پرونده: امکان کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی

تکنیک و علوم انسانی (بخش سوم)

نویسنده: ع آقائی

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه

 


گزارش آرای داوی اردکانی دربارۀ وضعیت علوم انسانی و اجتماعی دارای سه بخش است. در بخش نخست وضعیت کلی علم جدید و چگونگی ظهور آن در غرب توضیح داده شد. در بخش نخست همچنین چگونگی اقتباس علم از طرف کشورهای غیرغربی از نظر داوری اردکانی تبیین شد. بخش دوم گزارش به طور اخص دربارۀ علوم انسانی و اجتماعی توضیح داده شد و نقد داوری اردکانی دربارۀ موضوعاتی همچون «علوم انسانی بومی» و «علوم انسانی اسلامی» از نظر گذشت. آنچه در پی آمده بخش سوم و نهایی این گزارش است که توسط عبدالله آقایی، دانشجوی دکتری پژوهش هنر، تهیه و تنظیم شده است.


معجزه جامعة علم

داوری مشخصه اصلی علوم را در ایران «آموختنی» بودن آن‌ها می‌داند. این وضعیتِ علم مربوط به جوامعی است که خود وضعِ غربی را انتخاب نکر‌ده‌اند یا به عبارتی غربی شدنِ جهان، آن‌ها را برگزیده است. این جوامع از فهمِ علم غربی بهرة اندکی دارند و فقط یادگرفتنی‌ها را می‌آموزند (داوری، ۱۳۹۱ب: ۲۵۴). از نظر داوری در کنار جریان «آموختن» علوم جدید می‌توان از نسبت و جریانی دیگر صحبت کرد. این نسبت، نسبتی بی‌واسطه است. در این نسبت علم در نظام زندگی وارد می‌شود و با وجودِ مردمان درمی‌آمیزد. گرچه این نسبت از جریانِ آموزشیِ علم منفک نمی‌شود و غالباً از عوارض آن است؛ اما، اهمیت و تأثیرش قابل قیاس با تأثیر آموزش نیست. استقرارِ مفهوم زیست‌شناسانة «تکامل» در نظم فکری ایرانیان نمونه‌ای از این نسبت با علم است. از نظر داوری فارغ از بحث‌های علمی و زیست‌شناسانه و مقاومت‌های بعضی حوزه‌‌های دینی با معنای این اصطلاح، اکنون تعبیر و مفهوم و معنی تکامل به عنوان یکی از مسلمات در زبان و گفتار مردم تبدیل شده است (داوری، ۱۳۹۱: ۲۳۲). داوری در این زمینه اظهار می دارد که «علوم انسانی و اجتماعی، شاید بیش‌تر از زیست‌شناسی، آثار و رسوب هایی در وجود ما داشته باشند» (همان: ۲۴۰).

وقتی علوم به صورت اقتباسی از زمینة اصلی خود جدا شده و آموزش داده می‌شوند تناست میان آن‌ها آشفته می‌شود. همین شرایط باعث می‌شود که میان علوم و کارکردشان فاصله افتد. به نظر می رسد که تأکید بر سودمندی علم و دریافتی ابزارگرایانه نسبت به آن‌ که خود معلول این وضعیت‌ است در تشدید این معضل سهم زیادی داشته باشد. از نظر داوری علم اکنون جزئی از وجود تاریخی ماست و اگر آن را وسیله می‌پنداریم، وجهش این است که هنوز علم از آن ما نشده است (داوری، ۱۳۹۱ب: ۳۲۰). تا وقتی که دانش را صرفِ وسیله برای رسیدن به مقاصد معلوم و متداول بدانیم، نمی توانیم به فهمِ شرایطِ تحققِ علم پی‌ببریم (داوری، ۱۳۹۱: ۱۲). فهم این شرایط است که ایجاب می‌کند علم را لِنَفسه (برای خودش) طلب کنیم (همان: ۱۲۸).

