دانشگاه و صنعت

دانشگاه و دگردیسی آن؛ سرمایه‌‌دارانه شدن دانش به عنوان قلب رسالت جدید دانشگاه – بخش دوم

نویسنده: عارفه صرامی

تخمین زمان مطالعه: ۸ دقیقه


یادداشت پیش رو تلاشی ست در جهت نشان دادن تعییر شکل دانشگاه در عصر حاضر و «سرمایه‌دارانه شدن دانش» به عنوان قلب رسالت جدید دانشگاه. در بخش اول به مرور پیشروی دانشگاه‌ها در مسیر توسعه اقتصادی، دگردیسی دانشگاه و نقش متمایز دانشگاه و پژوهش‌های دانشگاهی در شکل دهی ارتباط آن با صنعت و دولت پراخته شد. همچنین مدل پیچش سه جانبه یک و دو بررسی شدند. حال در  این بخش، «مدل پیچش سه‌جانبه۳»، ویژگی‌ها و معیارهای دانشگاه‌های کارآفرین بررسی می‌شوند.


در مدل پیچش سه‌جانبه۳ [۱]، دولت، صنعت و دانشگاه آزادانه با یکدیگر تعامل و هم پوشانی دارند و هر یک از نهادها قادر است نقش نهاد دیگر را اجرا کند. هم چنین در این مدل سازمان‌های هیبریدی در سطح مشترک میان آن‌ها وجود دارد.

دانشگاه و دگردیسی آن؛ سرمایه‌‌داران‌ شدن دانش به عنوان قلب رسالت جدید دانشگاه

ارکان مدل پیچش سه جانبه ۳

این مدل سه رکن اساسی دارد: نخست، نقش بسیار مهم دانشگاه در نوآوری. از آنجایی که دانش به صور فزاینده اهمیت زیادی در نوآوری دارد، دانشگاه به عنوان نهاد تولیدکننده و انتشار دهنده‌ی دانش نقش برجسته‌ای در نوآوری صنعتی خواهد داشت.

دوم، حرکت به سوی ارتباطات مشارکتی میان سه نهاد درگیر در رابطه‌ی مدل‌سازی شده، چراکه خط‌مشی نوآوری به شکل فزاینده‌ای نتیجه‌ی تعامل میان دانشگاه- صنعت- دولت است.

سوم، در این رابطه هریک از نهادهای بنیادی علاوه بر اجرای وظیفه‌ی خود، وظایف نهاد دیگر را نیز می‌پذیرد (شکل ۳).

تفاوت های سه نسخه مدل پیچش سه جانبه

تفاوت‌های میان دو نسخه‌ی نخست و نسخه‌ی نهایی مدل پیچش سه‌جانبه زاینده‌ی پسندهای هنجاری است. الگوی اول به عنوان یک نسخه توسعه شکست‌خورده به شمار می‌رود؛ زیرا با دو خانه کوچک برای ابتکارات «پایین به بالا [۲]» نوآوری به جای تشویق، سست می‌گردد. الگوی دوم مستلزم سیاست‌های آزادمنشانه است و امروزه به عنوان درمان ضربتی برای کاهش نقش دولت در نسخه نخست به کار می‌رود. به صورت‌های متفاوتی، اغلب کشورها و ایالت‌ها در پی دستیابی به گونه‌ای از مدل پیچش سه‌جانبه‌ی روابط نهادهای مذکور هستند.

در الگوی پیچش سه‌جانبه‌ی اتسکوویتس و لیدسدورف [۳]، دانشگاه علاوه بر علاوه بر فعالیت‌های سابق (پژوهش و آموزش) نقش کارآفرینی دارد و به فعالیت‌های اقتصادی نوآورانه می‌پردازد. متقابلاً، صنعت به فعالیت‌های تولید و توزیع دانش می‌پردازد و دولت علاوه بر سیاست‌گذاری‌های حاکمیتی به سرمایه‌گذاری در زمینه‌های تولید دانش، نوآوری و تولید کالا و خدمات دست می‌زند. این الگو در چهارچوب نظریه‌های اقتصاد تکاملی شکل گرفته است و کانون تمرکز این الگوها، نهادها و ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است و تأثیر انگیزش‌های فردی و اهداف دانشکاران بسیار اندک است.

