‌‌تاریخ و اشتغال در علوم انسانی

تجربیات مگان کا.دورتی از تحصیل و اشتغال در حوزه‌ی تاریخ

نویسنده: مگان کا.دورتی

مترجم: علی زارع

تخمین زمان مطالعه:۶ دقیقه


در این مجموعه مگان کا.دورتی پیرامون تجربیات خود از زمان آغاز به تحصیل‌اش در مقطع کارشناسی تا دکترای رشتۀ تاریخ در دانشگاه‌های استرالیا و امریکا سخن گفته است و پس  از آن به بیان اقدامات و فعالیت‌های خود در راستای اشتغال در رشتۀ تاریخ می‌پردازد – بخش دوم


این شغل را با اینکه می‌دانستم دکتری تاریخ خود را خواهم گرفت، دنبال کردم. دانشگاه‌های استرالیا پراکنش‌های همه جانبه را آن‌گونه که دانشگاه‌های امریکایی حداقل در قالب لیبرالی بدان اشاره می‌کنند، لازم نمی‌دانند. به طور اسفناکی احساس می‌کردم کمتر از حد معمول مطالعه کرده‌ام. مدرک دکتری علوم انسانی یک مزیت به نظر می‌رسد: به خاطر اینکه سالیان دراز به خاطر خواندن و نوشتن درآمد داشته‌ام و خلاءهای خود را از طریق دانش پر کرده‌ام، فارغ از نتیجه، عالی است. پس از دو سال ماندن در نیویورک، به کلمبیا رفتم تا دورۀ دکتری خود را آغاز کنم. شاید می‌خواستم تا عضوی دانشگاهی شوم و منطقی فکر می‌کردم: اگر نه، من افراد باهوش و بااستعداد بسیاری دیده بودم- عمدتاً زنان-که اکنون درک می‌کنم احتمالاً به دنبال راه‌های جایگزین بودند، چراکه آن‌ها فرصت بودن در دانشگاه را به خاطر تمایلشان برای داشتن خانواده و استقلال جغرافیایی را نداشتند- یا در دوره‌های اجرایی سازمان‌های غیرانتفاعی مشغول بودند. فکر کردم پس از آن در صورت نیاز می‌توانم یک دوره را ایجاد کنم.

طول دورۀ دکتری

در کلمبیا، روی موضوع تاریخ شفاهی به عنوان یک متخصص فرهنگ امریکایی تمرکز کردم و آن را به پایان رساندم. بااین‌حال، همان‌طور که پیش می‌رفتم، می‌خواستم آن‌گونه که در استرالیا تاریخ را خوانده بودم، آمریکا را در گفت‌وگو با دیگر کشورها بررسی کنم. این امر با تغییر و چرخش در رشته‌ام هم‌زمان شد. من با کار با دو مشاور امریکایی و بریتانیایی رشتۀ تاریخ را به پایان رسانیدم تا تاریخ موسسۀ بین‌المللی PEN را بنویسم. سازمان PEN در زمان آغاز جنگ بزرگ بنیان نهاده شد تا حالت آرمان‌گرایانه‌ای بسازد که بگوید نویسندگان از هنرمندان متعالی‌تر اند؛ چرا که می‌توانند و باید به عنوان دیپلمات‌های واقعی جهان را از ویرانی‌های یک تراژدی تاریخی دیگر حفظ کنند. همگی ما سرنوشت این ایده‌آلیسم پیشگام را می‌دانیم-پس از دورۀ زمانی سال ۱۹۴۵، انجمن خود را با گفتمان‌های در حال ظهور حقوق بشر تطبیق داد و اکنون به عنوان نوعی مرکز امنیت بین‌المللی برای نویسندگان فعالیت می‌کند.

من با امتیاز اعطایی دو حامی‌ام به این پژوهش پرداختم (بنیاد PEN چگونه حمایت مالی شد و چه کسی تلاش کرد تا آن را کنترل کند و در نتیجه به اهرم‌های قدرت فرهنگی دست یافت؟) و با کنجکاوی چند فرهنگی بودن که زندگی ام را شکل داده بود (آنچه که نوشتن ادبی خوانده می‌شود، بنابراین آیا هنر در امریکا در مقابل سنت‌های فرانسوی و بریتانیایی است؟ نویسندگان تبعیدی کدام زبان را برای نوشتن انتخاب کردند و این امر چگونه هویت و وفاداری ملی و پویایی سیاسی‌شان را شکل داد؟) DAAD،Mellon و تعداد زیادی از صندوق‌ها به من کمک کردند تا دو سال را برای انجام پژوهش در انگلستان و اروپا بگذرانم. درحالی‌که در آن‌جا، از گذرنامۀ ایرلندی و اتحادیۀ اروپایی‌ام استفاده کردم تا به کار بپردازم یا مواقعی که امتیاز نمی‌توانست هزینه‌هایم را پوشش دهد به دیگر مشاغل موقت می‌پرداختم. از زمان اتمام مدرسه کار می‌کردم و از سال دوم به بعد برای درآمد مکمل به عنوان راهنمای تور برای شرکت Big Onion Walking کار می‌کردم و هم زمان به انجام کار دانشگاهی و غیردانشگاهی عادت کردم.

