پرونده: امکان کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی

تکنیک و علوم انسانی (بخش دوم)

نویسنده: ع آقائی

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


این گزارش شامل سه بخش است که در بخش نخست آن به نحوۀ اندیشیدن رضا داوری اردکانی درخصوص تجدد و ماهیت تکنیک بنیاد آن توضیح داده شد. همچنین بخش پیشین به چگونگی مواجهۀ کشورهای توسعه نیاقته با تجدد پرداخته شده است. به زعم داوری اردکانی غرب به دنبال «طرح تکنیک» که همان ماهیت تجدد است به «اشیاء تکنیک» راه برد؛ در صورتی که جهان غیرغربی برای دریافت و استفاده از «اشیاء تکنیک» به تجدد روی آورده است. داوری اردکانی از این وضعیت با عنوان «تجدد وارونه» یاد می‌کند.


علوم انسانی و توسعه

از نظر داوری در غرب پیشرفت تاریخی مسیری کم و بیش طبیعی و ارگانیک داشت. این توسعه اصطلاحاً «درون‌زا» بود و به برنامه‌ریزی نیاز نداشت. در غرب علوم انسانی و اجتماعی زمانی به وجود آمدند که در مسیر پیشرفت جهانِ متجدد مشکلاتی پیش آمد و آثار بحران در تاریخِ غربی پیدا شد (داوری، ۱۳۹۱: ۲۱۶). وظیفة اصلی این علوم در غرب پاسداری و حفظ نظام تجدد بوده است. اما وضعیتِ علوم انسانی و اجتماعی در جوامع در حال توسعه کاملاً متفاوت است. از نظر داوری در این جوامع پیش و بیش از هر چیز به طراحی نقشة راه نیاز است. این وظیفه بر دوش علوم انسانی است. این علوم‌اند که می‌توانند شرایط و دشواری‌های این راه را تبیین کنند (همان). بنابراین در جامعة ما که علم˚ رشد ارگانیک ندارد و باید با برنامه‌ریزی پیش برده شود علوم انسانی مقدم است (داوری، ۱۳۹۱ب: ۲۱۳).

از سوی دیگر داوری انتقاداتی جدی به جریان علوم انسانی در کشور دارد. داوری اظهار می‌دارد که علی‌رغم وجود اضطراب‌های فراوان و حوادث بزرگ در منطقه و کشور ما، «تقریباً هیچ» پژوهش تاریخی، اجتماعی و فرهنگی در ایران صورت نگرفته است و بیشتر تولیدات این علوم به «بیانیه‌های سیاسی» می­مانند (داوری، ۱۳۹۱: ۱۰). از نظر داوری این علوم از صدسال پیش جز در موارد خاص و استثنایی به کار نیامده است (همان: ۱۵). داوری در تبیین این شرایط اظهار می‌دارد که «ظاهراً دانشمندان علوم انسانی و اجتماعی ما هنوز در مرحلة آشنایی با آثار و پژوهش‌ها و آرای پیشروان خویش‌اند و بدین‌جهت، بیشتر به مباحث نظری کلی می‌پردازند» (همان).

این در حالی است که جهان اجتماعی و فرهنگیِ توسعه‌نیافته پر از مسئله است. حتی به نسبتِ علوم فنی و مهندسی پژوهشگران این حوزه کمتر با معضل «تکراری بودن» مواجه‌اند. زیرا لازم نیست مسیر پیموده شدة تاریخ علم و تکنولوژی غرب را از سر بگذارانند. از نظر داوری نفس وجود چنین جهانی خود «مسئلة» بزرگی است که دربارة آن تفکر و تحقیق نشده است (همان: ۱۲۵). از نظر داوری مسئلة اصلی در این جهان «مسئله‌یابی» است. زیرا معمولاً گردش کارها به گو‌نه‌ای است که به طرح مسئله مجال نمی‌دهد (همان: ۱۲۶).

به اعتقاد داوری علوم انسانی در جهان توسعه‌نیافته نمی تواند از خود دفاع کند زیرا روگرفتِ علم است. روگرفت علم، علمی است که در عالم زندگی مردمان ریشه نکرده است. این علم به جای آنکه فهم و زبان را جان و نشاط بخشد آن را ضعیف و پریشان می‌کند. چنین علمی نیروی تصرف و تغییر ندارد، اما می‌تواند فرهنگ‌های غیرغربی را از کار بیاندازد (همان: ۹). این امر خلاف وظیفة علوم انسانی در کشورهای متجدد است. اگر در غرب گسیختگی و پراکندگی و بی‌انتظامی وجود دارد مربوط به پس از استقرار تجدد و از آثار پایان آن است. علوم انسانی و اجتماعی در آن‌جا وظیفة پاسداری از تجدد در مقابل این آشوب ها و بحران‌ها را دارد؛ درحالی‌که، آشفتگی و پریشانی جهان توسعه‌نیافته قبل از نظم مدرنیته و ناشی از ناتوانی در تحقق آن است. بنابراین کار علوم انسانی در این جوامع برنامه‌ریزی برای متجدد شدن و طی فرایند توسعه است (داوری، ۱۳۹۱: ۴۵). البته باید در نظر داشت که این گفتار خود واجد «دور» است. یعنی از یک‌سو در این جوامع علم بدون برنامه‌ریزی توسعه نمی‌یابد و از سوی دیگر برنا‌مه‌ریزی نیز بدون علم میسر نیست. از نظر داوری این دور «دوری باطل» نیست. تنها در صورتی این دور باطل است که ما فکر کنیم به هر نحو که بخواهیم، می‌توانیم علم را توسعه دهیم (داوری، ۱۳۹۳: ۹).

