تاریخ شفاهی علوم اجتماعی

متنِ پیشِ رو، بخش پنجم از گفت‌وگویی است که طی آن، آزادارمکی به بازگویی تاریخ شخصی خود و تاثیرات و تاثرات خود در جامعه‌شناسی ایرانی پرداخته است.

گفت‌وگو کننده: حمید حیدری

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه


متنِ پیشِ رو، بخش پنجم از گفت‌وگویی است که طی آن، آزادارمکی به بازگویی تاریخ شخصی خود و تاثیرات و تاثرات خود در جامعه‌شناسی ایرانی پرداخته است. در بخش نخست، وی از موضوعات و حوزه‌هایی گفته است که محلِ تامل و تفکر او بوده است. در این بخش، به سنت‌هایی می‌پردازد که متاثر از آنها، نظام فکر و عملش را تنظیم کرده است. بخش سوم نیز به اهمیت «تاریخ» در علوم انسانی و جامعه شناسی اختصاص داشت. در بخش چهارم، آزادارمکی از جای خالی رویکردهای جامعه‌شناختی در فهم و محک زندگی اجتماعی می‌گوید. در بخش حاضر و نهاییِ این گفت‌وگو، آزادارمکی دربارۀ نحوۀ تاسیس جامعه شناسی، صحبت کرده است. وی معتقد است ظرفیت تاسیس و استقرار علم جامعه شناسی در ایران وجود دارد.

این گفت‌وگو در پنج بخش ارائه شده است که بخش پنجم و نهایی آن را در ادامه می‌خوانید.

 


تاسیس جامعه شناسی توسط غیرجامعه‌شناسان؛ نیاز جامعۀ ایران

  • دورکیم و وبر هم همین کار را کردند؛ یعنی، با علم شروع کردند. امّا، آنجا یک تمایزی هست. دورکیم وقتی می‌گوید منطق روش علوم اجتماعی چیست یا وبر که می‌خواهد این منطق را روشن کند و مرزها و فهم خود را از جامعه‌شناسی مشخص کند، یک تمایزهایی دارند. شما دربارۀ دیدگاه پارادایمی ریتزر صحبت کرده‌اید. ریتزر یا دیگرانی که از تلفیق صحبت می‌کنند، رویکردهای خاصی دارند. چگونه این تمایزی که دورکیم و وبر می‌خواستند نشان بدهند را از میان برداشتید و با چه رویکردی تلفیق ایجاد کردید؟

من اعتقاد دارم که دورکیم و وبر متمایز از یک منطق نیستند و رویکرد جامعه‌شناختی یکسانی دارند. شما وقتی دورکیم را در برابر مارکس قرار می‌دهید یا وبر را در مقابل دورکیم قرار می‌دهید، متمایز می‌شوند. اینها تقریبا دارند یک بنا را طراحی می‌کنند. منتها در دو شیوه و روش متفاوت. ولی وقتی می‌گویم سنت دورکیمی- وبری، به خاطر این است که ما هنوز در مرحلۀ تأسیس هستیم و هنوز به تبیین امر اجتماعی نرسیده‌ایم. ما، حتّی جامعه‌شناس‌های‌مان، در باب امر اجتماعی قضاوت داریم. مثلاً، آثار کلاسیک جامعه‌شناسی‌مان که دوتا از پدیده‌های اجتماعی ایران را توضیح داده باشند و بتوانند سرمشق (example) هم باشند، نداریم. یا کتابی دربارۀ تحول دولت در ایران داریم؟ یا در مورد علم کار کردیم؟ نکرده‌ایم. ما هنوز در دوره تأسیس هستیم. ما تأسیس نکرده‌ایم، تحلیل و تبیین می‌کنیم. پس اتفاقا آنها متمایز نیستند. شکل گرفتن سازمان، مثل ساختن خانه است. اول اسکلتش را می‌سازیم و وقتی ساختمان برپا شد، اتاق‌ها را می‌سازیم. البته از قبل در معماری و مهندسی ساختمان، اتاق‌ها هم معلوم بوده‌اند؛ ولی، از اول اتاق نمی‌سازیم. اکنون ما، در مرحلۀ ساختن ساختمان جامعه‌شناسی هستیم تا اتاق‌ها و پارادایم‌ها و دیسکورس‌های متفاوتش تعیین شود. این، اقدام مهمی است که جامعه‌شناسان نسل اول انجام ندادند. متاسفانه نسل دومی‌ها هم انجام ندادند. من در «جامعه شناسیِ جامعه شناسی» گفته‌ام که صدیقی و نراقی چه خطاهایی کرده‌اند و آدم‌های نسل دوم جامعه شناسی در ایران چه کردند و چه خطاهای فاحشی کردند که خفت ما نسل سومی‌ها را گرفته است. ما هم غلط‌های بزرگی کردیم که روی جامعه‌شناسی مانده است. باید به آن تأسیس برگردیم. درخشان بودن کار دورکیم و وبر در تأسیس است، نه ساحت‌های دیگر. اینها، به هم نزدیک هستند. وقتی تأسیس شد شما می‌فهمید طبقۀ اول و دوم دارد، بالا و پایین دارد، اتاق بزرگ و کوچک دارد. وقتی ریتزر از پارادایم حرف می‌زند، این ساختمان ساخته شده است. ما اتفاقا تمایزات‌مان بحران مفهومی و به‌هم‌ریختگی ایجاد می‌کند. ما باید به بنیان‌ها برگردیم. بالاخره این جامعه‌شناسی قرار است چه کاری بکند؟ جای جامعه‌شناسی در نظام اجتماعی چیست؟ یک دیسکورس روشنفکری سیاسی ایدولوژیک انتقادی است. این است که که می‌بینیم مطالعات انتقادی و مطالعات فرهنگی در ایران خیلی رشد کرده است. به خاطر اینکه جامعه‌شناسی در ایران، پدیدۀ انتقادی است. جامعه‌شناسی، بالاخره سامان اجتماعی را توضیح می‌دهد یا خیر؟ چرا جامعه‌شناسی به بحث طبقات بی‌اعتناست؟ به بحث سامان اجتماعی و تنظیم گروه‌بندی‌های اجتماعی بی‌اعتناست؟ به فهم مناسبات درون‌گروهی و مناسبات اجتماعی بی‌اعتناست؟ چون حوزۀ انتقادی غالب است. حوزۀ انتقادی که برای جامعه‌شناسی نیست؛ برای حوزۀ سیاسی است. همه مثل سید جواد طباطبایی تحلیل می‌کنند، همه کاتوزیانی تحلیل می‌کنند، همه لیبرالی تحلیل می‌کنند. اینها بحث‌های بیرون جامعه‌شناسی است. نمی‌گویم اینها نمی‌توانند به جامعه شناسی برسند، می‌توانند؛ ولی، باید توضیح بدهند که نحوۀ استقرار طبیعت این امر اجتماعی در ایران و افت‌وخیزهایش چگونه است.

