کاهش جرایم و جامعه شناسان

کاهش جرایم و برنامۀ پیشدستی خیابانی در شیکاگو

نویسنده: مرجان آریادخت

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


 گنگ‌ها، همان گروه‌های تبهکار امریکایی هستند که در ۱۹۸۷ استادی در دانشگاه شیکاگو درباره‌شان به این نتیجه رسید که «نه سرکوب صرف و نه مداخلۀ اجتماعی صرف، هیچ‌کدام به تنهایی در کاهش جرایم گنگ‌ها، مخصوصا خشونت گنگ‌ها موفق نبوده‌اند». در نتیجۀ این ارزیابی، مدل جامع اجتماع‌محوری برای مقابله با گنگ‌ها طراحی شد. نوشتۀ پیشِ رو به معرفی این پروژه و گزارشی از محتوای آن، پرداخته است.

اهمیت چنین پژوهش‌هایی در تشخیص نوع و میزان مداخلۀ علوم اجتماعی در پیشگیری و تعدیل جرایم اجتماعی است.

این نوشته در سه بخش ارائه می‌شود که در ادامه، بخش نخست آن را می‌خوانید.

 


مقدمه

در سال ۱۹۸۷، دکتر اِسپرگل (Irving Spergel) در دانشگاه شیکاگو، مدیریت یک مطالعۀ ملی را به عهده داشت که در آن بسیاری از واکنش‌های دولتی و مردمی به گنگ‌ها مورد ارزیابی قرار گرفتند. وی پس از مرور مدل‌های مختلف این‌طور نتیجه‌گیری می‌کند: نه سرکوب صرف و نه مداخلۀ اجتماعی صرف، هیچ‌کدام به تنهایی در کاهش جرایم گنگ‌ها، مخصوصا خشونت گنگ‌ها موفق نبوده‌اند. در نتیجۀ این ارزیابی، اسپرگل و همکارانش مدل جامع اجتماع‌محوری را برای مقابله با گنگ‌ها طراحی کردند.

مدل اسپرگل شامل یک تیم مداخلۀ چندرشته‌ای است مرکب از اعمال قانون (law enforcement) آزادی مشروط (probation) و نیروهای پیشدست (outreach personnel) که با همکاری یکدیگر مداخلات مربوط به جمعیت‌های هدف را در قالب پنج راهبرد به هم مرتبط مدیریت می‌کنند: مداخلۀ اجتماعی، تامین فرصت، بسیج اجتماع، سرکوب و تغییر و توسعۀ سازمانی. این مدل اولین‌بار در منطقه‌ای از شیکاگو تست شد.

پیشدستی خیابانی در مدل اسپرگل، یک اقدام تکی نیست. راهبردهای پیشدستی (مداخلۀ اجتماعی، تامین فرصت و…) کاملا به هم گره خورده‌اند و به صورت یک واکنش جامع در مقابل گنگ‌ها ظاهر می‌شوند. بنابراین در این واکنش، افراد و گروه‌های کلیدی دیگری هم دخیل هستند.

چون پروژۀ کاهش خشونت گنگ‌ها در شیکاگو به موفقیت دست یافت، تبدیل به مدل جامعی برای مواجهه با گنگ‌ها در ایالات متحده شد. از دهۀ ۱۹۹۰ این مدل در بیش از ۲۰ اجتماع مختلف تست شده است، از شهرهای بزرگ گرفته (لس‌آنجلس، تگزاس، فلوریدا و…) تا شهرهای متوسط (پنسیلوانیا، ویرجینیا و…) و شهرهای کوچک و اجتماعات روستایی (اوهایو و…).

پیشدستی خیابانی در این مدل درون چارچوبی از روابط همکاری با دیگر بخش‌ها مانند آزادی مشروط، اعمال قانون، خدمات اجتماعی و مدارس انجام می‌شود. به نیروهای پیشدست در این مدل، نیروهای پیشدستِ «خیابانی» گفته می‌شود؛ زیرا محل فعالیتشان در محیط ادارات، نهادها یا مدارس نیست؛ بلکه کارشان عمدتا در محله‌های هدف یعنی در خیابان‌ها و خانه‌ها جریان دارد.

جزئیات بیشتر برنامه

نیروهای پیشدست، به اعضای گنگ‌ها در اجتماعات هدف خدمات می‌دهند. این اعضا امکان دارد ریشه در نواحی داشته باشند که در آنجا درجۀ بالایی از گسست اجتماعی و خانوادگی و بی‌سازمانی به چشم می‌خورد. علاوه بر این، بسیاری از اعضای گنگ‌ها به احتمال قوی درگیر سازمان‌های عدالت کیفری مانند دادگاه‌ها، کانون اصلاح و تربیت و… هستند.

