خلاقیت و نظام آموزشی

چرا وسواس آمریکا در مورد آموزش دوره‌های اس‌تی‌ای‌ام[۱] خطرناک است؟- بخش اول

مترجم: علی الماسی زند

تخمین زمان مطالعه: ۹ دقیقه


دانش‌آموزان آمریکایی از نظر دانش در ریاضی و علوم رتبۀ پایین‌تری در مقایسه با بسیاری از کشورهای دنیا دارند اما آمریکا همیشه در پویایی و خلاقیت و کارآفرینی پیش‌رو بوده است. مشاهدات نشان می‌دهد که هرچند دانش آموزان آمریکایی در دانش فنی رتبۀ پایین تری دارند اما در اعتماد به نفس رتبۀ بالایی دارند.

این یعنی نظام آموزشی آمریکا دانش‌آموزانی پرورش می دهد که به دانش خود باور دارند و حاصل این نظام آموزشی کارایی اقتصادی و پویایی و خلاقیت در این کشور و کشورهای مشابه آن است. این یادداشت با طرح این موضوع می‌کوشد نظام آموزشی لیبرال را که در حال حاضر به علت رتبۀ پایین دانش‌آموزان آمریکایی در ریاضی و علوم در مظان اتهام قرار دارد، دارای قابلیت پرورش اعتماد به نفس و خلاقیت توصیف کند. یعنی چیزی که آمریکا را بین برترین‌های کارآفرینی و خلاقیت قرار می‌دهد.


اگر این روزها آمریکایی‌ها در مورد همه‌چیز هم‌عقیده‌اند، نشان‌دهندۀ آن است که باید فوراً سیستم آموزش‌وپرورش کشور را به‌سوی تعلیم مهارت‌های فنی مشخص و قابل‌سنجشی سوق دهیم.

هرماه با نمرات بد فرزندانمان در امتحانات ریاضی و علوم مواجه هستیم و از طرفی هرروز خبرهایی راجع به ابتکارات جدید از شرکت‌ها، دانشگاه‌ها یا مؤسسات خیریه برای توسعۀ دوره‌های اس‌تی‌ای‌ام (علوم، فناوری، مهندسی، ریاضی) و بی‌توجهی به علوم انسانی، به گوشمان می‌رسد.

رئیس‌جمهور اوباما به مقامات رسمی و کارمندان دولت در مورد گذراندن دوره‌هایی چون تاریخ هنر که در این روزگار به‌نوعی تجمل‌گرایی محسوب می‌شود، هشدار داده است. جمهوری‌خواهان می‌خواهند چند قدم هم پیش‌تر بروند و راه‌های تأمین اعتبارات مالی برای این‌گونه رشته‌های اصلی را محدود و مسدود کنند.

ریک اسکات[۲]، نمایندۀ دولت ایالتی فلوریدا می‌گوید: «آیا خواست ایالت برای داشتن انسان‌شناس بیشتر، حیاتی و اساسی است؟ فکر نمی‌کنم.» سبب آخرین دودستگی در آمریکا این جملات است: «آموزش‌وپرورش لیبرال نامربوط و خارج از موضوع است و آموزش فنی مسیر جدید و پیشِ روی ماست.

ما می‌گوییم که این تنها راه است. تنها راه برای تضمین زنده‌ماندن آمریکایی‌هایی که در سنّی هستند که با فناوری تعریف می‌شوند و با مسابقۀ جهانی شکل می‌گیرند». از این بدتر نمی‌شود!

به کناری نهادنِ این سیستم آموزشیِ «باسط البنیان[۳]»، ماحصل یک قرائت بنیادین غلط از «واقعیت» است که آمریکا را در مسیر تنگ و تاریک و خطرناکی به‌سوی آینده قرار داده است.

ایالات‌متحده همواره راهنما و پیشرو در پویایی، خلاقیت و کارآفرینی اقتصادی جهان بوده است، و این‌ها همه دقیقاً در سایۀ اصول و سیستمی محقق شده است که امروز می‌خواهیم به دور بیندازیم. یک سیستم آموزشی جامع و گسترده، کمک زیادی به خلاقیت و قدرت اندیشۀ یک نسل می‌کند.

این نظام باعث ظهور و بروز تنوعی از حوزه‌هاست که خود سبب تشریک‌مساعی و بارورسازی اندیشه‌ها خواهد بود. بله، علم و فناوری عناصر بسیار مهم آموزشی هستند، اما فلسفه و ادبیات هم همین‌قدر مهم‌اند.

استیو جابز[۴] هنگام معرفی نسخۀ جدیدی از آی‌پد[۵] اظهار داشت: «در DNA اپل[۶] تنها وجود فناوری کافی نیست! چراکه فناوریِ آن، درهم‌تنیده با هنرهای آزاد[۷] و علوم انسانی است و این‌چنین است که ماحصل کار آن، قلب‌ها را به صدا درمی‌آورد.»

