تقی آزادارمکی در نشست «جامعه، علم و علوم اجتماعی کاربردی»:

علوم اجتماعی کاربردی منجر به تقویت علوم اجتماعی محض می‌شود

به گزارش بردار، «جامعه، علم و علوم اجتماعی کاربردی»، عنوان سخنرانی تقی آزادارمکی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بود. آزادارمکی در این نشست که ۲۰ آبان‌ماه ۱۳۹۶سال جاری برگزار شد، به نقد ایدۀ علوم اجتماعی کاربردی پرداخت و معنای جدیدی را که برای این اصطلاح مناسب می‌دانست، تشریح کرد.

آزادارمکی برای توضیح این معنای جدید ابتدا به تبارشناسی اصطلاح «علوم اجتماعی کاربردی» پرداخت و ریشه‌ها و بن‌مایه‌های این اصطلاح را برای حاضرین تفصیل کرد.

البته وی پیش از ورود به این مبحث در پیشگفتار خود، به نقد وضعیت کنونی علوم اجتماعی پرداخت. این نقد، مقدمه‌ای بود برای ورود به مبحث اصلی؛ یعنی نقد علوم اجتماعی کاربردی.

نشناختن موقعیت‌ها در جهان علم

تقی آزادارمکی صحبت‌های خود را با نقدی دیرینه و آشنا از فقدان شناخت از موقعیتی که در آن زیست می‌کنیم، شروع کرد. وی توضیح داد نشناختن موقعیت‌ها در جهان علم، در کنار عواملی مثل اقتصاد بازار، شرایط سیاسی، نحوۀ ارائۀ دانش و نوع دسته‌بندی دانش، منجر به این شده است که حتی اگر اندیشۀ بزرگی هم وجود دارد، راه به جایی نبرد. آسیب نشناختنِ موقعیت‌ها از نظر آزادارمکی، پیدایش و رشد افراد منفرد نابغه‌ای است که آثار مخربشان بیش از آثار مثبت آنهاست.

از نظر آزادارمکی؛ مطهری، علامه طباطبایی، سبزواری و غیره، افراد متفرقی در جهان اجتماعی هستند که موقعیت و جایگاهشان به طور کلی و در نسبت با هم مشخص نیست.

به تصریح آزادارمکی، «اولین شرط نظری، تجربی و سازمانی برای دستیابی به درک روشن از وضعیت دانش و وضعیت علوم اجتماعی در ایران، روایت‌های گوناگونی از آنچه تاکنون انجام داده‌ایم» است. به بیان دیگر، رسیدن به شناختی از موقعیت فعلی در علوم اجتماعی، مستلزم مطالعه و تدوین تاریخ علوم اجتماعی ایران است.

ضرورت تدوین تاریخ علوم اجتماعی در ایران

آزادارمکی در توضیح چرایی تاکید خود بر مطالعۀ تاریخ علوم اجتماعی در ایران، سیر تحول اندیشه در غرب را به عنوان مثالِ صدق، تشریح کرد. وی توضیح داد علوم اجتماعی در غرب بیش از آنکه مدیون افرادی با اندیشه‌های تحول‌گرایانه و پیشروانه باشد؛ وام‌دار تاریخ‌نویسان، حاشیه‌نویسان و تشریح‌کنندگان اندیشه است.

به زعم وی «فقدان تاریخ علوم اجتماعی موجب شده است که ما دچار یک فهم نارسا دربارۀ عناصر، مولفه‌ها، موقعیت‌ها و کارگزارن شبکۀ فیلسوفان، متفکران و اندیشمندان باشیم… ریتزر در کتابش وقتی دربارۀ پیدایش جامعه‌شناسی صحبت می‌کند عوامل متعددی را مهم تشخیص می‌دهد؛ اما مقاومت نیروهای سنتی در مقابل دانش را از همه مهم‌تر می‌داند. یعنی نقش محافظه‌کاران در شکل‌گیری دانش اجتماعی مدرن، مهم‌تر از روشن‌گران و روشن‌فکران است. این، یعنی ریتزر چفت‌وبست جایگاه محافظه‌کاری و لیبرالیسم را در پیدایش دانش در غرب آشکار می‌کند».