  • یک رویکرد این است که جامعه‌شناسی جایی که استقرار یافته و شکل گرفته است، هویت دارد و پارادایم‌هایش مشخص است و می‌شود با این قالب‌ها، پدیده‌های اجتماعی ایران را تبیین یا درک کرد. آن‌طور که من متوجه شدم، شما قائل هستید به اینکه اینجا باید جامعه‌شناسی از نو تأسیس شود.

بله، جامعه‌شناسی باید تأسیس شود؛ امّا، نه به معنای بنیادگرایانه و اسلام‌گرایانۀ آن؛ بلکه، تأسیس به صورت انطباقی. منظورم از تاسیس، بیشتر انطباق و سازگار کردن است. ما با ادامۀ سنت جامعه‌شناسی در جهان و با وضعیت اجتماعی و مناسبات و ظرفیتی که داریم، احتمالاً می‌توانیم به تأسیس جامعه‌شناسی یا استقرار جامعه‌شناسی کمک کنیم. شاید از آن نوع اقدامی که امریکایی‌ها در جامعه‌شناسی کردند، ما نیز باید انجام دهیم، تا کاری که اروپایی‌ها کردند. اروپایی‌ها، علم جامعه‌شناسیِ متأثر از فلسفۀ اجتماعی‌شان را ساختند و بکار بردند؛ امّا، امریکایی‌ها بر اساس مسائل بنیادی‌شان از جامعه‌شناسی استفاده کردند. ما باید همین کار را می‌کردیم؛ ولی، نکردیم. بعضی از جامعه‌شناسان ایران، این کار را کردند. ولی، آنها هم جامعه‌شناسی را کپی کردند تا آن را با جامعۀ ایرانی تطبیق دهند. این خیلی مهم است. مثلاً وارد و اسمال در جامعه‌شناسی آمریکا، آدم‌هایی غیرجامعه‌شناس هستند؛ امّا، جامعه‌شناسی تأسیس می‌کنند. ما در ایران به وارد و اسمال نیاز داریم تا کنت. ما سن‌سیمون و مارکس لازم نداریم. ما احتمالاً به کسی مثل هومنز یا مید یا بلومر، نیاز داریم. تا آرام آرام در ایران ظرفیت سامان اجتماعی را بالا ببرد.

دکتر تقی آزادارمکی در گفت‌وگو با بُردار: جامعه شناسی در ایران با مفاهیم خودش مرتبط نیست – بخش اول

دکتر تقی آزادارمکی در گفت‌وگو با بُردار: جامعه شناسی در ایران با مفاهیم خودش مرتبط نیست – بخش دوم

دکتر تقی آزادارمکی در گفت‌وگو با بُردار: جامعه شناسی در ایران با مفاهیم خودش مرتبط نیست – بخش چهارم

دکتر تقی آزادارمکی در گفت‌وگو با بُردار: جامعه شناسی در ایران با مفاهیم خودش مرتبط نیست – بخش سوم

دکتر تقی آزادارمکی در گفت‌وگو با بُردار: جامعه شناسی در ایران با مفاهیم خودش مرتبط نیست – بخش سوم

دکتر تقی آزادارمکی در گفت‌وگو با بُردار: جامعه شناسی در ایران با مفاهیم خودش مرتبط نیست – بخش چهارم

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

1 × چهار =