علوم تربیتی و آموزش

آلمانی‌ها در آموزش به کدام سمت می‌روند؟

گزارش از: آزاد محمدی

تخمین زمان مطالعه: ۷ دقیقه


کراسیمیر استویانوف، استاد فلسفۀ تعلیم و تربیت دانشگاه آینشتات آلمان در ادامۀ سلسله سخنرانی‌های خود در دانشگاه تهران، «روندهای جاری در نظام آموزشی آلمان» را مورد بحث و بررسی قرار داد.

 در آلمان نظام دانشگاه با ساير مؤسسات آموزش عالي متفاوت است. دانشگاه در آلمان سه ويژگي متمايز دارد . ۱-استقلال آكادميك: بدين معنا كه دولت در دانشگاه مداخله ندارد. دانشگاه هم به امر آموزش و هم امر پژوهش توجه دارد. استقلال آكادميك دانشگاه بخشي از قانون اساسي آلمان نيز هست. ۲- در هم تنیده بودن آموزش و پژوهش. يعني فعاليت‌هاي آموزشي اساتيد بايد با فعاليت‌هاي پژوهشي همراه باشد ۳- گزينش سخت آموزش عالي آلمان: بدين معنا كه اساتيد دانشگاه در آلمان بايد دو مدرك دكتري از دو دانشگاه متفاوت داشته باشند و به عبارتي اساتيد دارای شايستگي زیاد را جذب می‌كنند.


کراسیمیر استویانوف، استاد فلسفۀ تعلیم و تربیت دانشگاه آینشتات آلمان در ادامۀ سلسله سخنرانی‌های خود در دانشگاه تهران، «روندهای جاری در نظام آموزشی آلمان» را مورد بحث و بررسی قرار داد. این استاد دانشگاه آلمان دربارۀ متمرکز بودن یا غیرمتمرکز بودن نظام آموزشی در این کشور بیان کرد که كشور آلمان به سبب ماهيت فدرالي، ايالت‌هاي مختلفی دارد که هر ايالت از ايالت ديگر متمايز است. بر اين مبنا، در كشور آلمان نظام آموزشي واحدي وجود ندارد و آموزش مي‌تواند از يك ايالت به ايالت ديگر متفاوت باشد. در نظام آموزشي آلمان به علت فدرالي بودن، استقلال كامل وجود دارد و به‌عبارتي برنامۀ درسي ملي ندارند. در آلمان به معلمان و استادان «ثروت» گفته مي‌شود چون از جايگاه ارزشمندي برخوردارند. اساتيد و معلمان هيچ‌گاه از نظام آموزشي اخراج نمي‌شوند. يكي از نظام‌هاي رايج در آلمان، نظام‌هاي سه‌گانه است؛ يعني نظامي كه يك بخش آن آكادميك و دو بخش ديگر آن غيرآكادميك است. در آلمان، والدين دانش‌آموزان بعد از اينكه، فرزندانشان ده ساله شدند يا به عبارتي به كلاس چهارم رسیدند، تا حدودي مي‌توانند تصميم‌گيرنده باشند كه كدام مدرسه را انتخاب كنند و….. اما معلمان بر مبناي نمرات و سوابق تحصيلي دانش‌آموزان، تصميم‌گيرندگان اصلي هستند. يكي از مواردي كه در آلمان به چشم مي‌خورد تفكيك مدارس است؛ مدارس در آلمان از هم جدا هستند، چه به‌صورت عمومي و چه به‌صورت خصوصي. یعنی همواره در کنار مدارس دولتی، مدارس خصوصی وجود دارد که والدین بنا به اقتضای شرایط خودشان می­توانند میان این دوع مدرسه دست به انتخاب بزنند و فرزندشان را در هر یک از آن ها ثبت نام بکنند. در آلمان مدارس خصوصي نيز انواعي دارد، مثلاً مدارس خصوصي ديني و….