نقد ایدة علوم انسانی بومی و اسلامی

مسئلة بومی‌سازی و اسلامی‌سازی علوم انسانی در ایران همواره مورد توجه داوری بوده است. بخش مهمی از یادداشت‌های ایشان دربارة وضعیت علوم انسانی در ایران به تبیین این مسئله اختصاص یافته است. از نظر داوری صاحبان علوم انسانی نباید با بی‌اعتنایی از این قضیه بگذرند؛ زیرا این امر اکنون به صورت یک مسئلة اجتماعی یا لاأقل یک شبه مسئله درآمده است و باید در باب آن تأمل کرد (داوری، ۱۳۹۱: ۱۹).

علم بومی از نگاه داوری باید در حوالی مرزهای کنونی دانش شکل گیرد. این علم گسترش مرزهای فعلی علم است، نه بیرون رفتن از دایرة آن (داوری، ۱۳۹۱: ۲۲۱). منظور از مرزهای کنونی دانش و علم، مرزهای علم و دانش جدید (مدرن) است. صورت درست بومی‌سازی از پژوهش بر مسائل خاص جامعه و زندگی حاصل می‌شود. در ایران این مرحله مستلزم فراتر رفتن علوم انسانی از حوزة آموزش به حوزة پژوهش است (همان: ۲۲۶).  این در حالی است که کارساز بودن علوم انسانی و گسترش آن به حیطة پژوهش در کشور ما هنوز آزموده نشده است (همان: ۳۹). بنابراین این امر (بومی‌سازی) مستلزم رویکردی صبورانه نسبت به علوم انسانی است (همان: ۲۲۶).

 به طور کلی تحول در علوم انسانی جدید از نگاه داوری مستلزم تحول در گذار از بنیاد‌های قوام‌بخشِ تجدد است. همانطور که پیش از این ذکر شد، از نگاه داوری این علوم برآمده از نظام تجدد و طرح تکنیک‌اند و از آن عالَم جدا نیستند. البته از نگاه داوری امکان فراروی از تجدد و طرح تکنیک «ناممکن» نیست. بنابراین امکان تحول در علوم انسانی ناظر به تغییر نسبتی است که میان آدمیان و جهان تجدد و تکنیک برقرار شده است. از نظر داوری این تغییر هنوز حتی مطرح هم نشده است (داوری، ۱۳۹۱ب: ۲۲۴).

از نگاه داوری اگر در کشور ما نیز نظم زندگی دیگری پدید نیاید و دریافت‌ها و رفتار‌های ما همچنان بر مدار تجددمآبی بگردد، تحول در علوم انسانی و اجتماعی نه وجهی دارد و نه ممکن است (داوری، ۱۳۹۱: ۲۲۶). همانطور که پیش‌تر اشاره شد از نگاه داوری «ما نیز در زمان و تاریخ و تکنیک بشر شریک هستیم» (داوری، ۱۳۹۱ب: ۲۲۴) و تاریخ ما اکنون ماده‌ای است برای قبول صورت غربی (داوری،۱۳۵۷: ۶۲). به همین خاطر داوری طرح بومی‌سازی در علوم انسانی در ایران را طرحی می‌داند که «متضمن مطلب چندان مهمی نیست و بیشتر حاوی الفاظ و عباراتی است که احیاناً ربطی به علوم انسانی ندارد» (داوری، ۱۳۹۱ب: ۳۰۶).

این مطلب در مورد طرح علومِ انسانیِ اسلامی نیز صادق است. از نظر داوری «علوم انسانی اسلامی با جامعة اسلامی و دینی به وجود می‌آید و اگر قرار باشد یکی از این دو بر دیگری تقدم داشته باشد، تقدم با جامعه است» (داوری، ۱۳۹۱: ۱۶). پدید آمدن جامعة دینی نیز موقوف و موکول به پایان یافتن قدرت تاریخ غربی و بازگشت مردمان به ساحت قدس بر اثر قوت گرفتن تفکر دینی است (همان:۱۷) علم جدید که ذاتش قدرت، تملک و استیلاست بر مبنای عرفانی و دینی قرار نمی‌گیرد و کسی این توانایی را ندارد که علم کنونی را از ریشه‌اش جدا کند و با ریشة دیگری پیوند زند (همان:۱۸).

توضیح: فهرست منابع در بخش سوم این گزارش ارائه شده است.

تکنیک و علوم انسانی؛گزارشی از آراء داوری اردکانی درباره وضعیت علوم انسانی در ایران – بخش سوم

تکنیک و علوم انسانی؛گزارشی از آراء داوری اردکانی درباره وضعیت علوم انسانی در ایران – بخش اول

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

شانزده + یک =