در مدل پیچش سه‌جانبه نوآورانه، طبقه‌بندی برحسب «سیستم‌های ملی نوآوری [۴]» لوندوال و نلسون [۵]، «نظام پژوهشی انتقالی [۶]» برای کُزنس [۷]، «الگوی دوم [۸]» برای گیبنس [۹] و «نظام پژوهشی پسامدرن [۱۰]» برای ملن [۱۱]، شاخص جریان نوسازی و توسعه‌ی نقش دانش در اقتصاد و جامعه هستند. به عقیده‌ی لیدسدورف از هریک از این نظریه‌های شکل گرفته برمبنای مدل پیچش سه‌جانبه درک متفاوتی از واحدهای پویای زیرین انتظار می‌رود.

اتسکوویتس پیدایش دانشگاه کارآفرین را پاسخی به اهمیت گسترده‌ی دانش در نظام نوآوری منطقه‌ای و ملی می‌داند و می‌گوید که بازشناسی دانشگاه چون مبتکری خلاق و مقرون‌به‌صرفه است که انتقال‌دهنده‌ی دانش و فناوری است.

دانشگاه و کارآفرینی

از آنجایی که دانشگاه نقش جدیدی در صنعت دانش‌بنیان، چه در توسعه‌ی عمومی و چه در ترغیب افراد نهادها به انجام فعالیت‌های نوآورانه جامعه دارد، بنابراین می‌تواند در تبدیل و ترجمه‌ی پژوهش‌های دانشگاهی به کنش و کاربردی کردن آن‌ها بپردازد. علاوه بر این دانشگاه می‌تواند در جهت ترجمه و تبدیل معضلات و نیازهای اجتماع به طرح‌های پژوهشی جدید کوشا باشد. با این اوصاف درصورتی‌که دانشگاه چون یک واحد کاملاً مستقل عمل کند و هیچ‌گونه رابطه‌ای با نهادهای دیگر نداشته باشد به رکود و زوال خواهد رسید.

ارکان دانشگاه کارآفرین

دانشگاه کارآفرین بر چهار رکن استوار است: ۱) رهبر دانشگاهی توانایی شکل دادن و به اجرا در آوردن استراتژی‌های نظام‌مند هماهنگ با دیدگاه موردنظر را داشته باشد. ۲) نظارت قانونی بر منابع دانشگاهی شامل دارایی‌های فیزیکی چون ساختمان دانشگاه و سرمایه‌های فکری برآمده از پژوهش. ۳) برخورداری از ظرفیت سازمانی لازم برای انتقال فناوری در سطح عموم جامعه، صدور گواهی، حق و امتیاز نشر پژوهش. ۴) کارآفرینی متناسب با ویژگی‌های ملی، منطقه‌ای، اقلیمی و قومی برای مدیران، دانشگاه‌ها و دانشجویان.

معیارهای دانشگاه کارآفرین

بر این اساس مدل دانشگاه کارآفرین دارای پنج معیار اصلی است. این معیارها برای کارآفرینان و نهادهای مقابل آن‌ها به رفع چالش‌های احتمالی میان آن‌ها می‌پردازد. نتیجه‌ی بهینه در تعادل میان آن‌ها قابل دسترسی خواهد بود. این معیارها می‌توانند راهنمای نهادهای آموزشی برای دگردیسی به شکل دانشگاه کارآفرین باشند. این پنج اصل به شرح زیر است:

  1. سرمایه‌گذاری [۱۲]. دانش همان‌گونه که برای پیشرفت انتظامی به کار می‌رود، برای به‌کارگیری در جامعه تولید می‌شود و انتقال می‌یابد. سرمایه‌گذاری دانش، اساس توسعه‌های اجتماعی و اقتصادی است و بنابراین نقش برجسته‌ای برای دانشگاه در جامعه است.
  2. وابستگی متقابل [۱۳]. دانشگاه کارآفرین تعامل بسیار نزدیکی با دولت و صنعت دارد؛ دانشگاه تنها محیط ایزوله‌ی یادگیری و ناکارآمد در جامعه نیست.
  3. عدم وابستگی و استقلال [۱۴]. دانشگاه کارآفرین نهادی با استقلال نسبی است. دانشگاه زیر گروهی وابسته به دیگر فضاهای نهادی نیست.
  4. هیبریدشدگی [۱۵] (پیوند داشتن). حل چالش‌های میان اصول نهادهای هم بسته و استقلال نهادها انگیزه‌ای برای ایجاد قالب سازمانی هیبرید شده (پیوندی- التقاطی) برای درک اهداف هم زمان است.
  5. بازتاب پذیری [۱۶]. فرآیند نوسازی پیوسته‌ای چه در ساختار درونی دانشگاه که رابطه‌اش با صنعت و دولت تغییر می‌کند، وجود دارد و چه در ساختار دولت و صنعت که رابطه‌ی آن‌ها با دانشگاه بازسازی شده است.

