گامی به سوی فهم بهتر ضعف تعهد شغلی در ایران ، چرا ایفای نقش شغلی در کشور با ضعف و ناکارایی مواجه است؟

نویسنده: کاظم حاجی‌زاده

تخمین زمان مطالعه : ۹دقیقه


مراقبت از مشاغل موجود شاید مهم‌تر از اشتغال‌زایی باشد. حتی بخش مهمی از اشتغال‌زایی به ایفای صحیح نقش‌های شغلی فعلی برمی‌گردد. تعهد شغلی ریشه‌های خرد و کلانی دارد که در این یادداشت با نگاهی متفاوت به انواع آن پرداخته می‌شود. فهم عمیق هر یک از انواع تعهد شغلی، ما را به سوی راه حل‌های مناسب برای تقویت آن هدایت می‌کند.


  

مقدمه

مسئله این نوشته، ضعف تعهد کاری در تعداد چشمگیری از اعضای جامعه است که به صورت ضعف ایفای نقش شغلی در جامعه مشاهده می‌شود. برای مقدمه بحث لازم است با تحدید مسئله، مرزهای آن را با دقت بیشتری ترسیم کنیم. ممکن است فردی به دلیل دانش و مهارت ناکافی وظایف شغلی‌اش را به درستی انجام ندهد؛ به عبارتی، مقدمات ایفای صحیح نقش شغلی در کنشگر اساسا وجود ندارد؛ مانند پزشکی که چون دوره تحصیلات خود را با کیفیت لازم طی نکرده است، از تجویز نسخه‌های مؤثری که بیماران را درمان کند، ناتوان است. این نوع ایفای ضعیف نقش شغلی از حیطه بحث ما بیرون است. همچنین گاهی پیش می‌آید که فرد تحت نیروهای قوی‌تر از خود، به رغم میل و اراده‌اش از ایفای نقش شغلی خویش بازمی‌ماند؛ به عبارت دیگر، امکان ایفای صحیح نقش شغلی در آن محیط اساسا وجود ندارد؛ مانند پزشک متخصص و زبردستی که برای کار وارد قبیله‌ای بدوی می‌شود که در آن شفا از طریق جادو و خرافه به شدت در باورهای فرهنگی مردم ته‌نشین شده است. این نوع هم خارج از بحث ما است.

از دیدگاه جامعه شناختی هر شغل، نقشی اجتماعی است. هر نقش بر مبنای مجموعه‌ای از ارزش‌ها و هنجارها شکل می‌گیرد. وقتی فرد ارزش‌ها و هنجارهای شغلی‌اش را رعایت نمی‌کند، یعنی به این نقش تعهد اندکی دارد؛ مانند استاد دانشگاهی که با گزارش‌نویسی سوگیرانه ارزش غایی «حقیقت» (truth) را زیر پا می‌گذارد و با دیر رسیدن به کلاس یا غیبت‌های متعدد از هنجار «وقت‌شناسی» تخطی می‌کند.     

رجوع به پیشینه موضوع، مفهوم تعهد کار را روشن‌تر می‌سازد. مفهوم ضعف تعهد کار هم در اجتماع جامعه‌شناسان بسیار مأنوس است، هم در زندگی روزمره، مردم به وفور از جملاتی مانند «او اصلا به کارش تعهدی ندارد» یا «این سازمان‌ها اصلا متعهد نیستند» استفاده می‌کنند. در ادامه به تعریف تعهد کار و انواع آن از نگاه مسعود چلبی می‌پردازیم.

منشأ تعهد شغلی چیست؟

منشأ تعهد، وابستگی عاطفی است. منبع تغذیه اخلاق عملی در کار نیز انرژی عاطفی است. در اینجا تعهد در کار به معنای همذات‌پنداری و پاسخ عاطفی به دیگری از طریق کار است. تعهد کار نوعی احساس مسئولیت و علاقه به کار است در قبال دیگری اعم از دگر تعمیم‌یافته  یا دگر انضمامی. طبق این مفهوم‌سازی، می‌توان چهار نوع تعهد کار را از هم تمییز داد:

– تعهد کاری عبارت است از همذات‌پنداری و پاسخ عاطفی به اجتماع جامعه‌ای (دگر تعمیم‌یافته انتشاری) از طریق کار.

– تعهد حرفه‌ای عبارت است از احساس مسئولیت و علاقه به حرفه‌ای خاص و اجتماع آن (اجتماع حرفه‌ای). اجتماع حرفه‌ای نوعی دگر تعمیم‌یافته ویژه است.

– مراد از تعهد سازمانی، همذات‌پنداری با سازمان کار و وفاداری به ارزش‌ها، اهداف و انتظارات آن است.

– تعهد رابطه‌ای ناظر به وجود تعهد شخص در روابط اجتماعی مستمر او با دیگران در زندگی روزمره است. تعهد رابطه‌ای، نوعی احساس تعلق و وظیفه به دیگران (به ویژه دیگران مهم) و وفاداری (یا حداقل اعتماد) به ارزش‌ها، اهداف، انتظارات  و ظرفیت‌های آن‌ها است.

تعهد کاری به لحاظ نظری نسبت به سایر انواع تعهد عمیق‌تر، عام‌تر و دیرپاتر است. به دنبال آن، به ترتیب، تعهد حرفه‌ای، تعهد سازمانی و تعهد رابطه‌ای قرار می‌گیرند (۱).

