روان‌شناسی

آموزه‌های روان‌شناسی در مجموع یک امر جهانی بوده و قابل کاربست در فرهنگ ایران نیز است، به جز در حوزه‌های خیلی خاص و اختصاصی. جامعۀ ایران به خدمات روان‌شناسی اشتیاق دارد. این مصاحبه در سه بخش تنظیم شده است که در اینجا بخش سوم آن را می‌خوانید.

گفتگوکننده: زهرا عرب

تخمین زمان مطالعه:۱۲ دقیقه


من فقط می‌توانم مانند این شعر سهراب سپهری که می‌گوید “به سراغ من اگر می‌آیید نرم و آهسته بیایید”، بگویم که به سراغ روان‌شناسی اگر می‌خواهید بیایید با عشق و اطلاعات و با این باور بیایید که هر اقدامتان می‌تواند بسیار تأثیرگذار و مفید باشد و اگر درست انجام نشود بسیار آسیب‌زا خواهد بود. این حوزه بسیار حساس است و از این بابت تقدس‌های خاص خودش را دارد. روان‌شناسی رشته‌ای بسیار مؤثر است و به تعبیری که من دارم و با آن صحبت را به پایان می‌رسانم، همچون قطاری است که به پیش می‌رود. برخی از بیرون به این قطار سنگ پرتاب می‌کنند و در درون قطار هم مشکلاتی وجود دارد ولی این قطار مؤثر به پیش می‌رود.


  • دربارۀ آسیب‌شناسی اشتغال دانشجویان روان‌شناسی، برخی معتقدند مسئله حال حاضر روان‌شناسی ایران نداشتن سازوکارهای روشن است. در واقع فردی که از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شود و وارد بازار کار می‌شود باید مسیری را طی کند تا در حوزۀ خود حرفه‌ای شود. دانشجویان و فارغ‌التحصیلان روان‌شناسی بر اساس آمارها مبالغ زیادی را صرف کارگاه‌ها می‌کنند اما انگار همه چیز مبهم است. ما نمی‌دانیم دانشجو چگونه آموزش داده می‌شود، فارغ‌التحصیل می‌شود و بعد از آن چگونه می‌خواهیم او را وارد حرفه کنیم و بعد چگونه بر او نظارت داشته باشیم.

با توجه به اینکه در زمینۀ حرفۀ و سازمان صحبت شد اجازه دهید مخاطب را خود فارغ‌التحصیلان این رشته قرار دهیم. مشکلاتی که بر سر راه اشتغال فارغ‌التحصیلان است عبارتند از اینکه اولاً رشته را خوب نمی‌شناسند. بسیاری از مواقع فقط روان‌شناسی بالینی را می‌شناسند و روان‌شناسی را فقط روان‌درمانی می‌دانند. در حالی که روان‌شناسی ظرفیت‌های وسیعی دارد که اگر شناخته شود می‌توان از آن‌ها به عنوان فرصت کاری استفاده کرد.

در روان‌شناسی حوزه‌های بسیاری وجود دارد. زمانی که درس نرم افزار آماری spss تدریس می‌کردم، یکی از دانشجویانم سر کلاس غایب بود. بعد که علت را جویا شدم گفتند انتخابات شورای شهر است و یکی از کاندیداها از او درخواست کرده که برای انتخاب شدن به وی کمک کند. او نیز به کمک موضوعات آماری که در کلاس یاد گرفته بود پرسشنامه‌ای تنظیم و تحلیل کرده بود و بدین طریق به آن فرد در انتخابات کمک کرده بود. این نشان می‌دهد این دانشجو در آینده اوضاع خوبی خواهد داشت. چرا که می‌داند فقط قرار نیست به یک فرد افسرده کمک کند، بلکه می‌تواند به یک سیاستمدار یا فروشنده و … هم کمک کند.

پس در حوزه‌های مختلف می‌شود خدمات روان‌شناسی متعددی به افراد داشت. ولی عموماً فارغ‌التحصیلان از قابلیت‌های خود بی‌اطلاع اند. در نتیجه، گام اول این است که فرد بداند چه قابلیت‌هایی دارد. دوماً نشان دادن قابلیت‌هاست یعنی بتواند این قابلیت‌ها را عرضه کند. در واقع بازاریابی یا مارکتینگ بداند و بتواند دیگران را آگاه کند که می‌تواند نیازهایی از آن‌ها را برطرف کند. در حال حاضر بسیاری از سازمان‌ها با مشکلات جدی‌ای مواجه اند که یک روان‌شناس می‌تواند به آن‌ها در حل آن مشکلات کمک کند. مثلاً در حوزۀ سیاسی، تبلیغاتی، اجتماعی، مدیریت بحران و تصمیم‌گیری‌ها و… نکتۀ اساسی‌ای که خاص روان‌شناسان هم نیست بلکه شامل همه دانش‌آموختگان می‌شود این است که همه تفکر همگرا دارند و یاد گرفتند که استخدام و جذب شدن تنها مسیر شاغل شدن است.

