روانشناسی و جامعه

وقتی خود مشاور در فعالیت‌های اجتماعی شرکت دارد، به شناخت و وسعت دید بهتری می‌رسد.

گفتگو کننده: زهرا عرب

تخمین زمان مطالعه: ۹ دقیقه


به سراغ دکتر قاسم‌زاده رفتیم. او از معدود روانشناسانی است که علاوه بر فعالیت کلینیکی و دانشگاهی، در سایر حوزه‌های اجتماعی هم از دانش و مهارت روانشناسی بهره گرفته است. این مصاحبه در دو بخش تنظیم شده است که در اینجا بخش اول آن را می‌خوانید.


قاسم‌زاده کارشناسی خود را در رشته فلسفه و علوم تربیتی دانشسرای عالی تهران گذراند. بعد از آن دو کارشناسی ارشد خود را ابتدا در رشته روانشناسی دانشگاه تهران و بعد در رشته مشاوره دانشگاه تربیت معلم دریافت کرد. سپس در فرانسه، در رشته روانشناسی کودک دکترا گرفت. قاسم‌زاده در کنار این‌هابه مدت پانزده سال مشاور صدای مشاور در سازمان بهزیستی بود و جزو چند نفری بود که علی‌رغم مخالفت‌هایی که حتی در سطح اساتید دانشگاه درباره مشاوره تلفنی و امکان آن مطرح شد، این نوع مشاوره را راه‌اندازی کرد. علاوه بر این او در مراکز دیگر سازمان بهزیستی و مراکز خصوصی هم مشاور حضوری بوده است. قاسم‌زاده که در حال حاضر در مؤسسه خصوصی مادران امروز در زمینه مشاوره کودکان و نوجوانان و خانواده‌های آن‌ها به شکل فردی و گروهی فعالیت می‌کند، در این سال‌ها در دانشگاه‌های مختلف، از جمله دانشگاه تهران، تربیت مدرس و علوم بهزیستی هم تدریس کرده است.

۱. به جز رشته تخصصی‌تان، فعالیت‌های اجتماعی هم دارید؛ درست است؟

وقتی به فعالیت‌های اجتماعی خودم فکر می‌کنم، به یاد دوران دبیرستان و دوره پیش‌آهنگی می‌افتم. در زمان ما بسیاری از هم سن‌وسال‌های من عضو این گروه‌ها بودند و به فعالیت‌های اجتماعی می‌پرداختند.من در شهر قزوین زندگی می‌کردم و آن زمان، یعنی سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۵ فضای خوبی برای رشد فراهم بود. من بیشتر به کتاب‌ خواندن علاقه داشتم و آن را پی‌گیری می‌کردم. بعد از اینکه معلم شدم، گروه‌های کتاب‌خوانی و مطالعه را دنبال می‌‌کردم. اوایل انقلاب، کانون مستقل معلمان و استادان را راه‌اندازی کردیم که البته بعدها منحل شد. بعد از آن فعالیتم را با انجمن پویا شروع کردم و امسال سی‌وهفتمین سال همکاری من با این انجمن است.

فعالیت انجمن پویا در حوزه آموزش و پرورش است و بعد از شورای کتاب کودک، قدیمی‌ترین سازمان غیردولتی در زمینه آموزش و پرورش و کودکان به حساب می‌آید. بنده تا الان عضو هیأت مدیره انجمن پویا بوده‌ام؛ انجمنی که قبل از انقلاب تاسیس شد، کارش بعد از انقلاب دو سه سالی متوقف شد و بعد دوباره فعالیتش را آغاز کرد. در حال حاضر بیشتر در زمینه بچه‌های کار فعالیت می‌کنم. چهارده‌سال پیش شبکه یاری کودکان کار را ایجاد کردیم. اوایل مجوز نداشتیم، اما با اجازه مسؤولان وزارت کشور کار می‌کردیم. هم‌اکنون هم این شبکه با همه مشکلاتی که وجود دارد، به کار خود ادامه می‌دهد.

