تاریخ شفاهی علوم اجتماعی

متنِ پیشِ رو، بخش سوم از گفت‌وگویی است که طی آن، آزادارمکی به بازگویی تاریخ شخصی خود و تاثیرات و تاثرات خود در جامعه‌شناسی ایرانی پرداخته است.

گفت‌وگو کننده: حمید حیدری

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


متنِ پیشِ رو، بخش سوم از گفت‌وگویی است که طی آن، آزادارمکی به بازگویی تاریخ شخصی خود و تاثیرات و تاثرات خود در جامعه‌شناسی ایرانی پرداخته است. در بخش نخست، وی از موضوعات و حوزه‌هایی گفته است که محلِ تامل و تفکر او بوده است. در این بخش، به سنت‌هایی می‌پردازد که متاثر از آنها، نظام فکر و عملش را تنظیم کرده است. بخش سوم و حاضر، به اهمیت «تاریخ» در علوم انسانی و جامعه شناسی اختصاص دارد. از نظر آزادارمکی فقدان فهم تاریخی از جامعه شناسی، منجر به وضعیتی شده است که آن را با عبارت «خروج جامعه شناسی از کانون‌های خود» توضیح می‌دهد.

این گفت‌وگو در پنج بخش ارائه می‌شود که در ادامه، بخش سوم آن آمده است.

 


فهم تاریخ جامعه شناسی، مقدمۀ رسیدن به «مسائل» جامعه شناسی

  • در صحبت‌هایتان چنانکه در کتاب‌هایی که من از حضرتعالی مطالعه کرده‌ام، تفکیک سازمان جامعه‌شناسی و کنش‌گر جامعه شناسی را تصریح کرده‌اید و بر بازسازی یا بازیابی یا برساختن سازمان علم جامعه‌شناسی، به‌طور خاص، تأکید شده است. گویا باید مسیری وجود داشته باشد تا پژوهشگرانی که بعد از شما می‌آیند، بتوانند در آن مسیر حرکت کنند و به این شکل، نظام علم ما برساخته شود. به طور مثال وقتی من دانشجوی دورة کارشناسی ارشد بودم، یکی از کلاس‌هایم جامعه‌شناسی نسلی بود و با شما یک جلسه‌ای داشتم و بر اساس آن دغدغه‌ای جدی پیدا کردم و خودم و تاریخم را تفسیر کردم. آیا منظورتان همین مسیرهای ایجاد شده توسط آقای آزاد ارمکی یا سایر اساتید است؟ یعنی کنش‌گری توسط شخص شما اتفاق افتاده است و سازمان‌ها باید آن را تقویت کنند؟

اخیرا در پژوهشگاه علوم انسانی سخنرانی‌ای داشتم که در کانال تلگرامی‌ام نیز ارائه شده است. مبنی بر اینکه من اعتقاد دارم تا زمانی که داوری تاریخی در مورد ایران و جامعه و جامعه‌شناسی نکنیم، نمی‌توانیم کاری از پیش ببریم. نیاز به کار اساسی‌تر هست. آن چیزی که مهم است، این است که نیاز به فهم تاریخی در باب خود علم جامعه‌شناسی داریم. وقتی آن فهم تاریخی به‌دست آید، مشکلات و افت‌وخیزهای جامعه‌شناسی در ایران، مشخص خواهد شد. ما هنوز به توافق نرسیده‌ایم که مشکل اساسی در جامعه‌شناسی چیست. به همین دلیل خیلی‌ها بحث از بحران و پایان جامعه‌شناسی می‌کنند. جامعه‌شناسی نَه بحران دارد و نه پایان یافته و نه پایان یافتنی است. مشکل اساسی این است که جامعه‌شناسی از مرکزش خارج شده است. اگر به توافق رسیدیم، آن وقت هر آدم مهمی در جامعه‌شناسی، هر کاری که برای جامعه شناسی انجام دهد، مسئلۀ اساسی جامعه‌شناسی می‌شود.

  • منظورتان از «خارج شدن از مرکز» خارج شدن از کانون‌هاست؟

بله. هر اقدامی که جامعه‌شناسان اصلی در جامعه‌شناسی ایران بکنند، مسائل جامعه شناسی ایران می‌شود که می‌تواند نابرابری یا طبقات اجتماعی یا به‌هم‌ریختگی ساختاری یا به‌هم‌ریختگی نظام کار باشد. جامعه‌شناسان اصلی که نمایندگان جامعه‌شناسی در ایران هستند، کاری که می‌کنند، مسائل اساسی جامعه‌شناسی می‌شوند.

  • این همان عمل جامعه‌شناسی ست؟

بله، این همان عمل جامعه‌شناسی است. آن وقت کنش‌گران جامعه‌شناسی، آیندۀ جامعه‌شناسی در ایران را تعیین و صورت‌بندی می‌کنند؛ نه نظام سیاسی یا گفتمان‌ها و دغدغه‌های بیرونی. تا اینکه جامعه‌شناسی به سروسامانی دست یابد.

