حکمرانی پزوهش

یادداشت پیشِ رو با تمرکز بر اهمیت معرفت‌شناسی علم و پژوهش‌های علمی، این نکتۀ مهم را بازگو می‌کند که در ایران برای کاربردی سازی علوم انسانی باید به مبانی معرفتی و پارادایم‌های حاکم بر پژوهش‌ها نیز توجه نشان دهیم.

نویسنده: مجتبی جوادی

تخمین زمان مطالعه: ۵ دقیقه


 نویسنده تاکید می‌کند از پژوهش‌های پوزیتیویستی نمی‌توان انتظار کاربرد و ارائۀ راه‌حل داشت و کاربردی سازی و کاربردپذیری علوم انسانی تنها از طریق پژوهش‌های ممکن خواهد بود که وجه تفسیری و انتقادی داشته باشند.


یکی از عرصه‌های مورد توجه در ساخت و اِعمال اقتدار روی کنشگران حوزۀ پژوهش‌های علوم انسانی، حرکت به سمت کاربردی سازی این علوم است. کاربست‌پذیری یافته‌های پژوهشی، مقوله‌ای است که در راهبری و حکمرانی پژوهش جایگاه ویژه‌ای دارد. همچنین از مأموریت‌های اصلی حوزۀ مطالعاتی حکمرانی پژوهش، پیگیری مسائل حوزۀ علم و پژوهش اعم از مسئلۀ کاربردی سازی علوم است. از طرف دیگر، می‌توان یکی از رویکردهای نگرش به مقولۀ کاربردی سازی پژوهش‌ها را رویکرد پاردایمی قلمداد کرد و با توجه به نگاه هر یک از پاردایم‌های بدیل علمی در علوم انسانی به عرصۀ اقدام و کاربرد، تصمیماتی اتخاذ کرد که پژوهش‌های کاربردی بیشتر یا کمتر شوند. برای مثال موضع پژوهشگر در پژوهش‌های پوزیتیوستی، موضع اقدام و کاربرد نیست و پژوهشگر فقط گزارشگر واقعیت است و کاری به کاربرد ندارد؛ بنابراین تصمیم به ترویج چنین پژوهش‌های پوزیتیویستی، مساوی با دشوار کردن کاربردی سازی پژوهش‌ها است.

در ادامه با بررسی تطبیقی برخی پارادایم‌ها، به توضیح بیشتر این ایده خواهیم پرداخت و در نهایت پیشنهاداتی را برای کاربردی سازی علوم ارائه خواهیم کرد.

گوبا و لینکلن[۱] مقاله‌ای با عنوان «نزاع‌های پارادایمی، مغایرت‌ها و همخوانی‌های در حال ظهور»[۲]، در سال ۲۰۰۵ نگاشته‌اند. ایشان در این مقاله، علاوه بر بررسی تطبیقی ابعاد هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی، روش‌شناختی، ماهیت دانش، هدف پژوهش، نحوۀ انباشتگی دانش و… برای پنج پاردایم رایج (پوزیتیویسم، پساپوزیتیوسم، نظریۀ انتقادی، ساخت‌گرایی و مشارکتی)، به بررسی دو مقولۀ مهم دیگر نیز پرداخته‌اند که عبارتند از : جایگاه اقدام و موضع پژوهشگر در هر پارادایم. در ادامه با توجه به غرض این یادداشت، بدون توضیح مبانی هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی به بیان جایگاه اقدام و موضع پژوهشگر در هر پارادایم پرداخته خواهد شد تا دلالت‌هایی را برای حکمرانی پژوهش و کاربردی سازی علوم انسانی استخراج کنیم.