نیروهای پیشدست با اعضای گنگ‌ها و خانواده‌هایشان در جهت اهداف خاصی رابطه برقرار می‌کنند: کاهش پیوندهای فرد با گنگ‌ها، کاهش تضادها و خشونت‌های مربوط به گنگ‌ها، پشتیبانی از اعضای گنگ‌ها و خانواده‌هایشان در دسترسی به خدمات اجتماعی و آموزشی و ارائۀ یک نمونه و الگوی مثبت از انسان شهروند به اعضای گنگ‌ها. به منظور ارتقاء امنیت اجتماع، نیروهای پیشدست هر جا لازم باشد اطلاعات مربوط به افراد تحت نظر خود را با همکارانشان در دیگر بخش‌ها به اشتراک می‌گذارند.

نیروهای پیشدست باید مشتاق کمک کردن به اعضای گنگ‌ها باشند، این کمک‌ها شامل این موارد می‌شود: حمایت از آنها؛ تضمین دسترسی آنها به خدمات و فرصت‌ها؛ و پل زدن بین آنها و نهادهای اجتماع. بخش اعظم وقت یک نیروی پیشدست، در ارتباط مستقیم با اعضای گنگ‌ها سپری می‌شود و کار او شناسایی نیازها و اهداف آنها و گزارش دادن آن به تیم مداخله است.

وظایف و مسئولیت‌های یک نیروی پیشدست عبارتند از:

برقراری رابطه با اعضای تحت نظر خود: نیروی پیشدست برای اعضای تحت نظر خود مثل یک معلم سرخانه، مربی زندگی، الگو و سرمشق، حامی و میانجی می‌ماند. او از طریق تماس‌های پایدار با تک‌تک اعضای خود، آنها را تشویق می‌کند که تغییرات رفتاری مثبتی را پشت سر بگذارند، از فعالیت‌های گنگی جدا شوند و به جریان اصلی جامعه برگردند.

عضوگیری از گنگ‌ها: در خلال عضوگیری، فرد باید آن افرادی از گنگ‌ها را که با تیم مداخله ارتباطی ندارند، شناسایی کند و آنها را تشویق به مشارکت نماید، یعنی رفقا و همدست‌های اعضای تحت نظر خود را.

نیروی پیشدست همچون چشم و گوش و دست و پای تیم مداخله در خیابان عمل می‌کند: نیروهای پیشدست اطلاعات دست اول را در اختیار همکارانشان در دیگر بخش‌ها قرار می‌دهند تا کل تیم به فهم بهتری از مددجویان و منطقۀ هدف دست پیدا کند.

وصل کردن اعضای تحت نظر خود به خدمات ضروری و پشتیبانی از مشارکت آنها: نیروی پیشدست باید در اثر تعامل با مددجویان خود، مشکلات و مسائل آنها (مانند اعتیاد، بیماری‌های روانی، معضلات خانوادگی و…) را شناسایی کند و آنها را به تیم مداخله گزارش دهد تا اقدامات لازم صورت گیرد. علاوه بر این، او باید استعدادها، علایق، تفریحات و اهداف بلندمدت اعضای تحت نظر خود را نیز ثبت و گزارش کند.

برقراری تعامل عمیق و باکیفیت با اعضای تحت نظر خود: هر تعامل با اعضا، یک فرصت برای مداخله است و باید این‌طور به آن نگاه شود. برای مثال، گذاشتن سرویس ایاب‌وذهاب برای یک برنامۀ اجتماعی، فرصت خوبی است که نیروی پیشدست در طول راه با مددجوی خود دربارۀ زندگی، نگرانی‌ها، انتخاب‌ها، امیدها، آرزوها و رویاهای او گفت‌وگو کند. ورود به منزل مددجو این فرصت را فراهم می‌کند که نیروی پیشدست بتواند زندگی خانوادگی او را از نزدیک مشاهده نماید و با والدین یا خواهر و برادرهایش ارتباط بگیرد. در این ارتباط‌ها دلسوزی، باز بودن و پذیرا بودن نیروی پیشدست باید برای مددجو اثبات شود. نیروی پیشدست همچنین باید فعالیت‌های جایگزینی را برای اعضای تحت نظرش تدارک ببیند و روابط غیررسمی خود را با آنها از طریق انواع برنامه‌های آموزشی، ورزشی، تفریحی و… دونفره و گروهی تقویت کند.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

17 − ده =