دانشگاه و رشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دانشگاهی: تغییر واحدهای درسی رشته جامعه شناسی

 بحثی درباره بازبینی واحدهای درسی مقطع کارشناسی جامعه شناسی ؛ دوره کارشناسی ، دوره ای که در آن صرفاَ باید به آموزش مبانی جامعه شناسی و روش تحقیق پرداخت ، دوره کودکی آموزش رشته جامعه شناسی در دانشگاه

نویسنده: کاظم حاجی‌زاده

تخمین زمان مطالعه : ۶ دقیقه


اگر بین سه دوره کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری یک دانشجوی رشته جامعه شناسی، روابط و نسبت‌های منسجمی برقرار کنیم، آن‌گاه می‌توانیم به تولد پژوهشگرانی حرفه‌ای امیدوار باشیم. در غیر این صورت، افراد مقاطع تحصیلی را بدون این‌که هر مرحله ادامه منطقی مرحله پیش باشد، طی خواهند کرد که نتیجه آن ازدیاد فارغ‌التحصیلانی سطحی و بی‌مهارت است.


رشته جامعه شناسی  و دوره کارشناسی که باید مانند دوران کودکی باشد

مقطع کارشناسی دوره شکل‌گیری بنیان‌های علمی آکادمیک فرد است، همچون دوران کودکی که بنیان‌های شخصیت انسان شکل می‌گیرند. دانشجوی کارشناسی نیاز دارد به ابزارهای نظری و روشی مجهز گردد که او را در مواجهه با مسائل اصلی رشته خود توانا سازند (مانند یادگیری حروف الفبا و اعداد). بعد از این که فرد به چنین جعبه ابزاری مجهز شد، آماده می‌شود تا نظریه‌ها و روش‌های مربوط به مسائل تخصصی‌تر و جزئی‌تر را بیاموزد و به کار ببندد. برای دانشجویان کارشناسی رشته جامعه شناسی، برخورداری از یک دانش محدود ولی عمیق به مراتب راهگشاتر است تا دانشی وسیع اما سطحی. بدین ترتیب هرچقدر بنیان‌های علمی فرد مستحکم‌تر باشد، حیات فکری بارورتر و تضمین‌شده‌تری خواهد داشت. این حرف درستی است که کسی که پایه‌اش قوی نباشد، هیچ‌وقت نمی‌تواند ریاضیات پیشرفته یاد بگیرد.

کارشناسی رشته جامعه شناسی در ایران اصلا مثل دوره کودکی نیست

حال باید ببینیم که دوره کارشناسی ما چقدر شبیه دوره کودکی است. تدریس دروس مربوط به این رشته جامعه شناسی محیط زیست، ارتباطات، سازمان‌ها، خانواده، کار و شغل،  سیاسی،  ادبیات، جامعه شناسی تغییرات اجتماعی، جامعه شناسی جنگ، جامعه شناسی قشربندی اجتماعی و الی آخر از رشته جامعه شناسی در مقطع کارشناسی سالادی درست می‌کند که در آن اجزای فراوانی بی‌ارتباط باهم کنار هم ریخته شده‌اند. یک دانشجوی کارشناسی رشته جامعه شناسی تقریبا در تمام این دروس کلیتی مبهم از افکار مارکس را مکرر می‌خواند اما دست آخر بعد از فارغ‌التحصیلی اگر از او بخواهیم یک ساعت درباره اندیشه‌های مارکس سخنرانی کند، به احتمال زیاد کلام او تفاوت چندانی با حرف‌های یک فرد غیردانشگاهی یا دانشجویان رشته‌های غیرمرتبط نخواهد داشت.

