عناوین :
ریشه های ایدۀ کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی
کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی یعنی چه؟
کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی در ایران
جایگاه   در کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی ایران

کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی یعنی چه؟
«کاربردی سازی علوم انسانی» اصطلاحی است که تعریف آن مستلزم تشخیص حوزه هایی است که مقابل آن تعریف می شود. در سلسلۀ علم ورزی که شامل «تحقیقات نظری بنیادی»، «تحقیقات راهبردی»، «تحقیقات توسعه ای» و «تحقیقات کاربردی» می شود؛ کاربردی سازی علوم انسانی در آخرین حلقه از زنجیرۀ معرفت ورزی پژوهشی قرار می گیرد که منبعث از و منجر به حلقه های پیشین می شود.
در کاربردی سازی علم قرار است از دانش نظری و نگرش سیاست گذارانه به علم فاصله گرفته شود و به مسائل انضمامی و مبتلا به جامعه، نظری پاسخ جویانه شود.
کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی با این نگرش ناظر به سه حوزۀ کلی و درهم تنیده است:
یکم. فناورانه سازی علوم انسانی و اجتماعی؛
کاربردی سازی در این معنا ناظر بر مفهوم «فناوری نرم» است که با ابزار «فناوری های اجتماعی» در صدد است نوعی از اثرگذاری اقناعی را بدون اعمال زور و فارغ از اقدامات سیاست گذارانه، و تنها از طریق محتوای علوم انسانی و اجتماعی، اعمال کند و به جهت دهی رفتار افراد، گروه ها و مراجع بپردازد.
دوم. تجاری سازی علوم انسانی و اجتماعی؛
در این معنا، کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی بر اساس منطق اقتصاد و مشرف بر ایجاد و تفضیل سود اقتصادی تعریف می شود. در حوزۀ تجاری سازی علوم انسانی و اجتماعی بر سودبری مستقیم از یا مبتنی بر این علوم تاکید می شود.
سوم. کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی؛
این حوزه هم شامل دو مورد پیشین (فناورانه سازی و تجاری سازی) است و هم فراتر از این دو حوزه را شامل می شود. در معنای فراتجاری و فرافناورانه، کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی قرار است نوع مداخلۀ این علوم در زندگی روزمرۀ فردی، سازمانی، ملی و فراملی را نشان دهد و در واقع بر «کارکردهای عینی و در دسترس» این علوم تاکید دارد.

جایگاه بردار در کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی ایران
گروه «بردار» با تمرکز صرف بر موضوعات سه گانۀ کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی تشکیل شده است و از طریق شبکۀ در حال گسترشی از دانش ورزان علوم انسانی و اجتماعی درصدد است با گوشه چشمی به تحولات نظری این علوم، بر کاربردهای علوم انسانی و اجتماعی معطوف شود.
انتشار فعالیت های این گروه از طریق سایت بردار صورت می گیرد که شامل چهار بخش اصلی است:
*کاربردی سازی علوم انسانی؛ در این بخش مباحث نظری مربوط به کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی مورد مداقه قرار می گیرد و بحث های معرفتی مربوط به بخش های دیگر در این قسمت بازنمایی می شود.
*رشته های علوم انسانی؛ در این بخش مفهوم «کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی» در رشته های متعدد مورد بررسی است. کار بردار در این حوزه معطوف به کاربردهای ملموس این علوم است.
*پروژه ها؛ در بخش پروژه های بردار مبحث «تجاری سازی علوم انسانی و اجتماعی» از طریق پروژه های عملیاتی پی گیری و اجرا می شود.
*علوم انسانی نوآور؛ در این بخش به «فناورانه سازی علوم انسانی و اجتماعی» پرداخته می شود و تداخل مرزهای علوم انسانی و اجتماعی در حوزه های به ظاهر نامرتبط نشان داده می شود تا از این طریق معرفی مرزهای نامحدود این علوم برای مخاطب صورت پذیرد.