در واقع آموزش در دوران دانشگاه به آن‌ها تفکر واگرا و رفتن راه‌های نرفته را نیاموخته است. در نتیجه اگر دانشجویان خروجی‌های توانمندی باشند، به ظرفیت خود واقف باشند بازاریابی بدانند و در عین حال کارآفرینی را یاد بگیرند و چیزهایی را بنا نهند که قبلاً وجود نداشته است، بدین ترتیب بخش اعظمی از بیکاری در روان‌شناسی از بین خواهد رفت و نه تنها مشکلات در حوزۀ اشتغال روان‌شناسی تا حد زیادی مرتفع می‌شود بلکه بسیاری از افرادی که نیازمند این خدمات اند نیز منتفع می‌شوند و بخشی از مشکلات جامعه کاهش پیدا خواهد کرد.

  • دانشجو یا فارغ‌التحصیل روان‌شناسی غالباً این تفکر قالبی را دارد که در این رشته فقط باید روان‌درمانگر شود. در نتیجه با توجه به اینکه مخاطبان سایت ما اغلب دانشجویان و فارغ‌التحصیلان اند، برای شکستن این تفکر بنظر می‌رسد که باید بیشتر در این مورد حرف زده شود. لطفاً در این مورد بیشتر توضیح بفرمایید.

یک بحث ظرفیت‌های این رشته است و بحث دیگر این است که روان‌شناسی چه کاربردهایی در جامعه دارد. ما به عنوان روان‌شناس معمولاً به سراغ پیشگیری ثانویه و درمان‌ها می‌رویم. ولی اگر واقعاً پیشگیری اولیه و ارتقاء را هدف قرار دهیم عرصه وسیعی را خواهیم داشت. رویکرد غالب بر دانشجویان ما رویکرد «روان‌شناس نشسته» است. روان‌شناسی که در دفتر کارش نشسته و افرادی که مشکلاتی دارند به او مراجعه می‌کنند و او قرار است که آن مشکلات را حل کند. در حالی که  «روان‌شناس» ایستاده منتظر نیست که مشکلات بیایند تا آن‌ها را حل کند. بلکه او خود به سراغ شناسایی مشکلات می‌رود. ممکن است طرحی به یکی از کمیسیون‌های مجلس پیشنهاد دهد تا جلوی برخی آسیب‌ها گرفته شود. ممکن است متوجه شود که مشکل اصلی و اساسی در حوزۀ فرزند پروری است، درحالی‌که مسئولان از این مشکل آگاه نباشند. در نتیجه او تلاش می‌کند تا مسئولان را دربارۀ این امر آگاه کند، نگاه آنان را تغییر دهد و منابع مالی لازم را جذب کند. روان‌شناسان می‌توانند به جای نوشتن در مجلات زرد، با نگاه علمی در عین حال قابل فهم برای عامه در فضای مطبوعات بنویسند و از این طریق به عامه مردم در جهت رفع مشکلاتشان کمک کنند. بسیاری از والدین نمی‌دانند بسیاری از نیازهایی را که دارند می‌توان با آموزش رفع کرد. درحال‌حاضر کلاس‌های آموزشی روان‌شناختی بسیاری برگزار می‌شود اما این کلاس‌ها پر نمی‌شود چرا‌که عموم مردم از نیازهایشان مطلع نیستند.

در نتیجه ظرفیت‌های این رشته بسیار گسترده است. یک روان‌شناس بهتر است به میان جامعه و جمعیت برود. مثلاً من اگر روان‌شناسی هستم که کار ندارم، بیکار نمی‌نشینم و می‌روم سراغ یک فرهنگسرایی و به مسئول آنجا می‌گویم من حاضرم مدتی رایگان کار کنم. آنجا بحث گروه متمرکز راه می‌اندازم تا ببینم که مشکلات اصلی آن‌ها چیست. سپس در حوزه‌ای که دوست دارند آموزش‌های رایگان را آغاز می‌کنم. کمی بعد می‌توانم آموزش‌هایم را با هزینه به آن‌ها عرضه کنم و هزاران کار دیگر. اما تا زمانی‌که خلق و روحیه من پایین باشد و تا زمانی‌که احساس می‌کنیم نمی‌شود کاری از پیش برد، موانع شناختی سبب می‌شوند که هزاران راه جلوی پایمان باشد ولی آن‌ها را نبینیم و تلاش نکنیم.

