اهمیت سیاست در تأسیس نظام روانشناسی

رویکردی تاریخی به وضعیت رشته و حرفه مشاوره و روانشناسی در مصاحبه با دکتر حمیدرضا غریبی- بخش دوم

گفتگوکننده: زهرا عرب

تخمین زمان مطالعه: ۹ دقیقه


در بخش اول این مصاحبه در شنبه‌های انسانی بردار، در مورد وضعیت امروز رشته‌های روانشناسی صحبت شد. همچنین، نقش فضای نئولیبرالیستی جامعه را در وضعیت رشته روانشناسی تعیین کننده دانسته شد.

از نظر دکتر غریبی، برخی معتقدند که زندگی در این فضا، سلف (self) خودش را بوجود می‌آورد. سلفی که به دنبال موفقیت است و به شدت مسئول رفتارها، اعمال و احساسات و هیجانات خودش است که البته اگر این فرم از سلف به شدت با نئولیبرالیسم همخوان باشد، مشخصا روانشناسی خاص خودش را هم بوجود می‌آورد.

حال در بخش دوم، از منحصربفرد بودن این فضا برای ایران یا تبعیت ایران از جهان پرسش می‌شود. سطوح دیگر این فضا مورد گفتگو قرار می‌گیرد. چگونگی تأسیس نظام روانشناسی، چالش‌های بین روان‌پزشکی و پزشکی و تأثیر سیاست بر نظام روانشناسی بررسی می­‌شوند.


آیا فضای نئولیبرالیستی گفته شده، خاصِ جامعه ایران است یا ایران از وضعیت حاکم بر جامعه جهانی تبعیت می‌کند؟

رویکرد تاریخی به روانشناسی-2خوب یکی از بحث‌ها این است که ما در فضای جهانیِ نئولیبرالیسم زندگی می‌کنیم. پس از فضای جهانی خارج نیستیم، حتی اگر تحریم باشیم. ما از طریق شبکه‌های مجازی و اینترنت با این فضا در ارتباط هستیم. یک آماری داشتیم که این آمار برای ۵ -۶ سال پیش است، شاید بتوان آمار جدیدش را پیدا کرد که در ایران ما ۴۰ میلیون کاربر اینترنت داریم. ما یکی از بزرگترین استفاده‌کننده‌های شبکه اجتماعی تلگرام هستیم. چون تلگرام امکاناتی در اختیارمان می‌گذارد که می‌توانیم با آن کار کنیم. تعداد زیادی از افراد در اینستاگرام هستند. ما حدود ۵ میلیون نفر ایرانی خارج از کشور داریم که از این طریق با خانواده‌ها و دوستانشان در ایران در ارتباط‌اند.

با یک حساب سر انگشتی حدود ۲۰۰-۳۰۰ شبکه فارسی زبان خارج از ایران داریم که مدام برنامه تولید می‌کنند یا برنامه‌های تولید شده‌ای را پخش می‌کنند و تکرار می‌کنند. همه­‌ی این‌ها نشان می‌دهد که ما به شدت با جامعه جهانی در ارتباط هستیم و این ارتباط مشخصأ تأثیرگذار است؛ بنابراین بحث بر سر این است که فضا فضای نئولیبرالیستی است و ایده‌ی موفقیت فردی خیلی ایده مهمی است.

لذا اینکه چطور باید به لحاظ فردی موفق شد و اینکه من مسئول احساس و افکار و اندیشه‌های خودم هستم، در تمام روانشناسی در کل دنیا و نه فقط در ایران باز تولید می‌شود. این البته یک سطح از فضا است. این فضا سطوح دیگری هم دارد که شناخت آن کمک بیشتری به ما می‌کند. شاید در آن سطوح امکاناتی برای ما فراهم باشد که اگر بخواهیم تغییری ایجاد کنیم می‌توانیم در آن سطوح ورود کنیم.

شما فرمودید که این فقط یک سطح از فضاست. سطوح دیگر این فضا به چه شکل است؟

اگر بخواهیم از سطوح دیگر این فضا صحبت کنیم، یک بخش آن مربوط به متولی‌های آموزش‌های رسمی روانشناسی در ایران است. روانشناسی در ایران یک متولی ندارد و این دو متولی مشخصأ وزارت بهداشت و وزارت علوم بطور جداگانه هستند. ما جزء معدود کشورهایی در دنیا هستیم که آموزش پزشکی زیر نظر وزارت بهداشت است. در بقیه دنیا آموزش زیر نظر یک وزارتخانه اداره می‌شود ولی اینجا آموزش دو پاره شده است. اگر بخواهیم مقایسه کنیم، فکر کنید که مثلأ وزارت صنعت و معدن رشته‌های مهندسی را خودش برمی‌داشت و دانشگاهی برای خودش می‌شد یا مثلأ قوه قضاییه خودش حقوق را آموزش می‌داد. در روانشناسی تقریبأ چنین اتفاقی افتاده است.