۲. تلاش‌تان برای اجباری کردن پیش‌دبستانی در ایران به کدام دوره از فعالیت شما برمی‌گردد؟

این موضوع مربوط به زمانی است که با انجمن پویا آشنا شدم. انجمن پویا در رابطه با مقاطع مختلف تحصیلی فعالیت می‌کرد و گروه‌های پیش‌دبستانی، دبستانی و متوسطه داشت که البته بعد گروه دبستان ومتوسطه را در هم ادغام کردند. من که بیشتر با بچه‌ها کار می‌کردم، به حوزه مهدهای کودک و پیش‌دبستانی علاقه‌مند شدم. به نظرم رسید که چنین دوره مفیدی بهتر است دولتی شود تا اقشار کم‌درآمد هم بتوانند استفاده کنند. نکته‌ای که وجود دارد این است که از سه سالگی به بعد، رشد اجتماعی کودک شکل می‌گیرد و این رشد در یک محیط طبیعی می‌تواند به شکلی درست اتفاق بیفتد.محیط خانواده یک محیط اجتماعی است؛ اما ارتباط با هم‌سن‌وسال‌ها در مهدکودک، یک چیزدیگر است. کودک در این سنین در مقطع حساسی قرار دارد. در سال‌های اخیر تحقیقات زیادی روی مغز انسان انجام شده است و این پژوهش‌ها نشان می‌دهند که ۸۰درصد رشد مغز انسان تا چهار سالگی شکل می‌گیرد.

با اطلاع از این موضوع باید از خود بپرسیم که ما تا چهارسالگی به کودک چه می‌دهیم؟ کودکی که تا چهارسالگی در خانه‌ای زندگی می‌کند که مادر و پدر درباره نحوه کار با کودک، کمک به رشد و تحول و سرگرمی او چیزی نمی‌دانند، قسمتی از رشد خود را از دست می‌دهد. یکی از کارهای ما در مؤسسه مادران امروز این است که به مادران بازی‌کردن با کودکان را یاد دهیم. ممکن است این مادر تحصیل‌کرده باشد ولی نتواند با کودک خود بازی کند و می‌دانیم که بازی یک وسیله مهم دوران کودکی برای کامل‌شدن جنبه‌های مختلف رشد است. در کار با انجمن پویا ما به صورت عملی می‌دیدیم که بچه‌ها با آمدن به کلاس اول با چه مشکلاتی درگیر هستند.

از نظر پیاژه، نقاشی رشد ترسیمی کودک است و برای رشد این جنبه باید از نه یا ده‌ماهگی ابزار نقاشی کردن را در اختیار کودک قرار داد تا شروع به خط‌خطی کردن کندو درنتیجه، در سه یا چهار سالگی به تصویرگری برسد.متأسفانه ما با کودکانی مواجه می‌شویم که با ورود به دوره پیش‌دبستانی فقط می‌تواند خط خطی کند؛ زیرا تا به حال چنین ابزاری را در اختیار کودک قرار نمی‌دادند. پیش‌دبستانی از افت تحصیلی در کلاس اول جلوگیری می‌کند و از نظر اقتصادی یک نوع سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود. به همین دلیل یکی از معیارهای توسعه‌یافتگی یک کشور، میزان تحت پوشش قرارگرفتن بچه‌های پیش از دبستان است.

۳. بیشتر به کدام حوزه روانشناسی و گرایش نظری آن علاقه‌ دارید؟

حوزه مورد علاقه من بیشتر کودک است. ابتدا به روانشناسی اجتماعی علاقه‌مند بودم؛ اما شدت علاقه‌ام به کار با کودک بیشتر است. گرایش‌های زیادی در روانشناسی وجود دارد که هرکدام جنبه‌های مثبتی دارند و حاصل تحول علم هستند. اما از زمانی که گرایش‌های انسان‌گرا چه در حوزه مشاوره و چه در حوزه‌های دیگر علوم انسانی مطرح شد، نگاهم بیشتر به این نظریه معطوف شده است. به نظر من این نظریه بیش از نظریات دیگر گروه‌های مختلف کودکان و بزرگسالان را در برمی‌گیرد. نگاهی که این نظریه به انسان دارد، فارغ از هر نوع تبعیض نژادی، طبقاتی و مالی است؛ انسان را به مثابه انسان می‌بیند و از این جهت توجه من را به سوی خود جلب کرده است. در حوزه کاربردی بیشتر به نظریه شناختی رفتاری علاقه دارم.