ریشه دواندن و رشدِ علومِ جدید مستلزم شرایط روحی و فکری خاصی‌است. از نظر داوری رشته‌ای که وجود ما را به علم جدید پیوند دهد از ابتدا وجود نداشته و تاکنون به وجود نیامده است (داوری، ۱۳۹۱ب: ۹۰). آن‌گونه که داوری روایت می‌کند قوام و بالندگی علم جدید در ایران منوط به شکل‌گیری «جامعة علم» است. در عالَم توسعه‌نیافته قوام و تأسیس جامعة علم به یک معجزه می‌ماند، ولی این معجزه محال نیست و وقوع آن به یک شرطِ جزئی دارد: ورود علم در نظم زندگی، یا پدید آمدن نظم علمی-تکنیکی (داوری، ۱۳۹۱: ۱۲۷).

این نظرِ داوری دربارة «جامعة علم» در پیوند مستقیم با نظر کلی ایشان درباب تجدد و تجددمآبی است. همانطور که پیش از این ذکر شد در نگاه داوری «تجدد» سرنوشت تاریخی جهان است و همه جوامع به این تاریخ پرتاب شده‌اند. این حالت را داوری «غرب‌زدگی» می‌نامد. در این معنا غربیان نیز غرب‌زده‌اند. حالت «غرب‌زدگی منفعل» که مختص برخی جوامع در حال توسعه است حالتی «انفعالی» است. در این حالت جوامع˚ مفتونِ «اشیاء تکنیک» غرب می‌شوند و ارزش‌های غربی را مطلق می‌انگارند (داوری، ۱۳۵۷: ۶۵) داوری وضعیت این جهان را به «گرگ دهن‌آلودة یوسف ندریده» تشبیه می‌کند. یعنی نسبت این جهان با غرب نسبت مهجوری و آرزومندی است (داوری، ۱۳۹۱ب: ۲۲۲) در مقابل˚ حالتِ «غربزدگی فعال» حالتی است که در آن آگاهانه به مبانی و مبادی غرب نگریسته می‌شود و ارزش‌های جهانشمول آن، تاریخی دانسته می‌شود. از نظر اردکانی این حالت غربزدگی «پسندیده و جدی است» (داوری، ۱۳۵۷: ۶۵).

——————————————————————————–

بلوشر، ویپرت. (۱۳۶۹). گردش روزگار در ایران. ترجمة کیکاووس جهانداری، تهران: انتشارات خوارزمی.

داوری اردکانی، رضا. (۱۳۵۷). وضع کنونی تفکر در ایران. تهران: سروش.

————–. (۱۳۶۷). فلسفه در بحران. تهران: امیرکبیر.

————–. (۱۳۷۹). دربارة غرب. تهران: هرمس.

————–.  (۱۳۸۰). تمدن و تفکر غربی. تهران: ساقی.

————–. (۱۳۸۳). فرهنگ، خرد، آزادی. تهران: ساقی.

————–. (۱۳۸۴). رساله در باب سنت و تجدد. تهران: ساقی.

————–. (۱۳۸۹). ما و راه دشوار تجدد، تهران: رستا.

————–. (۱۳۹۱). علوم انسانی و برنامه ریزی توسعه، تهران: فردایی دیگر.

————–. (۱۳۹۱ب). سیر تجدد و علم جدید در ایران. تهران: فردایی دیگر.

————–. (۱۳۹۳). «تولید ایده‌های نو در علوم انسانی». در علوم انسانی از دیدگاه صاحب نظران، تدوین فیروزه اصغری، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.

هایدگر، مارتین (۱۳۹۳). «پرسش از تکنولوژی». در  فلسفه تکنولوژی، ترجمة شاپور اعتماد، تهران: نشر مرکز.

تکنیک و علوم انسانی؛گزارشی از آراء داوری اردکانی درباره وضعیت علوم انسانی در ایران – بخش اول

تکنیک و علوم انسانی؛گزارشی از آراء داوری اردکانی درباره وضعیت علوم انسانی در ایران – بخش دوم

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

یازده − چهار =