کارشناسی رشته جامعه شناسی در ایران چگونه می تواند مثل دوره کودکی شود؟

اگر بنیان‌های علمی یک دانشجوی کارشناسی رشته جامعه شناسی را در دو محور نظریه و روش خلاصه کنیم، این دوره وقتی شبیه کودکی می‌شود که تقریبا تمام واحدهای درسی پیرامون همین دو محور تعریف و تنظیم شوند. آموزش نظریه مستلزم تدریس مبانی یا به عبارت دیگر آشنایی با مفاهیم کلیدی علم است. بنابراین درس مبانی رشته جامعه شناسی می تواند به شکل مجموعه‌ای از دروس، کل سال اول (یا دو ترم نخست) را پوشش دهد. این بدان معناست که مفاهیم اساسی رشته  جامعه شناسی به طور مشروح‌تری آموزش داده می‌شوند، یعنی هم به لحاظ نظری غنای بیش‌تری خواهند داشت و هم موارد و مصادیق تجربی متناظر آن‌ها به طور جدی مورد توجه استاد و دانشجو قرار می‌گیرند. نظریه‌ ها و روش‌ تحقیق از سال دوم تا ترم اول سال چهارم به طور موازی تدریس خواهند شد. رهیافت‌ها و مکاتب اصلی و متفکران کلیدی  (یعنی متقدمان و متاخرانی که به موضوعات اساسی این علم پرداخته‌اند) در قالب واحدهای درسی متعددی مورد مطالعه و آموزش قرار می‌گیرند به طوری که در این نظام جدید، متون اصلی نظریه‌پردازان به عنوان منابع درسی به کار خواهند رفت. همچنین مکاتب اصلی روشی، روش و تکنیک‌های مختلف گردآوری و تحلیل داده در دروس جداگانه‌ای به طور کامل و کاربردی آموزش داده خواهند شد. در بسیاری از نوشته‌های روش‌ شناسی موجود دو اتفاق در حال وقوع است که دانشجویان را در به کارگیری روش‌ها ناتوان و سردرگم می‌کند. یکم، بین روش‌های گردآوری داده و تحلیل داده یک خط فاصل صریح به چشم نمی‌خورد. این دو نوع روش با یکدیگر هم سنگ نیستند. برای مثال در جامعه شناسی پیمایش یک روش مرسوم گردآوری داده است در حالی که رگرسیون به تحلیل داده‌ها می‌پردازد. این دو به هیچ‌وجه به هم گره نخورده‌اند. جداسازی آن‌ها باعث می‌شود که به کم بودن حجم یکی نسبت به دیگری پی ببریم. دوم، در ایران عمدتا روش‌های گردآوری داده آموزش داده می‌شود. همین عدم تفکیک باعث شده است که دانشجویان و محققان غالبا روش‌های گردآوری داده را بیاموزند و چنین پندارند که روش علمی را به میزان زیادی آموخته‌اند. روش علمی بیش از آن که به انباشتن داده‌ها نیاز داشته باشد، مشتاق تحلیل است. شکوه روش علمی آن جا نمایان می‌شود که محققان را به دیالوگ ایده‌ها و داده‌ها دعوت می‌کند.

اگر دوره کارشناسی رشته جامعه شناسی مثل دوره کودکی شود …

اگر بنیان‌های علمی دانشجو به درستی شکل بگیرد، ذهن او برای یادگیری تخصصی و موضوعی جامعه شناسی ( جامعه شناسی محیط زیست، سیاسی،  پزشکی و …) آماده می‌شود. با مجهز بودن به آموزه‌های اساسی رشته خود شما به راحتی می‌توانید با واقعیت‌های خاص جهان پیرامون‌تان مواجه شوید. از این منظر، تفاوتی نمی‌کند که شما در کدام حوزه جامعه شناسی می‌خواهید دست به تبیین بزنید، در هر کدام از این حوزه‌ها ما با همان انسان‌ها و روابط‌شان سروکار داریم. دوره کارشناسی ارشد دورۀ بلوغ علمی است که در آن فرد هم چیزهای جدیدی می‌آموزد و هم مقداری دست به تولید می‌زند. با عبور از این دوره به دانشجوی دکتری می‌رسیم که تمام هم و غمش باید رساله‌ای نوآورانه باشد. مقطع دکتری دورۀ حل مسئله است، دوره‌ای که فرد در آن به کمک تمام اندوخته نظری و روشی که در طول سال‌های گذشته به دست آورده، به یک نظریه جدید ـ هرچند کوچک و میان برد ـ دست می‌یابد. بنابراین دور این دوره، رساله در مرکزیت قرار دارد و اگر واحدهای درسی ارائه می‌گردند، می‌بایست پیرامون این محور چیده شوند. اگر بین سه دوره کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری یک دانشجو رابطه و تناسب برقرار کنیم، آن‌گاه می‌توانیم به تولد پژوهشگرانی حرفه‌ای امیدوار باشیم.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

1 × 2 =