«اما در جهان ایرانی هر کسی روایت خودش را از دانش ارائه می‌دهد، بدون اینکه چفت‌وبست‌ها را بازگو کند. در ایران شریعتی و مطهری وجود دارند و نزاع و مقاومتی که مقابل هم دارند. اما به این نمی‌پردازیم. یا از کنار جریان علوم انسانی اسلامی، با برچسب رادیکال می‌گذریم. جریان‌های متعددی مثل علوم انسانی کاربردی، علوم انسانی معطوف به زندگی روزمره، علوم انسانی عامه‌پسند؛ همۀ اینهایی که نوعی اعتراض و مقاومت، لجاجت یا ممانعت در مقابل افرادی که علوم انسانی و اجتماعی آکادمیک را دنبال می‌کنند، وجود دارد. اگر چفت‌وبست این جریانات را مشخص نکنیم، متوجه نخواهیم شد کجا قرار گرفته‌ایم. به همین خاطر من علوم انسانی و اجتماعی کاربردی را توی متن می‌گذارم و به آن نگاه می‌کنم».

تفاوت «کاربرد» و «استفاده» در علوم اجتماعی

در نظر آزادارمکی پیش از ورود به بحث علوم اجتماعی کاربردی باید بین کاربرد این علوم و استفاده از این علوم، تمایز قائل شد. در استفاده از علوم اجتماعی فرض می‌کنیم با «معرفت خفته، خنثی و کم‌‌خطر» مواجهیم که «هر جا بخواهیم می‌توانیم برای اهداف مورد نظر از آن استفاده کنیم. مثلا از متدولوژی، مفاهیم، افراد و موقعیت‌های علوم استفاده کردن؛ یعنی یک بخشی را کنده و مورد استفاده قرار دادن». اما کاربرد علوم اجتماعی، یعنی کاربست علوم اجتماعی، آن‌طور که هست.

آزادارمکی با این تفکیک قصد داشت نشان دهد که نگاه استفاده‌گرایانه از علوم اجتماعی منجر به «علوم اجتماعی کاربردی» شده است؛ و نه نگاه کاربردگرایانه. برای این منظور، سراغ تاریخ ورود و نضج علوم اجتماعی در امریکا رفت و به اجمال، مرور کوتاهی بر منشا شکل‌گیری اصطلاح «علوم اجتماعی کاربردی» داشت.

روایت تازه: منشا امریکایی علوم اجتماعی کاربردی

آزادارمکی با بیان اینکه اصطلاح علوم اجتماعی کاربردی در جامعه‌شناسی فرانسوی و آلمانی جایی ندارد؛ توضیح داد «جامعه‌شناسی کاربردی، مسئله‌ای عارض شده بر بدن علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی است و در یک موقعیت تاریخی در جامعه‌شناسی امریکایی ظهور یافته است»، با این توضیح که «جامعه‌شناسان موسس امریکایی با دوگانه‌ای مواجه بودند در جامعه‌ای که از یک طرف در آن کنش سرمایه‌دارانه انجام می‌شود و در عین حال جامعۀ مدنی را هم پی می‌گیرد. چون نتوانستند این دوگانه را توضیح دهند، جامعه‌شناسی را دوپاره کردند. یعنی از یک طرف باید ضرورت آزادی‌خواهی، دموکراسی و اصلاح‌طلبی را توضیح می‌دادند و از طرف دیگر صنعتی‌شدن و شهری‌شدن را. به همین خاطر به چاقو زدن و دوگانه‌سازی علوم اجتماعی دامن زدند».

«استمرار این دوگانگی به جایی می‌رسد که در دهۀ ۵۰ و ۶۰ و ۷۰ دو نوع جامعه‌شناسی داریم که یکی ساختارها را توضیح می‌دهد و آن‌یکی آسیب‌های اجتماعی را». یا با عباراتی دیگر «جامعه‌شناسی در جایی اعلام می‌کند من بی‌فایده‌ام و بحران دارم و جامعه‌شناسی‌ای که در آکادمی در خدمت نظام سیاسی قرار گرفته است» و حل مسائل جامعه را جز از طریق جامعه‌شناسی ممکن نمی‌داند.

تقی آزادارمکی اصطلاح علوم اجتماعی کاربردی را به نوع دوم جامعه‌شناسی مربوط دانست. یعنی وقتی سیاست‌گذار، مسئله‌ای را در جامعه تشخیص می‌دهد و حل آن را از علوم اجتماعی انتظار دارد.

