مرور دیدگاه های دکتر مقصود فراستخواه ؛

مروری بر آراء صاحبنظران علوم انسانی درباره کاربردی سازی و تجاری سازی علوم انسانی در ایران_ بخش چهاردهم

تخمین زمان مطالعه : ۶ دقیقه


این یادداشت به بررسی دیدگاه های دکتر مقصود فراستخواه ، عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی ، درباره کاربردی سازی و تجاری سازی علوم انسانی می پردازد. وی با جریان تجاری سازی علوم انسانی در دانشگاه مخالف است و  از نظر وی تنظیم رابطه دانشگاه با دولت و بازار می‌بایست به عهده خود دانشگاهیان باشد. 

 


  • دسته بندی مواضع دکتر مقصود فراستخواه :

 

دکتر مقصود فراستخواه

 

  • مواضع دکتر مقصود فراستخواه :

   بیشترین دغدغه دکتر فراستخواه نیز آزادی و استقلال آکادمیک است. او مدیریت دولتی و از بالا را مهمترین چالش دانشگاه می‌داند و انتظار مضاعف دولت و بازار را از علوم انسانی مزید بر مشکلات آن قلمداد می‌کند. از نظر وی تنظیم رابطه دانشگاه با دولت و بازار می‌بایست به عهده خود دانشگاهیان باشد و در این راه نیز نباید نقش دانشگاه را به یک سفارش گیرنده تقلیل داد تا ماهیت انتقادی آن از بین نرود و ازخودبیگانه نشود.

   در نتیجه دکتر فراستخواه با جریان تجاری سازی موافق نیست؛ چرا که تصور می‌کند این جریانی است همه گیر و تحمیل شده از خارج دانشگاه. راه حل نیز از نظر وی بازگشت به خویشتن و خودتاملی دانشگاه و عدم دخالت نهادهای حکومتی در دانشگاه است.

  • مهمترین نقل قول های دکتر مسعود فراستخواه :

   دانشگاه در دوره معاصر ایران به تصاحب گفتمان‌های مسلط درآمده است زیرا خود آن هستی نیرومندی ندارد. ابعاد مشکل وقتی است که با وجود این همه پولی که از مردم می‌گیرند دانشگاه زیر سیطره مدیریت دولتی است، یعنی پول از خانواده‌ها و تصاحب از سازمان بروکراتیک دولت. یعنی یک دیوانسالاری دست‌وپاگیر و یک مدیریت دولتی حتی در دانشگاه‌های غیردولتی. یعنی یک پارادوکس عجیب وجود دارد که ٨۵ درصد پول مردم توسط دولت تصاحب می‌شود. آن هم نه یک دولت، بنابر مطالعه‌ای که من داشته‌ام ١٧ سازمان دولتی بر دانشگاه سیطره دارند ما دانشگاهیان نیز باید هم هزینه دولت را بدهیم و هم خرج سرمایه داری پولی را و در واقع، از دو سو دچار یک چنبره هستیم. به این ترتیب، دانشگاه ایرانی در طول هشت دهه که از آن می‌گذرد، نتوانسته هستی و چیستی و هویت آکادمیک خود را مستقل از آنها تعریف و مستقر کند.

   اما ظرفیتی در سرشت علمی دانشگاه و در طبیعت دانشی این نهاد وجود دارد که مرتب نقد و تشکیک را امکان‌پذیر می‌کند و در آن دینامیسمی وجود دارد که می‌تواند از دام این ایدئولوژی‌ها تا حد زیادی رهایی پیدا کند. وبر در دانشگاه مونیخ ایستاد و گفت «علم به مثابه یک حرفه»، وبر ایستاد و گفت در آلمان مشکلی در حال شکل گرفتن است که دانشگاه‌ها زیر بلیت بازار بروند و این گونه تعبیر می‌کرد که دانشگاه‌ها می‌خواهند امریکایی ‌شوند، می‌خواهند تابع دولت و سازمان‌های اقتصادی بازار شوند. وبر می‌گوید که دانشگاهی نباید به کارگر یا کارمندی تبدیل شود که برای سفارش بازار یا دولت یک بسته دانشی تهیه کند و بعد وبر از مارکس وام گرفته و می‌گوید این دانشمند در این حالت با تولید خود بیگانه می‌شود.

لیوتار در کتاب «شرایط مابعد مدرن» که توسط آقای نوذری به فارسی ترجمه شده و در بخشی با عنوان «گزارشی درباره دانش»، توضیح می‌دهد که دانش نباید ارزش مبادله‌ای پیدا کند. دانش نباید ارزش ابزاری پیدا کند چرا که در این صورت دانشگاه تدارکاتچی دولت، ثروت، شرکت‌ها و سازمان‌های خدماتی، دولتی، صنعتی و رانتی در ایران می‌شود. ریدینگز از «دانشگاه در معرض ویرانی» یاد می‌کند و توضیح می‌دهد که دانشگاه نباید به کارایی تقلیل پیدا کند. رونالد بارنت می‌گوید آموزش عالی اگر یک کسب و کار هم باشد کسب و کار انتقادی است، اساساً ماهیت آن نقد امور عالم و آدم و مساله‌ای کردن همه‌چیز است.

قواعد میدان بازی دانشگاه

در حال حاضر مسائل میدان‌های دیگر وارد میدان دانشگاه شده است یعنی بازی‌ها و قواعد آنها وارد زمین بازی دانشگاه شده است. دانشگاه با قواعد خود نمی‌تواند بازی کند، از هنجارها و معیارهای خود مانده و نمی‌تواند هم با معیارهای یک بنگاه و هم با معیارهای یک سازمان دولتی مثل دخانیات کار کند و در نتیجه‌ یک وضعیت آنومیک و بی‌هنجاری است که این فساد به وجود می‌آید. استاد به دانشجو رشوه می‌دهد و برعکس.

   نکبت‌بارترین وضعی که تصور می‌کنم یک دانشگاه می‌تواند داشته باشد وقتی است که اصالت و شأن را از بیرون تمنا کند. مشکل اصلی دانشگاه آن نیست که از بیرون بر او تحمیل می‌شود بلکه وقتی است که برای کسب اصالت به نیروهای خارج از دانشگاه متوسل شود. دانشگاه اگر قوی یا ضعیف است تا حد زیادی به خود او مربوط می‌شود. آن دانشگاهی که پرسش بی‌وقفه از امور انسانی بکند، وجود ندارد زیرا علوم انسانی- اجتماعی یعنی پرسش بی‌وقفه از خیر، از حقوق، از عدالت و از زیبایی؛ این کار دانشگاهیان است که متاسفانه در ایران بسیار مهجور و مغفول مانده است.

http://asrdaneshjoo.ir/news/473-1

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

20 − 2 =