تاریخ شفاهی علوم اجتماعی

گفت‌وگوی پیشِ رو، جلسه‌ای است که آزادارمکی در آن به بازگویی تاریخ شخصی خود و تاثیرات و تاثرات خود در جامعه‌شناسی ایرانی پرداخته است. این گفت‌وگو در پنج بخش تنظیم شده است و به مرور در سایت «بردار» ارائه خواهد شد. بخش نخست این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

گفت‌وگو کننده: حمید حیدری

تخمین زمان مطالعه: ۷ دقیقه


تقی آزادارمکی را می‌توان جامعه‌شناس تجربی نامید. این، عبارتی است که مرور رزومۀ او به ذهن متبادر می‌کند. آزادارمکی، بیش از ورود به جایگاه‌های سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی، همواره در حال بررسی انضمامی «جامعۀ ایران» بوده است. برای این بررسی دورکیم را برگزیده و «سامان اجتماعی»ِ جامعۀ ایرانی را مورد مداقه قرار داده، از طرف دیگر به تاسی از وبر به «تقسیم کار و بوروکراسی» و نابسامانی آن در جامعۀ ایران اندیشیده است.

از نظر آزادارمکی تقسیم کار در ایران از دو جنبۀ «علوم انسانی» به طور کلی و «علم جامعه‌شناسی» به طور اخص، در آنارشی یا نابسامانی به سر می‌برد. مهم‌ترین آسیب این آشفتگی نیز تعیین مسائل جامعه و به خصوص جامعه‌شناسی ایران، از سوی نظام سیاسی است.

تعیین دستور کار جامعه‌شناسی از بیرون جامعۀ علمی، نقطۀ ثقل مباحث آزادارمکی است. از نظر وی برای برون‌رفت از وضعیت فعلی، به مرورِ مدون «تاریخ علم جامعه‌شناسی در ایران» نیاز داریم. تا از طریق این مرور، به جایگاه‌ها، مسیرها و خطاهای مسیر واقف شویم.


 تبیین‌های جامعه‌شناختی: خانواده، نسل و فرهنگ

  • برای آغاز بحث بفرمایید کدام متون شما بیش از سایر متون، بیانگر دغدغه‌ها و هویت علمی شماست؟

من در جامعه شناسی ایران کارهای متعددی انجام داده‌ام. از حدود ۳۷ یا ۳۸ کتابی که دارم، یک سوم آن تولید متن برای آموزش است. مانند کتاب «نظریه در جامعه شناسی»، «نظریه‌های جامعه شناسی»، «نظریه‌سازی جامعه شناسی»، «نظریه‌پردازی در جامعه شناسی»، «مکتب جامعه شناسی کلاسیک»، «تاریخ جامعه شناسی»، «مکتب‌های جامعه شناسی»، «جامعه شناسی توسعه»، «جامعه شناسی فرهنگ»، «متفکران مسلمان» و مانند اینها، به عنوان مجموعه کارهایی است که من احساس می‌کردم باید برای آموزش دانشجویان تألیف کنم تا بخوانند. این کارها باید به‌عنوان کارهای اداری و سازمانی و بوروکراتیک من به حساب آیند. البته، کتاب‌های یادشده، کتاب‌های مهمی هستند. چراکه کتاب نوشتن برای دانشجو، زحمتش بیشتر از کتاب نوشتن برای حوزۀ عمومی است. حالا اینکه کتاب‌ها خوب و بد یا قوی و ضعیف است، بحث دیگری است که شما می‌توانید در موردش به داروی بنشینید.

دو سوم کارهای دیگر من، در چند محور و جهت‌گیری دنبال می‌شود. در این دوسوم، من دو سه کتاب اساسی دارم. دورترین کتاب‌هایی که نوشتم کتاب «مدرنیتۀ ایرانی» (نشر اجتماع) در حدود سال ۱۳۸۰ و کتاب «اندیشۀ نوسازی در ایران» (دانشگاه تهران) است که دومی در سال ۱۳۷۲ کتاب سال شناخته شد. این دو کتاب، دغدغه‌های بنیادی من در باب جامعه شناسی و اندیشۀ روشنفکری و جامعۀ ایرانی است و به طور ضمنی سعی کرده‌ام جامعۀ ایرانی را موضوع خود قرار دهم.

در ادامۀ این کارها، سه کتاب مهم دیگر نوشته‌ام؛ یکی از آنها که اصلی‌ترین کار من نیز هست «بنیان‌های فکری نظریۀ جامعۀ ایرانی» است که نشر علم چاپ کرده است. در آنجا تمامی ادبیات نظری و تجربی و روشی که در جامعه‌شناسی و دربارة ایران بوده است را مرور کرده‌ام و نگاه انتقادی نسبت به سنت‌های فکری‌ای که در ایران وجود داشته، از شرق‌شناسی یعنی نگاه شرق‌شناسانه تا ایران‌گرایانه، طبقه‌بندی و صورت‌بندی خاصی کرده‌ام. در آنجا دو جهت را دنبال کردم: یکی جهت‌گیری نظری من هست که در باب آن دیدگاه‌هاست و رسیدن به این نکته که جامعه شناسان دیگر یا متفکران دیگری که در مورد جامعۀ ایرانی حرف زدند در چه گفتمانی (دیسکورس) حرف زدند و  اسمش را گذاشتم دیسکورس «عقب‌ماندگی» و سپس آلترناتیو آن را برای فهم جامعۀ ایرانی تحت عنوان نظریۀ «جامعۀ ایرانی» گفتم که در آن به مفهومی به نام «نظریۀ سه‌پایه‌ای» اشاره کردم و سه نهاد عمدۀ دولت و دین و خانواده را محور قرار دادم و تحولات ایران را به لحاظ تاریخی از منظر این سه نهاد و نیروهای اجتماعی توضیح داده‌ام.