بحث ریشه‌یابی اصطلاح علوم اجتماعی کاربردی در جامعه‌شناسی امریکایی، به ورود این اصطلاح به ایران متصل بود.

علوم اجتماعی کاربردی در ایران

برای توضیح چگونگی ورود علوم اجتماعی کاربردی به ایران، آزادارمکی پیشنهاد «باید به تاریخ این بحث برگردیم و بدانیم چه کسانی در چه موقعیتی از جامعه‌شناسی کاربردی سخن گفته‌اند و با چه نیتی بوده است».

وی با استناد به تحقیقی که پیش‌تر در این باره انجام داده است، گفت «موسسان جامعه‌شناسی در ایران مثل مرحوم صدیقی یا نراقی چنین برخوردی با جامعه‌شناسی نداشته‌اند. اما یک مقدار که جلو می‌آییم، صحبت از علوم انسانی غربی می‌شود و اینکه سازوکارهای آن نسبت به جامعۀ ایران چگونه است. تصور اینکه این دانش غربی است و نقد این دانش غربی هم فراگیر می‌شود. و در افکار عمومی پذیرفته می‌شود که جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی غربی است و سوال از علوم اجتماعی ایرانی و علوم اجتماعی کاربردی می‌شود. یعنی علوم اجتماعی‌ای که بتوان در نظام اجتماعی ایران مورد استفاده قرار داد».

آزادارمکی معتقد است «در تولید این بحث روشن‌فکری خیلی موثر و مقصر است. روشن‌فکری ایرانی هم وارد این بازی می‌شود و ناشیانه به این فضا دامن می‌زند. شریعتی و سروش از این دسته هستند. هم قابل نقد هستند و هم باید دید چرا این بحث را مطرح کرده‌اند. حمله‌های شریعتی و سروش به علوم اجتماعی، حمله‌های قدرت‌مند و سوال‌برانگیزی است. در کنار این، روشن‌فکری به معنای عام آن در افرادی مثل شایگان، آل‌احمد، مطهری، شادمان و افرادی که دربارۀ غرب، روشنفکری و علوم اجتماعی سخن گفته‌اند هم در ایجاد این بلبشو و آسیب موثر واقع شده است».

از نظر آزادارمکی مقابله با علوم اجتماعی غربی (به عنوان تصوری که در جامعه فراگیر شده است)، توسط دو جریان شکل گرفت: جریانی که رادیکال‌تر بود و از «علوم انسانی اسلامی» صحبت به میان آورد و جریانی که لیبرال‌تر، بحث «علوم انسانی کاربردی» را مطرح کرد. که از نظر آزادارمکی اصرار بر علوم انسانی کاربردی، منجر به فربه‌تر شدن وجه نظری این علوم می‌شود.

نقض غرض علوم اجتماعی کاربردی: تقویت علوم اجتماعی محض

آزادارمکی درخصوص نسبت علوم اجتماعی کاربردی و علوم اجتماعی محض اظهار داشت: «ما هر کاری در زمینۀ علوم اجتماعی کاربردی انجام دهیم، دوگانۀ جامعه‌شناسی محض و جامعه‌شناسی کاربردی را تقویت کرده‌ایم و این دوگانه باعث خواهد شد که وجه علوم اجتماعی محض قوی‌تر، بیشتر و رادیکال‌تر و علوم اجتماعی کاربردی ضعیف‌تر، کمتر، محافظه‌کارانه‌تر و جزئی‌نگرتر شود».

توضیح آزادارمکی در این باره از این دست بود که اگر نقطۀ عزیمت را علوم اجتماعی کاربردی قرار دهیم، آن‌گاه سیاست‌مدار، برنامه‌ریز، مهندس اجتماعی، متاله و روان‌شناس باید مسئله را تشخیص دهند؛ در حالیکه شایستگی و وظیفۀ کشف مسئله در جامعه‌شناس است. از این رو وجه کاربردی علوم اجتماعی، این راه را می‌رود و وجه نظری آن، راه دیگری را که مدام از ما دورتر و دورتر می‌شود.