معضل خروج از کانون‌های جامعه شناسی

  • این مشکل مبنایی یا محوری جامعه شناسی که آن را به خروج از کانون‌های جامعه شناسی تعبیر کرده‌اید، گاهی اوقات در صحبت‌هایتان ارجاعات روش‌شناختی دارد، گاهی اوقات می‌گویید مفاهیم ناموزون و بی‌ربط را در جای دیگر به کار گرفته‌ایم و تکثر مفهومی ایجاد شده است. چالش خروج از کانون‌های جامعه‌شناسی در کدام مفهوم خود، منظور شما را می‌رساند؟

خروج از کانون‌های جامعه‌شناسی را می‌توانم در سه محور تشریح کنم. مشکل اساسی در اینجا، اول، فقدان تقسیم کار در علوم انسانی است. یعنی مجموعه‌ای از علوم انسانی را گرفتیم بدون آنکه معنای روشن و دقیقی از آن داشته باشیم و مدام هم جایشان را جابه‌جا می‌کنیم. این است که جامعه‌شناسی یک‌‌بار آخر علوم انسانی و یک‌بار اول علوم انسانی است. یک‌جایی زیرمجموعۀ فلسفه است، یک‌جایی زیرمجموعۀ روان‌شناسی است و یک‌جا زیرمجموعۀ الاهیات است. این به هم ریختگی نظام تقسیم کار در علوم انسانی، مشکل اساسی است.

دوم، به‌هم‌ریختگی نظام تقسیم کار در درون جامعه‌شناسی است که اینها بی‌سازمانی است. به همین دلیل بر ساخت مفهومی جامعه‌شناسی اثر گذاشته است. مفاهیم متعددی وارد جامعه‌شناسی شده‌اند که خیلی از آنها برای جامعه‌شناسی نیست. مفاهیم مهمی مثل پیشرفت و کمال و تعالی، مفاهیمی فلسفی و الهیاتی هستند یا مفهوم غریزه. اینها مفاهیمی هستند که در جامعه‌شناسی کانونی بوده‌اند، ولی برای جامعه‌شناسی نیستند. این مفاهیم خیلی وقت است که از جامعه شناسی بیرون رفته‌اند؛ ولی، دوباره به دلیل فقدان تقسیم کار در علوم انسانی، وارد جامعه‌شناسی شده‌اند و پای خیلی از جامعه‌شناسان را به مطالعۀ چیزی به نام پیشرفت و ارائۀ نظریۀ پیشرفت و نظریۀ کمال و تحول و نظریۀ تعالی و نظریۀ توزیع غرایز باز می‌کند که اینها موضوعات خارج از جامعه شناسی هستند و جامعه‌شناسانِ مؤسس، به نوعی اینها را بیرون ریختند؛ ولی؛ ما دوباره واردشان کردیم. در نتیجه، مجموعۀ نظام مفهومی جامعه‌شناسی دچار به‌هم‌ریختگی شده است و به‌جای اینکه مفهوم ساختار، کنش‌گر، طبقۀ اجتماعی، کار، تولید، سامان اجتماعی و امثالهم، مفاهیم اصلی باشند، گروه‌‌های آموزشی و پژوهشی روی مفاهیم خارج از جامعه‌شناسی کار می‌کنند.

سوم اینکه چون جامعه‌شناسی به لحاظ روشی این گرفتاری را پیدا کرده است؛ بنابراین، بیش از آنکه سرویس‌دهندۀ خدمات روشی به علوم دیگر باشد، دارد از آنها بهره می‌گیرد. مزیتی که جامعه‌شناسی در دنیا پیدا کرد، این بود که چون متعهد به انجام کار دقیق و شفاف بود، روش‌های علوم تجربی و انسانی را گرفت؛ آنها را بازسازی و بازبینی کرد و دوباره آنها را به علوم انسانی فروخت و عرضه کرده است. جامعه‌شناسی در ایران قدرت استفاده، تحویل، تبدیل و بازسازی روش‌ها را از دست داده است و دچار دوگانگی روشیِ «کمی‌گرایی و کیفی‌گرایی» شده است. این موضوع، جامعه‌شناسی را ویران می‌کند. کِیفی‌گراهای ما دارند کیفی‌گرایی می‌کنند و کمی‌گراها دارند داده‌پردازی می‌کنند و فقط آمار اجتماعی انجام می‌دهند. این دوگانه‌کردن، نوعی دوشقه کردن است. در صورتی‌که جامعه‌شناسی علمی است که فهم پدیدۀ اجتماعی آن الزاما و صرفا از کمی‌گرایی صرف یا کیفی‌گرایی صرف درنمی‌آید، بلکه، بسته به مقتضیات و پدیدۀ مورد نظر است که می‌توان هم کار کیفی و هم کار کمی کرد. کما اینکه وبر و دورکیم هم کار کمی و هم کار کیفی کردند. بسته به طبیعت امر اجتماعی و ساحتی که می‌خواهید مطالعه کنید است که کار کمی یا کیفی می‌کنید.

دکتر تقی آزادارمکی در گفت‌وگو با بُردار: جامعه شناسی در ایران با مفاهیم خودش مرتبط نیست – بخش اول

دکتر تقی آزادارمکی در گفت‌وگو با بُردار: جامعه شناسی در ایران با مفاهیم خودش مرتبط نیست – بخش دوم

دکتر تقی آزادارمکی در گفت‌وگو با بُردار: جامعه شناسی در ایران با مفاهیم خودش مرتبط نیست – بخش چهارم

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

5 × چهار =