مدیریت در علوم انسانی

تنوع گرایی در مدیریت بنگاه های علوم انسانی

نویسنده: سمیه موسوی

تخمین زمان مطالعه: ۹ دقیقه


چکیده: این مقاله به بررسی امکان و اثربخشی استفاده از استراتژی تنوع گرایی در بنگاه های علوم انسانی می‌پردازد. در ابتدا چالش میان تنوع گرایی و تمرکزبخشی در سازمان‌ها مطرح می‌شود. پس از آن به بررسی انگیزه‌های تنوع گرایی در بنگاه های علوم انسانی پرداخته ‌می‌شود. سپس با ارائۀ مثال‌هایی فرضی، شیوۀ استفاده از این استراتژی در بنگاه های علوم انسانی بررسی می‌شود. در نهایت نیز مروری بر آسیب‌های استفاده از این روش برای این سازمان‌ها دارد.


یک بنگاه علوم انسانی، مانند هر کسب و کار دیگری نیازمند استراتژی‌های مدیریتی کارآمد و اثرگذار برای توسعۀ فعالیت خویش و درآمدزایی است. استراتژی‌هایی که بسیاری از آن‌ها از تجربه‌های مدیریتی و بنگاه‌داری در صنایع و شرکت‌های سودآور غیر علوم انسانی به دست آمده است. بسیاری از این استراتژی‌ها، ممکن است با حال‌وهوای کسب و کار علوم انسانی سازگار نباشند. آنها شاید برای کارآمد شدن نیازمند تطبیق با شرایط این حیطه و بازتعریف باشند. اما نکتۀ مهم، این است که مستقل از محصول و خدمت ارائه شده و نوع بازار، استراتژی‌های ارائه شده در علم مدیریت، به بنگاه و شیوه‌های ارتقاء فعالیت آن یاری می‌رسانند.

تنوع گرایی یا تمرکز بخشی؟

یکی از مهم‌ترین چالش‌های راهبردی که صاحبان کسب و کار با آن مواجهند، بازتعریف محصولات و خدمات قابل ارائه توسط سازمانشان است. فارغ از اینکه یک کسب و کار مرتبط با علوم انسانی باشد یا هر حیطۀ دیگری، اتخاذ سیاست‌های تمرکزی و تنوع گرایی همیشه دغدغۀ مدیران سازمان‌ها و بنگاه‌ها بوده است. شرکت‌های مختلف و مشهور جهانی، هر کدام نمونه‌های موفقی از میان هر دو رویکرد را نشان داده‌اند. کاهش شدید تنوع در محصولات شرکت اپل که با تصمیم‌گیری شجاعانۀ استیو جابز انجام شد، نمونه‌ای از استراتژی موفق تمرکزی است. کاهش تنوع محصول از ۳۵۰ به ۳۰ قلم، توانست استمرار بقای آن شرکت -که با چالش شدید مواجه شده بود- را تضمین کند.

 از دیگر سو، شرکت بزرگی مانند کاترپیلار، استراتژی خود را بر مبنای تنوع گرایی غیرهمگون استوار کرده است. این شرکت توانسته  با ارائۀ طیف وسیع محصولات شامل ماشین‌آلات سنگین تا پوشاک، سودآوری سازمان خود را بهبود بخشد. درعین‌حال که برخی از جنبه‌های ریسک‌پذیری سود و سرمایۀ خود را نیز کاهش دهد. سال‌های بین ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰ را می‌توان عصر تنوع نامید. افزایش شدید تقاضا برای محصولات و خدمات جدید، موجب ایجاد شرکت‌هایی با گسترۀ وسیع تنوع در محصولات گردید. اما ریسک‌های شدید ناشی از تنوع بخشی موجب شد از دهۀ ۱۹۸۰، رویکرد تنوع گرایی با استقبال کمتری مواجه شود. اما مهم‌ترین انگیزه‌های مدیران برای تنوع گرایی چیست؟

انگیزه‌های تنوع‌گرایی و شرکت‌های علوم انسانی

رشد سازمان: بی‌تردید هر مدیری مایل است که فعالیت بنگاه خود را توسعه دهد. اما با توجه به ماهیت شرکت‌های علوم انسانی که متمرکز بر روابط انسانی است، رشد سازمان به چه معناست؟ آیا ورود به حیطه‌ای از فعالیت که به مشتری بنگاه علوم انسانی حسی از تجاری شدن بدهد، باعث گسستگی بنگاه و مشتری نمی‌شود؟ این نکته‌ ظریفی است که مدیران شرکت‌های علوم انسانی در اتخاذ استراتژی تنوع گرایی باید در نظر داشته باشند.

افول محصولات و خدمات فعلی: شکایت غالب کسب و کارهای علوم انسانی از درآمد کم، بازار ضعیف و مشتریان محدود در قیاس با حجم سرمایه‌گذاری است. این ماجرا آن‌قدر تکرار شده که بدل به یک باور عمومی گشته است: از علوم انسانی پول درنمی‌آید! شاید گسترش فعالیت‌های کسب و کارهای علوم انسانی به حیطه‌های غیرتخصصی این سازمان‌ها و کسب مشتریان بالقوه در بازارهای ناشناخته برای علوم انسانی، بتواند راه‌حل خوبی برای درآمد کم و مشتریان اندک این سازمان‌ها باشد.

کاهش ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاری: یکی از دلایل گریز مدیران سازمان‌ها از تمرکز بر روی یک محصول یا خدمت خاص، همان مثل معروف «همۀ تخم مرغ‌هایت را در یک سبد نگذار» است. اگر سرمایۀ یک شرکت، بر روی گسترۀ متنوعی از خدمات و محصولات قرار بگیرد، ریسک از دست رفتن سرمایه کاهش می‌یابد. این نکتۀ مهمی است که می‌تواند مدیران بنگاه‌های علوم انسانی را ترغیب به سرمایه‌گذاری در حیطه‌های خدماتی دیگر در کنار خدمات فعلی خود بکند.

