توضیح مفاهیم

یادداشتی در تأمل بر دو مفهوم «کاربردی‌سازی» و «تجاری‌سازی»

نویسنده: مرتضی میرحسینی

تخمین زمان مطالعه: ۵ دقیقه


اشاره: میان دو مفهوم «کاربردی‌سازی» و «تجاری‌سازی» تفاوت‌ها و شباهت‌هایی وجود دارد و ما در این یادداشت کوتاه به بررسی این تفاوت‌ها و شباهت‌ها می‌پردازیم. اشاره به این نکته ضروری است که سعی کردیم تا حد ممکن از ارزش‌گذاری این مفاهیم و نیز از ورود به مباحث چالشی این حوزه و مخالفت‌ها و موافقت‌هایی که درباره «تجاری‌سازی علوم انسانی و اجتماعی» وجود دارد اجتناب کنیم.


شرایط کاربردی بودن و تجاری بودن

 

معمولاً یک چیز را کاربردی می‌دانند اگر از دو شرط زیر برخوردار باشد:

اول اینکه «مفید» باشد؛ یعنی انجام آن یا بودن آن سودی داشته باشد. گاهی این سود قابل‌اندازه‌گیری و ملموس است، گاهی هم چنین نیست و این فایده را نمی‌توان لمس یا به عدد و رقم تبدیل کرد و آن را اندازه گرفت. همچنین گاهی این فایده امروز و در حال حاضر وجود دارد و ضرورت آن در شرایط کنونی احساس می‌شود، و گاهی هم در آینده دور یا نزدیک سودی از آن به دست می‌آید. مثل کارزار «خشونت ـ هوشیاری ـ یاری» در فرانکفورت آلمان که تلاشی برای افزایش همدلی اجتماعی و رشد مسئولیت‌پذیری در مردم این شهر بود(l1l.ir/3m2z). یا پروژه «سار» در کشور خودمان که به همت موزه علم و فناوری از سال ۱۳۹۵ «با هدف گسترش ایده‌های نوآورانه و تجربه‌های موفق و تأثیرگذار، ترویج علم در میان اقشار گوناگون جامعه، ایجاد شور و انگیزه برای یادگیری علم در نسل جوان کشور و تربیت دانشمندان آینده» آغاز شد(l1l.ir/3m31).

شرط دوم اینکه به مسأله یا مشکلی پاسخ بدهد. یعنی بخشی از جامعه ـ امروز یا در آینده ـ به آن نیاز داشته باشد. این نیاز می‌تواند در دولت باشد یا در دانشگاه یا در یک موسسه خیریه یا یک دامداری یا هر جای دیگری. مثل نیاز به دانش‌آموختگان رشته روان‌شناسی در مراکز ترک اعتیاد(l1l.ir/3m32)، یا تجربه موفق فرشید سادات شریفی در رشته ادبیات فارسی(l1l.ir/3lyp).

تجاری بودن این دو شرط را دارد، به اضافه یک شرط سوم، که «قابلیت خرید و فروش» است. یعنی اینکه امکان و شرایط عرضه و فروش آن در بازار وجود داشته باشد و کسانی هم برای خریدن و داشتن و استفاده از آن پول بپردازد. در این‌جا نیز طرف خریدار (مشتری) می‌تواند یک مجموعه بزرگ مانند دولت یا یک وزارت‌خانه از آن باشد یا اینکه یک موسسه یا شرکت کوچک یا حتی یک فرد عادی جامعه. مثل اپلیکیشن‌هایی که در حوزه روان‌شناسی (l1l.ir/3l-e) یا علوم اجتماعی (l1l.ir/3l-c) یا تاریخ (l1l.ir/3l-d) طراحی و ساخته و در بازار فناوری عرضه شده‌اند؛ و هرکسی برای استفاده از آن‌ها، مبلغی را می‌پردازد.

 

توضیح بیشتر

البته محصولات یا خدمات یا پژوهش‌هایی هم هستند که خودشان مستقیم به فروش نمی‌روند، اما زمینه افزایش درآمد یک شرکت را فراهم می‌کنند؛ مثل پروژه تحقیقاتی دانشگاه منچستر که نتایج آن چرخه دسترسی به مواد اولیه را برای شرکت شکلات‌سازی کدبری تحکیم و تداوم آن را تضمین کرد و کیفیت محصولات آن را نیز افزایش داد(l1l.ir/3m3m). عمدتاً فرایند تجاری‌سازی در علوم انسانی و اجتماعی با ورود به چنین حوزه‌هایی معنا پیدا می‌کند و محقق می‌شود(l1l.ir/3m3s).

ناگفته نماند که گاهی هم تفکیک این سه شرط چندان آسان نیست و مثلاً نمی‌توان میان «سودمندی» و «پاسخگویی به یک نیاز» مرز مشخصی گذاشت. یا مثلاً فرض کنید که یک دانش‌آموخته علوم انسانی و اجتماعی در تیم تبلیغات یا روابط عمومی یا هرجای دیگری از یک شرکت تجاری به کار گرفته می‌شود و برای این شغل ماهانه دستمزدی را دریافت می‌کند؛ در این‌جا او تمام دانش و مهارت‌های خود را به کارفرما عرضه می‌کند، نه فقط نتایج یکی از پژوهش‌های خود را. در حقیقت وی برای فروش ماهانه آموخته‌های خود، با مدیران شرکت بر سر قیمتی مشخص به توافق می‌رسد.

به این موضوعات می‌توان به شکل دیگری هم نگاه کرد. به قول دکتر امیری تهرانی‌زاده «می‌توانیم کاربردی‌سازی را این‌گونه تعریف کنیم که قبل از هرچیز سودمند باشد و فایده‌ای داشته باشد؛ حال چه بالقوه چه بالفعل. همچنین به یکی از اطراف جامعه مربوط بشود؛ یعنی بخشی از جامعه بتواند از آن استفاده کند. اما اینکه در بازار از ارزش برخوردار باشد یا خیر، در مفهوم کاربردی‌سازی، این شرط ضرورتاً وجود ندارد. به این ترتیب ما می‌توانیم پژوهش‌هایی داشته باشیم که کاربردی باشند، ولی ضرورتاً تجاری نباشند؛ یعنی این پژوهش‌ها مفید است و در جامعه هم به درد کسی می‌خورد و به آن مربوط می‌شود».(l1l.ir/3lxv)

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

2 × چهار =