هنگامی‌که درخارج از کشور زندگی می‌کردم، لذت می‌بردم. زمان اضافی‌ام را صرف انجام کارهایی مثل فعالیت داوطلبانه برای سفارت امریکا در برلین می‌کردم تا با دانش‌آموزان سراسر براندنبورگ دربارۀ تاریخ آمریکا صحبت کنم. به طور فزاینده ای حس می‌کردم که تمایل دارم به این زمینه بازگردم. کار کردن برای ایجاد ارتباطات در جهان از ماندن در آرشیوها بهتر است.

زمانی که دورۀ دکتری را تمام کردم، در مورد کارم و تمام تجربیات زندگی ام فکر کردم تا تصمیم بگیرم مقصد بعدی ام کجا باشد. من به دنبال شباهت‌هایی میان انواع زمینه‌هایی که شخصی و حرفه‌ای جست‌وجو کرده بودم و به همان میزان نوع پرسش‌های ذهنی‌ای که در پژوهش‌هایم مطرح و از طریق تجربه‌های متفاوت کاریم دنبال کرده بودم، می‌بودم. تصمیم گرفتم به دنبال کار با استفاده از ابزارهای بورس یا دیپلماسی فرهنگی (یا هر دو).در امور بین‌المللی باشم.

اکنون چه کار می‌کنم

من هم‌اکنون همکار حوزۀ اقیانوس اطلس در صندوق آلمانی مارشالGMF)  در واشنگتن دی. سی ام. GMF یک اندیشکدۀ ترکیبی/ مؤسسۀ رهبری توسعه و اعطای بورس با مأموریت ارتقاء و تقویت روابط آن سوی اقیانوس اطلس است. مقر آن در واشنگتن دی. سی با هفت دفتر در اروپاست. من روی برنامه‌های کمک هزینۀ تحصیلی مخصوصاً بورس یادبود مارشال کار می‌کنم. برنامه‌های GMF طراحی شده‌اند تا رهبران را چه از امریکا یا اروپای سرتا سر اقیانوس اطلس جذب کنند تا آن‌ها را با تاریخ، فرهنگ، نظام‌های سیاسی و مسائل مهم امنیتی که دیگر کشورها با آن رو‌به‌رو اند، آشنا سازد و نیز آن‌ها را آماده سازد تا جایگاه‌های مهم رهبری را به‌دست گیرند و بین مشاغل آن‌ها، کشورها و جلسات بین‌المللی ارتباط برقرار سازد.

در GMF نقش‌های متنوعی را ایفا کرده‌ام. مجموعه‌ای از مسئولیت‌ها را در برنامه‌های اعطای بورس بر عهده گرفته ام که شامل پرواز به شهرهای مختلف اطراف جامعۀ اقیانوس اطلس تا مصاحبه با کاندیداها می‌شود. در این برنامه‌ها از آموزش دانشگاهی خود بهره می‌برم. با همکاران دربارۀ تاریخ امریکا و اروپا صحبت می‌کنم، به آن‌ها کمک می‌کنم تا رسوم و مباحثاتی را که با آن‌ها برخورد می‌کنند به طور تؤامان مدیریت کنند. هم‌چنین برای آن‌ها توصیه‌های مطالعاتی و پژوهشی را فراهم می‌کنم تا آن‌ها را برای درگیری کامل با موضوع آماده سازم و رهنمودهای مناسب را در موضوعات گوناگون ارائه کنم. به عنوان شخصی که در بخش کار تحلیلی رشد کرده‌ام، به برنامه‌های کمک هزینه با سابقۀ چند دهه‌ای و تخصص خود در زمینه‌ی توسعۀ رهبری کمک کرده‌ام که این امر از مدارس کسب‌و‌کار نشئت می‌گیرد تا بر بسیاری از زمینه‌های سازمانی اثر بگذارد. ما مقالات تحلیلی موجز و مقالات سیاست تطبیقی بلندتری نوشته‌ایم، در‌حالی‌که به دیگر سازمان‌های غیردولتی که برنامه‌های مشابهی ارائه می‌کنند نیز مشاوره داده‌ایم.

قابلیتم برای انجام این کار از آموزش دانشگاهی و از زمان قبل از فارغ‌التحصیلی از مدرسه، تؤامان نشئت می‌گیرد –هر دوی آن‌ها در زمانی که میان کشورها و فرهنگ‌ها برای زمان‌های طولانی در رفت و آمد بوده ام، سبب آسایش من شده‌اند. پرسش‌های شخصی، حرفه‌ای و پژوهشی در هر مرحله از کار در هم تنیده شده‌اند و آگاه بودن از این ارتباطات به من کمک کرد تا درک کنم مرحلۀ بعدی کجا باید بروم.

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

دو − دو =