 

نمونه هایی از ضعف تعهد کار

 

در ادامه با ذکر چند مثال فرضی، توصیف ملموس‌تری از ضعف انواع تعهد کار به دست می‌دهیم:

– ضعف تعهد کاری: مهندس عمران با هدف سودجویی بیشتر، برجی مسکونی را با مصالح نامرغوب و بدون رعایت استانداردهای لازم‌ می‌سازد (بی‌تعهدی در برابر ساکنان آتی آن یعنی اعضای اجتماع جامعه‌ای که آن‌ها را نمی‌شناسد).

– ضعف تعهد حرفه‌ای: خبرنگاری در ازای دریافت پاداش، آگاهانه خبر نادرستی را منتشر‌ می‌کند که کمی بعد رسوایی به بار‌ می‌آورد (بی‌تعهدی در برابر اجتماع خبرنگاران و مخدوش کردن چهره عمومی آنان).

– ضعف تعهد سازمانی: مسئول خرید کارخانه برای اجناس خریداری‌شده فاکتورهایی با قیمت‌ بیشتر می‌گیرد (بی‌تعهدی در برابر منافع جمعی سازمان).

– ضعف تعهد رابطه‌ای: امام جماعت مسجد درباره نحوه پرداخت وام‌های صندوق قرض الحسنه با هیئت امنا به توافق می‌رسد، اما کمی بعد با تغییر شرایط طور دیگری عمل‌ می‌کند (بی‌تعهدی در برابر اشخاص).

هر شغلی مجموعه‌ای از حقوق و وظایف است که هر عامل مزاحمی از بیرون وارد آن شود، نقش به درستی ایفا نخواهد شد. چهار نوع ملاحظه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نامربوط‌ می‌توانند تعهد کار را دچار ضعف کنند. به ۱۶ مثال فرضی زیر از ۴ شغل توجه کنید:

 

پزشک:    ۱) پزشک تنها در ازای دریافت پول بیش تر از طرف خانواده بیمار، حاضر به جراحی او‌ می‌شود.

۲) پزشک تحت فشار یک مسئول سیاسی به دروغ اعلام‌ می‌کند خون‌های واردشده آلوده نبوده است.

۳) پزشک نوبت عمل جراحی یکی از خویشاوندانش را جلو‌ می‌اندازد.

۴) پزشک با دریافت حق ویزیت یکسان، در معاینه مهاجران افغانی نسبت به بیماران ایرانی دقت و زمان کمتری صرف می‌کند.

 

نماینده مجلس:        ۱) نماینده مجلس با دریافت رشوه از بانکی خصوصی به تصویب قانون معینی رأی موافق‌ می‌دهد.

۲) نماینده مجلس به جای صرف زمان برای بررسی دقیق طرح‌ها و لایحه‌ها و حضور منظم و فعال در جلسات کمیسیون، خود را برای انتخابات ریاست جمهوری دو سال بعد آماده‌ می‌کند.

۳) نماینده مجلس برای خویشاوندان خود در سازمان‌های مختلف کار جور‌ می‌کند.

۴) نماینده مجلس سایر نمایندگان را علیه حقوق اقلیت‌های مذهبی تحریک‌ می‌کند.

 

استاد دانشگاه:          ۱) استاد دانشگاه در ازای دریافت پول به دانشجوهایش نمره‌ می‌دهد.

۲) استاد دانشگاه هنگام مصاحبه دکتری دانشجویی را که گرایش سیاسی موافق او دارد به دیگری ترجیح‌ می‌دهد.

۳) استاد دانشگاه به سفارش یکی از دوستانش، مقاله فرزند او را برای چاپ در مجله تایید‌ می‌کند.

۴) استاد دانشگاه یافته‌های یک پژوهش علمی را آگاهانه به نفع باورهای دینی خود تفسیر‌ می‌کند.

 

قاضی:      ۱) قاضی با گرفتن رشوه رأی دادگاه را تغییر‌ می‌دهد.

۲) قاضی تحت فشار یک مسئول سیاسی پرونده‌ای را مختومه اعلام‌ می‌کند.

۳) قاضی به سبب علاقه‌ای شخصی که به خانمی دارد، به نفع او رأی‌ می‌دهد.

۴) قاضی شیعه در پروندهای به ناحق یک اهل تسنن را محکوم‌ می‌کند.

 

سست بودن مرزهای نقش شغلی به لحاظ کمی و کیفی از فردی به فرد دیگر تغییر‌ می‌کند. به عنوان مثال برخی شغلشان را کمتر تحت ملاحظات بیرونی انجام‌ می‌دهند. همچنین امکان دارد فرد الف بیشتر تحت ملاحظات P نقش شغلی‌اش را ایفا کند، ولی در فرد ب ملاحظات S نفوذ بیشتری داشته باشند.

این ملاحظات گاهی همان انتظاراتی هستند که از فرد در سایر نقش‌هایش وجود دارد و او آن‌ها را در نقش شغلی‌اش پاسخ می‌دهد، مانند استاد دانشگاهی که عضو یک حزب است و در فعالیت‌های سیاسی از او انتظار دارند ایدئولوژی حزب را ترویج کند و او این کار را در کلاس درس انجام‌ می‌دهد. اگر فردی شغلش را کاملا مطابق با انتظارات نقش‌های دیگرش انجام دهد، به تعبیری‌ می‌توان گفت نقش شغلی‌اش هنوز از آن‌ها تفکیک نشده است (اگر بپذیریم که در مثال مناقشه نیست، این فرد شبیه جامعه سنتی است که به فرض، نظام اقتصادی‌اش هنوز از نظام سیاسی‌اش تفکیک نشده است).

پی‌نوشت:

۱- چلبی، مسعود. ۱۳۸۴٫ جامعه شناسی نظم (تشریح و تحلیل نظری نظم اجتماعی)، تهران: نشر نی.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

سه × سه =