گزارشی از کارآفرینی و اشتغال‌زایی در درۀ سیلیکون ایالات متحده

نویسنده: اقبال شاهد

تخمین زمان مطالعه: ۵ دقیقه


چکیده: نویسندۀ این مقاله با سلسله‌ای از یادداشت‌ها، به دنبال ردپای علوم انسانی و اجتماعی در تکنولوژیک‌ترین منطقۀ جهان، یعنی سیلیکون‌ولی، بوده است. بخش نخست این مقاله به شبکه‌های کاری و ارتباطی در درۀ سیلیکون اختصاص داشت و بر نقش مهم شناسایی و گسترش شبکه‌های کاری و ارتباطی تاکید داشت. در بخش دوم تغییرات کاری و نحوۀ گسترش دامنۀ نفوذ شرکت‌ها در سیلیکون‌ولی، موضوع بحث بود. در بخش حاضر و سوم این یادداشت، نویسنده بر اهمیت سرمایۀ جسور در کنار افراد جسور در پیشبرد و گسترش دامنۀ فعالیت شرکت‌ها تمرکز کرده است. در این بخش همچنین بر پیوند دانشگاه و صنعت تاکید شده است. به زعم نویسنده، چنین پیوندی نه‌تنها به اشتغال‌زایی منجر می‌شود؛ بلکه راهی برای یافتن سویه‌های کاربردی رشته‌های دانشگاهی را پیشِ روی دانشگاهیان می‌گذارد. سراسر این نوشته می‌تواند به عنوان تلنگری برای دانش‌آموختگان علوم انسانی محسوب شود که یکم از جنبه‌هایی از اثرگذاری رشته‌های خود بر حوزه‌های صنعتی مطلع شوند؛ و دوم به شناسایی و گسترش شبکه‌های کاری و ارتباطی رشته‌های علوم انسانی بپردازند.


در رابطه با درۀ سیلیکون، بخش آموزش به طور خاص حیاتی بوده است؛ چراکه رفت‌وآمد دائم بین صنعت و دانشگاه، مرزهای آن دو را محو کرده و شبکه‌های اجتماعی دقیقی ایجاد نموده که تحقیقات دانشگاهی را بر مسائل عملی متمرکز کرده است و فعالیت صنعتی را با علم روز هماهنگ می‌کند. اگر چه موسسات آموزشی متعددی در این زمینه مهم بوده‌اند، ولی ما بر کنش‌گر کلیدی تاریخ اولیۀ درۀ سیلیکون یعنی دانشگاه استنفورد متمرکز می‌شویم.

در دهۀ ۱۹۵۰، دو برنامۀ نهادی نوآوری University Honors Cooperative Program و پارک صنعتی استنفورد، محققان دانشگاهی و منافع صنعتی نوظهور را کنار هم آوردند. پارک صنعتی استنفورد (اکنون پارک تحقیقاتی استنفورد نامیده می‌شود) که توسط یکی از رئیس دانشکده‌های استنفورد، فردریک ترمان، مطرح و در ۱۹۵۱ رسما تاسیس شد، در نوع خود اولین بود.

The Honors Cooperative Program که در ۱۹۵۳ توسط فردریک ترمان به راه افتاد، این امکان را برای شرکت‌های محلی فراهم ساخت که مهندسان و دانشمندانشان را که نیروی تمام‌وقت بودند، به عنوان دانشجویان نیمه‌وقت برای کسب مدارج پیشرفته به استنفورد بفرستند. این برنامه، پیوندهای بین شرکت‌ها و این دانشگاه را تقویت کرد و مهندسان را قادر ساخت که به لحاظ فنی به‌روز باشند و تماس‌های حرفه‌ای برقرار کنند.

