ریتا شارون پزشکی که دکترای ادبیات دارد ؛

پزشکانی که به روایت‌های انسانی از بیماری گوش می‌سپارند

نویسنده: محمد امین واشقانی فراهانی

تخمین زمان مطالعه : ۸ دقیقه


یکی از برجسته‌ترین پژوهشگران حوزه­‌ی پزشکی روایی، ریتا شارون است. کتاب او با عنوان پزشکی روایی: تکریم داستان‌هایی در باب بیماری، پژوهشی است برجسته در باب شیوه‌ای نو و تازه از نگریستن به بیماران. ریتا شارون به متخصصان حوزه‌ی پزشکی توصیه می‌کند به جای پرداختن به همه­‌ی بیماران با استفاده از نگاهی الگو وار و بیرون کشیدن اطلاعات لازم برای حل مسئله، بهتر است از سوی آنچه بیماران برای آنها بازگو می‌کنند و نیز شیوه‌ی بازگویی آن، هدایت شوند.


پزشکی روایی

پزشکی روایی حوزه‌ای است که به واسطه‌ی کوشش‌های نوین برای انسانی کردنِ دوباره‌ی پزشکی متولد شده است. این حوزه برای برطرف کردن بسیاری از مشکلات الگوی فلکسنر راه‌اندازی شده و بر بازشناسایی، تحلیل و تفسیر داستان‌هایی درباره­‌ی بیماری استوار است. امروزه، ظرفیت‌های انسانی برای فهم معنا و اهمیت این داستان‌ها به عنوان امری حیاتی در فعالیت‌های بالینی به رسمیت شناخته شده است. بیماران از رهگذر این داستان‌ها آشوب و بی‌نظمی بیماری را قدری سامان می‌دهند و آن را بهتر تحمل می‌کنند. از سوی دیگر، پزشکان نیز با یادداشت این داستان‌ها، و همچنین تجربیات خود، فهمی جدید در باب اقدامات پزشکی ایجاد می‌کنند که دستیابی به آن هرگز از راه دیگری ممکن نیست. بنابراین عجیب نیست که پزشکی روایی در چند سال گذشته توانسته توجهات زیادی را به خود جلب کند و در اشکال گوناگون منعکس ‌شود. این داستان‌ها در نشریات پزشکی مختلف منتشر می‌شوند، نشریاتی مانند سالنامه­‌ی پزشکی داخلی[۱] و نشریه­‌ی انجمن پزشکی امریکا[۲]. این روایت‌ها در قالب‌های نوشتاری دیگری نیز منعکس می‌شوند، مانند ادبیات داستانی پزشکی[۳] و زندگینامه‌های خودنوشتِ پزشکی[۴].

یکی از برجسته‌ترین پژوهشگران حوزه­‌ی پزشکی روایی، ریتا شارون است. کتاب او با عنوان پزشکی روایی: تکریم داستان‌هایی در باب بیماری، پژوهشی است برجسته در باب شیوه‌ای نو و تازه از نگریستن به بیماران. ریتا شارون به متخصصان حوزه‌ی پزشکی توصیه می‌کند به جای پرداختن به همه­‌ی بیماران با استفاده از نگاهی الگو وار[۵] و بیرون کشیدن اطلاعات لازم برای حل مسئله، بهتر است از سوی آنچه بیماران برای آنها بازگو می‌کنند و نیز شیوه‌ی بازگویی آن، هدایت شوند؛ در واقع، روایت بیمار و شیوه‌­ی روایت‌گری او را سرلوحه­‌ی کار خویش قرار دهند. شارون می‌گوید: «روایت همواره راه خود را پیدا می‌کند، از مرزها و حدود خویش فراتر می‌رود و الگوهای خود را به زیر می‌کشد …. روایت می‌تواند کهنه را نو کند، از دل نظم و آرامش، آشوب و بی‌نظمی ایجاد کند و همزمان، پیوندهای تازه‌­ی میان امور به­‌ظاهر نامربوط به یکدیگر را آشکار سازد» (شارون، ۲۰۰۶).

در این صورت، این رویکرد «تازه» می‌تواند رهاوردهای بسیاری را تنها برای پزشکان داشته باشد زیرا برای دیگران، آگاهی از مشکلات جسمانی افراد همواره مترادف با گوش سپردن به داستان‌های آنان بوده است. ریتا شارون در کتاب خود اظهار می‌کند شیوه­‌ی بیانِ روایت‌های بیماران همانند روایت‌های ادبی، یعنی نحوه­‌ی بازگویی داستان‌ها، به اندازه‌ی محتوای این روایت‌ها آشکارگر هستند.

در حقیقت، دوستان و بستگان بیماران وقتی روایت بیمار را می‌شنوند، تنها اظهار تأسف یا همدردی می‌کنند و یا آنها را نزد پزشک می‌برند. شارون معتقد است برخلاف آنها، پزشکان می‌بایست با شنیدن این داستان‌ها، واقعیاتی بسیار مهم را از حیث بالینی به­‌دست آورند و از آنها در تشخیص و تصمیمات درمانی خود استفاده کنند. برای شارون، تحقق این امر به این معناست که پزشکان مانند منتقدان ادبی یا نویسندگان، در خوانش داستان‌ها تخصص داشته باشند. برخورد پزشک با بیمار همانند مواجهه­‌ی یک منتقد ادبی یا خواننده‌ای علاقه‌مند و مجرب با داستان‌نویس، راوی، شخصیت‌های داستان و هر آنچه نظریه‌های ادبی در این باب گفته‌ است، یکی از راه‌های بازگرداندن انسانیتِ گمشده به پزشکی است. به عبارت دیگر، پزشکان با تأسی به پزشکی روایی، با فروتنی و احترام بیشتری با بیماران برخورد خواهند کرد و می‌توانند از منظر آنان به امور بنگرند.