ریشه های ایدۀ کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی
سقراط در مقابل جست و جوی پاسخ، ارجحیت را به یافتن سوال داده بود. او فکر می کرد شناخت «مسئله» اولین گام برای حل آن است. نگرش سقراط، الگوی فراگیری در فلسفه و علم شد. گرچه در فلسفه هم چنان ارجحیت پرسش نسبت به پاسخ حفظ شده است؛ اما علم از جایی به بعد راه خود را جدا کرد.
با پیشرفت علم و دست کاری در هستی درونی و بیرونی، بحران های تازه ای سر برمی آوردند که تجربه شان بی واسطه تر از آن بود که بشر آن ها را نشناسد یا نداند. این شناخت های بی واسطه و بسط یابنده، سرآغازی شد برای انباشت «مسئله». یعنی بشر قرن بیست و به ویژه بیست و یک، وقتی به خود آمد که انواع «مسائل»ِ فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، زیست محیطی، تکنولوژیکی، قومی، اخلاقی و و و پیرامونش را احاطه کرده بود. و این جا دقیقا همان جایی است که با اتحاد عالمان و سیاست گذاران، یافتن پاسخ می رفت که به «ارزش» تبدیل شود. این روند تا جایی پیش رفته که پاسخ جویی، از نوع مدون و موجه آن، تبدیل به «ارزش مطلق» یا «ارزش نزدیک به مطلق» انگاشته می شود.
در این نگاه هر پدیده ای، خواه از جنس شناخت و نگرش باشد یا از جنس اقدام و عمل، باید «نقش» خود را در یافتن پاسخ به مسائل پیش روی انسان نشان دهد. علم نیز از این قاعده مستثی نشده است؛ علوم انسانی و اجتماعی هم.
کاربردی سازی علوم انسانی و اجتماعی ناظر به چنین پیشینه ای از تحول فکری است که ارزشی هم سنگ «سوال» را برای «پاسخ» قائل است.

کاربردی سازی علوم انسانی در ایران
قریب به یک دهه است که عزم همگانی و مبارکی در خصوص بازنگری در فهم و کاربست کلاسیک از علوم انسانی در صدر مباحث علوم انسانی کشور قرار گرفته است؛ اما این بازنگری با خلط مفاهیم نظری و حوزه های اقدام صورت پذیرفته است و همچنان می پذیرد.
از جمله مفاهیمی که در ایران در ذیل این بازنگری مطرح می شود می توان به اصطلاحاتی نظیر «اسلامی سازی علوم انسانی»، «علوم انسانی اسلامی»، «بومی سازی علوم انسانی»، «کاربردی سازی علوم انسانی»، «تحول در علوم انسانی»، «کارآمدسازی علوم انسانی» و غیره اشاره کرد.
نکتۀ قابل توجه در این میان چالشی است که از نگاه دوگانه به این علوم ایجاد شده است؛ از طرفی بر اهمیت و افق سازی این علوم صحه گزارده می شود، و از طرف دیگر نوعی هراس در مراجع سیاست گذار کشور نسبت به علوم انسانی و اجتماعی وجود دارد که تلقی خطرناک و خطرساز از این علوم دارند.
با این همه نهادهایی که به طور مشخص بر «کاربردی سازی علوم انسانی در ایران» متمرکز شده اند، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پژهشکدۀ مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم و مرکز همکاری های فناوری و نوآوری ریاست جمهوری و به ویژه ستاد توسعۀ فناوری های نرم و هویت ساز هستند. نقش شورای تحول و ارتقاء علوم انسانی زیر نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز به صورت فراسازمانی و با موضوعی فراتر از موضوع کاربردی سازی این علوم حائز اهمیت است.

بردار - بنیاد راهبردی دانش انسانی روز

استفاده از مطالب سايت بردار با ذکر منبع بلامانع است. بردار