  • در بحث آسیب شناسی اشتغال در حوزۀ روان‌شناسی و مشاوره، افراد نظرات مختلفی دارند که مهم‌ترین آن‌ها کاستی‌ها در آموزش دانشگاهی است که شما نیز اشاره فرمودید که دانشجویان به خوبی آموزش نمی‌بینند و نمی‌توانند درست ارائۀ خدمت کنند. عده‌ای نیز مشکلات اشتغال در این حوزه را به فرهنگ ربط می‌دهند و باور دارند که جامعۀ ایران هنوز بازار خودش را در این حوزه پیدا نکرده و با توجه به سنتی بودن جامعه، افراد گرایشی لازم برای مراجعه به مشاور ندارند. برخی نیز سیستم حمایتی را عامل ایجاد مشکلات می‌دانند و معتقدند ارگان‌های اجرایی از این حوزه حمایت نمی‌کنند. عده‌ای نیز به موارد نظارتی اشاره می‌کنند و باور دارند که نظارت کافی بر رعایت مسائل اخلاقی در این حوزه صورت نمی‌گیرد و در نتیجه اعتماد مردم دربارۀ این حوزه اعتماد ضعیف می‌شود. عده‌ای دیگر روان‌شناسی را دانشی غربی می‌دانند که باید بومی و اسلامی شود و برخی دیگر کلاً به نبودن این رشته و نفی آن قائل اند چرا که آن را مغایر با نگاه مذهبی دانسته و جهان بینی آن را با آموزه‌های دینی در تضاد می‌بینند. از نظر شما مسئلۀ اصلی اشتغال در حوزه روان‌شناسی کدام مورد است؟

از نظر من روان‌شناسی اسلامی یا غیراسلامی نداریم. همانطور که نمی‌توان شیمی اسلامی و غیراسلامی داشته باشیم، هرچند روان‌شناسی مؤلفه‌های فرهنگی دارد. به عنوان نمونه وقتی از خشم حرف می‌زنیم پروتکل کلی، کنترل خشم است ولی می‌توانیم از آموزه‌های امام موسی کاظم به عنوان مؤلفۀ دینی بهره‌مند شویم. اما کلیت امر، یعنی اینکه ابتدا باید خودآگاهی هیجانی داشته باشیم و شدت هیجانات را کاهش دهیم و سپس تفکر خودکار منفی را شناسایی کنیم و آن را به چالش بکشیم و جرأت‌مندانه برخورد کنیم، در این خصوص اتفاق نظر جهانی وجود دارد.

از این بابت آموزه‌های روان‌شناسی در مجموع یک امر جهانی بوده و قابل کاربست در فرهنگ ایران نیز است، به جز در حوزه‌های خیلی خاص و اختصاصی. پس در نتیجه یک) روان‌شناسی قابل کاربست است. دو) مؤثر است. سوم) چنین نیست که جامعه کاملاً سنتی باشد و جامعه به خدمات روان‌شناسی اشتیاق دارد. از دانشجویان ورودی جدید دانشگاه‌های وزارت علوم سؤالی پرسیده شده بود که آیا با مراجعه به مرکز مشاوره موافق هستید؟ و ۹۶ درصد موافق این امر بودند. این آمار برای ۱۰ سال گذشته است که من مسئولیت دفتر مرکزی مشاوره را داشتم و الان این عدد قطعاً بیشتر نیز شده است.

در نتیجه نگرش رو به رشد مثبتی دربارۀ دریافت خدمات روان‌شناختی وجود دارد. پس ظرفیت وجود دارد، جامعه نیز آمادگی دریافت خدمات را دارد و اگر من خودم بدانم که چه چیزی باید ارائه دهم و باور داشته باشم و خوب ارائه کنم، مشتری به اندازه کافی خواهد بود و از این بابت جای نگرانی نیست. مشکل اینجاست که من یا دانش کافی ندارم یا نمی‌دانم چه چیزی را باید ارائه دهم یا در ارایۀ آن مشکل دارم یا برخی مواقع چارچوب‌ها و اخلاق را رعایت نمی‌کنم و خود را همه‌فن حریف می‌دانم و در آن صورت اوضاع خراب می‌شود.