بحث انضمامی آزادارمکی در این قسمت این بود که «علوم اجتماعی کاربردی نهایتا اگر بتواند کاری بکند، کنار آمدن با گفتمانی به نام آسیب‌شناسی اجتماعی است. یعنی به آسیب‌شناسی اجتماعی بپردازد. و اگر بخواهد منتقد آسیب‌شناسی اجتماعی باشد، چیزی جز مهندسی اجتماعی از آن درنخواهد آمد. منجر به سیاست اجتماعی نمی‌شود، بلکه به سیاست‌گذاری اجتماعی خواهد انجامید. که این سیاست‌گذاری اجتماعی، به نظر من صورت دیگری از مهندسی اجتماعی است».

از نظر آزادارمکی کاربرد علوم اجتماعی هم در معنای رادیکال و هم در معنای لیبرال غلط است و برای رهایی از دوگانه‌ای (علوم غربی و علوم غیرغربی) که منجر به علوم انسانی اسلامی یا علوم انسانی کاربردی می‌شود، «باید به گفتمان‌های اساسی علوم اجتماعی برگردیم؛ به سوال‌های بنیادین علوم اجتماعی».

رجوع به علوم اجتماعی و کشف مسائل اصیل جامعه

به زعم آزادارمکی «اکنون ما با مجموعه‌ای از مسائل مواجهیم که علوم اجتماعی نیستند و مسائل اساسی اجتماعی محسوب نمی‌شوند». وی دربارۀ اینکه چطور می‌توانیم به مسائل اجتماعی برسیم، تصریح کرد: «اگر به جامعه‌شناسی و به مسائلی که جامعه‌شناس کشف می‌کند برگردیم و بحث را از آنجا شروع کنیم، خیلی از مسائل از دستور کار خارج خواهد شد. با رجوع به جامعه‌شناسی؛ می‌توانیم به منطق علم، سوال‌هایی که علم مطرح می‌کند، چالش‌های اساسی‌ای که علم تشخیص می‌دهد و جهت‌هایی که علم به ما می‌دهد، برسیم».

از نظر آزادارمکی در چنین وضعیتی است که به جای «علوم اجتماعی کاربردی»، «علوم اجتماعی» نحوۀ زندگی ما و سیاست اجتماعی را تعیین خواهد کرد. «ما هنوز نمی‌دانیم موقعیتی که به لحاظ کلان در آن زیست می‌کنیم، از لحاظ اجتماعی در چه وضعیتی است؟ و چه ویژگی‌هایی دارد؟ چون نمی‌دانیم حرف‌های تخیلی، توهمی، ایده‌آلیستی، ارزشی و جهت‌دارانه را تکرار می‌کنیم. هم از دموکراسی دفاع می‌کنیم، هم از استبداد. یک عده از ولایت‌فقیه حرف می‌زنیم، یک عده نقدش می‌کنیم. یک عده از جامعۀ ایلیاتی صحبت می‌کنیم، یک عده از جامعۀ روستایی. و دربارۀ اینها به توافق هم نمی‌رسیم، چون در توضیح چیزی به نام جامعۀ ایرانی ناتوانیم… اگر جامعۀ ایرانی را جامعه‌شناسی تعریف کرد، آن‌وقت مسائل اساسی جامعه هم از دل این تعریف بیرون می‌آید».

«جامعه‌شناسی، ما را به یک توصیف جامع و دقیق دعوت می‌کند؛ نه گزینش و سنجش اجتماعی، نه آمار اجتماعی، نه نظرات و ارزش‌ها. یعنی ارائۀ گزارش و توضیح وضعیت‌ها؛ که اینجا می‌شود اسم آن را علوم اجتماعی کاربردی گذاشت».

برساخت معنای تازه برای علوم اجتماعی کاربردی

معنایی که در این نشست، آزادارمکی برای «علوم اجتماعی کاربردی» ساخت، از دل علوم اجتماعی محض بیرون می‌آید. به این معنی که وی معتقد بود با رجوع به «علم اجتماعی» و تبیین تاریخی این علم در ایران، بایستی به تعریف جامعی از جامعۀ ایرانی رسید. از پسِ این تعریف، مسائل اساسی جامعه کشف خواهند شد. و در اینجاست که به کاربرد علوم اجتماعی دست یازیده‌ایم.

این نشستِ دو ساعته، با پرسش حضار و پاسخ‌های آزادارمکی به پایان رسید.

فاطمه مرتضوی/

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

نه + هشت =