حکمرانی پزوهش

همان‌گونه که مشاهده می‌شود پوزیتویست‌ها و پساپوزیتیویست‌ها، اقدام را نوعی آلودگی برای نتایج و فرآیندهای پژوهش می‌دانند؛ درحالیکه تفسیرگراها اقدام را به عنوان پیامدی معنادار و مهم برای نتایج پژوهشی به حساب می‌آورند. پوزیتیوست‌ها این‌گونه می‌اندیشند که اقدام و کاربرد در بطن خویش، نوعی جانبداری دارد که ارزش‌مداری را ترویج می‌دهد و این جانبداری، هدف عینیت پژوهش را کاهش می‌دهد؛ ولی در طرف دیگر نظریه‌پردازان انتقادی از انواع اقدام اجتماعی در فرآیند پژوهش حمایت می‌کنند و خواهان تغییر جامعه هستند. این تشویق به اقدام و عمل در ساخت‌گرایی و رویکردهای پدیدارشناسانۀ مشارکتی، بسیار بیشتر هم می‌شود. گوبا و لینکلن سه دلیل (از منظر نظریه‌پردازان مختلف را) برای تغییر به سمت اقدام و کاربرد پژوهشگران ذکر می‌کنند: شایع شدن یافته‌های ارزشیابی غیرکاربردی، تمایل به ایجاد شکل‌هایی از ارزشیابی که توصیه‌های نامه‌های دارای برنامه‌های اقدام ارائه می‌کنند و دلیل سوم اینکه این تغییر، نوعی تعهد سیاسی و اخلاقی بوده است.

امروزه، بسیاری از پوزیتیویست‌ها و پساپوزیتیویست‌ها، اقدام را بر عهدۀ اجتماعات جدای از پژوهشگر و مشارکت‌کنندگان پژوهش‌ها می‌دانند، به عنوان مثال اجتماعاتی مانند: کارکنان خط‌مشی‌گذاری، قانون‌گذاری و ادارات رسمی و سیاسی. درحالیکه در پاردایم‌های نظریۀ انتقادی، ساخت‌گرایی و مشارکتی، شاهد عجین شدن عمل و کاربرد با اعتبار پژوهش هستیم و حل مسائل در دنیای واقعی و آن هم به صورت عملی ضروری است. تحقیق اقدامی، نمونه‌ای از تحقیقات در پارادایم مشارکتی است که از اواخر دهۀ ۱۹۴۰ از سوی دانشمندان اجتماعی در راستای کاهش فاصلۀ بین نظریۀ اجتماعی و حل سریع مسائل اجتماعی به کار گرفته شده است و فرآیندهای تحقیق و عمل در این نوع روش‌شناسی با یکدیگر امتزاج شده است.

بر این اساس، می‌توان یک پاسخ مبنایی به این سؤال داد که «واقعا چرا علوم انسانی در ایران کاربردی نیست؟». علوم انسانی‌ای که فقط خودش را گزارشگر بداند و تمایلی به حضور در عرصۀ اقدام و کاربرد نداشته باشد، قطعا از رویکردهای پوزیتیویستی تبعیت کرده است؛ و از طرف دیگر تبعیت از سنت پوزیتیویستی، به دور شدن از فضای کاربردی بودن علوم انسانی دامن می‌زند. بنابراین یکی از اقدامات اساسی برای حرکت به سمت کاربردی سازی علوم انسانی، حرکت به سمت ترویج انجام پژوهش در پاردایم‌های انتقادی و مشارکتی و… است. این امر می‌تواند از دانشگاه‌ها شروع شود؛ به‌طوریکه دانشگاه علاوه بر ترویج و فعالیت‌های آموزشی در قبال پاردایم‌های اقدام‌گرا، پژوهش‌های دانشجویی را طوری راهبری و جهت‌دهی کند ( به طور مثال آئین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌هایی ایجاد کند) که در انجام پایان‌نامه‌های علوم انسانی به جای استفاده از روش‌های متصلب پوزیتیویستی، دانشجویان را ملزم کند که پژوهش‌های خویش را بر اساس پاردایم‌های انتقادی و مشارکتی (و سایر پاردایم‌های اقدام‌گرا) تنظیم کنند. از طرف دیگر می‌توان با اتخاذ تصمیماتی، پروژه‌های دولتی را طوری جهت‌دهی کرد که با روش‌شناسی‌های انتقادی و مشارکتی انجام شوند.


منابع:

Yvonna S. Lincoln and Egon G. Guba(2005) Paradigmatic Controversies, Contradictions, and Emerging Confluences  in book: HANDBOOK  OF  QUALITATIVE RESEARC

[۱] Yvonna S. Lincoln and Egon G. Guba

[۲] Paradigmatic Controversies, Contradictions, and Emerging Confluences

[۳] action

[۴] Inquirer posture

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

20 + چهار =