ارائه‌ی تولیدات به پژوهش‌های دقیق دانشگاهی نیازمنداست. این پژوهش‌ها بر پایه علوم انسانی و اجتماعی در تبادل با صنعت صورت می‌گیرد و برای دانشگاه‌ها جذب سرمایه و درآمد می‌کند. در واقع باید گفت که دانش تنها یک افزوده‌ی تکمیلی برای اقتصاد صنعتی و یا جهت‌گیری‌های بازاریابی- اقتصادی نیست؛ بلکه، تدوین دانش و اطلاعات، اساسی برای نظام تولید فراهم می‌کند که در طول زمان زمینه‌ی تغییراتی را به همراه دارد و نویدبخش توسعه‌های پایدار دانش‌بنیان آتی است.

[۱] Triple Helix III (TH III)

[۲] “Bottom up” initiatives

[۳] Etzkowitz & Leydesdorff

[۴] National systems of innovation

[۵] Lundvall & Nelson

[۶] Research systems in transition

[۷] Cozzens

[۸] Mode 2

[۹] Gibbons

[۱۰] The post-modern research system

[۱۱] Rip and Van der Meulen

[۱۲] Capitalization

[۱۳] Interdependence

[۱۴] Independence

[۱۵] Hybridization

[۱۶] Reflexivity

برای مطالعه بیشتر، مجله شماره سوم «دانش و دانشگاه» را از اینجا بخوانید.

منابع

Etzkowitz, H. Webster, A. Gebhardt, C. & Terra, B. R. C. (2000). The future of the university and the university of the future: evolution of ivory tower to entrepreneurial paradigm. Research policy, 29(2), 313-330.

Etzkowitz, H. (2008). The triple helix: university-industry-government innovation in action. Routledge.

Etzkowitz, H. Webster, A. & Healey, P. (1998). Capitalizing knowledge: New intersections of industry and academia. Suny Press.

Leydesdorff, L. & Etzkowitz, H. (2001). The transformation of university-industry-government relations. Electronic Journal of Sociology.

Etzkowitz, H. (1998). The norms of entrepreneurial science: cognitive effects of the new university–industry linkages. Research policy, 27(8), 823-833.

Etzkowitz, H. (1990). The second academic revolution: The role of the research university in economic development. In The research system in transition (pp. 109-124). Springer Netherlands.

Leydesdorff, L. (2006). The knowledge-based economy: Modeled, measured, simulated. Universal-Publishers.

Etzkowitz, H. & Leydesdorff, L. (2000). The dynamics of innovation: from National Systems and “Mode 2” to a Triple Helix of university–industry–government relations. Research policy, 29(2), 109-123.

Etzkowitz, H. & Dzisah, J. (2007). The triple helix of innovation: towards a university-led development strategy for Africa. ATDF Journal, 4(2), 3-10.

Nelson, R. R. (Ed). (1993). National innovation systems: a comparative analysis. Oxford university press.

Leydesdorff, L. (1997). The non-linear dynamics of sociological reflections. International Sociology, 12(1), 25-45.

Lundvall, B. Å. (۱۹۸۸). Innovation as an interactive process. In Technical change and economic theory.

Gibbons, M. Limoges, C. Nowotny, H. Schwartzman, S. Scott, P. & Trow, M. (1994). The new production of knowledge: The dynamics of science and research in contemporary societies. Sage.

Rip, A. & Van der Meulen, B. J. (1996). The post-modern research system. Science and public policy, 23(6), 343-352.

Ziman, J. M. (1994). Prometheus bound: Science in a Dynamic Steady State. Cambridge University Press.

Cozzens, S. E. Healey, P. Rip, A. & Ziman, J. (Eds). (2012). The research system in transition (Vol. 57). Springer Science & Business Media.

0

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

1 × 2 =