خلاقیت و نوآوری، یک موضوع فنی ساده نیست. اما بالنسبه یکی از مواردی است که از روی آن می‌توان به چگونگی کارکرد مردم و جوامع پی برد، که چه نیازی دارند و چه می‌خواهند.

آمریکا با ساخت تراشه‌های کامپیوتری ارزان‌تر، بر قرن بیست‌ویکم چیره نخواهد شد اما در عوض از طریق بازاندیشی پایدار پیرامون کیفیت تأثیر و تأثر نوع بشر از کامپیوترها و دیگر فناوری‌های جدید، به این مهم دست خواهد یافت.

در بخش اعظم تاریخ ایالات‌متحده از زمان تأسیس تاکنون، این کشور ارائه‌کنندۀ کارآمدترین آموزش‌وپرورش بوده است.

در پروژۀ مطالعاتی جامعی با عنوان «مسابقۀ سرعت بین آموزش و فناوری[۸]» که در دانشگاه هاروارد و توسط کلودیا گولدین[۹] و لورنس کاتز[۱۰] انجام شد، به این مسئله اشاره ‌شده است که در قرن نوزدهم در کشورهایی از قبیل بریتانیا، فرانسه و آلمان، مهارت‌ها و فنون معدودی را که آن زمان حیاتی و مهم شمرده می‌شد، آن‌هم به صورتی محدود، آموزش می‌دادند.

درحالی‌که در آمریکا کاملاً برعکس، یک سیستم آموزشی عمومی و پرحجم ارائه می‌شده است. چراکه با توجه به بِکر بودن آمریکا و مهاجر بودن همۀ شهروندان، مردم، منتسب به نواحی مشخص و معینی نبودند که دارای مکاسب و مشاغل و فنون و پیشه‌ی ریشه‌دار و قدیمی ‌باشند و جبر مکان راه پیشِ روی آیندۀ جوانان را مشخص کند و اقتصاد آمریکا به‌گونه‌ای تاریخی و خیلی سریع‌تر از آن‌که ماهیت کار و ملزومات موفقیت، بخواهد از نسلی به نسل دیگر انتقال یابد، تغییر کرد. مردم نمی‌خواستند خود را به یک شغل و حرفه محدود کنند و تنها یک فن و مهارت مشخصی را در زندگی بیاموزند.

استدلال «تکنولوگ‌ها[۱۱]» این است که روش مذکور برای آن دوره مناسب بوده و در جهان امروز خطرناک است. ملاحظه کنید که امروز کودکان آمریکایی در مقایسه با همسالانشان در کشورهای دیگر کجا ایستاده‌اند.

آخرین سنجش بین‌المللی که در سال ۲۰۱۲ بین ۳۴ عضو سازمان ‌همکاری و توسعۀ اقتصادی انجام شد، ایالات‌متحده در ریاضیات رتبۀ ۲۷، علوم رتبۀ ۲۰ و روخوانی رتبۀ ۱۷ را به دست آورد. اگر میانگین این سه رتبه را در نظر بگیریم، رتبۀ ایالات‌متحده ۲۱ می‌شود؛ پایین‌تر از کشورهایی چون جمهوری چک، لهستان، اسلوونی و استونی.

درحقیقت ایالات‌متحده هیچ‌گاه در سنجش‌ها و آزمون‌های بین‌المللی عملکرد خوبی نداشته است. و درواقع این آزمون‌ها سنجۀ خوبی برای موفقیت‌های ملی ما نبوده‌اند.

از ۱۹۶۴ که یک چنین آزمونی برای اولین بار و برای نونهالان سیزده‌ساله از دوازده کشور برگزار شد، آمریکا همواره از همسالان خود در کشورهای دیگر عقب بوده و به‌ندرت رتبه‌هایش از میانگین بالاتر آمده و همیشه نمایش ضعیفی در ریاضی و علوم داشته است.

هنوز پس از پنجاه سال همین کشور تنبل و عقب‌مانده! حاکم بی‌چون‌وچرای جهان علم، فناوری، پژوهش و نوآوری است.

همین الگو در دو تا از دیگر کشورهای سطح بالا در نوآوری، یعنی سوئد و اسرائیل نیز موردتوجه قرار دارد. اسرائیل حائز رتبۀ اول در جهان، در مقدار سرمایه‌گذاری نسبت به درصد تولید ناخالص داخلی[۱۲](جی‌دی‌پی) است.

ایالات‌متحده دوم و سوئد بالاتر از بریتانیا و آلمان ششم است. این کشورها معمولاً در اکثر معیارهای مربوط به نوآوری نظیر پژوهش‌ها، مخارج مربوط به توسعه و تعداد شرکت‌های با فناوری پیشرفته[۱۳]، شرایط خوبی دارند.

