روش تحقیق

سؤالات همه جا هستند، همۀ کاری که باید انجام دهید، این است که مشاهده کنید و کنجکاو باشید.

پاتریک وایت

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


– آیا تحقیق را باید با مرور ادبیات موضوع شروع کرد یا با سؤالات پژوهش؟

– مطالعۀ متون را از کجا باید شروع کرد و کی آن را متوقف ساخت؟

– چه چیزی پژوهش را بدیع می‌سازد و بدیع‌بودن چقدر اهمیت دارد؟

– تا چه حد باید تحت نفوذ یافته‌ها و نظریه‌های پیش از خود قرار گرفت؟


پژوهش همواره باید با نیروی محرکۀ کنجکاوی پیش برود. کنجکاوی حقیقی فقط با این مشخصه شناخته نمی‌شود که برای پاسخ به سؤالات باید دارای ذهنی باز بود بلکه همچنین لازم است در مورد سؤالاتی که در گام اول می‌توان پرسید، ذهنی باز داشت. اگرچه این نکته خیلی واضح به نظر می‌رسد، محققان معمولاً به‌راحتی از موضع کنجکاوی دور می‌شوند. به هر حال، چنین لغزش‌هایی تقریباً همیشه به انجام یک پژوهشِ باکیفیت آسیب می‌رسانند.

برای انجام یک پژوهش واجب است که به موضوعِ مطالعه‌تان علاقه داشته باشید. با وجود این، علاقه‌داشتن به یک موضوع و ذی‌نفع بودن در نتایج یک تحقیق با هم تفاوت اساسی دارند. اگر بسته به نتایج یک تحقیق، چیزی برای از دست دادن یا به دست آوردن دارید، شما کمتر از همه برای آن پژوهش مناسب هستید، زیرا ممکن است برخی یافته‌ها یا نتایج را به برخی دیگر ترجیح دهید. اگرچه غیرممکن است که محقق هیچ تأثیری روی مسیر پژوهش نداشته باشد، بسیار مهم است که دربارۀ نفوذ باورها و ترجیحات‌تان در فرایند پژوهش حساس و هوشیار باشید. این کار مخصوصاً در شروع تحقیق که دارید موضوع مطالعه را انتخاب و سؤالات پژوهش‌تان را صورت‌بندی می‌کنید، دارای اهمیت است.

شما می‌توانید همچنان کنجکاو واقعی بمانید و در عین حال ایده‌هایی دربارۀ پاسخ‌های سؤالات تحقیق‌تان داشته باشید؛ در واقع، لازم است با توجه به ماهیت سؤالات پژوهش، در مورد نوع پاسخ‌های ممکن، نظر روشنی داشته باشید و حتی مفید است در این رابطه که نتایج احتمالاً چه شکلی پیدا خواهند کرد، پیش‌بینی‌هایی بکنید. فرضیات دقیقاً به همین ترتیب تولید می‌شوند. آن‌چه مهم است، این است که نتیجۀ تحقیق‌تان را از پیش نبندید و همیشه انتظار آن را داشته باشید که توسط یافته‌ها شگفت‌زده شوید. این بدان معنا است که نتایجِ کاملاَ غیرمنتظره یا حتی یافته‌های ناخوشایند نیز به تفصیل در نظر گرفته شوند.

داشتن یک ذهن باز دربارۀ سؤالات و نتایج پژوهش همیشه به آن آسانی که در وهلۀ اول به نظر می‌رسد، نیست. اجتماعات علمی دانشگاهی از برخی جهات می‌توانند کاملاً محافظه‌کار باشند و «عادات فکری» در رشته‌ها یا حوزه‌ها می‌توانند منجر به این شوند که پژوهش شکل فرمولی و تکراری به خود بگیرد. اما در واقعیت محققانی که سؤالات جدید یا متفاوتی مطرح می‌کنند که مستلزم به‌کارگیری روش‌های جدید یا نوآورانه است، موشکافی و توجه بیشتری را به طرف خود جلب می‌کنند تا آن‌هایی که مطالعات‌شان به تحقیقات سابق خیلی شبیه است. با یافته‌های پژوهشیِ غیرمنتظره یا شگفت‌آور، قطعاً مثلِ نتایجی برخورد نمی‌شود که وضع موجود در یک حوزۀ معین را تأیید می‌کنند. در هر صورت، چنین یافته‌هایی بسیار حائز اهمیت‌اند و نقش بزرگی در پیش‌بُرد فهم ما از یک موضوع مشخص بازی می‌کنند.