ریتا شارون 

ریتا شارون

پرورش چنین تخصصی به هیچ وجه آسان نیست. شارون خود پزشکی است که در ادبیات انگلیسی دکتری دارد؛ در حالی که عموم پزشکان لزوماً توانایی تأویل و تفسیر فرم و محتوای یک داستان را، به شیوه‌ای که معتبر و از لحاظ بالینی مفید باشد، ندارند. شارون در پزشکی روایی پنج ویژگی را برمی‌شمارد که کلید ورود به روایت‌های پزشکی هستند؛ زمان‌مندی[۶]، تَکینِگی[۷]، علیت[۸] یا پیشایندی[۹]، بین‌الاذهانیت[۱۰] و اخلاقی بودن[۱۱]. او از دانشجویانش می‌خواهد این ویژگی‌ها را هنگام تنظیم یک «نمودار موازی» به دیده بگیرند؛ منظور از نموداری موازی، ثبت تجربه­‌ی خود آنها از بیماری بیماران است. شارون در تکمیل حرف خود به یافته‌های پژوهشی در دانشگاه کلمبیا اشاره می‌کند که می‌گوید «دانشجویانی که به پزشکی روایی نیز می‌پردازند، در انجام مصاحبه‌های پزشکی، اجرای رویه‌های پزشکی و ایجاد پیوستگی درمانی با بیماران بهتر عمل می‌کند و اطمینان بیشتری به توانایی خود برای مراقبت از بیمارانی که شدیداً مریضند یا رو به مرگ هستند، دارند» (شارون، ۲۰۰۶).

ریتا شارون پای روایت را به کار خود نیز باز کرده است. برای نمونه، او در ملاقات‌های بالینی به خوبی داستان‌های بیماران را می‌شنود و همزمان آنها را به ترتیب بازگویی بیماران، یادداشت می‌کند. ممکن است برخی پزشکان بگویند زمان کافی را برای انجام این کار ندارند. شارون متقابلاً می‌گوید «انجام این کار بیش از روش نوشتن هنگام راه رفتن وقت‌گیر نخواهد بود و این یادداشت‌ها بیش از آنچه فکر می‌کنید راه­گشا خواهند بود». او می‌گوید این رویکرد تأثیرات دنباله‌داری دارد: چشمی که با روایت و روایت‌گری آشناست هنگام بررسی بیمار تمام جوانب را در نظر می‌گیرد. شارون اظهار می‌کند «من درباره‌ی همه‌ی بیمارانم یادداشت‌برداری نمی‌کنم اما متوجه شده‌­ام نوشتن در باب برخی از آنها تشدیدکننده‌ی توجهی است که می‌توانم به همه‌ی آنها داشته باشم» (شارون، ۲۰۰۶).

محققان دیگری نیز در حوزه‌ی پزشکی روایی کار کرده‌اند و اکنون این حوزه از پیشینه‌ی تحقیق خوبی برخودار است. به نظر می‌رسد پزشکی روایی راه­کاری امیدبخش برای برخورد عالمانه با برخی از ایرادات اساسی الگوی فلکسنر در باب آموزش پزشکی است و شاید بتواند پاسخی به بحران موجود در رابطه‌ی پزشک-بیمار باشد. متخصصان حوزه­‌ی پزشکی با استفاده از آموزه‌های پزشکی روایی نه تنها می‌توانند بخشی از مشکلات موجود را در ارائه‌­ی خدمات پزشکی برطرف سازند، بلکه ورود پزشکی روایی به آموزش پزشکی می‌تواند در ارتقای سطح کیفی تربیت پزشکان آینده سهم عمده‌ای بر عهده داشته باشد.

 

… بخش نخست این متن را در سایت بردار در لینک زیر بخوانید:

پزشکی روایی ، فعالیت‌های بالینی و آموزش پزشکی : علوم انسانی در پیشگاه علم

 


پی‌نوشت

[۱] Annals of Internal Medicine

[۲] Journal of American Medical Association

[۳] medical fiction

[۴] medical autobiography

[۵]schematic

[۶] temporality

[۷] singularity

[۸] causality

[۹] contingency

[۱۰] intersubjectivity

[۱۱] ethicality


منابع

 

Charon, R. (2006) Narrative Medicine: Honoring the Stories of Illness. Oxford: Oxford University Press.

Charon R. Narrative and medicine. The New England Journal of Medicine 2004 Feb26;350(9):862-4.

Charon R. Narrative medicine: form, function, and ethics. Annals of Internal Medicine 2001 Jan2;134(1):83-7.

Flexner A. Medical Education in the United States and Canada. A report to the Carnegie Foundation for the Advancement of Science. New York: Carnegie Foundation for the Advancement of Teaching; 1910. p 23.

Lewis BE. Narrative medicine and healthcare reform. Journal of Medical Humanities 2011 Mar;32(1):9-20.

Kleinman A. The illness narrative: suffering, healing and the human condition. New York: Basic Books; 1988. p 3.

Pellegrino ED. Being ill and being healed: some reflections on the grounding of medical morality. Bull N Y Acad Med 1981 Jan-Feb;57(1):70-9.

Pellegrino ED. Humanism and the physician. Knoxville, TN: University of Tennessee Press; 1979. p 127.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

5 × 1 =