اما شگفت‌آور است که هر سۀ این کشورها حائز رتبه‌های ضعیفی در آزمون‌های اُ.ای.‌سی.‌دی[۱۴] هستند. در ارزیابی سال ۲۰۱۲، سوئد و اسرائیل حتی نمایش به‌مراتب بدتری از ایالات‌متحده داشتند و در بین ۳۴ اقتصاد برتر دنیا به ترتیب حائز رتبه‌های ۲۸ و ۲۹ شدند.

اما فارغ از نتایج بدی که این سه کشور در آزمون‌های بین‌المللی دارند، چند وجه مشترک و مهم دیگر نیز در اقتصاد آن‌ها به چشم می‌خورد. اقتصاد آن‌ها انعطاف‌پذیر است. فرهنگ کاری آن‌ها غیر سلسله‌مراتبی و بر اساس شایسته‌سالاری است.

همه با انرژی و پویایی مانند کشورهای جوان کار می‌کنند. هر سه کشور جوامعی باز و دارای تعامل دارند، جوامعی خشنود از اینکه تولیدکنندۀ بخشی از ایده‌ها، کالاها و خدمات جهانی هستند. مردم هر سه کشور دارای درصد بالایی از دلگرمی و امید به زندگی‌اند.

باوجود کسب رتبه‌های ۲۷ و ۳۰ در ریاضی به ترتیب برای آمریکا و اسرائیل، دانش‌آموزانشان شاید از همه بیشتر به توانایی‌های ریاضی خود باور دارند و این مسئله با سنجشی دقیق‌تر بر روی پاسخ‌ها کاملاً قابل‌مشاهده است. سوئدی‌ها در اعتمادبه‌نفس هفتم هستند، درحالی‌که رتبۀ ریاضی آن‌ها بیست‌وهشتم شد.

سی سال قبل، ویلیام بنت[۱۵]وزیر آموزش‌وپرورش ریگان[۱۶] این ناهمخوانی بین تحصیل و دلگرمی را با یک کنایه تذکر می‌دهد: «این کشور در آموزش عزت‌نفس خیلی بهتر از آموزش ریاضی است». ماجرای بامزه‌ای است، عملاً چیزی قدرتمند در اعتمادبه‌نفس شجاعانه‌ی دانش‌آموزان آمریکایی، سوئدی و اسرائیلی وجود دارد.

این به آن‌ها اجازه می‌دهد تا بزرگ‌ترهایشان را به چالش بکشند، انجمن و کمپین تشکیل دهند، و هنگامی‌که دیگران معتقدند که آن‌ها در اشتباهند، بر نظر خود پافشاری و سماجت می‌کنند، و در هنگام شکست همواره استوار هستند. گرچه اعتماد زیاد، خطر «خودفریبی[۱۷]» را محتمل می‌کند، اما این ویژگی عنصری اساسی برای مدیریت و کارآفرینی است.

منظور من این نیست که نتایج ضعیف دانش‌آموزان آمریکایی در این‌گونه آزمون‌ها اتفاق خوشایندی است. نه واقعاً خوشایند نیست. کشورهای آسیای شرقی مانند ژاپن و کره، منفعت قابل‌توجهی از جهت داشتن نیروی انسانی ماهر کسب می‌کنند.

اما میان‌بُرهای فنی تنها یکی از عناصر موردنیاز برای نوآوری و موفقیت اقتصادی است. آمریکا بر این نقصان (نیروی انسانی اندک دارای دانش فنی) با بهره‌گیری از دیگر مزیت‌ها چون خلاقیت، مدیریت و اندیشه بحران، و دیدگاه خوش‌بینانۀ خود چیره می‌شود.

برعکس، کشوری مانند ژاپن با نیروی کار تربیت‌شدۀ خود، کاری بیش از این نمی‌تواند انجام دهد، چراکه این کشور فاقد بسیاری از فاکتورهای تولید مداوم علم و نوآوری است.

ادامه دارد …

[۱] science , technology , engineering , math علوم، فناوری، مهندسی، ریاضی

[۲] Rick Scott

[۳] broad-based

[۴] Steve Jobs رئیس وقت کمپانی اپل

[۵] iPad

[۶] Apple

[۷] Liberal آزاداندیشانه (در اینجا)

[۸] The Race Between Education and Technology

[۹] Claudia Goldin

[۱۰] Lawrence Katz

[۱۱] technologists

[۱۲] Gross Domestic product

[۱۳] High-tech.

[۱۴] Organization for Economic Cooperation and Development

[۱۵] William Bennett

[۱۶] Reagan

[۱۷] self-delusion توهم – غرور


برای مطالعه بیشتر، مجله شماره پنجم «نقش علوم انسانی در اقتصاد و توسعه» را از اینجا بخوانید.

0

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

یازده + سه =