آیا چنین موضوعی صرفا برای روان شناسی اتفاق افتاده است یا این امر مسبوق به سابقه است؟

قبلا هم نمونه هایی از این دست داشته ایم؛ مثلا ما دانشگاه صنعت نفت داشتیم که هیچ ارتباطی به وزارت علوم نداشت و از طریق سازمان سنجش دانشجوهایش را پذیرش می کرد و هنوز هم این کار را می کند ولی اوایل هیچ ربطی به وزارت علوم نداشت و زیر نظر وزارت نفت اداره می شد؛ حتی تا مدتها رشته هایش را وزارت علوم نداشت. فکر می کنم- البته مطمئن نیستم- که در اواخر دوره آقای خاتمی یا اوایل دوره آقای احمدی نژاد بود که دانشگاه صنعت نفت که در اهواز و آبادان هست، زیر نظر وزارت علوم قرار گرفت.

برگردیم به دو متولی روانشناسی در ایران. لطفأ کمی در این باره برایمان توضیح دهید.

دو تولیتی بودن روانشناسی در ایران یکی از خاص بودگی‌های ساختار آموزش عالی در ایران است. این مسئله بعد از انقلاب در سال ۶۴-۶۳ با یک مأموریت خیلی جدی مربوط زمان خاص خودش اتفاق افتاد؛ یعنی مأموریت خودکفایی. در دهه ۶۰، اغلب پزشکان هندی و پاکستانی در ایران داشتیم، به ویژه در مناطق کوچک و روستاها پزشکان زیادی نداشتیم که در سطح کشور پخش شوند. در نتیجه ایده خودکفایی باعث شد وزارت بهداشت به این شکل آموزش را جدا کند؛ یعنی ما خودمان باید پزشک تربیت کنیم و نباید پزشک هندی و پاکستانی داشته باشیم.

این موضوع روی آموزش روانشناسی تأثیر زیادی گذاشته است. علاوه بر آموزش، بر وضعیت حرفه‌ی روانشناسی هم تأثیرگذار بوده است. تا مدتها در ایران بحث بر سر اینکه روانشناسان اجازه کار مجزا از پزشکان و روان‌پزشکان داشته باشند مورد بحث بود. تا اینکه نهایتاً طی فرآیندی عمدتاً سیاسی و عمدتاً توسط اساتیدی که در وزارت علوم مشغول بودند، طی دهه ۸۰، سازمان نظام روان شناسی تأسیس می‌شود.

شما اشاره کردید که سازمان نظام روانشناسی طی جریانی عمدتأ سیاسی تأسیس می‌­شود. پس به نظر می‌رسد که تأسیس این سازمان بیشتر یک امر مبتنی بر جریان سیاسی بوده است.

مؤسسان سازمان در مجلس بصورت خیلی جدی پافشاری می‌کنند و در عین مخالفت وزارت بهداشت، سازمان نظام روانشناسی را تأسیس می‌کنند؛ بنابراین سازمان نظام روانشناسی از همان ابتدای تأسیسش، برای تأسیس خود نیازمند عبور از مسیرهای سیاسی و نه صنفی بوده است.

البته این مسئله درباره تأسیس سازمان نظام پزشکی هم صادق بوده؛ اما درون خود سازمان نظام پزشکی هم در پایان دهه ۶۰ شاهد این هستیم که استقلال سازمان از دولت تاحدی کمتر می‌شود؛ یعنی سازمان نظام پزشکی گویی از اوایل دهه ۷۰ بایستی همکاری بیشتری با دولت انجام دهد. خوب طبیعی است که این پدیده وجهه‌ی سازمان نظام پزشکی را سیاسی‌تر کرده است.

سازمان نظام روانشناسی حدود یک دهه بعد از این تغییرات پا به عرصه می‌گذارد؛ یعنی شما با سازمان نظام روان ناسی به عنوان یک صنف روبه رو نیستید؛ مثلأ امروز یک شغل جدید درست می‌شود و با همدیگر جمع می‌شوید و می‌روید اتحادیه اصناف و یک صنف درست می‌کنید.