منظور از تنوع گرایی در کسب و کار علوم انسانی

همان‌طور که پیش از این گفته شد تنوع گرایی به سه صورت ممکن است: افقی، همگون و ناهمگون. در تنوع گرایی افقی، شرکت حیطۀ بازار خود را گسترش نمی‌دهد. اما خدماتِ از لحاظ ساختار متفاوت اما نه چندان دور از خدمت فعلی را به طیف مشتریان وفادار خود ارائه می‌دهد. مثلا فرض کنید یک شرکت خدمات حقوقی و وکالت در پی توزیع کتاب‌های ادبی، روان‌شناسی یا فلسفی به مشتریان خود بر بیاید. یا اینکه در کنار خدمات حقوقی خود به مراجعینش، خدمات روان‌شناختی برای کمک به آن‌ها برای مواجهۀ بهتر با بحران‌های حقوقی ارائه بدهد. یا برای گسترش افق دید مراجعانش دوره‌های مولاناخوانی و آشنایی با فلسفۀ کاربردی برگزار نماید. ایدۀ پشت این استراتژی نیز روشن است. به باور مدیران این بنگاه، بخشی از مشکلات لاینحل و پیچیدۀ حقوقی مشتریان حاصل فقدان مواجهۀ آن‌ها با ناآگاهی و ضعف‌های شخصیتیشان است.

در تنوع گرایی همگون، مدیر سازمان به دنبال بازارهای تازه و ارائۀ خدمات تازه البته مشابه با خدمات فعلی خود می‌گردد. یک کلینیک روا‌نشناسی که صرفا بر رویکرد درمان‌های فردی مبتنی بر شناخت درمانی متمرکز است، را در نظر بگیرید. این بنگاه، حیطۀ کار خود را گسترش داده و از رویکردهای دیگر همچون رفتاردرمانی یا روان‌کاوی یا گروه‌درمانی استفاده می‌نماید. این، باعث می‌شود که سازمان با تنوع گرایی همگون در ارائۀ خدمات خود، طیف وسیع‌تری از مشتریان را وارد فعالیت خود سازد و بازار هدف تازه‌ای به دست آورد.

نوآورانه‌ترین حیطۀ استراتژی تنوع گرایی ( و البته پرریسک‌ترینش)، تنوع گرایی ناهمگون است. در اینجا هم خدمات و هم بازار به کلی از خدمات و بازار فعلی متمایزند. فرض کنید یک ناشر کتب حیطۀ علوم انسانی تصمیم بگیرد در کنار خدمات نشر کتاب، خدمات بهداشتی یا خدمات هنری مثل طراحی دکوراسیون منزل ارائه دهد. این مثال به نظر بسیار دور از ذهن و نچسب می‌آید. چنین به نظر می‌آید این نوع تنوع گرایی با ساختار علوم انسانی همخوان نباشد.

 اما شاید خلاف این رویه، به این اندازه دور از ذهن نباشد. در نظر بگیرید که یک شرکت خدمات دکوراسیون منزل یا یک کلینیک خدمات پزشکی که دارای سودآوری بالایی هم هست، در پی اضافه کردن یک بنگاه کوچک انتشاراتی به سازمان خود بر بیاید. تا هم محصولی جدید و کاملاً متفاوت به مشتریان خود ارائه دهد و هم بازارهای تازه‌ای را برای خدمات خود پیدا کند. به نظر خیلی هم غیر منطقی نمی‌آید! شاید اینجاست که صاحبان کسب و کارهای کوچک علوم انسانی باید به سراغ صنایع و شرکت‌های بزرگ بروند. آنها باید بتوانند با ارائۀ طرح‌های جذاب و قانع‌کننده، آن‌ها را به اتخاذ استراتژی تنوع‌گرایی ناهمگون به نفع خود مجاب سازند.

تنوع گرایی و آسیب‌ها

در اینجا البته دو خطر مهم باید در نظر گرفته شود. نخست، همان دغدغۀ همیشگی بازاری‌شدن علوم انسانی و در خدمت سرمایه قرار گرفتن آن است. اینکه قدرت سرمایه بر خدمات علوم انسانی غالب شود و آن را از ماهیت انسانی‌اش خالی سازد. از دیگر سو خطرات کلاسیک و شناخته‌شدۀ تنوع گرایی هم باید مورد توجه قرار بگیرد. تنوع آفرینی در کسب و کار می‌تواند موجب کاهش قدرت «برند» به دلیل القای حسی «غیرحرفه‌ای‌بودن» گردد. بررسی‌های میدانی شامل تحلیل ۵۰۰ شرکت برتر نشان می‌دهد که راهبرد تمرکز، اثر قابل ملاحظه‌ای بر شاخص قدرت برند دارد. در مقابل، استراتژی تنوع گرایی از آنجا که می‌تواند بخش‌های مختلف بازار و گونه‌های مختلف مشتریان را تحت تاثیر قرار دهد، بر شاخص گستردگی (آگاهی از) نشان تجاری موثر خواهد بود. در مدل‌های تحلیل نشان تجاری، شاخص‌های گستردگی و قدرت، مجموعا ایجادکنندۀ نشان تجاری مناسب برای سازمان می‌شوند؛ بنابراین در صورت نیاز به اتخاذ رویکردهای تنوع یا تمرکز بخشی باید نحوۀ تاثیر آن بر نشان تجاری مورد توجه ویژه قرار گیرد.

مدیریت کسب و کار در علوم انسانی: استراتژی تنوع گرایی در مدیریت کسب و کار-بخش اول

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

5 × 1 =