در نظام آموزشي آلمان نحوۀ ورود به دبيرستان بر اساس سوابق تحصيلي است. اما اخيراً آلمان در مسابقات پيزا (PISA)(برنامۀ جهاني پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان)كه مسابقه‌ای بين‌المللي براي دانش‌آموزان است، امتيازات خوبي كسب نکرده كه از آن به «رسوايي بزرگ »تعبير مي‌شود. کراسیمیر اضافه کرد بعد از انتشار نتايج و آشكارشدن ضعف‌هاي نظام آموزشي آلمان در قياس با ديگر كشورها، برخي تغيير و تحولات در پيكرۀ نظام آموزشي اين كشور آغاز گرديده و بحث فراواني در اين زمينه انجام گرفته است كه در ادامه به برخي از آن‌ها اشاره مي‌كنيم:۱ـ تدوين استانداردهاي فدرال براي تعيين كيفيت تدريس، ۲ـ جهت‌گيري تربيت معلم به سوي برنامه‌هاي عملي‌تر، ۳٫ انتقال برخي مسئوليت‌هاي وزارت آموزش و پرورش به مدارس محلي.

وی همچنین به این نکته اشاره کرد که در تحليل اين چالش، عوامل مختلفي شناسایی می‌شود: ۱- باوجود تفكيك مدارس همۀ دانش‌آموزان از آموزش خوب برخوردار نمي‌شوند؛ به همين دليل درصد كمي از دانش آموزان مي‌توانند در رقابت‌ها شركت كنند. ۲- خانواده‌هاي سطح بالاتر، آموزش‌هاي بهتري مي‌توانند براي فرزندان خود مهیا كنند تا در آزمون‌ها عملكرد بهتري داشته باشند. ۳-ساختار سياسي متفاوت و وجود احزاب متفاوت در آلمان علت دیگر این نتایج است. سوسيال دموكرات‌ها مي‌توانند موفقيت بيشتري در نظام هاي آموزشي كسب كنند.

در نظام آموزشي آلمان علاوه بر نظام سه‌گانه، يك نظام دوگانه هم وجود دارد. جنبۀ نظري و جنبۀ حرفه‌اي و يك مقدار نيز تركيبي است و تفكيك يافته نيستند. در واقع بدان معناست که فقط به آموزش نظری توجه ندارند بلکه این آموزش همواره با یادگیری در عرصه عمل و متناظر با حرفه­ی آینده فرد هست. اين نظام‌ها در اشتغال‌يابي دانش‌آموزان مؤثر واقع مي‌شوند و در واقع مي‌بينيم نسبت بيكاري در آلمان از فرانسه و اسپانيا كمتر است اما يكي از چالش‌هاي اخیر آلمان این است که حدود ۵۰ درصد دانش‌آموزان دبيرستان، زمينۀ مهاجرتي دارند؛ بنابراین این مسئله‌ ايجاد شده است كه نظام آموزشي آلمان چگونه فلسفۀ تربيتي را تدارك ببيند كه بتواند همه افراد را پذيرا باشد. علاوه بر اين چالش، تقريباً سه چالش ديگر وجود دارد. يك چالش تفكيك مدارس هست؛ يعني نبود مدارس جامع و شمول گرا؛ چالش دوم، چندفرهنگي‌بودن و مهاجرپذيري در مدارس آلمان است. مسئله اين است كه مدارس جامع باشد بهتر است يا چند فرهنگي؟ چون برخي چندگانگي را مانع و برخي مزيت مي‌دانند. بنابراين تربيت شمول‌گرا، مسئلۀ چند فرهنگي را حل مي‌كند چون در اين مدارس رده‌هاي مختلف با در نظر گرفتن تنوع فرهنگي در يك سيستم قرار مي‌گيرند. چالش سوم مسئلۀ جهت‌گيري لياقت (competency) در مدارس است؛ بدين معنا كه بايد درس‌هاي واحد به همۀ دانش‌آموزان داد يا بر مبناي شايستگي آن‌ها و متناسب با شرايط و نيازها، دانش‌آموزان را تربيت كرد.کراسیمیر در ادامه به فنلاند به عنوان کشوری پیشرو در این زمینه اشاره کرد و گفت که فنلاند از جمله كشورهايي است كه نظام آموزشي آن موضوع‌محور نيست بلكه مسئله محوري در آن وجود دارد. فنلاند نظام آموزشي موفقی در بين نظام‌هاي آموزش جهان دارد و در آزمون‌هاي بين المللي تيمز و … بسيار موفق ظاهر شده‌ است.

