حکمرانی پژوهش

نحوۀ چینش کنشگران عرصۀ نظام پژوهش، یکی از مهم‌ترین کارویژه‌ها در حکمرانی پژوهش است.

نویسنده:‌ مجتبی جوادی

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


مطالعۀ تجربۀ کشورها در زمینه‌های مختلف، علاوه بر یادگیری‌های فراوانی که در پی دارد، از افتادن در دام تقلیدگرایی صرف نیز جلوگیری می‌کند. نظام پژوهش در هر کشور، عاملی تعیین‌کننده در میزان رشد و وضعیت اقتصادی آن است و در آن کنشگران دارای جایگاه‌های خاصی برای خود هستند. نحوۀ چینش کنشگران عرصۀ نظام پژوهش، یکی از مهم‌ترین کارویژه‌ها در حکمرانی پژوهش است. در این یادداشت، این مهم در نظام پژوهشی کشور آلمان بررسی خواهد شد.


 نظام پژوهشی آلمان بزرگ‌ترین نظام پژوهشی در اتحادیۀ اروپا است و یکی از ویژگی‌های اصلی آن، ادارۀ غیرمتمرکز آن و مختار بودن دولت‌های ایالتی در تأمین مالی و مدیریت پژوهش در کنار دولت فدرال است. گاهی از نظام آموزش عالی آلمان به عنوان مثال نقضی برای ناکارآمدی آموزش عالی دولتی اسم برده‌اند[۱] (با اینکه سهم عمدۀ هزینه‌کرد تحقیق و توسعه در آلمان مربوط به بخش خصوصی است ولی هدایت و مدیریت دولت در رأس آن قرار دارد)؛ بنابراین شناختن نحوۀ حکمرانی پژوهش در آن می‌تواند مکانیسم‌هایی را در اختیار قرار دهد که در وضع کنونی کشور مفید باشد.

بر اساس گزارش تحلیلی سالانه إراواچ[۲] از کشور آلمان در قالب هفتمین برنامۀ چارچوب برای پژوهش در اتحادیۀ اروپا که آخرین بار در سال ۲۰۱۴ میلادی منتشر شده است، در کشور آلمان در کنار تولید ناخالص داخلی بالا (۲۴۷۷ میلیاردیورو) که معادل ۲/۲۰ درصد از کل تولید ناخالص داخلی اتحادیۀ اروپا است، نسبت هزینه کرد تحقیق و توسعه به تولید ناخالص داخلی (شاخص GERD)[3] 84/2 درصد است. نظام پژوهش آلمان در دو بخش سیستم دانشگاهی و یک بخش بزرگ و یکپارچۀ غیردانشگاهی (نظام پژوهش عمومی) شکل گرفته است. بخش غیردانشگاهی و عمومی نظام پژوهش، بر مبنای ۴ سازمان اصلی انجمن ماکس پلانک[۴]، انجمن هلمهولتز[۵]، انجمن لیبنیتز[۶] و انجمن فرانهوفر[۷] عمل می‌کنند و این‌ها به عنوان چترمؤسسات پژوهشی دیگرعمل کرده و مدیریت و تأمین مالی پژوهش‌های بنیادی وبخشی از پژوهش‌های کاربردی را بر عهده ‌دارند. نمای کلی مجریان پژوهش در آلمان به شکل زیر است:

حکمرانی پژوهش

حال پس از تبیین جایگاه آلمان در اتحادیۀ اروپا و وضعیت نظام پژوهشی آن از حیث چینش مجریان پژوهش در این کشور، به موضوع اصلی یعنی نحوۀ حکمرانی پژوهش در آن پرداخته خواهد شد (یعنی نحوۀ هدایت این بازیگران عرصۀ پژوهش در جهت تحقق اهداف معین)؛ بدین منظور به یک چرخۀ پژوهش اشاره می‌شود که نشانگر چگونگی ایجاد پژوهش‌ها و نحوۀ ارتباط پژوهش‌ها با همدیگر و همچنین نحوۀ حل مسائل کاربردی و انتزاعی است.

چرخۀ پژوهش آلمانی[۸] متشکل از پنج بخش است که در ادامه تصویر کلی آن آمده است. دانشگاه، پژوهشکده‌ها، احزاب، فراکسیون احزاب و نقد عملکرد دولت در حل مسائل، بخش‌های اصلی این چرخه محسوب می‌شوند؛ و پژوهش‌ها به این شکل بر اساس یک سازماندهی و جهت‌دهی حزبی شکل می‌گیرد و در خدمت حل مسائل اجتماعی قرار می‌گیرد. ممکن است برخی پژوهش‌ها خارج از این شبکه نیز شکل بگیرند ولی قطعاً از لحاظ تأمین مالی و … با دشواری‌هایی مواجه خواهد بود و در اصل حکمرانی پژوهش یعنی همین. حکمرانی پژوهش در کشور آلمان را می‌توان در قالب این شبکۀ پنج بخشی خلاصه کرد:

  

سمت و سوی پژوهش‌ها در این سیکل مشخص است. احزاب و گروه‌های سیاسی که در رأس حاکمیت قرار می‌گیرند، برای حل مسائل اجتماعی از پژوهش بهره می‌گیرند و طبق رهنمودهای آن، برنامه‌های خود را طرح‌ریزی و اجرا می‌کنند؛ به طوری که پژوهش‌ها دیگر از جهت کاربست یافته‌ها، تأمین مالی و مسئله‌محور بودن در جایگاه خود قرار می‌گیرند و نیازی به خط‌مشی‌گذاری مجدد یا سایر اعمال حاکمیتی برای این امور نیست. این چرخۀ پژوهشی یک پیش‌فرض اساسی دارد و آن هم درک و احساس نیاز به پژوهش (مخصوصاً در حوزه علوم انسانی و اجتماعی) برای حل مسائل اجتماعی است. درک این موضوع که برای حل مسائل یک جامعه، حکومت و بخش خصوصی باید به پژوهش بپردازد، مهم‌ترین گام در حکمرانی پژوهش است؛ به عبارت دیگر ابتدا باید موضوع حکمرانی، یعنی همان پژوهش و جایگاه آن در حل مسائل اجتماعی، درک شود، سپس برای حکمرانی پژوهش گام برداشت؛ وگرنه ممکن است پژوهش هایی هم انجام گیرد، ولی اینکه چه مسائلی را حل می‌کند، معلوم نیست.

زمانی که در یک جامعه پژوهش به امری لوکس تبدیل شده است، کارگزاران حکومتی فقط از آن برای ظاهرسازی یا ارائۀ برخی گزارش‌ها به مقامات مافوق دست به پژوهش می‌زنند؛ به همین دلیل دیگر پژوهش‌ها در تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی‌ها بی‌تأثیر واقع می‌شوند. در نتیجه اولین بخشی که حکومت، در صورت کمبود مالی از بودجۀ آن می‌کاهد، بخش پژوهش کشور خواهد بود، چون بود و نبود این نوع پژوهش‌ها، تفاوتی ندارد. علم نافع یا پژوهش‌های اثر گذار، زمانی در عرصۀ جامعه ظهور پیدا خواهد کرد که کارگزاران حکومتی و بخش خصوصی برای حل مسائل خود، فراسوی بازی‌های سیاسی متعارف و رانت‌های مختلف در سپردن پژوهش‌ها به افراد خاص، به پژوهش احساس نیاز کنند و به پژوهش بپردازند؛ در این صورت لزوم و ضرورت حکمرانی پژوهش نمایان خواهد شد.

بنابراین اساس کار، وجود باور اجتماعی به این است که برای حل مسائل بایستی به پژوهش متوسل شد و گام بعدی، جهت دهی و سازماندهی این پژوهش‌ها در مسیر خاص،جهت تحقق اهداف مشخص است؛ این همان حکمرانی پژوهش است که نمونۀ آلمانی آن را مشاهده کردیم. در نهایت برای آشنایی بیشتر با نظام پژوهشی آلمان و شیوۀ حکمرانی پژوهش این کشور برخی منابع معرفی می‌شود:

  1. پلتفرم اطلاعاتی سیستم‌ها و سیاست‌های پژوهشی اروپا (ERAWATCH) صفحۀ مربوط به کشور آلمان به آدرس زیر:

https://rio.jrc.ec.europa.eu/en/country-analysis/Germany/country-report

  1. پلتفرم پژوهش در آلمان به آدرس زیر: http://www.research-in-germany.de
  2. نمای کلی پژوهش در آلمان در قالب فایل خلاصۀ زیر:

The Federal Ministry of Education and Research)2012(The German Research Landscape:Who does research in Germany?

[۱]رجوع کنید به آدرس الکترونیکی: http://www.snn.ir/detail/News/604548/76

[۲]ERAWATCH: reports produced for EU Member States and Countries Associated to the SeventhFramework Program for Research of the European Union (FP7)

[۳]طبق راهنمای فراسکاتی، شاخص GERD شامل کل هزینه‌های درون سازمانی صرف‌شده در فعالیت تحقیق و توسعه در قلمروِ ملی در طول یک دورۀ معین است.

[۴]Max Planck Society

[۵]Helmholtz Association

[۶]Leibniz Association

[۷]FraunhoferAssociation

[۸]رجوع شود به یادداشت دکتر محمد علی مرادی(دانش‌آموختۀ رشته فلسفه در مقطع دکتری از دانشگاه برلین) با این موضوع در آدرس سایت زیر (پروندۀ وضع پژوهش در ایران): http://www.sooremag.ir/

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

هجده + هفت =