اگرچه داشتن رویکرد کنجکاوانه به تحقیق باید تشویق و ترویج شود، پژوهش را نمی‌توان تنها بر این پایه هدایت کرد. تحقیق علمی را نمی‌توان بر کنجکاوی بی‌اساس بنا نهاد، زیرا این کار به یک طرح تحقیق اتفاقی منتهی خواهد شد و ارزش و فایده‌مندی یافته‌ها را کاهش خواهد داد. کنجکاوی باید در یک حالت نظام‌مند و منضبط به کار گرفته شود.

برای اینکه کنجکاوی‌تان را ثمربخش‌تر به کار بگیرید، نکات زیر می‌توانند در آغاز پژوهش کمک‌کننده باشند:

– دربارۀ نوع سؤالاتی که در حوزۀ مورد علاقه‌تان می‌توان پرسید، با مایه‌گرفتن از قدرت تخیل بیندیشید.

– سعی کنید توسط کارهای پیشین رشته‌تان، از نظر سؤالات و روش‌ها خیلی محدود نشوید.

– در مورد نوع پاسخ‌هایی که سؤالات‌تان می‌توانند تولید کنند، فکر کنید اما در عین حال ذهن‌تان را راجع به یافته‌ها باز نگه دارید.

نقش ادبیات موضوع

پژوهش در خلأ انجام نمی‌شود و نباید هم چنین باشد. لازم است مطلع شوید مطالعه‌تان در کجای تصویر بزرگ‌تر رشته‌تان می‌نشیند (منظور تحقیقات تجربی و ایده‌های نظری قبلی و سیاست‌گذاری‌ها و اقدامات اخیر است)، زیرا پژوهشی که بدون توجه به این متون انجام گیرد، این خطر را دارد که تکراری، بی‌ربط یا کم‌ارزش از آب درآید. علمی بودن یعنی پذیرفتن این که صورت‌بندی سؤالات باید بر مبنای تحقیقات پیشین یا پاسخِ سؤال‌های دیگر انجام گیرد، زیرا در این حالت است که می‌توان به انباشتی که دانش می‌نامیم، چیزی اضافه کرد و سهمی در آن داشت.

ادبیات موضوع در یک حوزۀ معین منبع ارزشمندی از ایده‌ها و راهنمای مفیدی است که از دانش موجود دربارۀ یک موضوع خبر می‌دهد. اهمیت یک پژوهش وقتی معلوم می‌شود که جایگاه آن در یک زمینۀ بزرگ‌تر و رابطه‌اش با بحث‌های مرتبط، به کمک ادبیات موضوع روشن گردد. ادبیات موضوع همچنین می‌تواند در زمینۀ روش‌ها و طرح‌ها، محقق را راهنمایی نماید. اغلب صاحب‌نظران توافق دارند که محققان باید قبل از آن که پژوهش‌شان را خیلی پیش ببرند، ادبیات موجود را تا حدودی مرور کنند.

با این حال، راجع به اینکه وقتی داریم یک پروژۀ پژوهشی را برنامه‌ریزی می‌کنیم، کِی و چگونه باید از اشکال مختلف ادبیات موضوع استفاده کرد، خیلی کمتر توافق وجود دارد. ممکن است محققان مخصوصاً آن‌هایی که کم‌تجربه تر هستند، بی‌خود و بی‌جهت تحت نفوذ آرای موجود در یک حوزه قرار گیرند. این وضعیت می‌تواند محدودکننده باشد و ممکن است نوآوری و خلاقیت را خفه کند. به‌سختی می‌توان پژوهش پُرمایه‌ای را تصور کرد که اصلاً به سراغ ادبیات موجود نرفته باشد، اما باید توجه داشت که مرور ادبیات موضوع، چیزی شبیه یک شمشیر دو دَم است. در بحث جاری، چهار مسئله پیرامون رابطۀ بین ادبیات و سؤالات تحقیق و راه‌حل‌هایی برای رفع تنش‌های مربوطه قابل طرح است. این مسائل در قالب سؤالات زیر بیان می‌شوند:

– آیا تحقیق را باید با مرور ادبیات موضوع شروع کرد یا با سؤالات پژوهش؟

– مطالعۀ متون را از کجا باید شروع کرد و کی آن را متوقف ساخت؟

– چه چیزی پژوهش را بدیع می‌سازد و بدیع‌بودن چقدر اهمیت دارد؟

– تا چه حد باید تحت نفوذ یافته‌ها و نظریه‌های پیش از خود قرار گرفت؟


Source: White, Patrick. 2009. Developing Research Questions: A Guide for Social Scientists. Palgrave Macmillan

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

دو × پنج =