به نظر من هیچ نظریه‌ای را ‌نمی‌توان حذف کرد و همیشه عناصری از یک نظریه در نظریه دیگری وجود دارد و ممکن است حتی در آن نظریه به تکامل برسد. از این جهت بعضی از نظریات شناختی رفتاری بدون این‌که نظریاتی راحذف کنند که مثلاً مربوط به فروید است، کاربرد دارند. در این تردیدی نیست که ریشه بسیاری از مسائل ما در کودکی ماست؛ اما اگر بخواهیم زمان زیادی را صرف شناسایی این ریشه‌ها کنیم، شاید کار درمان را به تأخیر بیندازد. خیلی از مواقع ما می‌توانیم از خود مشکل شروع کنیم. مشکلی را که الان وجود دارد بشناسیم و درباره راه‌حل آن فکر کنیم. بنابراین شاید درمان‌های شناختی رفتاری از این جهت بتوانند روند کار مشاوره را تسهیل و تسریع کنند.

۴. فعالیت کلینیکی بیشتر در ارتباط با کدام قشر است؟

من دو روز در هفته در مؤسسه مادران کار می‌کنم و چهار، پنج نفر را در آن مؤسسه می‌بینم؛ یعنی حدود پنج تا ده ساعت در هفته کار کلینیکی می‌کنم. بخشی از مراجعان را به کلاس‌ها ارجاع می‌دهم. بیشتر با کودک و نوجوان کار می‌کنم و اگر والدین را هم می‌بینم، در رابطه با همان کودک و نوجوان با آن‌ها کار می‌کنم.

۵. فکر می‌کنید فعالیت‌های اجتماعی چه تأثیری بر کار یک روانشناس دارد؟

براساس فعالیت‌های خودم، به این نتیجه رسیده‌ام که وقتی خود مشاور در فعالیت‌های اجتماعی شرکت دارد، به شناخت و وسعت دید بهتری می‌رسد، با گروه‌های مختلف مردم آشنا می‌شود و به نیاز‌های مختلف آن‌ها توجه می‌کند و همه این موارد می‌تواند بر کار مشاوره‌ای که فرد قرار است انجام دهد، تأثیر گذارد. وقتی فردی برای مشاوره می‌آید و مسأله خود را بازگو می‌کند، مشاوری که دید بازتر و شناخت بیشتری از جامعه دارد، می‌تواند از آن مشکل فراتر برود و با دید بازتری به مسأله نگاه کند. شاید مراجع نمی‌خواهد همه مسائل خود را بازگو کند یا حتی به ذهنش نمی‌رسد که مسأله می‌تواند به خاطر فلان مسأله اجتماعی ایجاد شده باشد. برای مثال شاید مسأله افت تحصیلی فرزند مراجع به خاطر فلان مسأله اجتماعی باشد که فرد ممکن است اصلاً توجه‌ای به آن نداشته باشد.

۶. بین تحلیل اجتماعی و روان‌شناختی کدام را در الویت قرار می‌دهید؟

هر دو نوع تحلیل مهم است؛ اما من یاد این تعریف سارتر از انسان می‌افتم که می‌گوید اگر بخواهیم انسان را تعریف کنیم، تعریفش همان انسانیت انسان است؛ یعنی همان ذات انسان. اما بعد اضافه می‌کند که بستگی دارد این انسان در کدام محیط اجتماعی به‌دنیا آمده باشد و در کدام خانواده، با کدام امکانات بزرگ شده باشد. این‌جا است که تفاوت‌ها دیده می‌شود. با توجه به این‌ها به نظرم می‌رسد که بعد اجتماعی بر بعد فردی برتری دارد.


بردار به تازگی در حال انجام پروژه ای با عنوان آسیب شناسی رشته و حرفه روانشناسی و مشاوره در ایران است که می‌توانید اینجا پیگیری کنید.

کاربردی سازی روانشناسی در ایران؛ مصاحبه با دکتر فاطمه قاسم زاده- بخش دوم

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

13 − 3 =