc یک لبۀ جهت‌دار را آرک می‌گویند.
درون‌درجه In-degree تعداد آرک‌هایی که به یک گره معین اشاره دارند.
برون‌درجه Out-degree تعداد آرک‌هایی که در یک گره معین شروع می‌شوند و به گره دیگری می‌رسند.
همجوار Neighbor گره‌هایی که در فاصلۀ مسیری یک از هم قرار دارند.
چگالی Density تعداد لبه‌های موجود در شبکه تقسیم بر حداکثر تعداد لبه‌های ممکن.
خوشه Cluster یک خرده‌گراف نسبتاً پر چگالی در یک شبکۀ بزرگ‌تر و پراکنده‌تر
جرگه Clique شبکه‌ای از حداقل سه گره دارای حداکثر تعداد لبه‌های ممکن
چرخه Cycle مسیری دارای حداقل دو پیوند که شروع و پایانش یک گره معین باشد.
دوگان Dyad دو گره با یک لبه که در واقع یک زوج است.
سه‌گان Triad سه گره با سه لبه که در واقع یک جرگۀ سه‌عضوی است.

برای روشن‌تر شدن مفاهیم فوق، مثالی گرافیک از هر یک در تصویر زیر آمده است.

از نظر چلبی این شاخص‌ها به طور کلی می‌توانند در بررسی سه نوع رابطه، قدرت تحلیلی داشته باشند:

– تحلیل ارتباط کنشگر با کنشگران دیگر در شبکه

– تحلیل ارتباط کنشگر با کل شبکه

– تحلیل آرایش رابطه‌ای و ساختار شبکه

این مفاهیم را در هر تحقیقی با توجه به ماهیت گره‌ها و نوع لبه‌ها می‌توان به زبان آنالوگ ترجمه کرد و صفات شبکۀ مورد نظر را آشکار ساخت. این روش در زمینه‌های سوسیومتری، شیوع‌شناسی، ساختاریابی و … کابردهای فراوانی دارد. برای مثال در سوسیومتری می‌توان با محاسبۀ پایگاه اجتماعی افراد، موقعیت نسبی آن‌ها را در یک شبکه به‌طور تقریبی تعیین کرد (تحلیل ارتباط کنشگر با کنشگران دیگر در شبکه). تحلیل شبکۀ اجتماعی در شیوع‌شناسی جهت فهم این موضوع به کار رفته است که چگونه الگوهای تماس انسانی، شیوع بیماری‌هایی چون ایدز را تقویت می‌کنند یا مانع آن می‌شوند. نظریۀ انتشار نوآوری، شبکه‌های اجتماعی و نقش آن‌ها را در شیوع ایده‌ها و اعمال نو مورد کندوکاو قرار می‌دهد، کنشگران تغییرزا و رهبران فکری غالباً نقش عمده‌ای در تحریک دیگران برای اقتباس نوآوری‌ها ایفا می‌کنند (گرچه عوامل ذاتی خودِ نوآوری نیز در این موضوع سهم دارند). دربارۀ ساختاریابی اجازه دهید به نمونۀ ملموس‌تری اشاره کنیم. پژوهشی دربارۀ ایالات متحدۀ آمریکا، شبکۀ شهروندان را به عنوان کنشگران سیاسی ترسیم کرده است که شکل آن در پایین آمده است. به کمک مفهوم خوشه می‌توان دریافت که فضای سیاسی این کشور تا چه اندازه دارای احزاب مشخص و قطب‌بندی شده است (تحلیل آرایش رابطه‌ای و ساختار شبکه). از مقایسۀ گراف رنگی (که حاصل داده‌های مشاهده‌ای است) با گراف‌های تیپیکِ سیاه و سفید می‌توان به ساختار این شبکۀ سیاسی پی برد (گراف رنگی شباهت زیادی به مورد دوم از چپ دارد). همچنین از زیاد بودن چگالی شبکه درمی‌یابیم که تعاملات و فعالیت‌های سیاسی بین فردی بسیاری در این جامعه وجود دارد. بدین منوال می‌توان از هریک از شاخص‌های دیگر نیز برای فهم دقیق‌تر این شبکه سود جست.

البته قابل ذکر است که تکنیک‌های متعدد و پیچیده‌ای در ادبیات روش تحلیل شبکه ابداع شده است که هریک می‌توانند موضوع نوشته‌ای مجزا باشند؛ مانند تحلیل خوشه‌ای، طیف‌بندی چندبعدی و … . همان‌طور که می‌دانیم امروزه برای غالب روش‌های تحقیق در هر علمی نرم‌افزارهای فراوانی طراحی شده است. در حوزۀ تحلیل شبکه نیز بسته‌های نرم‌افزاری زیادی وجود دارد که در مصورسازی شبکه‌ها و تحلیل دقیق و سریع آن‌ها بسیار مفیدند.

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

4 + هشت =