فلسفه تعلیم و تربیت

تعلیم و تربیت، خودآگاهی و عمل اجتماعی (رویکرد نوهگلی)

گزارش: آزاد محمدی

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


البته در ارتباط با رابطۀ میان فرد و اجتماع باید به این نکته توجه داشت که پدیده‌ای تحت عنوان از خود بیگانگی به ظهور می‌رسد که مفهومی مهم و مرحله‌ای مهم در عرصۀ تربیت است. افراد جوان با تصورات، باورها و خواسته‌های خود به سمت باورها، تصورات و خواسته‌های اجتماعی سوق داده می‌شوند و این مرحله فرد را دچار از خود بیگانگی خواهد کرد. اما در نظر هگل و آنچه که از مفهوم بیلدونگ دریافت می‌شود، بیلدونگ باید این توانایی و رشد اخلاقی و شناختی را در افرادِ جوان پدید آورد تا بتوانند به شکلی (عینی) خودشان را بیان کنند؛ یعنی بتوانند با حفظ قواعد منطقی و به صورت مستدل خود و خواسته‌های خود را بیان کنند. بنابراین بیلدونگ یک داد و ستد میان خواسته‌های هر فرد و قلمرو ِمفهوم اجتماعی است و آموزش در اینجا این گونه معنا پیدا می‌کند که فرد بتواند خواسته‌های خود را با مفاهیم عقلانی و قابل فهم توسط دیگران بیان کند. از این‌رو این مفهوم از آموزش با هدف بیلدونگ که آزادی اجتماعی است، قابل جمع است؛ زیرا فرد را برای خودشکوفاییِ اخلاقی و ذهنی آماده و مجهز می‌کند.


کراسیمیر استویانوف استاد فلسفۀ تعلیم و تربیت دانشگاه آیشتات (Eichstätt) آلمان در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ به دعوت دکتر خسرو باقری، استاد فلسفۀ تعلیم و تربیت دانشگاه تهران، به دانشگاه تهران آمد. وی در سلسله نشست‌ها و سخنرانی‌های خود در دانشکدۀ روانشناسی دانشگاه تهران به ایراد سخنرانی «تعلیم و تربیت، خودآگاهی و عمل اجتماعی (رویکرد نوهگلی)» پرداخت. ایشان در ابتدای جلسه اعلام کردند که موضوع این سخنرانی، عنوان پژوهش ایشان در سالیان اخیر است و در آینده‌ای نزدیک در قالب کتابی تحت همین عنوان به چاپ خواهد رسید. این کتاب در صدد است میان فیلسوفان تحلیلی و خوانش‌های هگلی ارتباط برقرار کند. ایشان در ابتدا گفتند که مفهوم بیلدونگ (Bildung) در قاموس آثار هگل مفهومی مترادف با تربیت است که البته تفاوت‌هایی با آن دارد. ایشان در ورود به بحث تعلیم و تربیت با گریزی نقادانه به آنچه که از یادگیری مراد می‌شود، گفتند «اینکه عده‌ای یادگیری را «تطابق با محیط» در نظر می‌گیرند، در نگاه هگلی تعریف درستی به حساب نمی‌آید و از آنجا که اساس تربیت از این منظر، رشد ذهن است، یادگیری شامل تغییرات شناختی و رفتاری نیز می‌شود و برای هگل، پرورش ذهن و روح، اساس تربیت و یادگیری است.» در ادامه ایشان بیان کردند که «البته هر گونه رشد ذهنی نیز مورد قبول نخواهد بود، زیرا تعلیم و تربیت امری هنجارین است و در آن همواره در پی تحولات مطلوب اخلاقی هستیم؛ بنابراین جهت پرورش ذهن باید به این سو باشد و در واقع در اثر یادگیری باید در ذهن رشد اخلاقی اتفاق بیفتد تا یادگیری بتواند متصف به تربیت شود.