کتاب دیگری که تکمیل کنندة این کتاب است، کتاب «ساختار نظریۀ جامعه شناسی ایران» است و ادامۀ کتاب قبلی است. کتاب قبلی، تئوریک‌تر است و جامعه شناسی تاریخی و جامعه شناسی نظری است و کتاب دوم، تحلیل جامعه‌شناختی جامعۀ ایرانی است. این دو کتاب خیلی مهم‌اند و نمی‌دانم در حوزۀ جامعه‌شناختی، آیا خوانده یا داوری شده‌اند یا خیر.

در کنار آنها کتاب کوچکی دارم به نام «پاتوق مدرنتیۀ ایرانی» که خواندنش را پیشنهاد می‌کنم. این کتاب، تحلیلی تاریخی در باب تحولات اجتماعی در ایران است.

 اضافه بر اینها در مجموعۀ کارهای دیگری که انجام داده‌ام، کتاب «جامعه شناسی در ایران» است. جامعه شناسی در ایران موضوع مهمی برای من بوده و هنوز هم هست. اینکه سرنوشت آن چه بوده، آدم‌ها در آن چه کرده‌اند، آدم‌های اصلی‌اش چه کسانی بودند و چه کردند. در این زمینه‌ها سه یا چهارکتاب نوشته‌ام. در جامعه‌شناسی ایران کتابی نوشتم با عنوان «جامعه‌شناسی جامعه‌شناسی در ایران» که به عنوان کتاب سال شناخته شد و کتاب دیگری نوشتم با عنوان «جامعه‌شناسی مناقشه‌برانگیز در ایران». کتاب دیگری دارم با عنوان «علم و مدرنیته در ایران» و «درسگفتارهای جامعه‌شناسی وبر» که در مورد جامعه‌شناسی وبر و دورکیم است. همچنین، کتاب دیگری دارم که با نام «جامعه‌شناسی و دشمنانش»، در دست چاپ است.

این چند کتاب در باب خود جامعه‌شناسی و سرنوشت جامعه‌شناسی در ایران است؛ اینکه، چه سرنوشتی داشته، چه سرنوشتی دارد،  چه می‌کند، مشکلات هویتی آن چیست، آد‌م‌های آن چه کسانی است و اجتماعش چگونه است. کارهایم نشان می‌دهد تنها آدمی که در این حوزه کار جدی کرده  است، من هستم.

[در بخش دیگری از کارهایم]، جامعۀ ایران را تحلیل نسلی کرده‌ام: نسل اول و نسل دوم و نسل سوم. هر نسلی مختصات خاص خود، آدم‌ها، گفتمان‌ها و مشکلاتی دارد و من روابط و تعارضاتشان را در این چهار پنج کتاب توضیح داده‌ام. معتقدم جامعه‌شناسی ایران تاریخ محدودی دارد؛ ولی، حوادث زیادی در آن هست. کنش‌گران جامعه‌شناسی ایران ۴ نسل هستند. نسل اول تقریبا تمام شد و دیگر کسی از آن باقی نمانده است که صدیقی، نراقی و مهدوی اصلی‌ترینشان بودند. نسل دوم، ۵۰ درصدشان هستند و پنجاه درصدشان از میان ما رفتند. نسل سوم، تیپ ماست و نسل چهارم نیز تیپ شما و کمی بعدتر هستند که در ایران کار می‌کنند. هر کدام از نسل‌های اول و دوم و سوم، آدم‌های مهم و اثرگذاری داشتند؛ اما، نسل چهارم هنوز کنش‌گران اصلی‌اش ظهور نکرده‌اند. ولی، تاحدود زیادی می‌توان پیش‌بینی کرد که چه کسانی هستند. مثلا «محمد فاضلی» یکی از کسانی است که در نسل چهارم جامعه‌شناسی ایرانی کار می‌کند.

بخش دیگر کارهای من در مورد تبیین‌های جامعه‌شناختی من است. مثلاً در مورد خانواده کار کرده‌ام و سه کتاب در این زمینه نوشته‌ام. در مورد نسل کار کرده‌ام و حدود سه یا چهار کتاب در مورد آن دارم. در مورد تغییر فرهنگی کار کرده‌ام و چند کتاب در این زمینه منتشر کرده‌ام. اینها سه حوزه‌ای است که در مورد آنها کار کرده‌ام: خانواده و نسل و فرهنگ. بخشی از کتاب‌ها هم در این زمینه‌ها توزیع شده مثل «تغییرات فرهنگی» و «جامعه‌شناسی نسلی» و «جامعه‌شناسی خانواده». این سه اثر را در این زمینه کار کرده‌ام و نوشته‌ام و می‌نویسم.

دکتر تقی آزادارمکی در گفت‌وگو با بُردار: جامعه شناسی در ایران با مفاهیم خودش مرتبط نیست – بخش دوم

دکتر تقی آزادارمکی در گفت‌وگو با بُردار: جامعه شناسی در ایران با مفاهیم خودش مرتبط نیست – بخش سوم

دکتر تقی آزادارمکی در گفت‌وگو با بُردار: جامعه شناسی در ایران با مفاهیم خودش مرتبط نیست – بخش چهارم

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

نه + دو =