بحث بر سر این نیست که نظارت‌های سیاسی بر آن وجود دارد یا خیر، اساسأ نیازی نیست که برای تأسیس چنین سازمانی دست به دامان طرح یک نماینده مجلس شوید تا آن طرح رأی بیاورد. وقتی سازمانی از لحظه اول ساختنش یک ساخت سیاسی است، به هر حال این موضوع روی فضای آن تأثیر می‌گذارد؛ یعنی می‌بینیم که افرادی که در آن فضا هستند، به شدت در این ده سال گذشته سیاست‌زده عمل کرده‌اند؛ بنابراین از یک طرف، ماجرا این است که اساساً به لحاظ ساختاری، سازمان نظام روانشناسی از دل یک دعوای عجیب بین وزارت علوم و وزارت بهداشت درآمد.

البته می‌توان گفت این دعوا در جهان هم وجود داشته است؛ یعنی همیشه بین روان‌پزشکان و روانشناسان یک اصطکاک‌هایی در زمینه تجویز دارو هست و اینکه کدامشان زیر نظر کدام یک کار کنند. البته سیری داشته که بعدها روانشناسان توانستند خود را مستقل کنند.

رویکرد تاریخی به روانشناسی-2در تاریخچه روانکاوی می‌بینیم که در ابتدا اینگونه است که فقط پزشکان حق انجام این کار را دارند و بعد کم کم روانشناسان وارد این جریان می‌شوند و بعدها حتی پزشکی در سنت روانکاوی یک نقطه منفی به حساب می‌آید؛ اما چه اتفاقی می‌افتد که در اینجا به این شکل در می‌آید؟

اول این که واقعیت این است که آنچه می‌خوانیم تاریخچه دقیق آنجا نیست. یعنی در مورد یک سری مباحث تنها چند پاراگراف خیلی کوتاه در چند کتاب نوشته شده است. در امریکا انجمن مشاوران هم وجود دارد. من نمی‌دانم که برای پیش بردن یک دعوای صنفی تا چه اندازه نیاز است که مثلأ از طریق کنگره اقدام شود.

اما وضعیت ایران به گونه‌ای است که نیاز پیدا می‌کنید. یعنی مستقل شدن ضرورت پیدا می‌کند، توجه داشته باشید که ما داریم درباره «این شکل» صحبت می‌کنیم و این شکل را همین تفاوت‌‌ها از دیگر جاها متمایز می‌کند. تا پیش از بحث درباره سازمان نظام روانشناسی، وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی متولی امر سلامت بودند و هر چیزی درباره سلامت مربوط به آنها بوده است که البته خودشان اختلافات زیادی داشته و دارند.

مسئله این است که اینجا ماجرا سیاسی شده است؛ یعنی شما باید از مسیرهای سیاسی عبور کنید وگرنه اگر صنفی باشد که مشکلی نداریم. من فکر می‌کنم این تمایز وجود دارد. البته آنجا هم ممکن است شما رگه‌های سیاست را پیدا کنید. آنجا هم ممکن است و ناگزیر دست به سیاست ببرند ولی در ایران رگه‌های سیاست جدی است و همینطور رنگ و بوی سیاست در ایران را دارد. لذا این تفکیک‌ها اهمیت دارد.

این سیاسی کاری چه تأثیری بر این حوزه داشته است؟

این سیاسی کاری که از ابتدا در سازمان نظام وجود داشته تأثیر زیادی داشته است. بگذارید کمی درباره ساخت سیاسی صحبت کنیم. ما می‌دانیم که ساخت سیاسی پر از دروازه‌هایی است که افراد برای رسیدن به رأس قدرت بایستی این دروازه‌ها را رد کنند. درنتیجه هر کسی نمی‌تواند رئیس جمهور، یا نماینده‌ی مجلس شود.

از طرف دیگر وقتی ما می‌خواهیم اعضای شورای مرکزی انتخاب کنیم، اینکه این اعضا مورد وثوق ساخت سیاسی باشند و بتوانند به خوبی با آن تعامل کنند، اهمیت زیادی پیدا می‌کند، شاید گاهی بسیار مهمتر از حرفه‌مند بودن.

ضمن اینکه ممکن است اساسأ بسیاری از افراد به خاطر اینکه نمی‌خواهند با ساخت سیاسی معینی همکاری کنند، اصلأ پا به عرصه نگذارند. ما بارها شاهد این بوده‌ایم که از اساتیدی خواسته‌ایم که کاندیدا شوند، اما خودشان می‌گویند ما تأثیرگذاری نداریم، یا حتی اینکه اگر ما بیاییم ساخت سیاسی ممکن است سنگ‌اندازی کند.

ادامه دارد …

بخش سوم را اینجا بخوانید.


بردار به تازگی در حال انجام پروژه ای با عنوان آسیب شناسی رشته و حرفه روانشناسی و مشاوره در ایران است که می‌توانید اینجا پیگیری کنید.

0

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

4 × دو =