در مجموع روان‌شناسی علمی قابل کاربست، مؤثر در فرهنگ ایران و دارای مخاطب کافی است و شاید بخشی از افرادی که در صدد نفی این رشته اند، احساس می‌کنند مراجعه افراد به روان‌شناسان باعث کم شدن مراجعان آن‌ها می‌شود. البته آن‌ها نیز در اشتباه اند چرا که اگر هرکس کار خودش را درست و خوب انجام دهد مخاطب خود را خواهد داشت.

  • به عنوان سؤال آخر، در برخی از رشته‌ها مثل جامعه‌شناسی، افراد معتقدند که آن‌ها نیز در گروه‌های خودشان مشکلات مشابه روان‌شناسان را دارند. برای مثال انجمن جامعه شناسی یا حقوق. آنجا هم استاد یا عملکردها نقد می‌شود حتی ممکن است دربارۀ نوع تفکر یک جامعه‌شناس پایان نامه نوشته شود. در نتیجه یک گفتمان جامعه‌شناختی وجود دارد که خود را نقد می‌کند و دوباره برساخت جدیدی ایجاد می‌کند. برخی معتقدند که روان‌شناسان این گفتمان را ندارند؛ اینکه با هم حرف بزنند، یکدیگر را نقد کنند و گفتمانی نیست که از دل این صحبت‌ها چیز بهتری تولید کند. می‌خواستم ببینم این موضوع را چقدر درست می‌دانید خصوصاً دربارۀ رشته‌هایی که نزدیک به روان‌شناسی اند؟

در مقایسه رشته جامعه‌شناسی و روان‌شناسی از یک منظر می‌توان گفت که به نسبت یک جامعه‌شناس، روان‌شناس برای اینکه بتواند به صورت فردی پول در بیاورد دستش بازتر است. در نتیجه جنس این حوزه با حوزۀ جامعه‌شناسی فرق دارد. روان‌شناسی حوزه‌ای است که در آن انتفاع‌های مستقیم‌تری وجود دارد. در چنین فضایی منفعت‌های فردی خودش را بیشتر نشان می‌دهد و افرادی که منفعت دارند سعی می‌کنند فضا را به سمتی ببرند که یا من هرچه می‌گویم درست است یا دیگران که می‌گویند ضعیف اند یا مغرض (یعنی استفاده از سوءاستفاده عاطفی). درنتیجه به نوعی از این طریق هر کسی را که نقادی می‌کند زیر سؤال می‌برند. البته در این میان ممکن است که ما به‌طور کلی یاد نگرفته باشیم که خوب نقادی کنیم و جنبه‌های مثبت و نه چندان مثبت را بگوییم ولی به نظر می‌رسد که دو رشته از این بابت قابل مقایسه نباشند. در هر صورت، روان‌شناسی ظرفیت تعاملی دارد و تنها کافیست که پیشکسوتان و انجمن‌های علمی احساس مسئولیت بیشتری داشته باشند و فضاهایی را باز کنند و این دقیقاً نافی یک‌طرفه صحبت کردن تهدید‌کننده برخی از مسئولان اجرایی در سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره است.

  • اگر نکته‌ای باقی مانده که در سؤالات به آن اشاره نشد لطفاً بفرمایید؟

من فقط می‌توانم مانند این شعر سهراب سپهری که می‌گوید “به سراغ من اگر می‌آیید نرم و آهسته بیایید”، بگویم که به سراغ روان‌شناسی اگر می‌خواهید بیایید با عشق و اطلاعات و با این باور بیایید که هر اقدامتان می‌تواند بسیار تأثیرگذار و مفید باشد و اگر درست انجام نشود بسیار آسیب‌زا خواهد بود. این حوزه بسیار حساس است و از این بابت تقدس‌های خاص خودش را دارد. روان‌شناسی رشته‌ای بسیار مؤثر است و به تعبیری که من دارم و با آن صحبت را به پایان می‌رسانم، همچون قطاری است که به پیش می‌رود. برخی از بیرون به این قطار سنگ پرتاب می‌کنند و در درون قطار هم مشکلاتی وجود دارد ولی این قطار مؤثر به پیش می‌رود.

با تشکر از شما.

آسیب‌شناسی رشته و حرفه روان‌شناسی و مشاوره از نگاه دکتر حمید پورشریفی – بخش اول

آسیب‌شناسی رشته و حرفه روان‌شناسی و مشاوره از نگاه دکتر حمید پورشریفی – بخش دوم

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

چهارده − دوازده =