فناوری های همگرا و علوم انسانی

علوم انسانی و علوم اجتماعی، بازوی پنجم فناوری‌های همگرا

نویسنده: تمنا منصوری

تخمین زمان مطالعه: ۵ دقیقه


 

آغاز دهۀ ۹۰ در ایران با شروع موج پروژه‌های تحقیقاتی در حوزۀ فناوری‌های همگرا یا بهتر است بگوییم آغاز تبدیل‌شدن این عرصه به یکی از اولویت‌های پژوهشی کشور همراه بوده است. فناوری همگرا که از عمر طرح آن در جهان حدود ۱۵ سال می‌گذرد، موضوع نسبتاً جوانی است که با رشدی بسیار سریع درحال نوردیدن مرزهای سنتی علوم به‌ویژه در فضای جهانی پژوهش است.

 


آغاز دهۀ ۹۰ در ایران با شروع موج پروژه‌های تحقیقاتی در حوزۀ فناوری‌های همگرا یا بهتر است بگوییم آغاز تبدیل‌شدن این عرصه به یکی از اولویت‌های پژوهشی کشور همراه بوده است. فناوری همگرا که از عمر طرح آن در جهان حدود ۱۵ سال می‌گذرد، موضوع نسبتاً جوانی است که با رشدی بسیار سریع درحال نوردیدن مرزهای سنتی علوم به‌ویژه در فضای جهانی پژوهش است.

این فناوری‌ها تا اندازه‌ای وعدۀ تأثیری فراگیر و بنیادین را بر تمدن بشری داده‌اند که بسیاری از متفکران و اندیشمندان آن را موج چهارم توسعه -پس از کشاورزی، انقلاب صنعتی و فناوری اطلاعات- لقب داده‌اند؛ اما آشکار است که تنها چهار علم در این فناوری‌ها نقش پررنگی دارند: نانو تکنولوژی، زیست‌فناوری، فناوری اطلاعات و علوم شناختی که نام اختصاری NBIC را برای این فناوری‌ها تشکیل‌ می‌دهند. تردیدی نیست که علوم طبیعی، فناوری، علوم مهندسی و ریاضیات- همان رشته‌هایی که بیش از همۀ حوزه‌ها به دانشجویان خود وعدۀ درآمدزایی و موفقیت‌آفرینی را می‌دهند- نقش ویژه‌ای در توسعۀ انسان و ارتقای عملکرد او در جهان دارند؛ اما آیا جای علوم انسانی و علوم اجتماعی در کنار این علوم خالی نیست؟ آیا علوم انسانی و علوم اجتماعی از بازی در زمین فناوری‌های همگرا و به دنبال آن نقش‌آفرینی در توسعۀ انسان محروم نمانده است؟ آیا دیگر وقت آن نرسیده است که پتانسیل‌های همگراشدن علوم طبیعی و علوم انسانی را به رسمیت بشناسیم؟

تمرکز همیشگی بر علوم طبیعی و مهندسی در کشور ما و کم‌انگاری علوم انسانی به عنوان یکی از بازوهای کمک‌رسان در جامعه و دولت، چند سالی است که با عنوان دغدغۀ کاربردی‌سازی علوم انسانی در محافل علمی و دولت طرح شده است. به گفتۀ سید محمد رضایی، عضو هیأت علمی دانشگاه قم، علوم انسانی علاوه بر حوزۀ خدمات می‌تواند نقش مهمی در تولید و صنعت نیز داشته باشد. به طوری که در کشورهای پیشرفتۀ دنیا، ۸۰ درصد سرمایه‌گذاری‌ها در حوزۀ مدیریت است و توجه به تبلیغات روانی و ارائۀ خدمات حرفه‌ای به مشتریان یکی از کانون‌های عمل علوم انسانی برای جذب بازار است. این درحالی است که در ایران، بیشتر توجه و سرمایه به تولید کالا معطوف می‌شود و به نقش روانی-خدماتی تولید، اهمیت چندانی داده نمی‌شود.