علاوه بر این، دانشجویان و اساتید استنفورد شرکت‌های جدیدی تاسیس کردند، مانند Hewlett-Packard،Sun Microsystems و یاهو که در رشد منطقه بسیار تعیین‌کننده بودند.  به موازات بلوغ درۀ سیلیکون، منافع تحقیقاتی و تجاری بسط یافتند و اجتماع کاری به تدریج به نقش نوآوران پی برد و نوآوری را توسعه داده و آن را تجاری کرد. تمرکز دانشگاه به طرف حفظ روابطش با شرکت‌های از پیش تاسیس شده به عنوان منبع دانش علمی پیشرو و نیروی متخصص حرکت کرده است. در حال حاضر، ایده‌های نوآورانه‌ای که در استنفورد تولید می‌شوند، از طریق مجوزهای ادارۀ لیسانس‌دهی فناوری استنفورد و مراکز تحقیقاتی گوناگونی که طی دو دهۀ گذشته بسط یافته‌اند، راه خود را به صنعت می‌یابند.

یکی از پیوندهای قاطع بین دانشگاه و اجتماع درۀ سیلیکون از طریق حدود ۵۰ مرکز تحقیقاتی ایجاد می‌شود. این مراکز برای دانشگاه و اجتماع کاری، میدانی فراهم می‌کنند که آنها می‌توانند در آن، تماس نزدیک با یکدیگر را حفظ کنند. این مراکز همچنین برای شرکت‌های خارجی که تمایل دارند شیوۀ کاری درۀ سیلیکون را یاد بگیرند تا فرهنگِ تاحدی محرمانۀ آن را برای خود روشن سازند، امکاناتی فراهم می‌کنند. این مراکز و برنامه‌ها به طور عجیبی غیررسمی و غیرمتمرکز هستند. اگرچه آنها باید توسط ادارۀ دانشگاه تایید شوند، اما دانشگاه در فرآیندهای تصمیم‌گیری و فعالیت‌های روزانۀ آنها به طور مستقیم دخالت نمی‌کند. آنها حمایت مالی اندکی از دانشگاه دریافت می‌کنند و لذا بودجۀ خود را به طور درونی از طریق عضویت شرکتی تامین می‌نمایند. این مراکز و برنامه‌ها همچنین برای محققان اجتماع استنفورد، فرصت‌های مالی فراهم می‌کنند. حمایت مالی در زمینۀ پشتیبانی از دانشجویان دانش‌آموخته، خریداری تجهیزات و پشتیبانی از دستیاران (کارکنان) اداری استفاده می‌شود.

مراکز تحقیقاتی، وسیله‌ای فراهم می‌کنند که از طریق آن محققان دانشگاهی می‌توانند ایده‌های خود را بسط داده و تجاری کنند. در اینجا، محققان و اساتید می‌توانند به طور مشروع، دانش کاربردی را تعقیب کنند؛ چیزی که در یک نهاد آموزشی تخصصی بسیار بسیار دشوارتر انجام می‌گیرد. جست‌وجوی دانش کاربردی نه‌تنها اجازه داده می‌شود، بلکه مورد تشویق قرار می‌گیرد، به طوری که اساسا نقش اصلی این مراکز و برنامه‌ها متصل کردن دانشگاه و صنعت است.

به طور گسترده‌ای بر سر این موضوع توافق وجود دارد که صنعت مبتنی بر سرمایۀ جسور (venture capital) موتور مالی درۀ سیلیکون بوده است. هارمون در بیان زیر یک باور رایج را نشان می‌دهد:

سرمایه‌داران جسور؛ واسطه‌های قدرت، بانک‌ها، مدیران، ارائه‌دهندگان مدیریت، معلمان و مادرانِ جدیدی هستند که دستان موسسان شرکت‌های جدید را می‌گیرند و آنها را از مرحلۀ دوچرخه‌های کمکی‌دار به مرحلۀ مسابقه‌دهندگان موشکی منتقل می‌کنند. این شامل پول زبده، افراد و سرمایه‌شان می‌شود. و لازم است زبده باشد، چراکه در جهانی که هر ایدۀ بزرگ در شصت ثانیه، یک جین مقلد و کپی‌بردار در کمین دارد، فرصتی برای حرکات اشتباه وجود ندارد.