يكي از سؤالاتي كه با آن روبه‌رو هستيم اين است كه نظام آموزشي سه‌گانه باشد يا دوگانه؛ آموزش برنامه‌محور باشد يا كودك‌محور يا اينكه تركيبي باشد؟ مدارس دولتي باشد يا خصوصي؟ در گذشته در نظام آموزش عالي آلمان، نظام هومبلت (Homboldt) وجود داشته است. در دانشگاه تحقیقاتى هومبولت انتظار مى‏رفت که پژوهش و تعلیم از همان ابتداى آموزش دانشگاهى به صورت توأم ارائه شود. دانشجویان باید به تجربه مرزهاى ناشناخته علوم مى‏پرداختند و باید تلاش مى‏کردند این مرزها را گسترش دهند تا به عنوان پیشگامان زمینه تخصصى خود مهیا شوند.

 در آلمان نظام دانشگاه با ساير مؤسسات آموزش عالي متفاوت است. دانشگاه در آلمان سه ويژگي متمايز دارد . ۱-استقلال آكادميك: بدين معنا كه دولت در دانشگاه مداخله ندارد. دانشگاه هم به امر آموزش و هم امر پژوهش توجه دارد. استقلال آكادميك دانشگاه بخشي از قانون اساسي آلمان نيز هست. ۲- در هم تنیده بودن آموزش و پژوهش. يعني فعاليت‌هاي آموزشي اساتيد بايد با فعاليت‌هاي پژوهشي همراه باشد ۳- گزينش سخت آموزش عالي آلمان: بدين معنا كه اساتيد دانشگاه در آلمان بايد دو مدرك دكتري از دو دانشگاه متفاوت داشته باشند و به عبارتي اساتيد دارای شايستگي زیاد را جذب می‌كنند.

کراسیمیر در ارتباط با سیستم گزینش و ارتقای اساتید و معلمان در آلمان اضافه کردند که در آموزش عالي آلمان مثل نظام آموزش ايران، ارتقاي اساتيد از مربي به استاد تمام نيست بلكه در آموزش عالي آلمان چون در گزينش سخت‌گيري دارند اساتيد بعد از چند سال به درجۀ استاد تمام مي‌رسند. يكي از تحولات اخيري كه در دانشگاه آلمان رخ مي‌دهد ارزيابي اساتيد دانشگاه‌هاي آلمان بر مبناي شاخصۀ پژوهش و… است؛ به این صورت که مؤسساتي خارج از دانشگاه، اساتيد را ارزيابي مي‌كنند. دومین تحول حركت به سوي كارآفريني است زیرا قابليت استخدام براي دانشجويان آلماني مهم است. آخرين نكته بررسی امکان ترکیب نظام قديم آلمان كه هومبلتي است با نظام جديد است؛ از نظر كريسمير استويانوف علي‌الاصول امكان چنين تركيبي وجود دارد. مسئلۀ ديگر زبان آموزشي است؛ تدريس به زبان انگليسي باشد یا زبان آلماني؟ این در كشور آلمان اين يك چالش است. در اين مورد تصميم‌گيري سخت است، به دليل اينكه دانشجويان خارجي و مهاجر به زبان آلماني نمي‌توانند صحبت كنند. همچنين شكاف اساتيد تازه‌وارد و اساتيد تمام در نظام آموزش عالي آلمان مسئلۀ ديگري است كه نمي‌توانند تقاضاي سرسختانه را پاسخ بدهند.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

11 + 6 =