این تنها یکی از مثال‌های توانایی علوم انسانی و علوم اجتماعی برای مشارکت در توسعه است. با نگاهی اجمالی به چشم‌اندازهایی که تحولات ناشی از کاربرد فناوری‌های همگرا به ارمغان می‌آورد، می‌توانیم به پتانسیل نقش‌آفرینی علوم انسانی و علوم اجتماعی در هر پنج هدف که در ادامه می‌آیند، پی ببریم. همان‌طور که در گزارش اولیۀ نخستین نظریه‌پردازان فناوری‌های همگرا، ویلیام بین بریج و مایخاییل روکو آمده بود، چشم‌انداز تحولاتی که از رهگذر فناوری‌های همگرا تحقق خواهد یافت، عبارت‌اند از: بسط ادراک و ارتباطات آدمی، بهبود بخشیدن به سلامت و توانایی فیزیکی آدمی، تقویت بازده فعالیت‌های گروهی و اجتماعی، افزایش امنیت، وحدت بخشیدن به علم و آموزش وبهبود کیفی سلامت آدمی.

پیش‌تر گفتیم که هرکدام از این موارد را می‌توان از دریچۀ علوم انسانی و علوم اجتماعی نگریست و به پتانسیل‌هایی که این علوم می‌توانند در تحقق این اهداف ایفا کنند، اندیشید. با رواج گفتمان مطالعات و چشم‌اندازهای میان‌رشته‌ای و چند رشته‌ای در پژوهش‌های جهانی لازم است به رابطۀ هرکدام از این چهار علم مذکور با علوم انسانی و علوم اجتماعی نیز توجه کنیم. این چهار حوزه نه‌تنها دارای تأثراتی بر جامعه و فرد هستند بلکه خودشان می‌توانند به عنوان موضوع پژوهش‌ برای علوم اجتماعی و علوم انسانی، بررسی شوند.

همان‌طور که در گزارش نهایی طرح کانتکس به عنوان طرح ابتکاری کمیسیون اروپا در سال ۲۰۰۸ در مورد «فناوری‌های همگرا و تأثیر آن‌ها بر علوم اجتماعی و علوم انسانی» ارائه شده بود، علوم اجتماعی و علوم انسانی می‌توانند در برنامه‌های تحقیقاتی متعددی در مورد فناوری‌های همگرا به کار گرفته شوند. شش مورد از مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: توسعۀ فناوری‌های کلیدی در قالب نظام‌های نوآوری اروپایی به نفع شهروندان، گسترش دانش سیاست‌گذاران در زمینۀ تحقیق و توسعه و تخصیص صحیح منابع و مباحث میان‌رشته‌ای و فرارشته‌ای، فراهم کردن بستر مشارکت علوم انسانی و علوم اجتماعی در پروژه‌های توسعۀ فناوری و در نظر گرفتن این علوم به عنوان «علوم همگرا»، افزایش آگاهی از فرصت‌های موجود برای مشارکت بیشتر علوم انسانی و علوم اجتماعی با انتشار گستردۀ نتایج پروژه‌هایی که در زمینۀ فناوری‌های همگرا در حال اجراست و در پایان، در نظر گرفتن نقش مهم علوم انسانی و علوم اجتماعی به عنوان میانجی و مترجم گفتمان فناوری‌های همگرا برای ذی نفعان: سیاستگذاران، عالمان علوم طبیعی، مهندسی و عموم مردم.

در پایان لازم است به تفاوت زمینۀ این فعالیت‌ها در عرصۀ ملی اشاره کنیم. خاستگاه اولیۀ گفتمان فناوری‌های همگرا مانند بسیاری از عرصه‌های فعالیت، در غرب بنا شده است. صرف نظر از تفاوت رویکرد آمریکا و اروپا به این فناوری‌های همگرا و اجرای چشم‌اندازهای آن، آنچه در عملیاتی‌سازی چشم‌اندازهای این چهار علم- که امید است به زودی ستاد ویژۀ علوم اجتماعی و انسانی در کنار سایر ستادها در مرکزراهبردی فناوری‌های همگرا ایجاد شود- باید رعایت شود، بافت و زمینۀ ایرانی تحقیقات است. هرچند ایران در حال پیمودن گام‌های اولیۀ خود در این مسیر در مقایسه با کشورهای دیگر است و باید منتظر فراتر رفتن فعالیت‌های این چهار ستاد فعال از چهار علم، از طرح مسئله و رسیدن به مرحلۀ حل مسائل بود.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

پنج × 3 =