سرمایه‌داران جسور باتجربه، اکنون میلیاردها دلار پول را مدیریت می‌کنند. امروزه، نیمی از شرکت‌های مبتنی بر سرمایۀ جسور در ایالات متحده در درۀ سیلیکون واقع هستند که در سال ۱۹۹۸ در مقولۀ سرمایۀ جسور به تنهایی ۳٫۳ میلیارد دلار به خود جذب کردند. در وضعیتی که صنعت درۀ سیلیکون شرکت‌های مبتنی بر سرمایۀ جسور را به خود جذب کرده، حضور سرمایه‌داران جسور، کارفرمایان را از سراسر کشور و جهان جذب نموده است. به این ترتیب استخدام نیروی کار در این منطقه رشد نمود و در ۱۹۹۸ درۀ سیلیکون حدود ۱۹۴۰۰ شغل جدید به مجموعۀ خود اضافه کرد.

شبکه‌های مهندسان، کارفرمایان و سرمایه‌گذاران ثروتمند در تکوین سرمایۀ جسور تعیین‌کننده بودند. این شبکه‌ها با جریان‌های عمدۀ کارفرمایان فنی، سرمایه‌داران جسور، استعداد مدیریت و خدمات پشتیبانی از سایر مناطق، تغذیه می‌شوند. تا اوایل دهۀ ۱۹۸۰، سرمایۀ جسور درۀ سیلیکون تحت سیطرۀ افرادی بود که بیشتر از زمینۀ صنعت آمده بودند تا از زمینۀ فعالیت‌های مالی. در دهۀ ۱۹۵۰، هنگامی که فعالیت سرمایۀ جسور هنوز نامی نداشت، الگوهای سرمایه‌گذاری توسط افراد ثروتمندی که سرمایه‌گذاری پرمخاطره به شیوه‌ای غیررسمی اما منضبط را تعقیب می‌کردند، استقرار یافت.

آرتور راک، یک بانکدار (صراف) و سرمایه‌گذار مهم وال استریت، در سال ۱۹۶۱، خود و اشتیاق ملایمش را برای آوردن کارفرمایان به سان‌فرانسیسکو مشغول داشت. نام او با توسعۀ درۀ سیلیکون گره خورده است. راک در ایجاد نیمه‌رسانای فرچایلد به وسیلۀ Traitorous Eight نقش مهمی بازی کرد و از سرمایه‌گذاری‌اش در شرکت‌هایی چون ScientificDataSystems، اینتل و اپل سود قابل توجهی اندوخت. تجربیات راک در کالیفرنیا او را مجاب کرد که در غرب، فرصت سرمایه‌گذاری مهمی وجود دارد. در ۱۹۶۱ راک و تامی دیویس، وکیلی که رئیس شرکت Kern County Land بود، از چندین بنیان‌گذار نیمه‌رسانای فرچایلد ۳٫۵ میلیون دلار پول درآوردند و در سان‌فرانسیسکو دفتری باز کردند. دیویس و راک و شعارشان«افراد کاردرست را جمع کن» برای گروه‌های جسور بعدی تبدیل به یک الگو شدند. شراکت راک و دیویس تا ۱۹۶۸ ادامه یافت تا اینکه دیویس با والی دیویس برای تشکیل Mayfield Fund وارد شراکت شد.

همزمان، در نتیجۀ نوزادشرکت‌ها و شرکت‌های مبتنی بر سرمایۀ جسوری که توسط مدیران و مهندسان شرکت‌ها در صنعت رایانه تاسیس شده بودند، تعداد شرکت‌های مبتنی بر سرمایۀ جسور به طور شدیدی افزایش یافت. تطور صنعت مبتنی بر سرمایۀ جسور از الگویی مشابه الگوی شرکت‌های فناوری پیشرفته پیروی کرد. تکثیر نوزادشرکت‌ها از نسل‌های پیشین، در هر دو صنعت غالب شد. برخی از نمونه‌های برجستۀ نوزادشرکت‌ها در صنعت مبتنی بر سرمایۀ جسور توسط فلوریدا و کنی مستندسازی شده‌اند.

Source: Social Networks in Silicon Valley (Emilio J. Castilla et al.)


کارآفرینی و اشتغال زایی: درۀ سیلیکون علوم انسانی کجاست؟-۱

 

کارآفرینی و اشتغال زایی: درۀ سیلیکون علوم انسانی کجاست؟-۲

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

4 × یک =