کراسیمیر در ادامه به اینکه مفهوم بیلدونگ در آثار و افکار هگل در سه مرحلۀ متفاوت مطرح گشته است، اشاره کرد و گفت «در کتاب پدیدارشناسی روح که از مهم‌ترین آثار هگل است، مفهومی که از بیلدونگ مدنظر بوده، معطوف به رشد انسان به طور کلی است و نه مقطع خاصی مانند آموزش در مدرسه یا دانشگاه. مفهومی دیگر از بیلدونگ که نزد هگل مطرح شده است، مربوط به زمانی است که وی مدیریت یک مدرسه را برعهده داشت و هر از گاهی در مدرسه و دانشگاه سخنرانی می‌کرد؛ در این نگاه مفهوم بیلدونگ تماماً مربوط به یادگیری و آموزش دانشگاهی و مدرسه‌ای است و از این منظر به آن پرداخته است. اثر دیگری که هگل در آن مفهوم بیلدونگ را مطرح کرده، کتاب «فلسفۀ حق» است؛ در اینجا هگل متفاوت از دو منظور قبلی به مفهوم بیلدونگ پرداخته و آن را در پیوند با فلسفۀ سیاسی‌- اجتماعی خود مطرح کرده است. اما دربارۀ آنچه از این مفهوم به‌طور کلی در نزد هگل یافت می‌شود، می‌توان گفت که در نظر وی رشد اخلاقی و تربیت در هم تنیده و انفکاک‌‌ناپذیر هستند.» ایشان در ادامه گفتند که هدف بیلدونگ در نظر هگل، پرورش تفکر غیرایدئولوژیک است و البته طرد عمل ایدئولوژیک را هم مورد توجه قرار می‌دهد. وی افزود که تربیتِ موردنظر هگل (بیلدونگ) در واقع نفیِ تفکر و عمل ایدئولوژیک است. وی در توضیح مفهوم عمل ایدئولوژیک، آن را لحاظ‌کردنِ تمام و کلِ یک چیز بدون در نظر گرفتن تمایزها بیان کرد، به طور مثال تصور وتصویری که امروزه در غرب از اسلام لحاظ می‌شود، گونه‌ای تفکر و عمل ایدئولوژیک است، زیرا آن‌ها فکر می‌کنند که تمام اسلام یک چیز (به‌طور مثال داعش) است.

کراسیمیر در ارتباط با بیلدونگ به نکتۀ دیگری اشاره کرد که چیستی انسان از نظر هگل را توصیف می‌کند. وی گفت که در نظر هگل هر شخصی دارای دو روح است. یک نوع آن، روح سوبژکتیو است که خاص هر فرد است و گونۀ دیگر آن به روح عینی برمی‌گردد و اشاره به آن دارد که این روح در فرهنگ اجتماعی و به صورت نمادهای فرهنگی و اجتماعی به ظهور می‌رسد؛ البته روح مطلق هم داریم که منظور از آن خداست. او در ادامه گفت که رابطۀ بین روح سوبژکیتو و آبژکتیو(عینی) بدین گونه است که اولی بدون دومی نمی‌تواند وجود داشته باشد؛ یعنی در واقع هر فردی برای اینکه بتواند خود را تحقق ببخشد نیاز به جامعه و اجتماع دارد و از این منظر هگل بیان می‌کند که منشأ فعالیت روح، اجتماعی از انسان‌هاست و بیلدونگ در واقع در اینجا به ظهور می‌رسد. در واقع در بیلدونگ مورد نظر هگل، بیلدونگ از رابطۀ من – تو در نهایت به سمت من – ما در حرکت است؛ البته در نظرگاه هگلی رابطۀ فرد و اجتماع رابطه‌ای تناقض‌آمیز و دیالکتیکی است. زیرا فرد بدون اجتماع اخلاقی معنا ندارد و فرد هم تنها در صورت مقابله با اجتماع است که معنا پیدا می‌کند و دانش باید از سنتز میان این دو حالت به وجود بیاید. پس مفهوم بیلدونگ تمام فرایند رشد روح را شامل شده و توصیف می‌کند و این شامل زندگی اخلاقی اجتماع و رشد اخلاقی فرد است.

البته در ارتباط با رابطۀ میان فرد و اجتماع باید به این نکته توجه داشت که پدیده‌ای تحت عنوان از خود بیگانگی به ظهور می‌رسد که مفهومی مهم و مرحله‌ای مهم در عرصۀ تربیت است. افراد جوان با تصورات، باورها و خواسته‌های خود به سمت باورها، تصورات و خواسته‌های اجتماعی سوق داده می‌شوند و این مرحله فرد را دچار از خود بیگانگی خواهد کرد. اما در نظر هگل و آنچه که از مفهوم بیلدونگ دریافت می‌شود، بیلدونگ باید این توانایی و رشد اخلاقی و شناختی را در افرادِ جوان پدید آورد تا بتوانند به شکلی (عینی) خودشان را بیان کنند؛ یعنی بتوانند با حفظ قواعد منطقی و به صورت مستدل خود و خواسته‌های خود را بیان کنند. بنابراین بیلدونگ یک داد و ستد میان خواسته‌های هر فرد و قلمرو ِمفهوم اجتماعی است و آموزش در اینجا این گونه معنا پیدا می‌کند که فرد بتواند خواسته‌های خود را با مفاهیم عقلانی و قابل فهم توسط دیگران بیان کند. از این‌رو این مفهوم از آموزش با هدف بیلدونگ که آزادی اجتماعی است، قابل جمع است؛ زیرا فرد را برای خودشکوفاییِ اخلاقی و ذهنی آماده و مجهز می‌کند.

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

دو × 4 =